پورتال فقه

پورتال فقه وبلاگی فقهی و مذهبی است که مقالات و سایر مواردعلمی مرتبط با فقه و مذهب جعفری و به طور کلی مطالب علمی مرتبط با فقه را منعکس میکند ودر این راستا از نظرات و پیشنهادات بازدیدکنندگان محترم استقبال می نماید .

نقاشی و مجسمه سازی در آینه فقه

نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ از جمله‌ هنرهایی‌ هستند که‌ از صدر اسلام‌ تحت‌ دو عنوان‌ صورتگری‌ (تصویر) و تمثال‌ سازی‌ (تمثیل) به‌ تفصیل‌ در فقه‌ اسلامی‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌اند.

درآمد:
نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ از جمله‌ هنرهایی‌ هستند که‌ از دیرباز در زندگی‌ انسان‌ حضور داشته‌اند. از این‌ رو از صدر اسلام‌ تحت‌ دو عنوان‌ صورتگری‌ (تصویر) و تمثال‌ سازی‌ (تمثیل) به‌ تفصیل‌ در فقه‌ اسلامی‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌اند.
تا آنجا که‌ ما می‌دانیم‌ جز بعضی‌ از فقهای‌ اهل‌ سنت‌ که‌ تنها از طریق‌ نقل‌ به‌ نظریه‌ آنها پی‌برده1 و نام‌ ایشان‌ بر ما معلوم‌ نیست، هیچ‌ یک‌ از فقها به‌ طور مطلق‌ به‌ جواز نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ فتوا نداده‌اند. از دانشمندان‌ شیعی‌ تنها شیخ‌ طوسی‌ در تبیان2 و طبرسی‌ در مجمع‌ البیان‌ 3 به‌ کراهت‌ صورتگری‌ قائل‌ شده‌اند. ولی‌ هرچند می‌توان‌ این‌ قول‌ را با جواز مطلق‌ تطبیق‌ داد، اولا موضوع‌ این‌ دو کتاب‌ تفسیر است‌ و نمی‌توان‌ برای‌ وقوف‌ برنظریه‌ فقهی‌ به‌ آنها اعتماد کرد. ثانیا شیخ‌ طوسی‌ در کتب‌ دیگر خود از جمله‌ نهایه4 که‌ مخصوص‌ فتاوی‌ فقهی‌ اوست‌ برخلاف‌ آن‌ فتوا داده‌ است. و هم‌ از این‌ روست‌ که‌ بزرگانی‌ چون‌ حضرت‌ امام(ره)5 و آقای‌ خویی6 درباره‌ صورتگری‌ با صرف‌ نظر از قیود و شرایط‌ نوشته‌اند : .حرمت‌ آن‌ از شیعه‌ و سنی‌ هیچ‌ مخالفی‌ ندارد..

واژه‌شناسی:
گفتیم‌ درباره‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ در فقه، تحت‌ دو عنوان‌ صورتگری‌ و تمثال‌سازی‌ بحث‌ شده، از این‌ رو لازم‌ است‌ پیش‌ از هرچیز نسبت‌ بین‌ این‌ دو واژه‌ معلوم‌ شود تا در صورت‌ وجود تفاوت، حکم‌ یک‌ موضوع‌ بر موضوع‌ دیگر مترتب‌ نشود.
در نگاهی‌ ابتدایی‌ به‌ نظر می‌آید دو واژهِ صورت‌ و تمثال‌ با هم‌ متفاوت‌ بوده‌ و هریک‌ به‌ قسم‌ خاصی‌ از محصولات‌ هنری‌ اطلاق‌ می‌شوند. به‌ همین‌ علت‌ بسیاری‌ از فقها بین‌ این‌ دو واژه‌ تفاوت‌قایل‌ به‌ گونه‌های‌ مختلف‌ آنها را از هم‌ جدا کرده‌اند.
بیان‌های‌ مختلف‌ و گاهی‌ متضاد7 در تقریر تفاوت‌ بین‌ دو واژه‌ صورت‌ و تمثال، به‌ ضمیمه‌ سکوت‌ اهل‌ لغت‌ از بیان‌ فرق‌ آنها، نشان‌ می‌دهد نظریه‌ تفاوت‌ صورت‌ و تمثال‌ به‌ اصل‌ اصیلی‌ مستند نیست. در کتب‌ لغت‌ نه‌ تنها به‌ تفاوت‌ معنی‌ واژه‌ صورت‌ و تمثال‌ اشاره‌ای‌ نشده‌ بلکه‌ به‌ گونه‌ای‌ به‌ هم‌ پیوند خورده‌اند که‌ معلوم‌ می‌شود این‌ دو واژه‌ هیچ‌ تفاوتی‌ با هم‌ نداشته‌ و هر دو به‌ طور یکسان‌ به‌ مجسمه‌ و نقاشی‌ موجودات‌ جاندار و بی‌جان‌ اطلاق‌ می‌شوند. علاوه‌ بر این‌ در روایات، لفظ‌ صورت‌ و تمثال، هم‌ بر مجسمه‌ و هم‌ بر نقاشی‌ موجودات‌ جاندار و بی‌جان‌ اطلاق‌ شده‌ است. فقها نیز علی‌رغم‌ اینکه‌ در بحث‌ از این‌ دو واژه‌ هریک‌ را به‌ گونه‌ای‌ متفاوت‌ با دیگری‌ معنی‌ کرده‌اند، در مقام‌ استعمال، واژهِ صورت‌ و تمثال‌ را طوری‌ استعمال‌ کرده‌اند که‌ در هیچ‌ یک‌ از معانی‌ خاص‌ ظهور ندارند و تنها با قرینه‌ می‌توان‌ منظور از آن‌ را فهمید. ما در کتاب‌ صورتگری‌ در اسلام‌ تعداد زیادی‌ از این‌ روایات‌ را نقل‌ کرده‌ و پاره‌ای‌ از کتب‌ فقهی‌ مورد اشاره‌ را نام‌ برده‌ایم.

نظریات‌ مشهور:
فقها در مسئله‌ صورتگری‌ نظریات‌ متعددی‌ دارند ولی‌ ما در این‌ مقاله به‌ مشهورترین‌ آنها اشاره‌ می‌کنیم.
مروری‌ بر کتب‌ فقهی‌ نشان‌ می‌دهد مشهورترین‌ نظریاتی‌ که‌ در این‌ مسئله‌ وجود دارد سه‌ قول‌ است‌ که‌ با تعمق‌ بیشتر می‌توان‌ آنها را در دو قول‌ خلاصه‌ کرد.
1 - حرمت‌ شبیه‌ سازی‌ از موجودات‌ جاندار
طبق‌ این‌ قول‌ ساختن‌ هرگونه‌ صورت‌ و تمثال‌ از موجودات‌ جاندار، خواه‌ به‌ صورت‌ مجسمه‌ و خواه‌ به‌ صورت‌ نقاشی، حرام‌ و ساختن‌ هر گونه‌ تمثال‌ و صورت‌ از موجودات‌ بی‌جان‌ مثل‌ جامدات‌ و نباتات‌ جایز است... .
این‌ قول‌ را بسیاری‌ از فقهای‌ شیعه‌ و سنی‌ برگزیده‌اند.8
2 - حرمت‌ مجسمه‌ سازی‌ به‌طور مطلق‌
طبق‌ این‌ قول‌ ساختن‌ هرگونه‌ مجسمه، چه‌ از جانداران‌ و چه‌ از موجودات‌ بی‌جان، حرام‌ و کشیدن‌ نقاشی‌ به‌ طور مطلق‌ جایز است. این‌ قول، از اطلاق، عبارت‌ بسیاری‌ از کتب‌ از زمان‌ مرحوم‌ مفید تا شهید ثانی9 استفاده‌ می‌شود ولی‌ فقهای‌ متاخر از این‌ اطلاق، معنی‌ مقیدی‌ را برداشت‌ کرده، معتقدند منظور نویسندگان‌ این‌ کتب‌ تنها تحریم‌ مجسمه‌جانداران‌ است.10 آنچه‌ موجب‌ می‌شود این‌ برداشت‌ قطعی‌ شود، این‌ است‌ که‌ برخی‌ از صاحبان‌ این‌ عبارت‌ مطلق، مثل‌ علامه‌ حلی‌ و شهید اول‌ عبارات‌ مطلق‌ فقهای‌ پیش‌ از خود را بر همین‌ معنی‌ (تحریم‌ مجسمه‌ جانداران) حمل‌ کرده‌اند.11
بنابراین‌ می‌توان‌ گفت: این‌ قول‌ تنها یک‌ نظریه‌ است‌ و در بین‌ فقها قائلی‌ ندارد و تمام‌ کسانی‌ که‌ به‌ این‌ صورت‌ عباراتی‌ مطلق‌ آورده‌اند را در زمره‌ طرفداران‌ قول‌ سوم‌ شمرد.

1 - حرمت‌ مجسمه‌ جانداران‌
طبق‌ این‌ قول، نقاشی‌ به‌ طور کلی‌ و ساختن‌ مجسمه‌ موجودات‌ بی‌جان‌ از حیطه‌ حکم‌ حرمت‌ خارج‌ است‌ و تنها ساختن‌ مجسمه‌ جانداران‌ حرام‌ می‌باشد. بنابر آنچه‌ در توضیح‌ نظریه‌ پیشین‌ گفتیم‌ می‌توان‌ گفت‌ این‌ قول‌ مشهورترین‌ و رایج‌ترین‌ قول‌ در باب‌ صورتگری‌ است، به‌ طوری‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ فقه‌ بیشترین‌ طرفدار را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌ و هم‌ از این‌ رو بسیاری‌ از فقهای‌ بزرگ‌ آن‌ را اجماعی‌ شمرده‌اند.12
بنابراین‌ در مسئله‌ صورتگری‌ دو قول‌ مشهور وجود دارد:
1 - حرمت‌ تصویر موجودات‌ جاندار اعم‌ از نقاشی‌ و مجسمه‌
2 - حرمت‌ ساختن‌ مجسمه‌ جانداران‌
در توضیح‌ قول‌ اول‌ این‌ نکته‌ قابل‌ ذکر است‌ که‌ مجسمه‌ در اصطلاح‌ فقهی‌ با معنی‌ عرفی‌ متفاوت‌ است‌ در اصطلاح‌ فقهی‌ هر نقشی‌ که‌ در صورت‌ تابش‌ نور، ایجاد سایه‌ کند مجسمه‌ نامیده‌ می‌شود.13 بنابراین‌ هر حکمی‌ که‌ بر مجسمه‌ سازی‌ مترتب‌ شود بر برجسته‌ کاری‌ نیز مترتب‌ است.

صورتگری‌ در روایات‌
از روایات‌ فراوانی‌ که‌ در مورد صورتگری‌ (نقاشی‌ و مجسمه‌سازی) وارد شده‌ تعداد اندکی‌ از نظر سند معتبر می‌باشند، ولی‌ با این‌ حال، توجه‌ به‌ کثرت‌ روایاتی‌ که‌ با مضامین‌ مختلف‌ درباره‌ صورتگری‌ به‌ دست‌ ما رسیده‌ تردیدی‌ باقی‌ نمی‌گذارد - همانطور که‌ پیش‌ از این‌ گفتیم- صورتگری‌ فی‌ الجمله‌ حرام‌ است. ما به‌ منظور دستیابی‌ به‌ نظری‌ صحیح، روایات‌ معتبری‌ را که‌ در این‌ باب‌ وارد شده‌ نقل‌ و بررسی‌ می‌کنیم.
روایاتی‌ که‌ برای‌ این‌ بحث‌ گزینش‌ شده‌ به‌ دو دسته‌ قابل‌ تقسیم‌اند:
1 - روایاتی‌ که‌ عمل‌ صورتگری‌ را منع‌ می‌کنند.
2 - روایاتی‌ که‌ درباره‌ صورت‌ و تمثال‌ ساخته‌ شده، سخن‌ می‌گویند.

دسته‌ اول‌
روایاتی‌ که‌ عمل‌ صورتگری‌ را منع‌ می‌کنند:
1 - برقی‌ از امیرالمومنین‌ علی‌ (ع) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: .من‌ جدد قبر او مثل‌ مثالا فقد خرج‌ عن‌ الاسلام.14
یعنی: کسی‌ که‌ قبری‌ را نوسازی‌ کند یا تمثالی‌ بسازد از دین‌ اسلام‌ خارج‌ می‌شود.
بدون‌ شک‌ هرعملی‌ موجب‌ خروج‌ فاعل‌ از حوزه‌ اسلام‌ شود حرام‌ است. بنابراین، این‌ حدیث‌ بر حرمت‌ موضوع‌ خود یعنی‌ نوسازی‌ قبر و ساختن‌ تمثال‌ دلالت‌ دارد. ولی‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ بدانیم‌ منظور از این‌ دو عنوان‌ چیست.
همانطور که‌ می‌دانیم‌ پاره‌ای‌ از افعال‌ در دین‌ اسلام‌ با شدت‌ و تاکید تحریم‌ شده‌ ولی‌ هیچ‌ یک‌ از آنها موجب‌ خروج‌ انسان‌ از مسلمانی‌ نیست، به‌ عنوان‌ مثال‌ قتل‌ نفس، سرقت، زنا و شرب‌ خمر گناهان‌ کبیره‌ای‌ هستند که‌ اسلام‌ آنها را ممنوع‌ کرده‌ است، ولی‌ هیچ‌ کس‌ نگفته‌ کسی‌ که‌ یکی‌ از این‌ کارها را انجام‌ دهد مسلمان‌ نیست. پس‌ تجدید قبر و ساختن‌ تمثال‌ که‌ موجب‌ خروج‌ از اسلام‌ می‌شود شنیع‌تر از همه‌ این‌ گناهان‌ است. و می‌دانیم‌ که‌ ساختن‌ مجسمه‌ و بازسازی‌ یک‌ قبر در چنین‌ حدی‌ از شناعت‌ نیست.
از این‌ مقایسه‌ استفاده‌ می‌شود که‌ منظور از صورت‌ سازی‌ در این‌ روایات‌ ساختن‌ مجسمه‌ یا کشیدن‌ نقاشی‌ معمولی‌ نیست، همانطور که‌ منظور از تجدید قبر بازسازی‌ یک‌ قبر کهنه‌ نیست، بلکه‌ مراد از قبر و صورت‌ در این‌ روایت‌ همان‌ قبور و صورتهایی‌ است‌ که‌ در دوران‌ جاهلیت‌ مورد پرستش‌ قرار می‌گرفتند و اسلام‌ آنها را از بین‌ برده‌ پرستش‌ آنها را منسوخ‌ کرد. بنابراین، معنی‌ این‌ روایت‌ این‌ است‌ که‌ اگر کسی‌ دوباره‌ زمینه‌ توجه‌ عبادی‌ مردم‌ به‌ قبور و صورتهای‌ منسوخ‌ شده‌ زمان‌ جاهلی‌ را فراهم‌ نماید از اسلام‌ خارج‌ می‌شود. نتیجه‌ اینکه‌ موضوع‌ این‌ روایت‌ با موضوع‌ بحث‌ ما که‌ ساختن‌ مجسمه‌ به‌ عنوان‌ یک‌ فعالیت‌ هنری‌ است‌ متفاوت‌ است‌ و در این‌ مسئله‌ نمی‌توان‌ به‌ آن‌ استناد کرد.
2 - مرحوم‌ کلینی‌ از امام‌ صادق‌ (ع) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ در تفسیر آیه‌ شریفه‌ .یعملون‌ له‌ مایشاء من‌ محاریب‌ و تماثیل.15 فرمود: .واللّه‌ ما هی‌ تماثیل‌ الرجال‌ و النساء و لکنه‌ لشجر و شبهه.16 یعنی‌ حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع) در تفسیر آیه‌ .برای‌ سلیمان‌ هرچه‌ ساختمان‌ و تمثال‌ می‌خواست‌ می‌ساختند.، فرمود: .به‌ خدا قسم‌ آنها تمثال‌ انسان‌ نمی‌ساختند، بلکه‌ تمثال‌ درخت‌ و امثال‌ آن‌ را می‌ساختند..
آیه‌ای‌ که‌ در این‌ روایت‌ مورد بحث‌ قرار گرفته، در ضمن‌ داستان‌ حضرت‌ سلیمان‌ در قرآن‌ کریم‌ آمده‌ و نشان‌ می‌دهد که‌ جنیان‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌ تمثال‌هایی‌ می‌ساخته‌اند که‌ آن‌ حضرت‌ از آنها می‌خواسته، ولی‌ طبق‌ این‌ روایت‌ حضرت‌ صادق‌ (ع) با قسم‌ تاکید می‌فرماید که‌ آنها تمثال‌ درخت‌ می‌ساخته‌اند نه‌ تمثال‌ انسان. از این‌ بیان‌ معلوم‌ می‌شود ساختن‌ تمثال‌ انسان‌ در دین‌ ممنوع‌ است‌ وگرنه‌ نفی‌ آن‌ از ساحت‌ حضرت‌ سلیمان‌ وجهی‌ ندارد.
اشکالی‌ که‌ بر دلالت‌ این‌ حدیث‌ وارد شده‌ این‌ است‌ که‌ این‌ حدیث‌ در ارتباط‌ با یک‌ قضیه‌ خارجیه‌ صادر شده، موضوعی‌ که‌ کم‌ و کیف‌ آن‌ برای‌ ما معلوم‌ نیست. از این‌ رو برای‌ اثبات‌ حکم‌ شرعی‌ نمی‌توان‌ به‌ آن‌ استدلال‌ کرد.
3 - در متون‌ روایی‌ شیعه‌ و سنی‌ روایات‌ زیادی‌ وارد شده‌ که‌ دلالت‌ می‌کنند هرکس‌ صورتی‌ ایجاد کند روز قیامت‌ مکلف‌ می‌شود در آن‌ روح‌ بدمد و چون‌ نمی‌تواند، عذاب‌ می‌شود.17
به‌ عنوان‌ نمونه‌ برقی‌ از امام‌ باقر (ع) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: .ان‌ الذین‌ یؤذون‌ الله‌ و رسوله‌ هم‌ المصوّرون‌ یکلفون‌ یوم‌ القیامه‌ ان‌ ینفخوا فیها الروح..18
یعنی‌ آنان‌ که‌ خدا و رسول‌ را آزار می‌دهند همان‌ صورتگرانند در روز قیامت‌ مکلف‌ می‌شوند در ساخته‌های‌ خود روح‌ بدمند.
این‌ روایات‌ در عین‌ فراوانی‌ همگی‌ از نظر سند ضعیف‌ و غیرقابل‌ اعتمادند؛ ولی‌ با این‌ حال‌ به‌ خاطر کثرت، تعدد طریق‌ و نقل‌ در جوامع‌ روایی‌ شیعه‌ و سنی‌ به‌ نظر می‌آید مضمون‌ آنها قابل‌ اعتماد باشد و همین‌ مقدار برای‌ اعتماد به‌ یک‌ مضمون‌ کافی‌ است.
نکته‌ اصلی‌ در تطبیق‌ این‌ روایات، با مجسمه‌ و نقاشی‌ معمولی‌ است. دقت‌ در سیاق‌ این‌ احادیث‌ نشان‌ می‌دهد که‌ موضوع‌ آنها مجسمه‌ و نقاشی‌ معمولی‌ نیست، زیرا برفرض‌ که‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ حرام‌ باشد، در عداد محرمات‌ دیگر است، در حالی‌ که‌ این‌ روایات‌ درباره‌ حرامی‌ فوق‌العاده‌ بحث‌ می‌کنند. چرا که‌ این‌ روایات‌ از عذاب‌ ابدی‌ صورت‌ ساز خبر می‌دهند .او را عذاب‌ می‌کنند تا در آنها روح‌ بدمد و او نمی‌تواند.. منظور از این‌ سخن‌ این‌ است‌ که‌ صورت‌ ساز تا ابد مورد عذاب‌ قرار می‌گیرد. می‌دانیم‌ که‌ عذاب‌ ابدی‌ مناسب‌ یک‌ حرام‌ معمولی‌ نیست‌ و همانطور که‌ می‌دانیم‌ مجسمه‌سازی‌ معمولی‌ در حدی‌ نیست‌ که‌ موجب‌ آزار خدا و رسول‌ باشد. بنابراین‌ موضوع‌ این‌ روایات‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ معمولی‌ نیست‌ بلکه‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ای‌ است‌ که‌ برای‌ پرستش‌ ساخته‌ می‌شوند.

دسته‌ دوم‌
روایاتی‌ که‌ از صورت‌ و تمثال‌ ساخته‌ شده‌ سخن‌ می‌گویند:
1 - برقی‌ از امام‌ صادق‌ از امیرالمومنین‌ (ع) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: .بعثنی‌ رسول‌ اللّه‌ (ص) الی‌ المدینه‌ فقال: لاتدع‌ صوره` الامحوتها و لاقبرا الاسویته‌ و لاکلبا الا قتلته..19
یعنی: پیامبر اکرم‌ مرا به‌ مدینه‌ فرستاد و فرمود: همه‌ صورتها را نابود کن، همه‌ قبرها را هموار کن‌ و همه‌ سگها را بکش.
این‌ روایت‌ دلالت‌ می‌کند که‌ از بین‌ بردن‌ صورت‌ و تمثال‌ واجب‌ و ابقای‌ آن‌ حرام‌ است‌ و چون‌ حرمت‌ ابقای‌ چیزی‌ بر مبغوضیت‌ وجود آن‌ دلالت‌ می‌کند، معلوم‌ می‌شود ایجاد آن‌ چیز هم‌ حرام‌ می‌باشد. بنابراین‌ ایجاد صورت‌ و تمثال‌ حرام‌ است. ولی‌ به‌ نظر می‌رسد این‌ روایت‌ و روایات‌ مشابهی20 که‌ در این‌ باب‌ وارد شده، ناظر به‌ قضایای‌ خارجی‌ هستند. یعنی‌ این‌ روایات‌ درصدد هستند حکم‌ موضوعاتی‌ خاص‌ در شرایطی‌ ویژه‌ را بیان‌ کنند بنابراین‌ نمی‌توان‌ به‌ وسیله‌ این‌ روایات‌ برحرمت‌ صورتگری‌ اعم‌ از نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ استدلال‌ کرد. حضرت‌ امام‌ (قده) معتقد است‌ صورتهایی‌ که‌ امیرالمومنین‌ مامور به‌ شکستن‌ آنها شده، با توجّه‌ به‌ تناسب‌ حکم‌ و موضوع، همان‌ هیاکل‌ عبادت‌ و بت‌های‌ مورد پرستش‌ مشرکان‌ بوده‌ است.21
برای‌ تایید این‌ نظریه‌ می‌توان‌ به‌ چند وجه‌ استناد کرد:
1-1- در پاره‌ای‌ از روایاتی‌ که‌ به‌ این‌ مضمون‌ وارد شده‌ در کنار واژه‌ صورت، واژه‌ .وثن. به‌ معنی‌ بت‌ نیز به‌کار گرفته‌ شده‌ است.22
2-1- سیره‌ پیامبر اکرم‌ (ص) در ارتباط‌ با اقوام‌ تازه‌ مسلمان‌ مبتنی‌ بر سخت‌گیری‌ و دقت‌ در جزئیات‌ نبوده‌ است. آن‌ حضرت‌ همین‌ اندازه‌ که‌ قومی‌ به‌ اصول‌ اعتقادات‌ اسلام‌ معتقد و به‌ ارکان‌ عملی‌ دین‌ ملتزم‌ باشند، قناعت‌ می‌کرد و به‌ مسائل‌ کوچکی‌ چون‌ شکل‌ قبور، ساختن‌ مجسمه‌ و نقاشی‌ و حال‌ سگهای‌ یک‌ شهر نمی‌پرداخت.
3-1- اگر بپذیریم‌ که‌ موضوع‌ ماموریت‌ حضرت‌ امیر شکستن‌ مجسمه‌های‌ معمولی‌ بوده، باید بپذیرم‌ که‌ کشتن‌ سگهای‌ معمولی‌ نیز واجب‌ است، در حالی‌ که‌ هیچ‌ فقیهی‌ به‌ این‌ امر ملتزم‌ نمی‌شود.
4-1- اگر موضوع‌ این‌ ماموریت‌ شکستن‌ مجسمه‌های‌ معمولی‌ و کشتن‌ سگهای‌ معمولی‌ بود، نیاز به‌ شخصیت‌ برجسته‌ای‌ مثل‌ امیرالمؤمنین‌ که‌ پیامبر اکرم‌ در مهم‌ترین‌ امور دین‌ به‌ او نیاز داشت، نبود.
بنابراین‌ معلوم‌ می‌شود این‌ روایت‌ درصدد بیان‌ ماموریتی‌ است‌ که‌ برای‌ مقابله‌ با مظاهر شرک‌ مثل‌ بت‌ها و قبوری‌ که‌ مورد احترام‌ مشرکان‌ بوده‌ انجام‌ شده‌ و منظور از سگ‌ در این‌ حدیث‌ سران‌ کفر است‌ که‌ همانند سگ، بندگان‌ صالح‌ و اهل‌ ایمان‌ را هراسان‌ کرده، برای‌ ایشان‌ ایجاد مزاحمت‌ می‌کرده‌اند. چنانکه‌ در روایتی‌ دشمنان‌ اهل‌ بیت‌ نیز سگ‌ نامیده‌ شده‌اند.23
طبق‌ این‌ توجیه‌ تمام‌ فقرات‌ روایت‌ هماهنگ‌ شده، ماموریتی‌ مهم‌ که‌ در شان‌ بزرگمردی‌ چون‌ علی‌ (ع) باشد را بیان‌ می‌کنند و هیچ‌ ربطی‌ به‌ موضوع‌ بحث‌ ما که‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ معمولی‌ است‌ ندارد.
2 - از امام‌ صادق‌ (ع) روایت‌ شده‌ که‌ فرمود: .لاتبنوا علی‌ القبور و لاتصوروا سقوف‌ البیوت، فانّ رسول‌ اللّه‌ (ص) کره‌ ذلک..24
یعنی: بر روی‌ قبرها ساختمان‌ نسازید و سقف‌ خانه‌ها را نقاشی‌ نکنید زیرا رسول‌ خدا این‌ کار را خوش‌ نداشت.
در این‌ باب‌ یک‌ روایت‌ معتبر دیگر وارد شده‌ که‌ نشان‌ می‌دهد امام‌ صادق‌ (ع) نیز خوش‌ نداشت‌ در خانه‌ صورت‌ باشد25 همچنین‌ به‌ این‌ مضمون‌ دو روایت‌ دیگر وارد شده26 که‌ چون‌ سند معتبری‌ نداشتند از نقل‌ آنها صرف‌ نظر کردیم. به‌ هرحال‌ این‌ روایات‌ بر حرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ دلالت‌ ندارند چون‌ نهایت‌ دلالت‌ آنها این‌ است‌ که‌ معصومین‌ وجود تمثال‌ و صورت‌ را در خانه‌ دوست‌ نداشته‌اند و می‌دانیم‌ که‌ آن‌ حضرات‌ تنها از محرمات‌ اکراه‌ نداشته‌اند بلکه‌ از مکروهات‌ و پاره‌ای‌ از مباحات‌ نیز اجتناب‌ می‌کرده‌اند.
3 - در کتب‌ روایی‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ روایات‌ زیادی‌ وارد شده‌ که‌ دلالت‌ می‌کنند فرشتگان‌ از ورود به‌ محلی‌ که‌ در آن‌ مجسمه‌ای‌ نصب‌ شده‌ باشد اجتناب‌ می‌کنند ما برای‌ نمونه‌ یکی‌ از این‌ روایات‌ را نقل‌ می‌کنیم.
برقی‌ از امام‌ صادق‌ (ع) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: .ان‌ جبرئیل‌ قال: انا لاندخل‌ بیتا فیه‌ کلب‌ و لاصوره` انسان‌ و لابیتا فیه‌ تماثیل..27
یعنی: جبرئیل‌ گفت: ما به‌ خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ سگی‌ باشد یا صورتی‌ باشد یا در آن‌ تمثالهایی‌ باشد وارد نمی‌شویم.
مفاد روایاتی‌ که‌ به‌ این‌ مضمون‌ وارد شده‌ این‌ است‌ که‌ فرشتگان‌ به‌ خانه‌ای‌ که‌ مجسمه‌ یا نقاشی‌ در آن‌ باشد وارد نمی‌شوند ولی‌ عدم‌ ورود فرشته‌ به‌ خاطر مجسمه‌ و نقاشی‌ برحرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ دلالت‌ نمی‌کند.
4 - برقی‌ از محمد بن‌ مسلم‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ گفت: .ساءلت‌ اباعبداللّه‌ (ع) عن‌ تماثیل‌ الشجر و الشمس‌ و القمر، فقال: لاباءس‌ مالم‌ یکن‌ شیئا من‌ الحیوان..28
یعنی: از حضرت‌ صادق‌ (ع) درباره‌ تمثال‌ درخت، خورشید و ماه‌ سئوال‌ کردم، فرمود هرچه‌ تمثال‌ حیوان‌ نباشد اشکال‌ ندارد.
اشکالاتی‌ که‌ به‌ دلالت‌ این‌ حدیث‌ شده‌ به‌ طور خلاصه‌ به‌ شرح‌ زیر است:
الف: موضوع‌ سئوال‌ در این‌ حدیث‌ معلوم‌ نیست. ما نمی‌دانیم‌ راوی‌ در این‌ جمله‌ از چه‌ چیزی‌ پرسش‌ نموده، ساختن‌ تمثال‌ و صورت، نگهداری‌ مجسمه‌ و نقاشی، بازی‌ کردن‌ با آنها، نماز گزاردن‌ در مقابل‌ آنها یا تزئین‌ خانه‌ به‌ وسیله‌ آنها. چرا که‌ همه‌ این‌ مسائل‌ در روایات‌ مطرح‌ شده‌ و این‌ جمله‌ ممکن‌ است‌ به‌ هریک‌ از معانی‌ فوق‌ حمل‌ شود. بنابراین، این‌ حدیث‌ مجمل‌ است‌ و معنی‌ آن‌ روشن‌ نیست.
ب: در صورتی‌ این‌ حدیث‌ بر حرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ دلالت‌ دارد که‌ لفظ‌ .ما. در جملهِ جواب، شرطیه‌ باشد. در حالی‌که‌ بعضی‌ آن‌ را موصوله‌ یا ظرفیه‌ دانسته‌اند و در هر دو صورت‌ مفهوم‌ آن‌ قابل‌ تمسک‌ نیست‌ چون‌ از قبیل‌ مفهوم‌ وصف‌ است.29
ج: در صورتی‌ که‌ از دو اشکال‌ فوق‌ صرف‌نظر کنیم‌ این‌ جمله‌ در صورتی‌ برحرمت‌ دلالت‌ می‌کند که‌ .باءس. در حرمت‌ ظهور داشته‌ باشد چون‌ امام‌ فرمود: هرچه‌ تمثال‌ حیوان‌ نباشد اشکال‌ (بأس) ندارد در حالی‌که‌ بأس‌ به‌ معنی‌ اشکال‌ است‌ و اشکال‌ اعم‌ از حرمت‌ و کراهت‌ است.30
نتیجه‌ اینکه‌ به‌ وسیله‌ این‌ حدیث‌ نمی‌توان‌ برحرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ حتی‌ در خصوص‌ جانداران‌ استدلال‌ کرد.
5 - برقی‌ از امام‌ صادق‌ (ع) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: .لاباس‌ بتماثیل‌ الشجر..31
یعنی: ساختن‌ تمثال‌ درخت‌ اشکالی‌ ندارد.
از اینکه‌ امام‌ (ع) از تمثال‌ درخت‌ نفی‌ اشکال‌ فرموده‌ معلوم‌ می‌شود که‌ ساختن‌ تمثال‌ جانداران‌ جایز نیست.
به‌ دلالت‌ این‌ روایت‌ دو اشکال‌ شده‌
الف: اینکه‌ این‌ جمله‌ اصلا مفهوم‌ ندارد که‌ بتوانیم‌ به‌ مفهوم‌ آن‌ استناد کنیم. بنابراین، این‌ حدیث‌ فقط‌ برجواز ساختن‌ تمثال‌ درخت‌ و امثال‌ آن‌ دلالت‌ دارد و هیچ‌ ارتباطی‌ با تمثال‌ موجود زنده‌ از قبیل‌ انسان‌ و حیوان‌ ندارد.
ب: بر فرض‌ که‌ این‌ جمله‌ مفهومی‌ داشته‌ باشد مفاد مفهوم‌ از منطوق‌ فراتر نخواهد رفت‌ و چون‌ باءس‌ به‌ معنی‌ اشکال‌ و اعم‌ از حرمت‌ و کراهت‌ است‌ معلوم‌ می‌شود که‌ ساختن‌ تمثال‌ حیوانات‌ فی‌الجمله‌ اشکال‌ دارد، ولی‌ معلوم‌ نیست‌ این‌ اشکال‌ در حد حرمت‌ باشد. بنابراین، جمله‌ مجمل‌ است‌ و باید به‌ قدر متیقن‌ آن، یعنی‌ کراهت‌ عمل‌ کرد.
6 - برقی‌ از ابوبصیر از امام‌ صادق‌ (ع) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود:
.قال‌ رسول‌ اللّه‌ (ص): اتانی‌ جبرئیل، قال‌ یا محمد (ص) ان‌ ربک‌ یقرئک‌ السلام‌ و ینهی‌ عن‌ تزویق‌ البیوت. قال‌ ابوبصیر: فقلت: و ما تزویق‌ البیوت؟ فقال‌ تصاویر التماثیل..32
یعنی‌ پیامبر اکرم‌ (ص) فرمود: جبرئیل‌ نزد من‌ آمد و گفت: ای‌ محمد پروردگارت‌ سلام‌ می‌رساند و از تزئین‌ خانه‌ نهی‌ می‌کند. ابوبصیر می‌گوید پرسیدم: منظور از تزئین‌ خانه‌ها چیست؟ فرمود: منظور قراردادن‌ تمثال‌ در خانه‌ است.
این‌ حدیث‌ از نهادن‌ تمثال‌ درخانه‌ نهی‌ می‌کند، از این‌ جهت‌ نگهداری‌ تمثال‌ حرام‌ می‌شود و چیزی‌ که‌ نگهداری‌ آن‌ حرام‌ باشد ساختنش‌ نیز حرام‌ است. بنابراین، نقاشی‌ و ساختن‌ مجسمه‌ حرام‌ می‌باشد.
اشکالی‌ که‌ به‌ این‌ استدلال‌ وارد است‌ اینکه:
اولا: معلوم‌ نیست‌ که‌ نهی‌ به‌ اصل‌ نگهداری‌ تمثال‌ و صورت‌ تعلق‌ گرفته‌ باشد، چون‌ موضوع‌ حدیث‌ تزئین‌ خانه‌ با تمثال‌ است‌ نه‌ نگهداری‌ تمثال، از این‌ رو نمی‌توان‌ گفت‌ پس‌ ساختن‌ تمثال‌ هم‌ حرام‌ است. چون‌ ممکن‌ است‌ این‌ نهی‌ برای‌ جلوگیری‌ از اسراف‌ و تجمل‌ باشد. این‌ برداشت‌ را می‌توان‌ با روایتی‌ که‌ از طریق‌ اهل‌ سنت‌ وارد شده‌ تائید کرد. در روایتی‌ از عایشه‌ نقل‌ شده‌ که‌ پیامبر اکرم‌ از سفر می‌آمد من‌ پرده‌ای‌ نصب‌ کردم33 که‌ با عکس‌ اسبهای‌ بالدار مزین‌ بود34 وقتی‌ حضرت‌ پرده‌ را دید فرمود: آن‌ را بردار. خدا به‌ ما نفرموده‌ است‌ سنگ‌ و گل‌ را با پارچه‌ بپوشانیم35.
و ممکن‌ است‌ این‌ نهی‌ برای‌ جلوگیری‌ از شباهت‌ خانه‌ مسلمانان‌ به‌ خانه‌های‌ بت‌ پرستان‌ باشد. بنابراین‌ وجه، نهی‌ از تزئین‌ خانه‌ به‌ وسیله‌ تمثال، کنایه‌ از نهی‌ نماز گزاردن‌ در چنین‌ خانه‌هایی‌ است.36
و بر فرض‌ که‌ نهی‌ به‌ نگهداری‌ تعلق‌ گرفته‌ باشد. این‌ نهی‌ به‌ قرینه‌ روایاتی‌ که‌ نگهداری‌ مجسمه‌ را تجویز می‌کنند، نهی‌ تنزیهی‌ است‌ نه‌ تحریمی.

خلاصه‌ بحث‌
از مجموع‌ آنچه‌ گذشت‌ استفاده‌ می‌شود هیچ‌ یک‌ از روایات‌ معتبری‌ که‌ در این‌ باب‌ وارد شده‌ به‌ طور مطلق‌ بر حرمت‌ صورتگری‌ اعم‌ از نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ دلالت‌ ندارند. چرا که‌ اکثر این‌ روایات‌ اصلا بر حرمت‌ دلالت‌ ندارند و تعداد اندکی‌ نیز که‌ برحرمت‌ دلالت‌ می‌کنند به‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ معمولی‌ نظر ندارند، بلکه‌ از تمثالها و صورتهایی‌ سخن‌ می‌گویند که‌ به‌ قصد پرستش‌ ساخته‌ می‌شوند.
بنابراین، ملاک‌ حرمت‌ صورتگری‌ این‌ است‌ که‌ اعراب‌ به‌ خاطر قرب‌ عهدی‌ که‌ با زمان‌ جاهلیت‌ داشتند با آنکه‌ به‌ اسلام‌ روی‌ آورده‌ بودند بازهم‌ به‌ بت‌ها علاقهِ قلبی‌ داشتند و برای‌ اینکه‌ آثار گذشتگان‌ خود را حفظ‌ کنند، امثال‌ آنها را می‌ساختند. از این‌ رو پیامبر اکرم‌ به‌ شدت‌ از ساختن‌ صورت‌ و تمثال‌ نهی‌ کرد تا کفر و زندقه‌ را ریشه‌ کن‌ و از حریم‌ توحید دفاع‌ کرده‌ باشد.37
برای‌ تایید این‌ مطلب‌ می‌توان‌ به‌ روایتی‌ که‌ از وجود مقدس‌ ولی‌ عصر (عج) به‌ دست‌ ما رسیده‌ استناد کرد. صدوق‌ در اکمال‌الدین38 از محمد بن‌ عثمان‌ عمروی‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ تعدادی‌ مسئله‌ از امام‌ (ع) پرسیده‌ و حضرت‌ جواب‌ آنها را برایش‌ نوشته‌ است‌ در جواب‌ یکی‌ از مسائل‌ محمد بن‌ عثمان‌ آمده‌ است: .اما این‌ مسئله‌ که‌ درباره‌ نمازگزاری‌ پرسیده‌ای‌ که‌ آتش‌ یا صورت‌ یا چراغ‌ در مقابل‌ او باشد، این‌ کار برای‌ کسی‌ جایز است‌ که‌ پدر و مادرش‌ بت‌پرست‌ و یا آتش‌پرست‌ نبوده‌ باشد.. این‌ حدیث‌ شریف‌ ما را به‌ این‌ نکته‌ توجه‌ می‌دهد که‌ شخص‌ تازه‌ مسلمان‌ که‌ پدر و مادرش‌ را در حال‌ پرستش‌ بت‌ دیده، نمی‌تواند در حال‌ نماز مجسمه‌ را در مقابل‌ داشته‌ باشد هر چند به‌ بت‌ یا آتش‌ توجه‌ نکند و هیچ‌ حس‌ تقدیس‌ و تجلیلی‌ در او انگیخته‌ نشود. از این‌ رو همان‌ بهتر که‌ تا ریشه‌ کن‌ شدن‌ این‌ گرایش‌ درونی، او را از ساختن‌ هرگونه‌ مجسمه‌ و صورتی‌ بازداشت.
از مباحث‌ گذشته‌ استفاده‌ کردیم‌ که‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ اگر به‌ قصد پرستش‌ و با گرایش‌ عبادی‌ ساخته‌ شود به‌ هر صورت‌ حرام‌ است. ولی‌ در صورتی‌که‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از فعالیت‌های‌ جاری‌ زندگی‌ که‌ فعالیت‌ هنری‌ نیز از آن‌ جمله‌ است، صورت‌ پذیرد جایز است. ادلهِ جواز صورتگری‌ حکم‌ به‌ جواز و اباحه‌ در هر موردی‌ مطابق‌ با اصل‌ است‌ و نیاز به‌ اقامه‌ دلیل‌ و اثبات‌ ندارد. آنچه‌ در شرع‌ مقدس‌ محتاج‌ اقامه‌ برهان‌ و اثبات‌ است‌ حکم‌ به‌ تحریم‌ چیزی‌ است. بنابراین‌ همین‌که‌ برای‌ حرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ دلیلی‌ اقامه‌ نشود جواز آن‌ خود به‌ خود ثابت‌ می‌شود و نیاز به‌ هیچ‌ دلیلی‌ ندارد. ولی‌ با این‌ حال‌ می‌توان‌ حکم‌ جواز را در این‌ مسئله‌ با چند وجه‌ تاءیید کرد.
1 - به‌ شهادت‌ تاریخ‌ صورتگری‌ در اکثر نقاط‌ دنیا و بین‌ ملل‌ و اقوام‌ مختلف‌ از قبیل‌ مصری‌ها39 هندی‌ها40 ژاپنی‌ها41 چینی‌ها42 قوم‌ سومر43 و اقوام‌ دیگر حتی‌ انسانهای‌ اولیه44 وجه‌ آئینی‌ داشته‌ و از شئوون‌ دینی‌ به‌ شمار می‌رفته‌ است.
به‌ طور کلی‌ مجسمه‌ها غالبا با گرایش‌ عبادی‌ و برای‌ معابد و مقابر ساخته‌ می‌شده‌ است. مجسمه‌ ساز در همهِ دوره‌های‌ تاریخی‌ پیش‌ از آنکه‌ آرزوی‌ خود را در آثار خود متجلی‌ سازد، خواست‌ متولیان‌ امور دینی‌ را عملی‌ می‌ساخته‌ تا آنجا که‌ در بین‌ اعراب‌ جاهلی، مجسمه‌ هیچ‌ نقشی‌ جز اشباع‌ نیاز بشر به‌ پرستش‌ و عبودیت‌ نداشته‌ است.
2- موضع‌ قرآن‌ در قبال‌ صورتگری، جز در مواردی‌ که‌ بحث‌ از بت‌ و بتگری‌ و بت‌پرستی‌ است، موضع‌ مواجهه‌ با محرمات‌ نیست. قرآن‌ کریم‌ قدرت‌ عیسی‌ (ع) بر ساختن‌ پرنده‌ گلین‌ و دمیدن‌ جان‌ در او را به‌ عنوان‌ معجزه‌ و نشانه‌ نبوت‌ عیسی‌ (ع) مطرح‌ کرده‌ و ساختن‌ تمثال‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌ را به‌ عنوان‌ نعمتی‌ که‌ بر بندگان‌ صالح‌ خود ارزانی‌ داشته‌ عنوان‌ می‌دارد و بدون‌ هیچ‌ اعتراضی‌ که‌ بر منع‌ و تحریم‌ آن‌ دلالت‌ کند از آن‌ می‌گذرد. اگر نقاشی‌ مجسمه‌ به‌ طور مطلق‌ حتی‌ بدون‌ گرایش‌ عبادی‌ حرام‌ بود لازم‌ بود در این‌ آیات‌ اشاره‌ای‌ به‌ آن‌ می‌شد.
3 - در تعدادی‌ زیادی‌ از روایات‌ وارد شده‌ و تعدادی‌ از فقها به‌ آن‌ فتوا داده‌اند که‌ اگر صورت‌ و تمثال‌ مورد اهانت‌ قرار گیرد، نگهداری‌ آن‌ اشکالی‌ ندارد. اگر موضوع‌ روایاتی‌ که‌ درصدد منع‌ صورتگری‌ وارد شده‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ معمولی‌ باشد اهانت‌ به‌ مجسمه‌ و نقاشی‌ کاری‌ لغو و بیهوده‌ است. در تعدادی‌ زیادی‌ از روایات‌ سخن‌ از لگد کردن‌ و اهانت‌ به‌ صورت‌ و تمثال‌ به‌ میان‌ آمده‌ است. به‌ طوری‌ که‌ استفاده‌ می‌شود اهانت‌ به‌ صورت‌ و تمثال‌ مطلوب‌ شارع‌ و مجوز استفاده‌ از وسیله‌ای‌ است‌ که‌ تمثالی‌ بر آن‌ نقش‌ شده.
از پاره‌ای‌ از این‌ روایات‌ استفاده‌ می‌شود این‌ اهانت‌ در مقابل‌ احترامی‌ است‌ که‌ مشرکین‌ برای‌ صورت‌ها و تمثال‌ها قایلند می‌دانیم‌ که‌ مشرکین‌ هر نقاشی‌ و مجسمه‌ای‌ را تجلیل‌ نمی‌کنند بلکه‌ تنها تماثیلی‌ را با دیده‌ احترام‌ می‌نگرند که‌ جنبه‌ آئینی‌ داشته‌ باشد.
ما تعدادی‌ از این‌ روایات‌ را در اینجا نقل‌ می‌کنیم:
1- کلینی‌ از امام‌ رضا (ع) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود: کسی‌ از امام‌ باقر (ع) سئوال‌ کرد: آیا می‌توان‌ بر روی‌ زیراندازی‌ نشست‌ که‌ دارای‌ تمثال‌ است؟ حضرت‌ فرمود: عجم‌ها تمثال‌ را بزرگ‌ می‌دارند و ما آن‌ را خوار می‌داریم.45
2 - در کتاب‌ مکارم‌ الاخلاق‌ از امام‌ کاظم(ع) روایت‌ شده‌ که‌ فرمود:
گروهی‌ بر امام‌ باقر وارد شدند، دیدند حضرت‌ بر روی‌ فرشی‌ نشسته‌ که‌ دارای‌ تماثیل‌ است‌ در این‌ باره‌ از او سئوال‌ کردند، فرمود: خواستم‌ به‌ آن‌ اهانت‌ کنم.46
3 - شیخ‌ صدوق‌ از امام‌ باقر (ع) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمود:
اشکالی‌ ندارد که‌ بر روی‌ تمثال‌ نماز بخوانی، اگر در زیر پایت‌ قرار گیرد.47 کلینی‌ از ابوبصیر روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ از امام‌ صادق‌ (ع) درباره‌ پشتی‌ و زیراندازی‌ که‌ دارای‌ تمثال‌ است‌ سئوال‌ کردم. فرمود: اشکالی‌ ندارد. گفتم: خود تمثال‌ چطور؟ فرمود هرچیزی‌ که‌ لگد شود اشکالی‌ ندارد.48
روایات‌ فراوانی‌ وارد شده‌ که‌ این‌ مضمون‌ را با بیان‌های‌ مختلف‌ افاده‌ می‌کنند، از این‌ رو بسیاری‌ از فقهای‌ شیعه‌ و سنی‌ اهانت‌ به‌ تصاویر و تماثیل‌ را مجوز استفاده‌ از آنها دانسته‌اند؛ که‌ از آن‌ جمله‌ است‌ شیخ‌ طوسی49، کیدری50، علامه‌ حلی51، شهید اول52 و مقدس‌ اردبیلی.53
از این‌ روایات‌ و فتاوی‌ استفاده‌ می‌شود موضوع‌ بحث، تماثیل‌ و تصاویری‌ است‌ که‌ مورد تعظیم‌ مشرکان‌ و بت‌پرستان‌ بوده‌ است‌ و ائمه‌ (ع) به‌ پیروان‌ خود دستور داده‌اند با اهانت‌ به‌ آنها خود را از شبهه‌ گرایش‌ به‌ بت‌ تبرئه‌ کنند. در غیر این‌صورت‌ اهانت‌ به‌ مجسمه‌ و نقاشی‌ کاری‌ عاقلانه‌ نیست‌ و حسنی‌ ندارد که‌ شارع‌ ما را به‌ آن‌ مکلف‌ کند.
4- طبق‌ پاره‌ای‌ از روایات‌ برخورد معصومین‌ با نقاشی‌ و مجسمه‌ به‌ گونه‌ای‌ بوده‌ است‌ که‌ معلوم‌ می‌شود این‌ موضوع‌ از نظر ایشان‌ قابل‌ اغماض‌ بوده‌ است.
به‌ چند روایت‌ در این‌ زمینه‌ توجه‌ فرمایید.
4-1- در مکارم‌ الاخلاق‌ از امام‌ صادق‌ (ع) روایت‌ شده‌ که‌ فرمود: گاهی‌ برای‌ نماز برمی‌خیزم‌ می‌بینم‌ در مقابلم‌ یک‌ پشتی‌ وجود دارد که‌ دارای‌ عکس‌ پرنده‌ است‌ من‌ برای‌ نماز پارچه‌ای‌ روی‌ آن‌ می‌اندازم‌ و فرمود: از شام‌ برایم‌ زیراندازی‌ هدیه‌ آورده‌اند که‌ عکس‌ پرنده‌ دارد، دستور دادم‌ سرپرندگان‌ را به‌ شکل‌ درخت‌ تغییر دهند.54
4-2- برقی‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ شخصی‌ به‌ امام‌ باقر (ع) عرض‌ کرد:
خدایت‌ رحمت‌ کند! این‌ تمثال‌ها چیست‌ که‌ در خانه‌های‌ شما می‌بینم. حضرت‌ فرمود: اینها مال‌ زنهاست. یا فرمود: مربوط‌ به‌ اتاق‌ زنهاست.55
4 -3 - مسلم‌ در صحیح‌ خود از عایشه‌ همسر پیامبر اکرم‌ (ص) روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ گفت: پارچه‌ عکس‌ داری‌ داشتم‌ که‌ بر در گنجه‌ای‌ آویخته‌ بودم، آن‌ سو که‌ پیامبر اکرم‌ (ص) نماز می‌خواند، حضرت‌ فرمود: این‌ را از مقابل‌ من‌ بردار. من‌ هم‌ آن‌ را برداشتم‌ و از آن‌ دو پشتی‌ درست‌ کردم.56 5 - بعضی‌ از فقها علی‌ رغم‌ اینکه‌ صورتگری‌ را فی‌ الجمله‌ حرام‌ می‌دانند به‌ صراحت‌ گفته‌اند که‌ اگر مجسمه‌ برای‌ غرضی‌ عقلایی‌ ساخته‌ شده‌ جایز است.
حضرت‌ امام‌ در تحلیل‌ روایت‌ تحف‌ العقول‌ آورده‌ است: تمثال‌ روحانیون‌ که‌ مردم‌ آنها را عبادت‌ و تکریم‌ می‌کنند حرام‌ است‌ ولی‌ آنچه‌ مردم‌ از آن‌ بهره‌ای‌ مثل‌ تزئین‌ و سایر اغراض‌ عقلانی‌ می‌برند حلال‌ است‌ خواه‌ تمثال‌ روحانی‌ باشد یا غیرروحانی.57
همچنین‌ بسیاری‌ از فقهای‌ اهل‌ سنت‌ گفته‌اند: ساختن‌ عروسک‌ برای‌ بازی‌ دختر بچه‌ها جایز است‌ چرا که‌ دختر بچه‌ها به‌ این‌ وسیله‌ تربیت‌ کودک‌ را تمرین‌ می‌کنند.58
از مجموع‌ این‌ قرائن‌ استفاده‌ می‌شود که‌ دین‌ مقدس‌ اسلام‌ بین‌ صورتگری‌ عادی‌ با صورتگری‌ برای‌ ساخت‌ بت‌ و هیاکل‌ عبادت‌ تفاوت‌ قائل‌ است‌ و موضوع‌ حکم‌ در ادله‌ای‌ که‌ برحرمت‌ صورتگری‌ دلالت‌ دارند بتگری‌ است. بنابراین‌ ساختن‌ مجسمه‌ و کشیدن‌ نقاشی‌ در صورتی‌ که‌ با گرایش‌ عبادی‌ نباشد جایز است.
صورتگری‌ در عصر حاضر
از آنچه‌ گذشت‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ حرمت‌ نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ از روز نخست‌ به‌ رویکرد عبادی‌ مقید بوده‌ است. با این‌ ملاحظه‌ هریک‌ از این‌ دو رشته‌ با رویکرد هنری‌ در اصل‌ فقه‌ محکوم‌ به‌ جواز و اباحه‌ می‌باشد. ولی‌ اگر فرض‌ کنیم‌ که‌ حکم‌ حرمت‌ در روایات‌ که‌ دلیل‌ عمده‌ این‌ حکم‌ هستند به‌ طور مطلق‌ آمده‌ و مقید به‌ آنچه‌ گفتیم‌ نبوده‌ است، از این‌ نکته‌ نمی‌توان‌ صرف‌نظر کرد که‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ در ظرف‌ تشریع‌ تنها از نظر عبادی‌ مورد توجه‌ انسان‌ قرار گرفته‌ است‌ و هم‌ از این‌ رو قبل‌ از اسلام‌ در شرایع‌ دیگر بارها تحریم‌ شده.59
بنابراین‌ و با توجه‌ به‌ اینکه‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ خود دارای‌ قبح‌ ذاتی‌ نیستند و به‌ تبع‌ عناوینی‌ که‌ بر آنها منطبق‌ می‌شود تحت‌ عنوان‌ نیک‌ یا بد قرار می‌گیرند، اگر از این‌ قید آزاد شوند و از جنبهِ دیگری‌ مورد توجه‌ انسان‌ قرار گیرند، حکم‌ حرمت‌ نیز خود به برداشته‌ می‌شود برای‌ اثبات‌ این‌ فرض‌ توضیح‌ دو مطلب‌ ضروری‌ است:
1- افعال‌ زشتی‌ که‌ انسان‌ انجام‌ می‌دهد بر سه‌ دسته‌ است‌
دسته‌ اول: افعالی‌ که‌ ذاتا زشت‌ و قبیحند به‌ طوری‌ که‌ خود، علت‌ قبح‌ به‌ شمار می‌روند و عقل‌ انسان‌ آنها را تقبیح‌ کرده‌ و عقلا فاعل‌ آن‌ را نکوهش‌ می‌کنند. مثل‌ ظلم‌ که‌ به‌ هر صورت‌ تحقق‌ پیدا کند عقل‌ آن‌ را مذمت‌ می‌کند. این‌ گونه‌ افعال‌ در همه‌ ادیان‌ آسمانی‌ تحریم‌ شده‌ و به‌ هیچ‌ وجه‌ حرمت‌ آنها برداشته‌ نمی‌شود.
دسته‌ دوم: افعالی‌ که‌ خود علت‌ قبح‌ به‌ شمار نمی‌روند ولی‌ به‌ گونه‌ای‌ هستند که‌ اگر عنوان‌ نیکی‌ بر آنها منطبق‌ نشود، زشت‌ و نکوهیده‌اند. مثل‌ دروغ‌ که‌ اگر مصلحتی‌ مثل‌ حفظ‌ جان‌ یا اصلاح‌ بین‌ دو تن‌ بر آن‌ مترتب‌ نباشد در نظر عقل‌ نکوهیده‌ است. این‌ دسته‌ نیز دارای‌ قبح‌ ذاتی‌ هستند و زشتی‌ خود را از عنوان‌ دیگر کسب‌ نمی‌کنند.
دسته‌ سوم: افعالی‌ که‌ در ذات‌ خود هیچ‌ حسن‌ و قبحی‌ ندارند ولی‌ در صورتی‌ که‌ تحت‌ عنوان‌ قبیحی‌ قرار گیرند قبیح‌ شمرده‌ می‌شوند و اگر عنوان‌ نیکی‌ بر آنها منطبق‌ شود نیکو تلقی‌ می‌شوند. اینگونه‌ افعال‌ برخلاف‌ دو دسته‌ سابق‌ در هیچ‌ شریعتی‌ با عنوان‌ خود تحریم‌ نشده‌اند بلکه‌ در همه‌ شرایع‌ تابع‌ عناوینی‌ هستند که‌ بر آنها منطبق‌ می‌شود.60
نقاشی‌ و مجسمه‌سازی‌ از این‌ قبیل‌ افعال‌ هستند که‌ اگر بر عنوان‌ زشتی‌ منطبق‌ شوند تحریم‌ و اگر بر عنوان‌ نیکویی‌ منطبق‌ شوند تجویز می‌شوند. از این‌ رو مرحوم‌ طبرسی‌ معتقد است‌ صورتگری‌ ممکن‌ است‌ در زمانی‌ ناپسند باشد و در زمانی‌ دیگر ناپسند نباشد61 و زمخشری‌ نوشته‌ است: صورتگری‌ از جمله‌ افعالی‌ است‌ که‌ ممکن‌ است‌ در ادیان‌ مختلف‌ احکام‌ مختلفی‌ داشته‌ باشد، چون‌ از افعالی‌ نیست‌ که‌ مثل‌ ظلم‌ و دروغ‌ عقل‌ زشتی‌ آنها را دریابد62.
2 - دومین‌ مطلبی‌ که‌ برای‌ اثبات‌ فرض‌ فوق‌ ضروری‌ است‌ اینکه‌ موضوع، نسبت‌ به‌ حکم‌ شرعی‌ همانند علت‌ نسبت‌ به‌ معلول‌ است، زیرا همانطور که‌ معلول‌ بدون‌ وجود علت‌ محقق‌ نمی‌شود، بدون‌ تحقق‌ موضوع‌ نیز حکمی‌ تحقق‌ نمی‌یابد. حکم‌ در وجود و عدم‌ خود تابع‌ موضوع‌ است. بنابراین‌ هرگونه‌ تحولی‌ در موضوع‌ موجب‌ تحول‌ حکم‌ می‌شود.
نقاشی‌ و مجسمه‌ سازی‌ در عصر حاضر با زمان‌ تشریع‌ از سه‌ جهت‌ تفاوت‌ پیدا کرده‌ است‌ زیرا:
اولا دارای‌ ملاکی‌ که‌ موجب‌ حرمت‌ آن‌ شده‌ باشد، نیست.
ثانیا در ارتباط با پدیده‌های‌ دیگر مناسباتی‌ متفاوت‌ از زمان‌ تشریع‌ پیدا کرده‌ است.
ثالثا در ظروف‌ و شرایطی‌ متفاوت‌ با ظروف‌ و شرایط‌ عصر تشریع‌ محقق‌ می‌شود.
انسان‌ زمان‌ تشریع، مجسمه‌ را برای‌ پرستش‌ می‌تراشید و نقاشی‌ را به‌ منظور ماندگاری‌ یاد معبودهای‌ خود می‌کشید. به‌ همین‌ دلیل‌ نقاشی‌ و مجسمه‌ موجب‌ گمراهی‌ انسان‌ و انحطاط‌ جوامع‌ بشری‌ بود. مردم‌ مجسمه‌سازی‌ را از شؤون‌ دینی‌ و پیکر تراش‌ را از دست‌ اندرکاران‌ امور آیینی‌ می‌شمردند. پس‌ از ظهور اسلام‌ با آنکه‌ پیامبر اکرم‌ (ص) با زحمات‌ فراوان‌ جامعه‌ مسلمین‌ را از لوث‌ بت‌ها و هیاکل‌ عبادت‌ تطهیر کرد، علاقه‌ به‌ بت‌ به‌ طور کلی‌ از قلوب‌ ریشه‌ کن‌ نشد.
همه‌ مسلمانان‌ پدران‌ و مادران‌ خود را به‌ یاد می‌آوردند که‌ در مقابل‌ صورتها و تمثال‌ها تعظیم‌ و کرنش‌ می‌کردند. از این‌ رو وجود مجسمه‌ و امثال‌ آن‌ به‌ هر صورت‌ می‌توانست‌ حسن‌ تعظیم‌ در بیننده‌ برانگیزد. ولی‌ انسان‌ امروز، صورتگری‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ فعالیت‌ هنری‌ تلقی‌ می‌کند و گرایش‌ هنری‌ یکی‌ از گرایش‌های‌ متعالی‌ انسان‌ است‌ که‌ نه‌ تنها با تعالی‌ و تکامل‌ روح‌ انسانی‌ هیچ‌ منافاتی‌ ندارد، بلکه‌ می‌تواند با جلب‌ توجه‌ انسان‌ به‌ جمال‌ و زیبایی‌ او را به‌ جمیل‌ترین‌ جمال‌ هستی‌ یعنی‌ ذات‌ مقدس‌ پروردگار متوجه‌ سازد.
انسان‌ امروز با خلق‌ صورت‌ و تمثال‌ به‌ سوی‌ مقصدی‌ حرکت‌ می‌کند که‌ انسان‌ عصر تشریع‌ با صورتگری‌ و پیکرتراشی‌ از آن‌ دور می‌شد. بنابراین‌ به‌ جاست‌ که‌ بگوییم‌ به‌ همان‌ دلیلی‌ که‌ صورتگری‌ در عصر تشریع‌ تحریم‌ شده‌ در عصر حاضر تجویز می‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت

1. رک؛ آلوسی، روح‌ المعانی، ج‌ 22، ص‌ 119 قرطبی، جامع‌ الاحکام، ج‌ 14، ص‌ 272.
2. تبیان، ج‌ 1، ص‌ 263.
3. مجمع‌ البیان، ج‌ 1، ص‌ 109
4. نهایه، ص‌ 363.
5. رک؛ مکاسب‌ محرمه، ج‌ 1، ص‌ 255.
6. رک؛ مصباح‌ الفقاهه؛ ج‌ 1، ص‌ 220.
7. رک؛ ابوالفتح‌ خوارزمی، المغرب، ماده‌ صور و مثل‌ و طریحی، مجمع‌ البحرین‌ و سیدجواد جبل‌ عاملی، مفتاح‌ الکرامه، ج‌ 4، ص‌ 47 و علامه‌ مجلسی، بحار الانوار، ج‌ 83. ص‌ 5 - 243 و عینی، عمده` القاری، ج‌ 22، ص‌ 70 و ابن‌ عابدین، حاشیه‌ رد المختار، ج‌ 1، ص‌ 435.
8. رک؛ ابن‌ ادریس، سرائر، ج‌ 2، ص‌ 215، و شهید ثانی، مسالک، ج‌ 3، ص‌ 126 و شرح‌ لمعه، ج‌ 3، ص‌ 212 و محقق‌ کرکی، جامع‌ المقاصد ج‌ 4، ص‌ 23 و نراقی، مستند الشیعه، ج‌ 14، ص‌ 9 - 108، و محدث‌ بحرانی، حدایق، ج‌ 18، ص‌ 100 و صاحب‌ ریاضی، ریاضی، ج‌ 5، ص‌ 20 و 21 و سیدجواد عاملی، مفتاح‌ الکرامه، ج‌ 4 و ص‌ 48، و شیخ‌ انصاری، مکاسب، ص‌ 23
9. رک؛ مفید. مقنعه، ص‌ 587 و سلار، مراسم، ص‌ 170، و محقق‌ شرایع، ص‌ 264 و مختصر، ص‌ 196 و علامه، قواعد، ج‌ 1، ص‌ 120 و شهید اول، دروس، ج‌ 3، ص‌ 163.
10. مفتاح‌ الکرامه، ج‌ 4، ص‌ 50، و جواهر الکلام، ج‌ 22، ص‌ 41.
11. مفتاح‌ الکرامه، ج‌ 4، ص‌ 50.
12. رک؛ ریاضی، ج‌ 5، ص‌ 19، و جامع‌ المقاصد، ج‌ 4، ص‌ 23 و مجمع‌ القائده` و البرهان، ج‌ 8، ص‌ 54، جواهر الکلام، ج‌ 22، ص‌ 41.
13. رک؛ کفایه، ص‌ 85، و جامع‌ المقاصد، ج‌ 4، ص‌ 23 و مفتاح‌ الکرامه، ج‌ 4، ص‌ 48 و روح‌ المعانی، ج‌ 22، ص‌ 119 و عمده`القاری‌ ج‌ 22، ص‌ 70 و جواهر الاکلیل، ج‌ 1، ص‌ 326.
14. محاسن، ج‌ 1، ص‌ 453، ب‌ 5 ح‌ 33.
15. سورهِ سباء، آیهِ 13.
16. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 12، ص‌ 220، ب‌ 94، ج‌ 1.
17. رک؛ وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3، ص‌ 560 و 561، ج‌ 2 و 5 و ج‌ 12، ص‌ 220 و 221، ح‌ 6 و 7 و 8 و صحیح‌ بخاری، ج‌ 7، ص‌ 307، ب‌ 508، ح‌ 836 و ص‌ 310، ب‌ 516، ح‌ 847.
18. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3. ص‌ 562، ب‌ 3، ح‌ 12.
19. محاسن، ج‌ 2، ض‌ 453، باب‌ 5، ح‌ 34.
20. رک؛ محاسن، ج‌ 2، ص‌ 453 ب5، ج‌ 35 و صحیح‌ مسلم، ج‌ 2، ص‌ 666، کتاب‌ الجنائز باب‌ 31 ح‌ 969.
21. مکاسب‌ محرمه، ج‌ 1، ص‌ 9 - 258.
22. فتح‌ الباری، ج‌ 10، ص‌ 470.
23. معانی‌ الاخبار، ص‌ 181.
24. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3، ص‌ 562، ب‌ 3، ح‌ 9.
25. محاسن‌ برقی، ج‌ 2، ص‌ 456، باب‌ 5، ح‌ 46.
26. همان‌ ص‌ 561، ح‌ 3 و ص‌ 563، ح‌ 14.
27. محاسن، ج‌ 2، ص‌ 454، ب‌ 5، ح‌ 38.
28. محاسن، ج‌ 2، ص‌ 458، ب‌ 5، ح‌ 54.
29. رک؛ سید محمد صدر، ماوراء الفقه، ج‌ 1، ص‌ 138.
30. رک؛ محقق‌ ایراوانی، حاشیهِ مکاسب، ج‌ 1، ص‌ 129، و 135.
31. محاسن، ج‌ 2، ص‌ 452، ب‌ 5، ح‌ 55.
32. محاسن، ج‌ 2، ص‌ 453، باب‌ 5، ح‌ 37.
33. صحیح‌ بخاری، ج‌ 7، ص‌ 308، ب‌ 510، ح‌ 840.
34. شرح‌ مسلم، ج‌ 13 و 14، ص‌ 332، ج‌ 90.
35. فتح‌ الباری، ج‌ 10، ص‌ 475.
36. هدایه` الطالب، ص‌ 23.
37. امام‌ خمینی، مکاسب‌ محرمه، ج‌ 1، ص‌ 285.
38. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3، ص‌ 460و اکمال‌ الدین‌ ص‌ 521، باب‌ توفیقات.
39. تاریخ‌ پیشرفت‌ علمی‌ و فرهنگی‌ بشر، ج‌ 1، بخش‌ 2، قسمت‌ 2، ص‌ 804.
40. ویل‌ دورانت، تاریخ‌ تمدن، ج‌ 1، ص‌ 224.
41. همان، ص‌ 957.
42. همان، ص‌ 714.
43. تاریخ‌ پیشرفت‌ علمی‌ و فرهنگی‌ بشر، ج‌ 1، بخش‌ 2، قسمت‌ 2، ص‌ 831.
44. ویل‌ دورانت، تاریخ‌ تمدن، ج‌ 1، ص‌ 105.
45. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3، ص‌ 563، ب‌ 4، ح‌ 1.
46. همان، ص‌ 566، ح‌ 4.
47. همان‌ باب، ح‌ 7.
48. همان‌ باب، ح‌ 2.
49. رک؛ مبسوط، ج‌ 1، ص‌ 234.
50. رک؛ تحریر الاحکام، ج‌ 1، ص‌ 31.
51. رک؛ مجمع‌ الفائده` و البرهان، ج‌ 2، ص‌ 22.
52. رک؛ اصباح‌ الشیعه، ص‌ 246.
53. رک؛ دروس، ج‌ 3، ص‌ 163.
54. وسائل‌ الشیعه، ج‌ 3، ص‌ 565، ب‌ 4، ح‌ 7.
55. همان، ص‌ 564، ح‌ 6.
56. شرح‌ مسلم، ج‌ 13 و 14، ص‌ 333، ح‌ 93.
57. مکاسب‌ محرمه، ج‌ 1، ص‌ 275.
58. رک؛ ماوردی‌ الحاوی‌ الکبیر، ج‌ 9، ص‌ 563 و قرطبی، جامع‌ الاحکام، جامع‌ الاحکام، ج‌ 14، ص‌ 275 و مشربینی، مغنی‌ المحتاج، ج‌ 3، ص‌ 248.
59. رک؛ ویل‌ دورانت، تاریخ‌ تمدن، ج‌ 1، ص‌ 250، و 668

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

اسلام وهنر

 
 
خوشنویسی‌، معماری‌، نقاشی‌، مینیاتور، سفالگری‌ و تعزیه‌ همگی‌ شاخه‌های‌ مختلف‌ هنر اسلامی‌اند که‌ به‌ شیوه‌ای‌ بی‌واسطه‌ از روحانیت‌ اسلامی‌ سرچشمه‌ می‌گیرند.
     

ما در پیاله‌ عکس‌ رخ‌ یار دیده‌ایم‌

مینیاتوری‌ با صحنه‌ی‌ حماسی‌، نبرد قهرمانان‌ ایرانی‌ را در شاهنامه‌ به‌ تصویر کشیده‌ است‌. وقتی‌ دقیق‌تر نگاه‌ می‌کنیم‌، جنبه‌های‌ دیگری‌ از تصویر برایمان‌ آشکار می‌شود. گویی‌ برای‌ این‌ حکایت‌ رزمی‌، تعبیری‌ عرفانی‌ پیدا می‌کنیم‌ و عالمی‌ مثالی‌ را ماورای‌ عالم‌ جسمانی‌ احساس‌ می‌کنیم‌. آن‌ سوی‌ صحنه‌های‌ نبرد حماسی‌، گویی‌ «اسرار صغیر» مخاطب‌ را برای‌ درک‌ «اسرار کبیر» آماده‌ می‌سازد.

بخش‌هایی‌ از قرآن‌ مجید با فرم‌ها و اشکال‌ گیاهی‌، استیلیزه‌ و یا اسلیمی‌ خوشنویسی‌ شده‌ است‌. اگر بیش‌تر دقت‌ کنیم‌، متوجه‌ می‌شویم‌ کلمات‌ و حروفی‌ که‌ تجسم‌ آیات‌ قرآنی‌ را نشان‌ می‌دهند، خود بخشی‌ مستقل‌ و قدرتمند پیدا کرده‌اند و از طریق‌ شکل‌ و قالب‌ بصری‌ خویش‌، «کیفیت‌ الهی‌» را تجسم‌ بخشیده‌اند. گویی‌ حروف‌ الفبای‌ مقدس‌ با خصایص‌ و ویژگی‌های‌ پروردگار ارتباط‌ نزدیکی‌ دارد.

به‌ یکی‌ از مساجد اسلامی‌ وارد می‌شویم‌، نقوش‌ درونی‌ معبرهای‌ طاقدار مسجد تحت‌تأثیر بازتاب‌ نور، فضایی‌ قدسی‌ را متجلی‌ می‌کند. ظرافت‌ ستون‌ها و درخشش‌ سقف‌ها با کاشی‌کاری‌های‌ سبز و آبی‌رنگ‌، چشم‌ را خیره‌ می‌کند. گویی‌ در این‌ مکان‌ همه‌چیز به‌ نور بدل‌ می‌شود و نور به‌ نوبه‌ی‌ خود، به‌ بلور مبدل‌ می‌شود. فضای‌ مسجد به‌ گونه‌ای‌ طراحی‌ شده‌ است‌ که‌ با ورود به‌ آن‌، به‌ نحوی‌ ملموس‌، حضور الهی‌ را احساس‌ می‌کنیم‌. گویی‌ پرتو نور حقیقت‌ بر همه‌ چیز متجلی‌ شده‌ است‌.

 

مفهوم‌ رمزی‌ جنبه‌های‌ مختلف‌ هنر اسلامی‌ با جنبه‌های‌ معنویت‌ اسلام‌ ارتباط‌ نزدیک‌ دارد و همین‌ معنویت‌ توحیدی‌ است‌ که‌ خلق‌ معماری‌ قدسی‌ اسلامی‌ را که‌ یکی‌ از اصلی‌ترین‌ هنرهای‌ اسلامی‌ است‌، ممکن‌ می‌سازد. خوشنویسی‌، معماری‌، نقاشی‌، مینیاتور، سفالگری‌ و تعزیه‌ همگی‌ شاخه‌های‌ مختلف‌ هنر اسلامی‌اند که‌ به‌ شیوه‌ای‌ بی‌واسطه‌ از روحانیت‌ اسلامی‌ سرچشمه‌ می‌گیرند.

ذات‌ فرافردی‌ هنر اسلامی‌ می‌تواند صرفاً بر اساس‌ شهود یا خلاقیت‌ فردی‌ تجلی‌ پیدا کند. این‌ ذات‌ به‌ نحوی‌ در تفکر و جهان‌بینی‌ اسلام‌ ریشه‌ دارد. هنرمند مسلمان‌ به‌ هر کجا که‌ بنگرد، جلوه‌ای‌ از حقیقت‌ را می‌یابد. گویی‌ شیوه‌ی‌ زیستن‌ او مصداق‌ همان‌ آیه‌ی‌ معروف‌ است‌ که‌ می‌گوید: «پس‌ به‌ هر طرف‌ رو کنید، به‌ سوی‌ خدا روآورده‌اید.» (بقره‌، 115)

از مهم‌ترین‌ ویژگی‌های‌ هنر اسلامی‌، «حکمتی‌» است‌ که‌ در ورای‌ آن‌ نهفته‌ است‌. این‌ حکمت‌ سرشت‌ الهی‌ انسان‌ را جلوه‌گر می‌سازد، نه‌ این‌ که‌ پنهانش‌ کند. شاید اگر بخواهیم‌ چند ویژگی‌ مشخص‌ را برای‌ هنر اسلامی‌ برشماریم‌، با نگاهی‌ به‌ انواع‌ هنرهای‌ اسلامی‌، به‌ ویژگی‌های‌ مشترک‌ زیر برسیم‌:

1ـ هنر اسلامی‌ از اصل‌ وحدت‌ و انسجام‌ ریشه‌ می‌گیرد و بینشی‌ کامل‌ و مجموعه‌نگر بر آن‌ حاکم‌ است‌ و تمام‌ انواع‌ آن‌، پیوند نزدیکی‌ با اعمال‌ مذهبی‌ و راز آشنایی‌ دارد و از جنبه‌های‌ رمزی‌ و روحانی‌ برخوردار است‌.

2ـ هنر اسلامی‌، در هر شکل‌ خود، جنبه‌ای‌ از دین‌ است‌ که‌ ذهن‌ انسان‌ را به‌ جست‌وجو و پرسش‌ وامی‌دارد؛ اما خود، پاسخ‌ نهایی‌ را به‌ او ارائه‌ نمی‌کند. گویی‌ قصد ایجاد انگیزه‌ و حرکت‌ در مخاطب‌ را دارد، اما خود از ارائه‌ی‌ کامل‌ترین‌ پاسخ‌ پرهیز می‌کند، چرا که‌ مخاطب‌، خود باید کامل‌ترین‌ پاسخ‌ را بیابد. هنر اسلامی‌ تنها به‌ مخاطب‌ خود یاری‌ می‌رساند تا حقایق‌ الهی‌ را در ساحت‌ مادی‌ تجربه‌ کند و سوار بر بال‌های‌ زیبایی‌، به‌ سوی‌ جایگاه‌ اصلی‌ خود که‌ همانا «قرب‌ الهی‌» است‌، حرکت‌ کند.

3ـ هنر اسلامی‌، مانند همه‌ی‌ انواع‌ هنرهای‌ مقدس‌، به‌نوعی‌ واجد سادگی‌ و خصوصیت‌ «تهی‌بودن‌» است‌ که‌ عرفا از آن‌ با نام‌ «فقر معنوی‌» یاد می‌کنند. این‌ فقر معنوی‌ به‌ نحوی‌ با مفهوم‌ ازلی‌ و ابدی‌ پیوند دارد و حاصل‌ آن‌ خلق‌ هنر بی‌زمان‌ یا فرازمان‌ است‌. شاید به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ هنوز پس‌ از گذشت‌ سال‌ها، آثار عارفان‌ بزرگ‌ اسلام‌ چون‌ مولانا، عطار و خواجه‌ عبدالله‌ انصاری‌ به‌ نیازهای‌ روحی‌ مخاطبان‌ خود پاسخ‌ می‌دهد، زیرا این‌ آثار در عین‌ سادگی‌، پیوند ریشه‌داری‌ با نیازهای‌ معنوی‌ انسان‌ دارد.

4ـ هنر اسلامی‌ از «بطن‌ وحی‌» برخاسته‌ است‌. اگر هنر مقدس‌ باشد، لازمه‌ی‌ آن‌ وحی‌ است‌. اما هنرمند اسلامی‌ برای‌ این‌که‌ اثر هنری‌ بیافریند، باید واجد حالتی‌ از صدق‌ و اخلاص‌ باشد تا بتواند با روح‌ وحی‌ ارتباط‌ داشته‌ باشد. هنرمند اسلامی‌ برای‌ این‌که‌ کمالی‌ را تجسم‌ بخشد و یک‌ اثر هنری‌ بیافریند، نخست‌ باید خود در راه‌ کمال‌ قدم‌ بردارد وگرنه‌ نمی‌تواند هنر مقدس‌ بیافریند؛ هنری‌ که‌ در آن‌، حضور و قرب‌ حق‌ باشد و دیدنش‌ انسان‌ را به‌ یاد خدابیندازد.

5 ـ هنر اسلامی‌، مانند همه‌ی‌ هنرها، با عنصر «زیبایی‌» آمیخته‌ است‌. بزرگی‌ گفته‌ است‌ زیبایی‌ آمیخته‌ای‌ از حقیقت‌ و شادی‌ است‌؛ زیبایی‌ مظهر حقیقت‌ مطلق‌ است‌ و حقیقت‌ خداست‌؛ خداوند عین‌ سرور و ابتهاج‌ است‌. پس‌ هر زیبایی‌ لازمه‌اش‌ یک‌ نوع‌ بهجت‌ و سرور روحی‌ است‌ و اوج‌ زیبایی‌ در هنر اسلامی‌ رسیدن‌ به‌ احساسی‌ از قرب‌ الهی‌ است‌ که‌ بالاترین‌ و متعالی‌ترین‌ وجه‌ سرور و جذبه‌ را برای‌ انسان‌ به‌ ارمغان‌ می‌آورد.

6ـ از دیگر ویژگی‌های‌ هنر اسلامی‌ نمادگرایی‌ (سمبولیسم‌) یا رمز و تمثیل‌ است‌. رمز و نماد همچون‌ آینه‌ی‌ شفافی‌ است‌ که‌ حقایق‌ عالم‌ ملکوت‌ را جلوه‌گر می‌سازد. قرآن‌ مجید نیز بر رمز و نماد و تمثیل‌ استوار است‌. خداوند در قرآن‌ نخست‌ برای‌ ما مثالی‌ می‌زند و سپس‌ با آن‌ مثال‌، یک‌ قاعده‌ یا اصل‌ وجودی‌ را برایمان‌ تبیین‌ می‌کند. خواننده‌ از معنای‌ ظاهری‌ مثل‌ها، به‌ معنای‌ حقیقی‌ آن‌ها رسوخ‌ می‌کند. نمادگرایی‌ اساس‌ هنر مقدس‌ است‌ چرا که‌ در هنر مقدس‌، هر رمز نشانه‌ی‌ یک‌ حقیقت‌ برتر است‌. این‌ رمزها و نمادها وضعی‌ و قراردادی‌ نیست‌، بلکه‌ یک‌ امر حقیقی‌ و وجودی‌ است‌. نمادهای‌ دینی‌ در عین‌ این‌که‌ در یک‌ صورت‌ ظاهر شده‌ است‌، راه‌ به‌ بی‌نهایت‌ دارد.

هرچند بسیاری‌ از صاحب‌نظران‌ درباره‌ی‌ ویژگی‌های‌ مشترک‌ هنرهای‌ اسلامی‌ هم‌عقیده‌اند، ولی‌ نباید از یاد برد که‌ هنر محصول‌ تقابل‌ انسان‌ با هستی‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌ از بدو تشکیل‌ جوامع‌ اولیه‌، هنر در انجام‌ مراسم‌ و مناسک‌، نیایش‌ها و آیین‌ها به‌تدریج‌ جای‌ خود را باز کرد و به‌این‌ترتیب‌، جزء جدایی‌ناپذیر زندگی‌ انسان‌ شد. بنابراین‌، هنر در همه‌ی‌ ادیان‌ به‌ شکلی‌ خاص‌ نمود یافته‌ است‌. هنر ادیان‌ مختلف‌، جلوه‌های‌ تبلور اندیشه‌های‌ متفاوت‌ اما دینی‌ محسوب‌ می‌شوند.

در این‌ میان‌، هنر اسلامی‌ واجد یک‌ ویژگی‌ منحصربه‌فرد است‌ و آن‌ ویژگی‌ توحیدی‌ آن‌ است‌. در همه‌ی‌ جلوه‌های‌ هنر اسلامی‌، حرکت‌ درونی‌ اشیا به‌ سوی‌ بالا و حقیقتی‌ ورای‌ این‌ جهان‌ است‌ و تمام‌ مراتب‌ وجود در عالم‌ هستی‌ به‌ نحوی‌ به‌ پروردگار یکتا مربوط‌ می‌شوند. کاربرد فضای‌ خالی‌ در هنر اسلامی‌، یکی‌ از مهم‌ترین‌ ثمرات‌ مستقیم‌ اصل‌ متافیزیکی‌ توحید است‌. توحید، به‌ گونه‌ای‌ صریح‌ و موجز، در کلمه‌ی‌ شهادت‌ یعنی‌ «لااله‌الاالله‌» متجلی‌ است‌. این‌ اصل‌ یکی‌ از عمیق‌ترین‌ رموز متافیزیک‌ و واجد جنبه‌ها و سطوح‌ معنایی‌ متفاوت‌ است‌. اولین‌ آن‌ها تأکید بر سرشت‌ گذرا و غیراصیل‌ «هرچه‌ به‌ جز خدا» یا «ماسوی‌الله‌» یا همان‌ کلّ نظام‌ خلقت‌ است‌ که‌ در این‌ میان‌، عالم‌ ماده‌ از سایر عوالم‌ ناپایدارتر است‌.

دومین‌ سطح‌ معنایی‌ شهادتین‌ بر غیریت‌ و متفاوت‌بودن‌ حقیقت‌ مطلق‌ تأکید می‌کند، یعنی‌ این‌که‌ خداوند کاملاً ورای‌ تمام‌ چیزهایی‌ قرار دارد که‌ ذهن‌ و حواس‌ معمولی‌، به‌ مفهوم‌ رایج‌ کلمه‌، آن‌ها را «واقعیت‌» می‌شناسد. اگر اشیا را به‌ مفهوم‌ متداول‌ تلقی‌ کنیم‌، آن‌گاه‌ خلأ، یعنی‌ آن‌چه‌ از اشیا تهی‌ است‌، به‌ صورت‌ پژواک‌ حضور خداوند در نظام‌ هستی‌ جلوه‌گر می‌شود. زیرا از طریق‌ نفی‌ «اشیاء»، درواقع‌ به‌ آن‌چه‌ ورای‌ همه‌ی‌ چیزهاست‌، اشاره‌ دارد. بنابراین‌، فضای‌ خالی‌ مظهر تعالی‌ پروردگار و حضور او در تمام‌ اشیا است‌. این‌ اصل‌ اساسی‌ متافیزیک‌ که‌ بر پایه‌ی‌ توحید و شهادت‌ استوار است‌، عمیقاً بر نقش‌ مهمی‌ دلالت‌ می‌کند که‌ فضای‌ خالی‌ در هنر اسلامی‌ ایفا می‌کند و اهمیت‌ معنوی‌ آن‌ در هنر و معماری‌ قابل‌ بررسی‌ است‌. فضای‌ خالی‌، اثر محدودکننده‌ی‌ فضای‌ کیهانی‌ بر انسان‌ را حذف‌ می‌کند و از آن‌جا که‌ حجاب‌ جسم‌ برداشته‌ می‌شود، نور الهی‌ به‌ درون‌ می‌تابد. پس‌ فضای‌ خالی‌ باعث‌ می‌شود که‌ موجود پذیرای‌ نور الهی‌ شود.

هنر اسلامی‌ به‌نوعی‌ همه‌ی‌ هستی‌، شعر، وزن‌، تناسب‌، قدرت‌ و افسون‌ خود را از اندیشه‌ی‌ توحیدی‌ می‌گیرد. اما موضوع‌ آن‌ چیست‌؟ آیا هنر اسلامی‌ صرفاً به‌ موضوع‌های‌ مطرح‌شده‌ در دین‌ اسلام‌ محدود می‌شود؟ آیا هنر را می‌توان‌ صرفاً از آن‌ جهت‌ که‌ موضوعی‌ اسلامی‌ را انتخاب‌ کرده‌ است‌، هنر اسلامی‌ خواند؟ پاسخ‌، منفی‌ است‌. تنها موضوع‌ هنر نیست‌ که‌ اسلامی‌ بودن‌ آن‌ را مشخص‌ می‌کند، بلکه‌ ساختار، شیوه‌ی‌ بیان‌ و صورت‌ آن‌ نیز باید با دین‌ اسلام‌ هماهنگی‌ داشته‌ باشد؛ یعنی‌ تجلی‌ وحدت‌ را در ساحت‌ کثرت‌ به‌ نمایش‌ بگذارد. شاید بسیاری‌ از شاعران‌ مسلمان‌ و عارف‌مسلک‌ ایرانی‌، همچون‌ مولوی‌ و عطار، به‌ بهترین‌ وجه‌ تجلی‌ وحدت‌ را در ساحت‌ کثرت‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ باشند. برای‌ مثال‌، شعر مولانا ثمره‌ی‌ شهود روحانی‌ اوست‌؛ نوعی‌ برانگیختگی‌ و بیداری‌ که‌ با تحولی‌ در روح‌ آغاز می‌شود و «به‌ تحول‌ کیمیاگرانه‌» می‌انجامد. شعر مولانا وسیله‌ای‌ برای‌ بیان‌ حقیقت‌ است‌ و از این‌ جهت‌ به‌ منطق‌ (لوگوس‌) شباهت‌ دارد. در جای‌جای‌ مثنوی‌ معنوی‌، مولانا براین‌ حقیقت‌ پای‌ می‌فشارد که‌ شاعر نیست‌ و سرودن‌ شعر امری‌ اختیاری‌ و دست‌ او نیست‌.

قافیه‌ اندیشم‌ و دلدار من‌ گویدم‌ مندیش‌ جز دیدار من‌

حرف‌ چه‌ بود تا تو اندیشی‌ از آن‌ حرف‌ چه‌ بود خار دیوار رزان‌

حرف‌ و صوت‌ و گفت‌ را برهم‌ زنم‌ تا که‌ بی‌ این‌ هر سه‌ از تو دم‌ زنم‌

سرودن‌ این‌گونه‌ شعر، به‌ نوعی‌ بیان‌ حقیقت‌ است‌ که‌ معرفت‌ حاصل‌ از آن‌ باعث‌ دگرگونی‌ هستی‌ آدمی‌ می‌شود. این‌ همان‌ عرفان‌ یا متافیزیک‌ سنتی‌ است‌ که‌ در آن‌ منطق‌ و شعر به‌ هم‌ می‌رسند و یا به‌ قول‌ لئوتولستوی‌، نویسنده‌ی‌ روسی‌، نوعی‌ «اشراق‌ ادبی‌» است‌ که‌ در آن‌ «احساس‌ عشق‌ به‌ خداوند» تجلی‌ یافته‌ است‌. همین‌ اتفاق‌ در نمایش‌های‌ مذهبی‌ـ آیینی‌ نیز رخ‌ می‌دهد. اگرچه‌ همواره‌ میان‌ تئاتر و دیانت‌ ارتباط‌ تنگاتنگی‌ وجود داشته‌ و از نگاه‌ بسیاری‌ از نظریه‌پردازان‌، تئاتر منشعب‌ از مراسم‌ دینی‌ و آیین‌واره‌های‌ نیایشی‌ است‌، اما در نمایش‌های‌ مذهبی‌ـ آیینی‌ که‌ اوج‌ آن‌ در تعزیه‌ نمود دارد، انسان‌ با نیروهای‌ غیبی‌، جهان‌ ملکوت‌ و ناخودآگاه‌ و دنیای‌ رمزوراز و به‌ عبارت‌ بهتر، با عالم‌ قُدسی‌ سروکار دارد. عنصر اصلی‌ نمایش‌ آیینی‌ اسلامی‌، جوهره‌ی‌ روحانیت‌ است‌، چرا که‌ این‌ نوع‌ نمایش‌ به‌ دنبال‌ تزکیه‌ی‌ تماشاگر، تعالی‌ روح‌ او و نشان‌دادن‌ حقایق‌ بزرگ‌ و ازلی‌ است‌. این‌ نوع‌ نمایش‌ بیش‌ از آن‌که‌ سرگرمی‌ و تفریح‌ باشد، نوعی‌ عبادت‌ و وظیفه‌ محسوب‌ می‌شود. «زیستن‌ حیاتی‌ است‌ مشترک‌ برای‌ وحدت‌ بیش‌تر جمع‌ بر اساس‌ ایده‌ای‌ مقدس‌».

به‌ همین‌ دلیل‌، در نمایش‌های‌ آیینی‌ نیز مانند اشعار مولانا یا معماری‌ اسلامی‌، هنرمند خود را خالق‌ نمی‌داند، بلکه‌ تنها خود را واسطه‌ی‌ فیض‌ می‌داند و خالق‌ اصلی‌ را خدایی‌ می‌داند که‌ همه‌ چیز از آنِ اوست‌. هدف‌ غایی‌ همه‌ی‌ نمایش‌های‌ آیینی‌ تزکیه‌ و تخلیه‌ی‌ روانی‌ و درنتیجه‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ آگاهی‌ برتر است‌. این‌ اتفاق‌ در بهترین‌ شکل‌ خود در مراسم‌ نمایشی‌ تعزیه‌ رخ‌ می‌دهد. در تعزیه‌، مقصود تماشاگر صرفاً تماشا کردن‌ نیست‌، بلکه‌ شرکت‌کردن‌ در یک‌ مراسم‌ عبادی‌ـ آیینی‌ است‌. تماشاگر تعزیه‌ از بیرون‌ به‌ آن‌ نمی‌نگرد، از درون‌ با آن‌ یکی‌ می‌شود. تماشاگر به‌راستی‌ می‌داند که‌ در دل‌ خلاقیتی‌ حاضر است‌ که‌ بر مبنای‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ـ ایمانی‌ یک‌ جامعه‌ی‌ یک‌دست‌ و دارای‌ وحدت‌ و یگانگی‌ شکل‌ گرفته‌ است‌. او می‌داند که‌ قرار نیست‌ پیامی‌ را بگیرد و یا انتقال‌ دهد، بلکه‌ هدف‌ این‌ است‌ تا با شرکت‌ در یک‌ واقعه‌، زنگار از آینه‌ی‌ روحش‌ بزداید، اشک‌ بریزد و آرام‌ شود. تماشاگر در این‌ نمایش‌واره‌، به‌ سکوت‌ و تمرکز نیازمند است‌ نه‌ به‌ هشیاری‌ عقل‌ یا واکنش‌ حسی‌. این‌ احساسی‌ است‌ که‌ انسان‌ در زمان‌ انجام‌ نیایش‌ دارد. این‌گونه‌ نمایش‌ها، تماشاگر را به‌ نوعی‌ «امنیت‌ روانی‌» می‌رساند و به‌ او آرامش‌ فکر و جلای‌ روح‌ می‌بخشد. در این‌ نوع‌ آثار نمایشی‌، تلاش‌ انسان‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ اسطوره‌ها نیز مشاهده‌ می‌شود، گویی‌ همه‌چیز در زمان‌ اسطوره‌ و در زمان‌ بدایت‌ هر چیز رخ‌ می‌دهد.

این‌ نوع‌ هنر به‌ نحوی‌ به‌ تصوف‌ شباهت‌ دارد. تصوف‌ راهی‌ است‌ برای‌ دسترسی‌ به‌ آن‌ سکوت‌ و آرامشی‌ که‌ در مرکز هستی‌ انسان‌ نهفته‌ است‌؛ سکوتی‌ که‌ زیباترین‌ موسیقی‌هاست‌ و تنها توسط‌ حکیم‌ یا صوفی‌ شنیده‌ می‌شود و آرامشی‌ که‌ منشأ هرگونه‌ فعالیت‌ و تحرک‌ معنی‌دار است‌ و سرچشمه‌ی‌ حیات‌ و مبدأ هستی‌ انسان‌ است‌. همان‌گونه‌ که‌ تصوف‌ برای‌ بیان‌ حقیقت‌ خود می‌تواند از هر وسیله‌ی‌ مشروع‌ سود جوید، هنر اسلامی‌ نیز برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ آرامش‌ و سکون‌ الهی‌، می‌تواند از محمل‌های‌ مختلف‌ بهره‌ گیرد. این‌جاست‌ که‌ هنر اسلامی‌ به‌ صورت‌ روی‌ می‌آورد.

صورت‌، حجاب‌ عالم‌ معناست‌ ولی‌ درعین‌حال‌ نماد عالم‌ قدسی‌ و وسیله‌ای‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ است‌. هنر بدون‌ حمایت‌ ماده‌ و صورت‌، نمی‌تواند به‌ عالم‌ قدسی‌ راه‌ یابد. اما این‌ صورت‌ و حجاب‌ باید آن‌چنان‌ زیبا و صیقل‌یافته‌ بیان‌ شود که‌ چون‌ آیینه‌ای‌ زیبایی‌های‌ عالم‌ معنا و ملکوت‌ را بازتاب‌ دهد. این‌ صورت‌ می‌تواند یک‌ حرکت‌ در آیین‌ نمایشی‌، یک‌ شکل‌ هندسی‌ در معماری‌، طرحی‌ یا اسلیمی‌ در نقاشی‌ و خطاطی‌ و یا نوایی‌ در موسیقی‌ باشد. هر چه‌ باشد، هنر نیز چون‌ تصوف‌ می‌تواند از همه‌ی‌ امکانات‌ صورت‌ استفاده‌ کند و تأثیر عمیق‌ خود را بر روح‌ انسانی‌ برجا گذارد. به‌همین‌ دلیل‌، هنر اسلامی‌ از اسرار الهی‌ است‌. روح‌ آدمی‌ از عالم‌ قدسی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و توسط‌ طلسم‌ و افسون‌ هنر دوباره‌ با این‌ عالم‌ معنا پیوند می‌یابد. تمام‌ کوشش‌های‌ هنرمندان‌ اسلامی‌ برای‌ نیل‌ به‌ کمال‌ و رسیدن‌ به‌ این‌ لحظه‌ی‌ عظیم‌ کشف‌ و پیوند میان‌ صورت‌ و معناست‌... هنر اسلامی‌ مَرکبی‌ برای‌ انسان‌ است‌ تا با آن‌ به‌ اوج‌ عالم‌ پهناور وجد و شادی‌ الهی‌ پرواز کند. آغاز آن‌ هنر است‌؛ اما پایانش‌، احساس‌ عروج‌ معنوی‌ است‌ که‌ به‌راستی‌ پایانی‌ برای‌ آن‌ نمی‌توان‌ قائل‌ شد.

از این‌ جهت‌، رابطه‌ی‌ هنر اسلامی‌ و تصوف‌ رابطه‌ای‌ حقیقی‌ است‌. سالک‌ و هنرمند هر دو برای‌ رسیدن‌ به‌ حق‌، مراحل‌ وصول‌ مختلفی‌ را طی‌ می‌کنند: 1) مرحله‌ی‌ فیض‌، که‌ در آن‌ باید جنبه‌ای‌ خاص‌ از نفس‌ انسان‌ ببرد؛ 2) مرحله‌ی‌ بسط‌، که‌ در آن‌ وجهی‌ از نفس‌ انسان‌ انبساط‌ می‌یابد و وجود انسان‌ از حدود خود گذشته‌، همه‌ی‌ عالم‌ را در برمی‌گیرد؛ 3) مرحله‌ی‌ آخر وجد و سرور و شوق‌ الهی‌ است‌ که‌ از آن‌ با عنوان‌ «ابتهاج‌» یاد می‌کنیم‌. در این‌ مرحله‌، هنرمند یا سالک‌ به‌ مقام‌ فنا و بقا نائل‌ می‌شود و از تمام‌ احوال‌ و مقامات‌ دیگر می‌گذرد و به‌ مشاهده‌ی‌ چهره‌ی‌ یار راستین‌ توفیق‌ می‌یابد و از تماشای‌ این‌ چهره‌، چنان‌ درگیر وجد می‌شود که‌ گویی‌ تمام‌ مراسم‌ سیر و سلوک‌ را به‌ شبی‌ پیموده‌ است‌. این‌ همان‌ احساسی‌ است‌ که‌ مولانا و عطار در کنار صوفیان‌ مسلمان‌، به‌خوبی‌ آن‌ را تجربه‌ کرده‌اند. این‌ شهود و وجد راز ماندگاری‌ هنری‌ اسلامی‌ است‌. در این‌جاست‌ که‌ دیگر کلام‌، صوت‌، خطوط‌ و آوا جنبه‌هایی‌ از واقعیت‌ جهان‌ مادی‌ نیستند، بلکه‌ چون‌ سلسله‌مراتب‌ هستی‌، به‌ واقعیتی‌ ماورایی‌ دلالت‌ دارند. آن‌ها به‌ این‌ عالم‌ مثالی‌ تعلق‌ دارند، اما اشاره‌ی‌ آن‌ها به‌ معنای‌ دیگر است‌.

این‌ همان‌ اتفاقی‌ است‌ که‌ در مینیاتور اسلامی‌ و به‌ویژه‌ مینیاتور ایرانی‌ رخ‌ می‌دهد. حتی‌ قالی‌ ایرانی‌ به‌ منزله‌ی‌ تذکاری‌ است‌ از واقعیتی‌ که‌ ماورای‌ محیط‌ دنیوی‌ و مادی‌ حیات‌ روزانه‌ی‌ بشری‌ قرار دارد. بنابراین‌، اگر هنر در مفهوم‌ عامش‌ قصد دارد که‌ انسان‌ را به‌ درک‌ عمیق‌تری‌ از واقعیت‌های‌ ملموس‌ زندگی‌ برساند و او را با شادی‌ها و لذت‌های‌ زیستن‌ آشنا کند، هنر اسلامی‌ تا آن‌جا برای‌ او وجد و سرور و زیبایی‌ به‌ ارمغان‌ می‌آورد که‌ خود، پرنده‌وار و بال‌زنان‌ به‌ سوی‌ اصل‌ این‌ مثال‌ها و سایه‌ها و به‌ سوی‌ خورشید حقیقت‌ به‌ پرواز درآید. این‌جا دیگر هنرمند نیست‌ که‌ مخاطب‌ خود را هدایت‌ می‌کند، بلکه‌ غریزه‌ی‌ خداجویی‌، کمال‌طلبی‌ و احساس‌ و نیاز مذهبی‌ مخاطب‌ است‌ که‌ او را به‌ جلو می‌برد. در این‌جا، دیگر روح‌ طالب‌ زیبایی‌ مطلق‌ و عشق‌ حقیقی‌ است‌ و از آن‌جا که‌ هنر اسلامی‌ هرگز ادعای‌ کمال‌ ندارد و تنها شمه‌ای‌ از زیبایی‌ و حقیقت‌ را به‌ او نشان‌ داده‌ است‌، روح‌ تشنه‌ بال‌زنان‌ به‌ سوی‌ مبدأ و اصل‌ این‌ زیبایی‌ پرواز می‌کند. شاید راز و رمز داستان‌ سیمرغ‌ عطار در منطق‌الطیر بیان‌ همین‌ حقیقت‌ باشد که‌ سیمرغ‌ حقیقی‌، گوهر وجود انسانی‌ است‌ که‌ به‌ سوی‌ قرب‌ الهی‌ در حرکت‌ و پرواز است‌.

به‌ همین‌ دلیل‌، هنر اسلامی‌ نمی‌خواهد مخاطب‌ خود را به‌ نهایت‌ کمال‌ و زیبایی‌ برساند، زیرا قصد گسترش‌ احساس‌ پرواز او را دارد. کمال‌ و غایت‌ نهایی‌ در جای‌ دیگر است‌، جایی‌ که‌ این‌ هنر و صورت‌، تنها اشارتی‌ مختصر به‌ آن‌ است‌. وجد نهایی‌ نه‌ از این‌ هنر، که‌ از شوق‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ سوی‌ این‌ صورت‌ (صوت‌، نقاشی‌، معماری‌، نمایش‌ و...) ناشی‌ می‌شود. هنر اسلامی‌ قصد پنهان‌ کردن‌ چیزی‌ را ندارد، بلکه‌ قصد فاش‌ کردن‌ ذات‌ الهی‌ انسان‌ را دارد. به‌ همین‌ دلیل‌، مخاطب‌ هنر اسلامی‌ از سادگی‌ و طهارت‌ این‌ هنر ناگهان‌ به‌ خود می‌آید و امتداد این‌ هنر را در وجود خود می‌یابد. گویی‌ با نگاه‌ خود، خالق‌ این‌ هنر است‌ و گویی‌ اثر هنری‌ با تمام‌ «خالی‌بودن‌ و سادگی‌»، او را وامی‌دارد که‌ به‌ لحظه‌ی‌ شوق‌، لحظه‌ای‌ ماورای‌ صورت‌، کلمات‌ و آواها دست‌ یابد. این‌جاست‌ که‌ هنر اسلامی‌ حتی‌ از عبادت‌ تأثیرگذارتر می‌شود، زیرا با بهره‌گیری‌ از نیاز زیبایی‌شناسی‌ انسان‌، او را به‌ سرچشمه‌ و مبدأ همه‌ی‌ زیبایی‌ها می‌رساند و به‌ قول‌ خواجه‌ حافظ‌:

ما در پیاله‌ عکس‌ رخ‌ یار دیده‌ایم‌

        ای‌ بی‌خبر ز لذت‌ شرب‌ مدام‌ ما

هرگز نمیرد آن‌ که‌ دلش‌ زنده‌ شد به‌ عشق

        ثبت‌ است‌ در جریده‌ی‌ عالم‌ دوام‌ ما

 

منابع:

اعوانی‌، غلامرضا، حکمت‌ و هنر معنوی‌ (تهران‌: نشر گروس‌، 1375).

ستاری‌، جلال‌، نماد و نمایش‌ (تهران‌: توس‌، 1374).

فصلنامه‌ی‌ هنر ، (پاییز 73)، ش‌26.

نصر، سیدحسین‌، هنر و معنویت‌ اسلامی‌ ، ترجمه‌ی‌ رحیم‌ قاسمیان‌ (تهران‌: دفتر مطالعات‌ دینی‌ هنر، 1375).

 

منبع: ماهنامه بیناب، شماره 7

منبع الکترونیک: باشگاه اندیشه

 
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
تگ ها : اسلام وهنر

هنر و زیبایی در سیره پیشوایان


   هنر به معنی زیبایی شناسی و زیبایی آفرینی است، که شامل هر نوع فن و پیشه زیبا و جالب در عرصه های گوناگون می شود. هنرمند کسی است که با شناختن زیبایی ها، در پرتو علم و عقل بتواند از آنها بهره گیرد، و عامل خلاقیت و سازندگی و رشد و تعالی خود و دیگران گردد. به عنوان مثال اگر بانویی با شناخت زیبایی ها و عوامل پیدایش آنها درمورد تربیت کودک از آغاز انعقاد نطفه- بلکه قبل از آن- تا هنگام تولد و بعد از آن، و سپس رعایت دقیق آنها، همت کند، می تواند ازنظر صورت و سیرت فرزندی زیبا پدید آورد، و همین هنر مهم اجتماعی است که می تواند سرچشمه آثار و نتایج درخشان گردد، و محتوای شعر فردوسی را تحقق بخشد که گفت:

زنان را همین بس بود یک هنر ***                                      نشینند و زایند شیران نر

و مانند حضرت زینب(سلام الله علیها) در حضور ابن زیاد، ماجرای شهادت و سختی های کربلا را، جمیل و زیبا خواند و فرمود: «ما رأیت الاجمیلاً؛ جز زیبایی ندیدم» و شاید حضرت امام خمینی (قدس سره) این سخن معروف خود را از این گفتار زینب (سلام الله علیها) اقتباس کرده که گفت: «شهادت هنر مردان خدا است» یعنی شهادت یک نوع زیور و زیبایی برای انسان ها است. و به طورکلی پدیده های خلقت، زیبایی و زیبایی آفرینی است، و نشان دهنده هنرهای خیره کننده و گوناگون است که ذات پاک خدا در جهان هستی پدیدار ساخته است، به عنوان مثال در میان حشرات، زنبور عسل را درنظر بگیرید که با زیبایی شناسی و زیبایی آفرینی غریزی و حرکات ظریف خود، شکوفه ها و گلهای خوشبو را می شناسد، و از آنها می خورد، و با تلاش های آگاهانه و هوشیارانه و خستگی ناپذیرش، ده ها و صدها و گاهی هزارها کیلومتر ره می پیماید، و درنتیجه عسل تهیه می کند که درمیان غذاها شیرین ترین و پرمحتواترین غذاها است که قرآن از این هنر الهی چنین یاد می کند: «و پروردگار تو به زنبور عسل وحی (و الهام غریزی) نمود که از کوه ها و درختان و داربست ها که مردم می سازند، خانه هایی برگزین، سپس از تمام ثمرات (و شیره گل ها) بخور، و راه هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، به راحتی بپیما، و از درون شکم آنها نوشیدنی با رنگ های مختلف خارج می شود که در آن شفا
برای مردم است  این یک نمونه از هنر جهان طبیعت از میلیاردها نمونه های دیگر است، باید بادقت و تفکر درمورد آن، برهنر خود افزود، هنرها را شناخت، و هنرآفرینی کرد، چنان که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این راستا می فرماید: «المؤمن کالنحله تأکل طیباً و تضع طیباً؛ مؤمن مانند زنبور عسل است که چیز پاک (شیره گل) می خورد، و چیز پاک (عسل) تحویل می دهد».
  روان شناسان می گویند: روح و روان انسان از چهار بعد تشکیل شده که عبارتند از: حس مذهبی، حس نیکی، حس دانایی و حس زیبایی. آنها معتقدند که تمام زیبایی های ادبی، شعری، صنایع ظریف، و هنر به معنی واقعی از حس زیبایی نشأت گرفته، و از آثار این حس است، و سراسر جهان را به زیبایی ها فرا گرفته، و همه آن ها نشانه هنر دوستی خدا، و هنر آفرینی او است. پس ما که جزیی از جهان آفرینش هستیم، نمی توانیم از هنر فاصله بگیریم. بنابراین هنر دوستی و زیبایی طلبی از امور فطری، و برخواسته از سرشت انسان است، که باید آن را شکوفا و بارور نمود، و به وسیله هنر به آفرینش زیبایی ها در ابعاد گوناگون پرداخت.
  در گفتار و رفتار پیشوایان به آنچه که موجب پاکیزگی و آراستگی است دستور داده شده و از آنچه که باعث زشتی و ناپاکی می شود نهی شده است، به عنوان مثال؛ به مسواک، و زدودن موهای زائد بدن؛ و استفاده از عطریات، و گرفتن ناخن، و کوتاه کردن موی شارب و... دستور داده شده است. از سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است: «بئس العبد القاذوره؛ بنده کثیف، بنده بد و زشتی است».و نیز فرمود: «دوستم جبرئیل به من گفت: یک روز در میان، خود را با عطر خوشبو کن، و در روز جمعه حتماً از عطر بهره بگیر، و آن را ترک نکن».حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «مسواک دندان ها موجب پاکیزگی دهان، و خوشنودی پروردگار است»
.پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ان من السنه ان تأخذ من الشارب حتی یبلغ الاطار؛ از سنت اسلام است که سبیل خود را کوتاه کنی به طوری که به لب بالا برسد و لب بالا آشکار گردد».

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥

فقه و هنرهاى تصویرى و تجسمى

 
فقه، عبارت است از به نمایش گذاردن دین، در همه ابعاد و با تمام شؤون در عرصه زندگى فردى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى
     

از کاراترین عوامل حفظ و نشر دین و احیا و توسعه علوم و معارف دینى وجود فقهاى راستین و هوشمند و پرتلاش اسلام است.
فقه، عبارت است از به نمایش گذاردن دین، در همه ابعاد و با تمام شؤون در عرصه زندگى فردى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى. اگر فقاهت نبود اسلام و معارف اسلامى نبود. حفظ دین، نشر معارف توحیدى، حیات و بقاى احکام الهى، حاکمیت ارزشهاى متعالى بر جوامع انسانى، همه و همه، بى گزافه گویى، رهین مجاهدتهاى هوشمندانه و به موقعِ فقهاى دین شناس، آگاه به شرایط و مقتضیات زمان و درد آشناست.
امام صادق(ع) در باره فقیهانى چون: زرارة بن أعیَن، محمدبن مسلم، ابوبصیر لیث مرادى، بریر عجلى و... مى فرماید:
(لولا هؤلاء لاندرست آثار النبوة.1)
اگر آنان نبودند، آثار نبوت و زحمات پیامبر، کهنه مى شد.
سخن امام خمینى در این خصوص، ترجمانى است از این گونه روایات:
(این فقها هستند که حصون اسلام هستند و حفظ کردند اسلام را.2)
مقتضاى درایت در آن روایت این است که فرمایش امام صادق(ع) مخصوص به نام بردگان در حدیث شریف نیست و جایگاه نگهدارى از دیانت، ویژه امثال زراره و محمدبن مسلم نبوده و نیست، بلکه سخن امام صادق(ع) کبرایى است که بر بعض صغریات و مصادیق تطبیق شده است.
پر واضح ست که در هر عصرى و مصرى نخبگان و بزرگانى وجود داشته و دارند و خواهند داشت که از مصادیق بارز سخن امام صادق هستند.
و شاهد و گواه درستى این برداشت از روایت امام،روایت دیگر آن بزرگوارست.
که مى فرماید:
(فان فینا اهل البیت فی کل خلف عدولاً ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین3)
در میان ما اهل بیت، در هر نسلى، مردان عالم و عادلى وجود دارند که با تحریف افراد خارج از حدّ اعتدال و تأویل اشخاص نادان و ادعاهاى نااهلان مبارزه مى کنند.
و احادیث دیگرى به این مضمون در مآخذ شیعى نقل شده ست که نیازى به ذکر همه آنها نیست.
دین و برداشتهاى دینى
ارزشمندى آراى فقیهان، از سه زاویه باید به بوته بحث نهاده شود:
1 . ارزش عملى
2 . ارزش واقع نمایى
3 . ارزش عصرى، یا دائمى
ارزش عملى
رأى و نظر فقیه دین شناس و جامع شرایط، از جهت عملى در حدّ حکم دینى و تکلیف اسلامى، داراى ارزش است.
رأى و فتواى فقهى هرفقیهى، به عنوان وظیفه اى شرعى و حکم الهى براى خود و مقلدان، معتبر است و بایسته عمل و سرپیچى از آن، سرپیچى از حکم خدا، به حساب مى آید، خواه رأى و برداشت فقیه از متون دینى و منابع اسلامى، مانند قرآن و سنت، موافق و مطابقِ با واقع باشد، یا مخالفِ با آن. در هرصورت، برداشت فقیه از منابع دینى و نظر او در مرحلّه تعیین تکلیف و در مقام عمل، حجیت شرعى دارد.
باید توجه داشت که مجرد احتمال خلاف در فتواى فقیه و امکان مخالفتِ آن با واقع و احتمال اشتباه در برداشت و یا کشف خلاف و ثبوت مخالفت با واقع، نسبت به بعضى از فتواهاى فقیه، دلیل بى اعتبارى و عدم اعتماد و التزام به آن نمى شود.
رأى و فتواى فقیه، حجت و حقیقت است، هرچند امکان دارد واقعیت نباشد. مادامى که کشف خلاف نشده، به عنوان سند شرعى و حجت دینى برخود او و مقلدان او، پیروى از آن واجب و مخالفت با آن حرام است; زیرا بر طبق روایات ما، وظیفه هرانسان مکلفى، عمل بر اساس حجت است، نه تحصیل واقعیت، گرچه اگر ممکن باشد، مطلوب خواهد بود.
ارزش واقع نمایى
رأى و فتواى فقیه در فقه، تنها یک سلسله برداشتهاى کارشناسانه است که با به کارگیرى توان فکرى و استفاده از قواعد و اصول کلى علمى و با مراجعه به منابع و متون دینى، مانند: قرآن و سنت بدانها راه یافته و آنها را استنباط و استخراج کرده است.
حال آیا این و برداشتها، مطابق با واقع است، تا متن دین و واقعیت فقه باشند، یا مخالف با آن، تا تنها حجتى شرعى در مقام حکم ظاهرى و عمل و رفتار مکلفان باشد؟ هردو احتمال مطرح است.
بنابراین، نمى شود ادعا کرد که آنچه در کتابهاى فقهى، به عنوان فتواى فقیهان مطرح شده، متن دین و واقع اسلام است و اگر فقیهى، خلاف آن را از منابع استنباط کرد، به مخالفت با دین برخاسته است. بلکه باید گفت: آنچه فقیه از منابع استنباط و استظهار کرده برداشتى است کارشناسانه، نه عین حکم واقعى و متن دین. پس بین برداشت از دین، با خود دین، تفاوت است،باید مرزها را جدا کرد. بر اساس چنین باورى است که ما گروه اهل صواب را مخطئه مى گویند.
با توجه به این بینش و باور، حق اظهار مخالفت بر آرا و نظریات فقها، براى هرفقیه دیگرى، با رعایت ضوابط و در چهارچوب اصول علمى پذیرفته شده، ثابت است. حتى خود فقیه، فراوان پیش مى آید که آراء و انظار سابق خود را نقض مى کند; از این روى، هیچ گاه، مخالفت فقیهى با آراى فقیه دیگر، مخالفت با دین تلقى نشده و نمى شود، بلکه مخالفت با برداشتِ یک فقیه از دین به شمار مى‌آید.
ارزش عصرى یا دائمى
آیا همه استنباطات و برداشتهاى فقیه از منابع دینى به عنوان فتوا، بر فرضِ مطابقت با واقع، ارزش و کاربرد دائمى و ابدى دارد، یا عصرى و موقت است؟
آیا آنچه در کتابهاى فقهى فقیهان، به عنوان فتوا و حکم شرعى ذکر شده است، مانند: حرمت خرید و فروش خون و وجوب شمشیربازى و اسب تازى و نیزه سازى، براى آمادگى رزمى، جهت دفاع از کیان اسلام و... ثابت و غیر قابل تغییرند، یا این که حرمت و وجوب این نوع أفعال، بستگى به مقتضیات و شرایط زمان و مکان دارد که اگر آن شرایط و مقتضیات دگرگون شد، حکم این موضوعات نیز تغییر مى کند.
پر واضح است که این گونه فتواها و احکام، تابع مصالح و ملاکات و شرایط و مقتضیات زمان و روابط اجتماعى و توسعه و امکانات زندگى است. از این روى فتواى به حرمت خرید و فروش خون، که روزگارى از مسلّمات و مورد اتفاق و اجماع فقها بود، امروز، فتوا به جواز آن، از قطعیات دانش فقه است.
دقت و تأمل در ادوار فقه و سیر تاریخى آن، از عصر اوّل تا به امروز، نشانگر این واقعیت است که زمان و مکان و مقتضیات و شرایط زندگى در نوع و چگونگى استنباط و برداشت از آیات و روایات، مؤثرند و دخیل. این چنین نیست که هرچه در کتابهاى فقهى اجماع بر آن است و فتوا به آن داده اند، تا روز قیامت ثابت و غیر قابل تغییر باشد.
ضرورت اجتهاد یا نوآورى در فقه
اجتهاد در معناى مصطلح آن، یعنى تلاش فراگیر و پى گیر و به کاربستن همه توان و استعداد، با بهره ورى از همه امکانات.
طبیعى است که همه داراى فهم و استعداد یکسان و مساوى نیستند و همه زمانها یک گونه اقتضاء ندارند، ناگزیر برداشتها متفاوت و مختلف خواهد بود. اصولاً معناى اجتهاد و گشوده بودن باب آن، چیزى جز گشوده بودن باب نوآورى و دعوتِ و تشویقِ به برداشت جدید از منابع فقه، یعنى قرآن و سنت نیست. اگر اجتهاد، فقط بازگویى نظرات پیشینیان و برداشت برداشتهاى گذشتگان صالح باشد که تحصیل حاصل است. ضرورت تقلید از زنده و لزوم باز بودن راه اجتهاد براى آن است که در هر عصرى، دین و احکام دین زنده است و پاسخ گوى نیازهاى جامعه وگرنه، به تعبیر شهید مرتضى مطهرى:
(تنها در مسائل کهنه و فکر شده، فکر کردن و حداکثر یک على الاقوى را تبدیل به على الاحوط کردن و یا یک على الاحوط را تبدیل به على الاقوى کردن، هنرى نیست و این همه جاروجنجال لازم ندارد.4)
مشروعیت اصل اجتهاد بر اساس موازین و در چهارچوب اصول و قواعدِ ثابت و غیر قابل تغییر، بلکه ضرورت و لزوم آن، چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد و قابل انکار، توجه دارید که انکار اجتهاد خود، نوعى اجتهاد است.
بحث و اثبات ضرورت اجتهاد و بیان براهین قاطعِ آن، به طور تفصیل، احتیاج به تدوین رساله و مقاله مستقل و جداگانه اى دارد. ولى ما در این جا، به اجمال به آن دلایل اشاره مى کنیم:
1 . خاتمیت و جاودانگى دین اسلام و احکام آن، از ضروریات و مورد پذیرش همه معتقدانِ به اسلام است.
2 . جامعیت و فراگیر بودن قانون اسلام نسبتِ به همه جوانب و شؤون زندگى، جزء قضایاى مورد اتفاق همه است.
3 . دین و قانون دینى، یعنى فقه، فلسفه عملى زندگى است و مدعى اداره جوامع انسانى.
4 . هماهنگى قانون و احکام دین با مقتضیات و شرایط گونه گون زندگى، امرى است واضح و غیر قابل انکار.
5 . حوادث و رخدادهاى زندگى انسانى و توسعه و پیشرفت شتابان جوامع بشرى و تحولات و دگرگونیهاى وسیع روابط حاکم بر زندگى، که نه در کنترل و تحت قدرت کسى است و نه مخالفتِ با آن مطلوب و سودمند، از امور وجدانى و ملموس و محسوس هرعصرى، بخصوص روزگار ماست.
با توجه به این اصول و واقعیات غیر قابل انکار، آیا ممکن ست، جوامع هرعصرى، بویژه جوامع کنونى را با حاکمیت اسلام و مدیریت رهبران اسلامى، بر اساس فقه موجود و متعلقِ به روزگار گذشته اداره کرد و همه نیازهاى لازم زندگى این گونه جوامع را با فقه عصر شیخ طوسى، یا شیخ انصارى و... پاسخ داد؟ طبیعى است که جواب منفى خواهد بود. اثبات جاودانگى و جامعیت و حاکمیت و مدیریت اسلام، جز با پذیرش اجتهاد، به معناى دقیق و با شرایط و موازین صحیح آن، غیر ممکن و غیر عملى است.
با توجّه به این واقعیات است که ارزش احادیث نبى اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در باب دعوتِ به اجتهاد روشن تر مى شود.
در حدیث مستفیضِ از طریق شیعه و سنى در جوامع روایى هردو گروه، از پیامبر(ص) مى خوانیم که فرمود:
(رحم اـ (او نَضَر اـ او نصر اـ) عبداً سمع مقالتى فوعاها ثم بلّغها من لم یبلغها.
ربّ حامل فقه الى من هو أفقه منه وربّ حامل فقهٍ غیر فقیه5)
خداى رحمت (یا خرّم، یایارى) کند کسى را که سخنم را بشنود و به گوش جان بسپرد و به کسانى که آن را نشنیده اند برساند.
چه بسا حامل و صاحب فقهى که آن را به فقیه تر از خودش منتقل و ابلاغ مى کند و چه بسا حامل فقهى که خودش فقیه نیست، لکن آن را به فقیه مى رساند.
این حدیث شریف، که به تعبیر اهل حدیث از شیعه و سنى به طور مکّرر از پیامبر اکرم شنیده شده و در مواطن و مجالس متعدد آن را بیان فرموده، در حقیقت منشور اجتهاد است.
در حدیث امام صادق و امام رضا(ع) است که مى فرمایند:
(علینا القاء الاصول وعلیکم التفریع)6
برماست [اهل بیت] که اصول، یعنى کلیات را بر شما القا کنیم و بر شماست که اجتهاد کنید.
اصول و کلیاتِ متلقّاتِ از جانب ائمه(ع) همان ثابتاتِ به دوراز تغییر و تحول زمانند. تفریعِ مورد توصیه و سفارش ائمه(ع) همان اجتهاد و برداشتِ از منابع اسلامى به کمک آن اصول و کلیات است که به حسب زمان و مکان و شرایط و مقتضیات آن متغیر و مختلف است.
اجتهاد یعنى اثبات عملیِ جامعیت و جاودانگى احکام اسلامى براى هرعصر و زمانى و به نمایش گذاشتن توانمندى فقه در اداره جوامع، با حفظ اصالتهاى دینى.
بنابراین، اگر بناست جامعیت و جاودانگى و توانمندى دین در عرصه زندگى و حاکمیت مکتب بر جوامع بشرى در هرزمانى و با هرشرایطى عملاً نموده شود، اجتهادِ پویا در چهارچوب اصول ثابت دینى ضرورتى است اجتناب ناپذیر.
نقش دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد
زوال و پیدایش موضوعات و رخداد حوادث جدید و تبدل و تحول در ملاک و مناط احکام و تغییر و دگرگونى ملموس و محسوس در شکل زندگى انسان، جامعه و… نشانگر نقش دو عنصر زمان و مکان و شرایط و مقتضیات آن در اجتهاد و لزوم تجدید نظر در نوع نگرش و برداشتِ از منابع دین و فقه است.
نوع روابط بین انسانها و جوامع بشرى و شکل و چگونگى زندگى، موضوع احکام فقهى ست و با تحول و دگرگونى در موضوع تغییر و تحول در حکم اجتناب ناپذیر است.
ضرورت استمرار اجتهاد، به خاطر عرضه اسلام و ارائه معارف دین و بیان احکام فقه با زبان زمان و همراهى و هماهنگى با دگرگونیهاى روابط حاکم برزندگى و پیشرفت و توسعه تکنولژى با حفظ اصول ثابت و غیر قابل تغییر دین است.
روشن است اجتهاد و نوع نگرش و برداشت از منابع فقه، در عصرى که دنیا به شکل دهکده اى درآمده، نمى تواند با اجتهاد و چگونگى برداشت از منابع فقه در روزگاران گذشته که چنین ارتباطاتى و دگرگونى و تحولاتى وجود نداشت، یکسان باشد. چنانکه سیر تاریخى و مطالعه ادوار فقه و اجتهاد نیز گواه صادقى بر این مدعاست. اجتهاد بسیط و محدود اوائل دوران شیخ مفید با اجتهاد بازِ اواخر زمان شیخ طوسى، هم شکل و یک دست نیست و اجتهاد نیمه باز زمان شیخ طوسى، با اجتهاد بالنده و گسترده عصر صاحب جواهر و شیخ اعظم که در کتاب عظیم جواهر الکلام و مکاسب تبلور یافته است، بسیار متفاوت است.
اجتهاد، با در نظر داشتن دو عنصر زمان و مکان و بر اساس مقتضیات و شرایط آن، ضرورتى است که اگر شیخ طوسى متعلق به هزار و اندى سال پیش نمى بود، متناسب با زمان و مکان این روزگار اجتهاد مى کرد. این بزرگان مجتهدان راستین روزگاران خویش بوده اند.
در هر عصرى مجتهدِ آشناى به زبان آن زمان و آگاهِ به رخدادها و مقتضیات آن دوران وجودش ضرورى است و فلسفه ضرورت اجتهاد و استمرار آن و لزوم تقلیدِ از زنده و عدم کفایت تقلید از مرده، هرچند از آگاهترین مجتهدان زمان خویش به مسائل و رویدادها باشد، چیزى جز لزوم همراهى و هماهنگى برنامه هاى دین، با حرکت و مقتضیات زمان و مکان، در چهارچوب ضوابط نیست. رأى حاکم، در هرعصرى رأى مجتهدِ زنده و آگاه به زمان است و اگر بنابر بقاى از تقلید مجتهد مرده هم باشد، باید بر طبق رأى و نظر مجتهد جامع شرایط و زنده باشد.
صیانت اصول و احکام دینى از تغیّر و دگرگونى
اصل اصیل پایدارى و تغییرناپذیرى اصول و قوانین دینى و فقهى، جزء مسائل ضرورى و غیر قابل انکار است.
آنچه را شریعت جامع و جاودانه و جهان شمول اسلام بیان کرده است، یک سلسله احکام و قوانین و مقررات ثابت و غیر قابل زوال و تغییرند.
بیانگر این حقیقت شبهه ناپذیر دینى، حدیث شریف صحیح السند زرارة در اصول کافى از امام صادق علیه السلام است:
(حلال محمد حلال أبداً الى یوم القیامة وحرامه حرام ابداً الى یوم القیامة.7)
حلال و حرام پیامبر اسلام، ابدى و دائمى و زوال ناپذیرند، تا به روز قیامت.
طبیعى است حفظ و بقاى دین، در گرو حفظ و بقاى اصالتها و قوانین و کلیات آن است. اگر بنا باشد آراء، و اهواء و تراوشات عقلى و بافته هاى فکرى هرمدعى دانش و اندیشه اى، دین و حکم دینى باشد، روشن است که در مدت زمان کوتاهى، حقیقت دین و احکام دینى مسخ و نسخ و فراموش خواهد شد.
بنابراین، از اعتقادات خدشه ناپذیرِ و باورهاى ضرورى ما راجع به احکام و اصول و قوانین دینى و فقهى، ابدیت، جامعیت، کلیت و جهان شمولى آن است.
لکن باید توجه داشت که در قبال آن اصل ثابت و دائمى، تحول و دگرگونى و تغییر در مسائل فقهى نیز، یک ضرورت محسوس و ملموس و غیر قابل تردید است. بخشى از قوانین و احکام دین، براى تنظیم روابط زندگى اجتماعى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى جامعه انسانى تعبیه و تدارک دیده شده و با توجه به تغییرپذیرى و دگرگونى این سنخ حوادث و قضایا، که موضوعات احکام شریعتند، تغییر و دگرگونى این دسته از احکام شریعت نیز قهرى و اجتناب ناپذیر خواهند بود.
و با توجه به این دو اصل ضرورى ثبات و تغیر است که مسأله پر اهمیت و پیچیده ربط این متغیرات به آن ثابتات، در فقه مطرح مى‌شود و بدیهى است که حل این معضل و ایجاد و حفظ این ربط در مسائل فقهى ساده تر و آسانتر از مسأله دشوارِ ربط حادث به قدیم در فلسفه نیست.
رسالت فقیه و مسؤولیت مجتهد، فلسفه وجودى فقاهت و اجتهاد، ارتباط این متغیرات است با آن ثابتات، بدون ذره اى عدول و عقب نشینى از اصول ثابت و بدون ذره اى عقب ماندگى از تغییرات شتابان زندگى، چنانکه روحیه بى مبالاتى و تجددزدگى و روشنفکرمآبى، خارج کردن اسلام ناب از جریانات زندگى است.
ابتلا به روحیه ایستایى و تحجرگرائى، نتیجه اش عقب نشینى عملى از همه اصول و مواضع بحق و مترقى و به انزوا کشیدن فقه است و اثبات عدم توانایى اسلام و احکام آن براى اداره جامعه.
چنانکه آشنایان به اسلام و مسائل اسلامى و آنان که درد دین دارند، با احساس و لمس ضرورتهاى اجتناب ناپذیر جهان معاصر، از سراخلاص به ساحت قدس دین، فریاد دردمندانه دارند که اجتهاد مصطلح در حوزه ها، امروز قادر به عرضه اسلام و توانمند پاسخ گویى به نیازمندیهاى گونه گون جامعه امروز بشر نیست.
امروز، نیاز به یک نهضت مقدس فقهى داریم و باید چند قدم جلوتر از زمان فقه را هدایت و جهت دهیم.
نهضت فقهى نوآورى در فقه، به معناى نادیده انگاشتن اصول و احکام ثابت دین نیست، بلکه منظور این است که ضمن حفظ اصالتها و بهره گیرى از ثمرات افکار سلف صالح، فقه و اجتهاد را حرکت بخشیدن و جرأت رویارویى با زمان و پیشرفتهاى زمان و تحولات زمان را به خود دادن و با آغوش باز بر اساس موازین متقن و محکم و خدشه ناپذیر فقه، از پدیده هاى جدید استقبال کردن است.
هدف ما از اجتهاد پویا و دخالت دادن دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد، ثبات و تغییر احکام فقهى را درست بازگو کردن و مرز ثابتات و متغیرات را مشخص کردن و چگونگى ارتباط اصول و احکامِ همیشگى و همگانى دین را، با مسائل متغیر به تغیر اوضاع و شرایط اجتماعى تحلیل کردن است.
آنچه ثابت و دائمى و همگانى است، هیچ گاه مشمول قانون مرور زمان واقع نمى شود و از هرگونه تغییر و زوالى مصون است. در شرع یک سرى احکامى وجود دارد که همیشه حلالند و یا حرام.مانند عدم مشروعیت ساخت و پرداخت و خرید و فروش چیزهایى که بى فایده اند و ارزش عقلایى و حلال ندارند.مانند: اکل مال به باطل، ترویج و تقویت شرک و کفر و فساد و لزوم و وجوب فراگیرى دانش مفید و سازنده و لزوم حفظ نظم و نظام و تقویت حق و اسلام.
و امّا حرمت خرید و فروش خون، مردار، حشرات، سگهاى غیر شکارى، سگهاى شکارى غیر سلوقى و وجوب شمشیربازى، اسب تازى، نیزه سازى براى آمادگى رزمى به خاطر پاسدارى از سر حدّات و ارزشهاى اسلامى، انسانى. هیچ یک از این امور حرام و واجب که در کتابهاى فقهى موجود و گاه بر حرمت یا وجوب آنها دعوى اجماع شده ست، جزء ثابتات و دائمیّاتِ غیر قابل تغییرنیستند.
بلکه حرمت و وجوب این گونه چیزها در گرو شرایط و مقتضیات زمانى و مکانى و دائر مدار مناط و ملاکات فقهى است.
از این روى، آنچه به عنوان محرّمات یاد شد، ممکن است در زمانى جایز باشد، چنانکه جواز خرید و فروش خون، امروز مورد فتواى همه فقهاست و آنچه از واجبات ذکر کردیم، ممکن است در زمانى از وجوب ساقط باشند، چنانکه عدم وجوب بسیارى از چیزهاى واجب در زمان گذشته جزء مسلّمات فقه است.
حکم مجسمه و نقاشى در فقه، که در این مقال، در پى تحقیق و بررسى ابعاد آنیم، همانند بسیارى از مسائل و موضوعات دیگر فقهى، چه بسا، دستخوش تغییر و مشمول دگرگونى بر حسب تحولات و دگرگونیهاى زمان و مکان باشد.
پیشینه مجسمه سازى و نقاشى
پیدایش مجسمه سازى و نقاشى به عنوان یک هنر و فنّ، تقریباً مقارن با تاریخ پیدایش بشر است.
مدارک و قرائن قطعیِ دینى و تاریخى به عمرِ طولانى پیدایش تندیس و پیکره و شمایل سازى گواهى مى دهند.با توجّه به این که روشن شدن تاریخ و پیشینه پیدایش مجسمه سازى و نقاشى در زندگى بشر، با استفاده از شواهد و مدارک اسلامى و تاریخى، در فهم و شناخت معانى روایات دینى دخیل و مؤثرند، لازم مى دانیم در این بخش، به بیان تاریخچه این هنر، با استفاده از آیات و روایات و تاریخ و آثار به جاى مانده از روزگاران قدیم که باستان شناسان در حفّاریها به آنها دست یافته اند، بپردازیم.
از متقن ترین و محکم ترین شواهد و مدارک در بیان تاریخ پیدایش مجسمه و انگیزه پدید آورندگان، آیاتى است که در قرآن کریم از گذشته هاى دور گزارش مى دهند.
قرآن کریم، در ضمن بیان سرگذشت ملل و اقوام پیشین، و اشاره به فرهنگ و سنتهاى رایج در بین آنان، به طور مکرر از مسأله بت پرستى امّتهاى پیشین یاد مى کند.
آنچه در آیات مطرح شده است: اصنام و اوثان و تماثیل است که عبارتند از: بتهایى که از سنگ وچوب و مواد فلزى، مانند: مس، نقره و دیگر اشیاء مى ساختند و به عنوان آلهه و خدایان آنها را مى پرستیدند.
در بعضى موارد، قرآن کریم به نام و مشخصات این تندیسها و پیکره ها، که به عنوان خدایان مورد پرستش بودند اشاره مى کند و از آنها نام مى برد: وَدّ، سُواع، یَغوث، یَعوق ونَسر8.
بنابراین، تا مقدارى که قرآن کریم بر اساس اهدافى که دارد، مسأله بت پرستى و بت سازى که به حسب غالب در قالب تندیس و مجسمه هاى سنگى، چوبى، گچى، گلِى، نقره اى و مسى ساخته مى شده اند و مورد پرستش و عبادت واقع مى شدند، اشاره مى کند، نشان از قدمت و ریشه دار بودن این موضوع است.
پیش از حضرت نوح و در عصر خود آن حضرت، در روزگار حضرت ابراهیم و حضرت موسى و دیگر دورانهاى تاریخ، تندیس و پیکر تراشى و مجسمه سازى به انگیزه بت پرستى رواج داشته است.
چنانکه از روایات استفاده مى شود، عمل تصویر و مجسمه سازى از زمان مرگ حضرت آدم(ع) به وجود آمد و تا زمان ظهور اسلام در جزیرة العرب، در طول تاریخ و همه ادوار زندگى بشر عمل تصویر و مجسمه سازى در أشکال و انواع مختلف مرسوم و رائج بود و حتى در عصر بعثت، چنانکه از روایات و تاریخ استفاده مى شود، کمربندى از سیصد و شصت بت به عدد روزهاى سال، دور تا دور کعبه، مرکز و پایگاه توحید را احاطه کرده بود که از اوّلین اقدامات مهمّ و حماسى رسول خدا(ص) به یارى على بن ابى طالب(ع) پاکسازى حریم مطهر خانه خدا از لوث وجود این مجسمه هاى ناپاک و خدایان ساختگى و بتهاى مورد پرستش و تعظیم مردم عصر جاهلیت بود.
بخشى از روایات تاریخ پیدایش مجسمه سازى، به انگیزه پرستش، در کتاب التوحید (بحار الانوار)9 نقل شده است و بخشى از روایات، در تاریخ پربار و درخشان حضرت رسول اکرم(ص) و حوادث مربوط به فتح مکه ذکر شده است10.
علامه مجلسى نقل مى کند:
عن برید بن معاویة قال: سمعت ابا جعفر علیه السلام یقول فى مسجد النبی صلى اـ علیه وآله:
ان ابلیس اللعین هو اوّل من صوّر صورةً على مِثال آدم علیه السلام لیُفتن به الناس ویضلّهم عن عبادة اـ تعالى الخبر11.)
برید بن معاویة مى گوید از امام باقر در مسجد النبى شنیدم که مى فرمود: اولین کسى که دست به عمل تصویر زد، ابلیس خبیث بود که مجسمه حضرت آدم را ساخت تا مردم را دچار شرک و گمراهى کند و از عبادت خدا بازدارد.
چنانکه از روایات استفاده مى شود، مجسمه بسیارى از بتها به شکل انبیاى الهى و... ساخته مى شده، مانند شمایل آدم، حوّاء، شیث، نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و مریم و حتى بسیارى از این شمایل و تندیسها در اطراف و یا داخل کعبه نصب شده بودند که وقتى حضرت پیامبر و حضرت امیر اقدام به شکستن بتها و پاکسازى کعبه از مجسمه ها و بتها کردند، در میان مجسمه و عکسها، شمایل حضرت عیسى و مریم هم وجود داشته است.
بنابراین، تاریخ دیرپاى پیدایش پدیده تصویر و شمایل نگارى و تندیس، به شهادت روایات، به عهد آدم منتهى مى شود. از آغاز تاریخ زندگى بشر، این هنر وجود داشته و در ادوار تاریخ، دچار تحولات و دگرگونیهایى شده و تا به عصر بعثت حضرت خاتم(ص) در میان امتها و ملّتها مرسوم و رائج بوده است.
در خصوص تاریخ پیدایش بتها و انواع و اقسام و نام و مشخصات آنها، کتابهاى فراوانى و جود دارد12.
گروهى از مورخان و باستان شناسان در باره تاریخ و پیشینه عمل تصویر و شمایل نگارى و تندیس و پیکرتراشى و مجسمه سازى، تحقیقات و بررسیهایى دارند که توجه به آنها در روشن شدن ابعاد قضیه تأثیر دارد. از این روى، بخشى از گفتار اینان را به عنوان شواهد تاریخى در مسأله یادآورى مى کنیم.
در تاریخ تمدن ویل دورانت، که ادوار گونه گون تاریخ ملتها و دولتها و مکتبها بررسى شده است، در هر دوره اى از تاریخ و تمدن هر قوم و ملتى در فصلِ مربوطِ به هنرهاى ملّى و قومى آن گروه، بحثى را به بررسى هنرهاى تجسمى، از جمله هنر مجسمه سازى و نقاشى اختصاص داده است و میزان قوت و قدرت هنرى آن قوم را در خصوص مجسمه سازى به بحث و بررسى گذاشته است. از جمله: در ضمن اشاره به هنر کوزه گرى در مشرق زمین مى نویسد:
(هنگامى که کوزه گر بر روى ظرفهاى ساخته خود نقشهاى رنگین نقش مى کرد، در واقع هنر نقاشى را به وجود مى آورد; چه در نزد ملل اولیه، هنر نقاشى هنر خاصى به شمار نمى رفت، بلکه از متعلقات کوزه گرى و مجسمه سازى محسوب مى شد.)
یا:(مجسمه سازى نیز، مانند نقاشى از فن کوزه گرى نتیجه شده. کوزه گر، به زودى دریافت که نه فقط مى تواند ظرفهاى مفید بسازد، بلکه ممکن است صورت و مجسمه اى از اشخاص را تهیه کند که به عنوان طلسم و جادو به کار رود… یا پایه توتم یا گورى را با مجسمه کوچکى که نماینده معبود یا مرده اوست، مشخص کند.
به همین ترتیب است که مردم قدیم جزیره اسیتر، مجسمه هاى عظیمى بر روى مقابر مردگان خود نصب کرده اند که هرمجسمه، فقط از یک قطعه سنگ ساخته شده صدها از این مجسمه ها موجود است که بلندى بعضى از آنها به شش متر مى رسد.13)
براساس شواهد تاریخى که در این کتاب و کتابهاى دیگر ذکر شده است، منشأ پیدایش مجسمه سازى، سیر تدریجى و تکاملى و… به خوبى روشن مى شود. از جمله مى نویسد:
(چرا آن مردم اهرام را ساخته اند؟ شک نیست که از این کار، منظور برپا کردن یک اثر بزرگ معمارى را نداشته اند و این کار تنها براى منظور دینى صورت گرفته است.
اهرام مصر، گورهایى بوده که رفته رفته از صورت اولیه خود تحول یافته و به این شکل درآمده است.
پادشاه آن زمان، مثل همه مردم چنین عقیده داشته است که در هرجسم زنده اى، همزاد آن، به نام (کا) جاى دارد. این همزاد، در آن هنگام که شخص، آخرین نفس را مى کشد، نمى میرد.14)
هر چند ادعاى انحصار علت و انگیزه مجسمه سازى در بت پرستى، بى دلیل و شاید خلاف واقع باشد، لکن بت پرستى و بت سازى را یکى از مهم ترین علل پیدایش و گسترش مجسمه سازى دانستن، صحیح و مطابق با واقعیات تاریخى است، چنانکه آیات قرآنى و روایات دینى و شواهد تاریخى و مشاهدات باستان شناسى گواه و دلیل این مدعایند.
بنابراین، امکان دارد، پیدایش هنر و فن مجسمه سازى و نقاشى، معلول علل گوناگون و ناشى از خواهشها و گرایشهاى ذوقى، روحى و هنرى مختلفى باشد، مثل: ذوق هنرطلبى و حسّ ابداع و خلاقیّت و به انگیزه اشباع حسّ زیبایى آفرینى و زیباخواهى و حفظ آثار متعلق به گذشتگان و یاد بود بزرگان یا عبرت گیرى از سرگذشت فراعنه و جباران تاریخ و… .
امّا، در بسیارى موارد، از این هنر آفرینندگى، همانند بسیارى از دیگر موهبتهاى خدادادى، بهره بردارى منفى شده است.شواهد تاریخى نشانگر این واقعیت تلخ در مورد هنر مجسمه سازى است. در بعضى از روایات و کتابهاى تاریخى آمده است که در ابتدا، مجسمه سازى و شمایل نگارى از بزرگان، به خاطر یادبود و حفظ خاطره و به انگیزه بزرگداشت آنان بوده، ولى کم کم و به مرور زمان، سیر قهقرایى و انحرافى را پیموده و از عوامل مهمّ ترویج شرک و بت پرستى و ضد یکتاپرستى قرار گرفته است.
تا جایى که براى تقرب به این مجسمه ها، به عنوان معبودها و خدایان، انسانها در پاى آنها قربانى مى شده اند.
از مباحث گذشته روشن شد که مجسمه سازى و نقاشى، از شاخه هاى بارز و با اهمیت هنرهاى تصویرى بشمارند. حسّ هنرجویى و ذوق هنرآفرینى، جزء استعدادهاى نهفته وجود هرانسان و گرایش و کششِ به این هنر، از خواهشهاى روحى و ذوقى بشر است. هرانسانى، بنا به اقتضاى ذوق هنرپرورى و هنرخواهى و هنردوستى، از آن جهت که انسان است و داراى این تمایل نفسانى و روحى، علاقه دارد که اثر هنرى مانند تصویر موجودى از موجودات را از خود بیافریند و یا اثر هنرى اعجاب انگیزى را که دست پرقدرت هنرمندى آن را آفریده است، نگاهدارى کند.
مجسمه سازى و نقاشى، همواره، به عنوان هنر پیشرفته به شمار مى آمده است و نشانه ٌتمدن و فکر و نبوغ و استعداد و خلاقیت و داراى فوا ئد و منافع علمى، هنرى ، اجتماعى، سیاسى، ملّى و فرهنگى بسیار بوده و براى بسیارى از اهداف و اغراض صحیح عقلائى، اجتماعى مورد استفاده و بهره ورى واقع مى شده است و مى شود .
از این روى شایسته و بایسته است که ازدیدگاه فقه اسلامى،حکم این موضوع به تحقیق و بررسى گذاشته شود و منابع و مدارک فقه،با نظر به جامعیت و جاودانگى فقه و احکام فقهى و شرائط و مقتضیات زمانى و عصرى، بررسى مجدد بشود.
آیا حکم مجسمه سازى و نقاشى در عصر حاضر، با نظر به منابع، همان است که مورد فتواى مشهور فقها بوده که حکم به حرمت داده اند؟ و یا این که ادله قاصر از اثبات حرام بودن هستند؟ و یا این که حکمِ به حرمت داراى مناط و ملاکى است که در عصر حاضر مستثنى است.
هدف و غرض از این نوشتار روشن شدن وضعیت حکم این مسأله است که آیا مقتضاى تحقیق و بررسى علمى و فقهى این است که مجسمه سازى و نقاشى حرام و ممنوع ست یا جایز و مباح. چه حرام یا جایز، باید دید در چه حدّى و درچه صورتى و با چه شرایطى، حرام، یاجایز است.

ـــــــــــــــــــــ

پی نوشتها:
1 . (وسائل الشیعه)، شیخ حرّ عاملى،ج 103/18، ج14،16،21، دار احیاء التراث العربى، بیروت.
2 . (صحیفه نور)، مجموعه رهنمودهاى امام خمینى،ج229/14، وزارت ارشاد.
3 . (اصول کافى)،ثقةالاسلام کلینى،ج32/1،ح2، دارالتعارف، بیروت.
4. (ده گفتار)، شهید مطهرى/99، صدرا.
5.(وسائل الشیعه)، ج63/18، (اصول کافى)،ج403/1 .
6. (وسائل الشیعه)،ج41/18 .
7. (اصول کافى)، ثقة الاسلام کلینى، ج/ ، دارالتعارف، بیروت; (مرآت العقول)، ج200/1، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
8. سوره (نوح)، آیه 23.
9. (بحارالانوار)، ج248/3 ـ 253.
10. (همان مدرک)، ج231/33.
11. (همان مدرک)، ج250/3.
12. از جمله: کتاب (الاصناء)، از ابومنذر هشام بن محمد کلبى.
13. (تاریخ تمدن)، ویل وآریل دورانت، ج105/1 ـ 106، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران.
14. (همان مدرک)، ج179/1.
درباره مبدأ پیدایش مجسمه سازى و نقاشى و منشأ و انگیزه پیدایش آنها، انواع و اقسام رایج و مرسوم، سیر تحولى، جایگاه آنها در میان انواع هنرها و میزان رواج و شیوع آنها و میان ملتهاى اسلامى و استعداد و نبوغ هنرى مسلمانان و نقش هنر عموماً و نقش مجسمه سازى خصوصاً در فرهنگ ملتها دهها مسأله دیگر از این گونه، در کتابهاى تاریخى مطالب خواندنى بسیارى دارند. ر . ک: (تمدن اسلام و عرب)، گوستاولوبون، ترجمه فخر داعى گیلانى، (تمدن اسلام) جرجى زیدان. على جواهر الکلام، امیرکبیر; (مبانى هنر معنوى)، دفتر مطالعات دینى هنر; مجلّه (فصلنامه هنر) شماره23، پائیز72 و….
کاوشى نو در فقه اسلامى - شماره 14 ص 17

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥

قانون تجارت

 

 قسمت اول

 باب اول
تجار و معاملات تجارتی
ماده 1 - تاجرکسی است که شغل معمولی خودرامعاملات تجارتی قراربدهد.
ماده 2 - معاملات تجارتی ازقرارذیل است :
1 - خرید یا تحصیل هرنوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از این که تصرفاتی درآن شده یانشده باشد.
2 - تصدی بحمل و نقل از راه خشکی یا آب یا هوا به هرنحوی که باشد.
3 - هرقسم عملیات دلالی یاحق العمل کاری (کمیسیون )ویاعاملی و همچنین تصدی بهر نوع تاسیساتی که برای انجام بعضی امور ایجاد میشود ازقبیل تسهیل معاملات ملکی یاپیداکردن خدمه یاتهیه ورسانیدن ملزومات وغیره .
4 - تاسیس و بکار انداختن هرقسم کارخانه مشروط براین که برای رفع حوائج شخصی نباشد.
5 - تصدی بعملیات حراجی
6 - تصدی بهرقسم نمایشگاههای عمومی .
7 - هرقسم عملیات صرافی وبانکی
8 - معاملات برواتی اعم ازاین که بین تاجریاغیرتاجرباشد.
9 - عملیات بیمه بحری وغیربحری .
10 - کشتی سازی وخرید و فروش کشتی وکشتی رانی داخلی یاخارجی و معاملات راجعه به آنها.
ماده 3 - معاملات ذیل به اعتبار تاجر بودن متعاملین یا یکی ازآنها تجارتی محسوب می شود -
1 - کلیه معاملات بین تجاروکسبه وصرافان وبانکها.
2 - کلیه معاملاتی که تاجریاغیرتاجربرای حوائج تجارتی خودمی نماید.
3 - کلیه معاملاتی که اجزاء یا خدمه یا شاگرد تاجربرای امورتجارتی ارباب خودمی نماید.
4 - کلیه معاملات شرکتهای تجارتی .
ماده 4 - معاملات غیرمنقول به هیچ وجه تجارتی محسوب نمی شود.
ماده 5 - کلیه معاملات تجارتجارتی محسوب است مگراینکه ثابت شود معامله مربوط به امورتجارتی نیست .
باب دوم
دفاترتجارتی ودفترثبت تجارتی
فصل اول دفاترتجارتی
ماده 6 - هرتاجری به استثنای کسبه جزءمکلف است دفاترذیل یادفاتر دیگری راکه وزارت عدلیه به موجب نظامنامه قائم مقام این دفاترقرارمیدهد داشته باشد :
1 - دفترروزنامه .
2 - دفترکل .
3 - دفتردارائی .
4 - دفترکپیه .
ماده 7 - دفترروزنامه دفتری است که تاجربایدهمه روزه مطالبات و دیون ودادستدتجارتی ومعاملات راجع به اوراق تجارتی (ازقبیل خریدوفروش و ظهرنویسی )وبطورکلی جمیع واردات وصادرات تجارتی خودرابه هراسم ورسمی که باشدووجوهی راکه برای مخارج شخصی خودبرداشت می کنددرآن دفترثبت نماید.
ماده 8 - دفترکل دفتری است که تاجربایدکلیه معاملات رالااقل هفته یک مرتبه ازدفترروزنامه استخراج وانواع مختلفه آن راتشخیص وجداکرده هر نوعی رادرصفحه مخصوصی درآن دفتربطورخلاصه ثبت کند.
ماده 9 - دفتردارائی دفتری است که تاجربایدهرسال صورت جامعی از کلیه دارائی منقول وغیرمنقول ودیون ومطالبات سال گذشته خودرابه ریز ترتیب داده درآن دفترثبت وامضاءنمایدواین کاربایدتاپانزدهم فروردین سال بعدانجام پذیرد.
ماده 10 - دفترکپیه دفتری است که تاجربایدکلیه مراسلات ومخابرات وصورت حسابهای صادره خودرادرآن به ترتیب تاریخ ثبت نماید.
تبصره - تاجربایدکلیه مراسلات ومخابرات وصورت حسابهای وارده را نیزبه ترتیب تاریخ ورودمرتب نموده ودرلفاف مخصوصی ضبط کند.
ماده 11 - دفاترمذکوردر ماده 6به استثناءدفترکپیه قبل ازآنکه در آن چیزی نوشته شودبه توسط نماینده اداره ثبت (که مطابق نظامنامه وزارت عدلیه معین می شود)امضاءخواهدشد.برای دفترکپیه امضاءمزبورلازم نیست . ولی بایداوراق آن دارای نمره ترتیبی باشد.درموقع تجدیدسالیانه هردفتر مقررات این ماده رعایت خواهدشد.حق امضاءازقرارهرصدصفحه باکسورآن دو ریال وبعلاوه مشمول ماده 135 قانون ثبت اسناداست .
ماده 12 - دفتری که برای امضاءبه متصدی امضاءتسلیم می شودبایددارای نمره ترتیبی وقیطان کشیده باشدومتصدی امضاءمکلف است صفحات دفتررا شمرده درصفحه اول وآخرهردفترمجموع عدصفحات آن راباتصریح به اسم ورسم صاحب دفترنوشته باقیدتاریخ امضاءودوطرف قیطان رابامهرسربی که وزات عدلیه برای مقصودتهیه می نماید.منگنه کند ، لازم است کلیه اعدادحتی تاریخ باتمام حروف نوشته شود.
ماده 13 - کلیه معاملات وصادرات وواردات دردفاترمذکوره فوق باید به ترتیب تاریخ درصفحات مخصوصه نوشته شود - تراشیدن وحک کردن وهمچنین جای سفیدگذاشتن بیش ازآنچه که دردفترنویسی معمول است ودرحاشیه ویابین سطورنوشتن ممنوع است وتاجربایدتمام آن دفاترراازختم هرسالی لااقل تا10 سال نگاه دارد.
ماده 14 - دفاترمذکوردر ماده 6وسایردفاتری که تجاربرای امورتجارتی خودبکارمی برنددرصورتی که مطابق مقررات این قانون مرتب شده باشدبین تجار ، درامورتجارتی سندیت خواهدداشت ودرغیراین صورت فقط برعلیه صاحب آن معتبرخواهدبود.
ماده 15 - تخلف از ماده 6و ماده 11مستلزم دویست تاده هزارریال جزای نقدی است ، این مجازات رامحکمه حقوق راساوبدون تقاضای مدعی العموم می تواندحکم بدهدواجرای آن مانع اجرای مقررات راجع به تاجرورشکسته که دفترمرتب نداردنخواهدبود.

فصل دوم
دفترثبت تجارتی
ماده 16 - درنقاطی که وزارت عدلیه مقتضی دانسته ودفترثبت تجارتی تاسیس کندکلیه اشخاصی که درآن نقاط به شغل تجارت اشتغال دارنداعم از ایرانی وخارجی به استثناءکسبه جزءبایددرمدت مقرراسم خودرادردفترثبت تجارتی به ثبت برسانندوالابه جزای نقدی ازدویست تادوهزارریان محکوم خواهندشد.
ماده 17 - مقررات مربوطه به دفترثبت تجارتی راوزارت عدلیه با تصریح به موضوعاتی که بایدبه ثبت برسدبه موجب نظامنامه معین خواهدکرد.
ماده 18 - شش ماه پس ازالزامی شدن ثبت تجارتی هرتاجری که مکلف به ثبت است بایددرکلیه اسنادوصورت حساب هاونشریات خطی یاچاپی خوددر ایران تصریح نمایدکه درتحت چه نمره به ثبت رسیده والاعلاوه برمجازات مقرر درفوق به جزای نقدی ازدویست تادوهزارریال محکوم می شود.
ماده 19 - کسبه جزءمذکوردراین فصل وفصل اول مطابق مقررات نظامنامه وزارت عدلیه تشخیص می شوند.

باب سوم
شرکتهای تجارتی
فصل اول
دراقسام مختلف شرکتهاوقواعدراجعه به آنها
ماده 20 - شرکتهای تجارتی برهفت قسم است :
1 - شرکت سهامی .
2 - شرکت بامسئولیت محدود.
3 - شرکت تضامنی
4 - شرکت مختلط غیرسهامی .
5 - شرکت مختلط سهامی .
6 - شرکت نسبی .
7 - شرکت تعاونی تولیدومصرف .
مبحث اول
شرکتهای سهامی
بخش 1
تعریف وتشکیل شرکت سهامی
ماده 1 - شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدودبه مبلغ اسمی سهام آنهااست .
ماده 2 - شرکت سهامی شرکت بازرگانی محسوب می شودولواینکه موضوع عملیات آن اموربازرگانی نباشد.
ماده 3 - در شرکت سهامی تعدادشرکاءنبایدازسه نفرکمترباشد.
ماده 4 - شرکت سهامی به دونوع تقسیم می شود -
نوع اول - شرکتهائی که موسسین آنهاقسمتی ازسرمایه شرکت راازطریق فروش سهام به مردم تامین می کنند.اینگونه شرکتها شرکت سهامی عام نامیده می شوند.
نوع دوم - شرکتهائی که تمام سرمایه آنهادرموقع تاسیس منحصراتوسط موسسین تامین گردیده است .اینگونه شرکتها ، شرکت سهامی خاص نامیده می شوند.
تبصره - در شرکتهای سهامی عام عبارت " شرکت سهامی عام "ودر شرکتهای سهامی خاص عبارت " شرکت سهامی خاص "بایدقبل ازنام شرکت یابعدازآن بدون فاصله بانام شرکت درکلیه اوراق واطلاعیه هاوآگهی های شرکت بطورروشن وخواناقیدشود.
ماده 5 - درموقع تاسیس سرمایه شرکتهای سهامی عام ازپنج میلیون ریال وسرمایه شرکتهای سهامی خاص ازیک میلیون ریال نبایدکمترباشد.
درصورتی که سرمایه شرکت بعدازتاسیس بهرعلت ازحداق مذکوردراین ماده کمترشودبایدطرف یکسال نسبت به افزایش سرمایه تامیزان حداقل مقرر اقدام بعمل آیدیا شرکت به نوع دیگری ازانواع شرکتهای مذکوردر قانون تجارت تغییرشکل یابدوگرنه هرذینفع می تواندانحلال آن راازدادگاه صلاحیتداردرخواست کند.
هرگاه قبل ازصدور رای قطعی موجب درخواست انحلال منتفی گردد دادگاه رسیدگی راموقوف خواهدنمود.
ماده 6 - برای تاسیس شرکتهای سهامی عام موسسین باید اقلا بیست درصد سرمایه شرکت راخودتعهد کرده و لااقل سی وپنج درصدمبلغ تعهدشده رادرحسابی بنام شرکت درشرف تاسیس نزدیکی از بانکها سپرده سپس اظهارنامه ای به ضمیمه طرح اساسنامه شرکت وطرح اعلامیه پذیره نویسی سهام که به امضاءکلیه موسسین رسیده باشددرتهران به اداره ثبت شرکتهاودرشهرستانهابه دایره ثبت شرکتهاودرنقاطی که دایره ثبت شرکتهاوجودنداردبه اداره ثبت اسناد واملاک محل تسلیم ورسیددریافت کنند.
تبصره - هرگاه قسمتی ازتعهدموسسین بصورت غیرنقدباشدبایدعین آن یامدارک مالکیت آنرادرهمان بانکی که برای پرداخت مبلغ نقدی حساب بازشده است تودیع وگواهی بانک رابه ضمیمه اظهارنامه وضمائم آن به مرجع ثبت شرکتهاتسلیم نمایند.
ماده 7 - اظهارنامه مذکوردر ماده 6بایدباقیدتاریخ به امضاءکلیه موسسین رسیده وموضوعات زیرمخصوصادرآن ذکرشده باشد.
1 - نام شرکت .
2 - هویت کامل واقامتگاه موسسین .
3 - موضوع شرکت .
4 - مبلغ سرمایه شرکت وتعیین مقدارنقدوغیرنقدآن به تفکیک .
5 - تعدادسهام بانام وبی نام ومبلغ اسمی آنهاودرصورتی که سهام ممتاز
نیزموردنظرباشدتعیین تعداد و خصوصیات و امتیازات اینگونه سهام .
6 - میزان تعهدهریک ازموسسین ومبلغی که پرداخت کرده اندباتعیین شماره حساب ونام بانکی که وجوه پرداختی درآن واریزشده است .درموردآورده غیرنقدتعیین اوصاف ومشخصات وارزش آن بنحوی که بتوان ازکم وکیف آورده غیرنقداطلاع حاصل نمود.
7 - مرکزاصلی شرکت .
8 - مدت شرکت .
ماده 8 - طرح اساسنامه بایدباقیدتاریخ به امضاءموسسین رسیده ومشتمل برمطالب زیرباشد :
1 - نام شرکت .
2 - موضوع شرکت بطورصریح ومنجز.
3 - مدت شرکت .
4 - مرکزاصلی شرکت ومحل شعب آن اگرتاسیس شعبه موردنظرباشد.
5 - مبلغ سرمایه شرکت وتعیین مقدارنقدوغیرنقدآن به تفکیک .
6 - تعدادسهام بی نام وبانام ومبلغ اسمی آنهاودرصورتی که ایجادسهام ممتازموردنظرباشدتعیین تعدادوخصوصیات وامتیازات اینگونه سهام .
7 - تعیین مبلغ پرداخت شده هرسهم ونحوه مطالبه بقیه مبلغ اسمی هر سهم ومدتی که ظرف آن بایدمطالبه شودکه بهرحال ازپنج سال متجاوزنخواهد بود.
8 - نحوه انتقال سهام بانام .
9 - طریقه تبدیل سهام بانام به سهام بی نام وبالعکس .
10 - درصورت پیش بینی امکان صدوراوراق قرضه ، ذکرشرایط وترتیب
آن .
11 - شرایط وترتیب افزایش وکاهش سرمایه شرکت .
12 - مواقع وترتیب دعوت مجامع عمومی .
13 - مقررات راجع به حدنصاب لازم جهت تشکیل مجامع عمومی وترتیب اداره آنها.
14 - طریقه شورواخذرای اکثریت لازم برای معتبربودن تصمیمات مجامع عمومی .
15 - تعداد مدیران وطرزانتخاب ومدت ماموریت آنها و نحوه تعیین جانشین برای مدیرانی که فوت یا استعفاء می کنندیا محجوریا معزول یابه جهات قانونی ممنوع می گردند.
16 - تعیین وظایف وحدوداختیارات مدیران .
17 - تعدادسهام تضمینی که مدیران بایدبه صندوق شرکت بسپارند.
18 - قیداینکه شرکت یک بازرس خواهدداشت یابیشترونحوه انتخاب ومدت ماموریت بازرس .
19 - تعیین آغازوپایان سال مالی شرکت وموعدتنظیم ترازنامه وحساب سود و زیان وتسلیم آن به بازرسان وبه مجمع عمومی سالانه .
20 - نحوه انحلال اختیاری شرکت وترتیب تصفیه امورآن .
21 - نحوه تغییر اساسنامه .
ماده 9 - طرح اعلامیه پذیره نویسی مذکوره در ماده 6بایدمشتمل برنکات زیرباشد -
1 - نام شرکت .
2 - موضوع شرکت ونوع فعالیتهائی که شرکت به منظورآن تشکیل می شود.
3 - مرکزاصلی شرکت وشعب آن درصورتی که تاسیس شعبه موردنظرباشد.
4 - مدت شرکت .
5 - هویت کامل واقامتگاه وشغل موسسین ، درصورتی که تمام یابعضی از موسسین درامورمربوط به موضوع شرکت یاامورمشابه باآن سوابق یااطلاعات یاتجاربی داشته باشندذکرآن به اختصار.
6 - مبلغ سرمایه شرکت وتعیین مقدارنقدوغیرنقدآن به تفکیک وتعداد ونوع سهام درموردسرمایه غیرنقد شرکت تعیین مقدارومشخصات واوصاف و ارزش آن بنحوی که بتوان ازکم وکیف سرمایه غیرنقداطلاع حاصل نمود.
7 - درصورتی که موسسین مزایایی برای خوددرنظرگرفته اندتعیین چگونگی وموجبات آن مزایابه تفضیل .
8 - تعیین مقداری ازسرمایه که موسسین تعهدکرده ومبلغی که پرداخت کرده اند.
9 - ذکرهزینه هائی که موسسین تاآنموقع جهت تدارک مقدمات تشکیل شرکت ومطالعاتی که انجام گرفته است پرداخت کرده اندوبرآوردهزینه های لازم تاشروع فعالیتهای شرکت .
10 - درصورتی که انجام موضوع شرکت قانونامستلزم موافقت مراجع خاصی باشدذکرمشخصات اجازه نامه یاموافقت اصولی آن مراجع .
11 - ذکرحداقل تعدادسهامی که هنگام پذیره نویسی بایدتوسط پذیره نویس تعهدشودوتعیین مبلغی ازآن که بایدمقارن پذیره نویسی نقدا پرداخت گردد.
12 - ذکرشماره ومشخصات حساب بانکی که مبلغ نقدی سهام موردتعهد بایدبه آن حساب پرداخت شودوتعیین مهلتی که طی آن اشخاص ذیعلاقه می توانند برای پذیره نویسی وپرداخت مبلغی نقدی به بانک مراجعه کنند.
13 - تصریح به اینکه اظهارنامه موسسین به انضمام طرح اساسنامه برای مراجعه علاقمندان به مرجع ثبت شرکتهاتسلیم شده است .
14 - ذکرنام روزنامه کثیرالانتشارکه هرگونه دعوت واطلاعیه بعدی تا تشکیل مجمع عمومی موسس منحصرادرآن منتشرخواهدشد.
15 - چگونگی تخصیص سهام به پذیره نویسان .
ماده 10 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازمطالعه اظهارنامه وضمائم آن وتطبیق مندرجات آنهابا قانون اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی راصادرخواهد نمود.
ماده 11 - اعلامیه پذیره نویسی بایدتوسط موسسین درجرایدآگهی گردیده ونیزدربانکی که تعهدسهام نزدآن صورت می گیرددرمعرض دیدعلاقمندان قرار داده شود.
ماده 12 - طرف مهلتی که دراعلامیه پذیره نویسی معین شده است علاقمندان به بانک مراجعه وورقه تعهدسهام راامضاءومبلغی راکه نقدابایدپرداخت شودتادیه ورسیددریافت خواهندکرد.
ماده 13 - ورقه تعهدسهم بایدمشتمل برنکات زیرباشد.
1 - نام وموضوع ومرکزاصلی درمدت شرکت .
2 - سرمایه شرکت .
3 - شماره وتاریخ اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی ومرجع صدورآن .
4 - تعدادسهامی که موردتعهدواقع می شودومبلغی اسمی آن وهمچنین مبلغی که ازبابت نقدادرموقع پذیره نویسی بایدپرداخت شود.
5 - نام بانک وشماره حسابی که مبلغ لازم توسط پذیره نویسان بایدبه آن حساب پرداخت شود.
6 - هویت ونشانی کامل پذیره نویس .
7 - قید اینکه پذیره نویس متعهداست مبلغ پرداخت نشده سهام مورد تعهدراطبق مقررات اساسنامه شرکت پرداخت نماید.
ماده 14 - ورقه تعهدسهم دردونسخه تنظیم وباقیدتاریخ به امضاءپذیره نویس یا قائم مقام قانونی اورسیده نسخه اول نزدبانک نگاهداری ونسخه دوم باقیدرسیدوجه ومهروامضاءبانک به پذیره نویس تسلیم می شود :
تبصره - درصورتی که ورقه تعهدسهم راشخصی برای دیگری امضاءکندهویت ونشانی کامل وسمت امضاءکننده قیدومدرک سمت ازاخذوضمیمه خواهدشد.
ماده 15 - امضاءورقه تعهدسهم بخودی خودمستلزم قبول اساسنامه شرکت وتصمیمات مجامع عمومی صاحبان سهام می باشد.
ماده 16 - پس ازگذشتن مهلتی که برای پذیره نویسی معین شده است ویا درصورتی که مدت تمدیدشده باشدبعدازانقضای مدت تمدیده شده موسسین حداکثرتایکماه به تعهدات پذیره نویسان رسیدگی وپس ازاحرازاینکه تمام سرمایه شرکت صحیحاتعهدگردیده واقلاسی وپنج درصدآن پرداخت شده است تعدادسهام هریک ازتعهدکنندگانی راتعیین واعلام و مجمع عمومی موسس را دعوت خواهندنمود.
ماده 17 - مجمع عمومی موسس بارعایت مقررات این قانون تشکیل می شود وپس ازرسیدگی احرازپذیره نویسی کلیه سهام شرکت وتادیه مبالغ لازم وشور درباره اساسنامه شرکت وتصویب آن اولین مدیران و بازرس یا بازرسان شرکت راانتخاب می کند. مدیران و بازرسان شرکت بایدکتباقبول سمت نمایند قبول سمت به خودی خوددلیل براین است که مدیرو بازرس باعلم به تکالیف و مسئولیت های سمت خودعهده دارآن گردیده اندازاین تاریخ شرکت تشکیل شده محسوب می شود.
تبصره - هرگونه دعوت واطلاعیه برای صاحبان سهام تاتشکیل مجمع عمومی سالانه بایددوروزنامه کثیرالانتشارمنتشرشودیکی ازاین دوروزنامه بوسیله مجمع عمومی موسس وروزنامه دیگرازطرف وزارت اطلاعات وجهانگردی تعیین می شود.
ماده 18 - اساسنامه ای که به تصویب مجمع عمومی موسس رسیده وضمیمه صورت جلسه مجمع واعلامیه قبولی مدیران و بازرسان جهت ثبت شرکت به مرجع ثبت شرکتهاتسلیم خواهدشد.
ماده 19 - درصورتی که شرکت تاششماه ازتاریخ تسلیم اظهارنامه مذکور در ماده 6این قانون به ثبت نرسیده باشدبه درخواست هریک ازموسسین یا پذیره نویسان مرجع ثبت شرکتهاکه اظهارنامه به آن تسلیم شده است گواهینامه ای حاکی ازعدم ثبت شرکت صادروبه بانکی که تعهدسهام وتادیه وجوه درآن بعمل آمده است ارسال میداردتاموسسین وپذیره نویسان به بانک مراجعه وتعهدنامه ووجوه پرداختی خودرامسترددارند.دراین صورت هرگونه هزینه ای که برای تاسیس شرکت پرداخت یاتعهدشده باشدبعهده موسسین خواهد بود.
ماده 20 - برای تاسیس وثبت شرکتهای سهامی خاص فقط تسلیم اظهارنامه به ضمیمه مدارک زیربه مرجع ثبت شرکتهاکافی خواهدبود.
1 - اساسنامه شرکت که بایدبه امضاءکلیه سهامداران رسیده باشد.
2 - اظهارنامه مشعربرتعهدکلیه سهام وگواهینامه بانکی حاکی ازتادیه قسمت نقدی آن که نبایدکمترازسی وپنج درصدکل سهام باشد.اظهارنامه مذکور بایدبه امضای کلیه سهامداران رسیده باشد.هرگاه تمام یاقسمتی ازسرمایه بصورت غیرنقدباشدبایدتمام آن تادیه گردیده وصورت تقویم آن به تفکیک در اظهارنامه منعکس شده باشدودرصورتی که سهام ممتازه وجودداشته باشدباید شرح امتیازات وموجبات آن دراظهارنامه منعکس شده باشد.
3 - انتخاب اولین مدیران و بازرس یا بازرسان شرکت بایددرصورت جلسه ای قیدوبه امضای کلیه سهامداران رسیده باشد.
4 - قبول سمت مدیریت و بازرسی بارعایت قسمت اخیر ماده 17.
5 - ذکرنام روزنامه کثیرالانتشارکه هرگونه آگهی راجع به شرکت تا تشکیل اولین مجمع عمومی عادی درآن منتشرخواهدشد.
تبصره - سایرقیودوشرایطی که دراین قانون برای تشکیل وثبت شرکتهای سهامی عام مقرراست درمورد شرکتهای سهامی خاص لازم الرعایه نخواهدبود.
ماده 21 - شرکتهای سهامی خاص نمی توانندسهام خودرابرای پذیره نویسی یافروش دربورس اوراق بهاداریاتوسط بانکهاعرضه نمایندویابه انتشار آگهی واطلاعیه ویاهرنوع اقدام تبلیغاتی برای فروش سهام خودمبادرت کنند مگراینکه ازمقررات مربوط به شرکتهای سهامی عام بنحوی که دراین قانون مذکوراست تبعیت نمایند.
ماده 22 - استفاده ازوجوه تادیه شده بنام شرکت های سهامی درشرف تاسیس ممکن نیست مگرپس ازثبت رسیدن شرکت ویادرموردمذکوردر ماده 19.
ماده 23 - موسسین شرکت نسبت به کلیه اعمال واقداماتی که بمنظور تاسیس وبه ثبت رسانیدن شرکت انجام می دهندمسئولیت تضامنی دارند.

بخش 2
سهام
ماده 24 - سهم قسمتی است ازسرمایه شرکت سهامی که مشخص میزان مشارکت وتعهدات ومنافع صاحب آن در شرکت سهامی می باشدورقه سهم سندقابل معامله ای است که نماینده تعدادسهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد.
تبصره 1 - سهم ممکن است بانام یابی نام باشد.
تبصره 2 - درصورتی که برای بعضی ازسهام شرکت بارعایت مقررات این قانون مزایائی قائل شونداینگونه سهام ، سهام ممتازنامیده می شود.
ماده 25 - اوراق سهام بایدمتحدالشکل وچاپی ودارای شماره ترتیب بوده وبه امضای لااقل دونفرکه بموجب مقررات اساسنامه تعیین می شوندبرسد.
ماده 26 - درورقه سهم نکات زیربایدقیدشود -
1 - نام شرکت وشماره ثبت آن دردفترثبت شرکتها.
2 - مبلغ سرمایه ثبت شده ومقدارپرداخت شده آن .
3 - تعیین نوع سهم .
4 - مبلغ اسمی سهم ومقدارپرداخت شده آن به حروف وباعداد.
5 - تعدادسهامی که هرورقه نماینده آنست .
ماده 27 - تازمانی که اوراق سهام صادرنشده است شرکت بایدبه صاحبان سهام گواهینامه موقت سهم بدهدکه معرف تعدادونوع سهام ومبلغ پرداخت شده آن باشد.این گواهینامه درحکم سهم است ولی درهرحال ظرف مدت یکسال پس از پرداخت تمامی مبلغ اسمی سهم بایدورقه سهم صادروبه صاحب سهم تسلیم و گواهینامه موقت سهم مستردوابطال گردد.
ماده 28 - تاوقتی که شرکت به ثبت نرسیده صدورورقه سهم یاگواهینامه موقت سهم ممنوع است .درصورت تخلف امضاءکنندگان مسئول جبران خسارات اشخاص ثالث خواهندبود.
ماده 29 - در شرکتهای سهامی عام مبلغ اسمی هرسهم نبایدازده هزارریال بیشترباشد.
ماده 30 - مادام که تمامی مبلغ اسمی هرسهم پرداخت نشده صدورورقه سهم بی نام یاگواهینامه موقت بی نام ممنوع است .به تعهدکننده اینگونه سهام گواهینامه موقت بانام داده خواهدشدکه نقل وانتقال آن تابع مقررات مربوط به نقل وانتقال سهام بانام است .
ماده 31 - درموردصدورگواهینامه موقت سهم مواد 25و26بایدرعایت شود.
ماده 32 - مبلغ اسمی سهام وهمچنین قطعات سهام درصورت تجزیه باید متساوی باشد.
ماده 33 - مبلغ پرداخت نشده سهام هر شرکت سهامی بایدظرف مدت مقرر در اساسنامه مطالبه شود.درغیراینصورت هیات مدیره شرکت بایدبه مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام رابه منظورتقلیل سرمایه شرکت تامیزان مبلغ پرداخت شده سرمایه دعوت کندوتشکیل دهدوگرنه هرذینفع حق خواهد داشت که برای تقلیل سرمایه ثبت شده شرکت تامیزان مبلغ پرداخت شده به دادگاه رجوع کند.
تبصره - مطالبه مبلغ پرداخت نشده سهام یاهرمقدارازآن بایدازکلیه صاحبان سهام وبدون تبعیض بعمل آید.
ماده 34 - کسی که تعهدابتیاع سهمی رانموده مسئول پرداخت تمام مبلغ اسمی آن می باشدودرصورتی که قبل ازتادیه تمام مبلغ اسمی سهم آن رابه دیگری انتقال دهدبعدازانتقال سهم دارنده سهم مسئول پرداخت بقیه مبلغ اسمی آن خواهدبود.
ماده 35 - درهرموقع که شرکت بخواهدتمام یاقسمتی ازمبلغ پرداخت نشده سهام رامطالبه کندبایدمراتب راازطریق نشرآگهی درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن منتشرمی شودبه صاحبان فعلی سهام اطلاع دهدومهلت معقول ومتناسبی برای پرداخت مبلغ موردمطالبه مقرردارد.پس ازانقضای چنین مهلتی هرمبلغ که تادیه نشده باشدنسبت به آن خسارت دیرکردازقرارنرخ رسمی بهره بعلاوه چهاردرصددرسال به مبلغ تادیه نشده علاوه خواهدشدوپس ازاخطارازطرف شرکت به صاحب سهم وگذشتن یکماه اگرمبلغ موردمطالبه وخسارت تاخیرآن تماماپرداخت نشود شرکت اینگونه سهام رادرصورتی که دربورس اوراق بهادارپذیرفته شده باشدازطریق بورس وگرنه ازطریق مزایده به فروش خواهدرسانیدازحاصل فروش سهم بدواکلیه هزینه های مترتبه برداشت گردیده ودرصورتی که خالص حاصل فروش ازبدهی صاحب سهم (بابت اصل وهزینه هاوخسارت دیرکرد)بیشترباشدمازادبه وی پرداخت می شود.
ماده 36 - درمورد ماده 35آگهی فروش سهم باقیدمشخصات سهام مورد مزایده فقط یک نوبت درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددمنتشرویک نسخه ازآگهی وسیله پست سفارشی برای صاحب سهم ارسال می شودهرگاه قبل ازتاریخی که برای فروش معین شده است کلیه بدهی های مربوط به سهام اعم ازاصل ، خسارات ، هزینه هابه شرکت پرداخت شود شرکت ازفروش سهام خودداری خواهدکرد.درصورت فروش سهام نام صاحب سهم سابق ازدفاتر شرکت حذف واوراق سهام یاگواهینامه موقت سهام قبلی ابطال می شودومراتب برای اطلاع عموم آگهی می گردد.
ماده 37 - دارندگان سهام مذکوردر ماده 35حق حضورورای درمجامع عمومی صاحبان سهام شرکت رانخواهندداشت ودراحتساب حدنصاب تشکیل مجامع تعداداینگونه سهام ازکل تعدادسهام شرکت کسرخواهدشد.بعلاوه حق دریافت سودقابل تقسیم وحق رجحان درخریدسهام جدید شرکت وهمچنین حق دریافت اندوخته قابل تقسیم نسبت به این گونه سهام معلق خواهدماند.
ماده 38 - درمورد ماده 37هرگاه دارندگان سهام قبل ازفروش سهام بدهی خودرابابت اصل وخسارات وهزینه هابه شرکت پرداخت کنندمجدداحق حضور ورای درمجامع عمومی راخواهندداشت ومی توانندحقوق مالی وابسته به سهام خودراکه مشمول مرورزمان نشده باشدمطالبه کنند.
ماده 39 - سهم بی نام بصورت سنددروجه حامل تنظیم وملک دارنده آن شناخته می شودمگرخلاف آن ثابت گردد.نقل وانتقال اینگونه سهام به قبض و اقباض بعمل می آید.
گواهی نامه موقت سهام بی نام درحکم سهام بی نام است وازلحاظ مالیات بردرآمدمشمول مقررات سهام بی نام می باشد.
ماده 40 - انتقال سهام بانام بایددردفترثبت سهام شرکت به ثبت برسد وانتقال دهنده یاوکیل یانمایند قانونی اوبایدانتقال رادردفترمزبور امضاءکند.
درموردی که تمامی مبلغ اسمی سهم پرداخت نشده است نشانی کامل انتقال گیرنده نیزدردفترثبت سهام شرکت قیدوبه امضای انتقال گیرنده یا وکیل یانماینده قانونی اورسیده وازنظراجرای تعهدات ناشی ازنقل و انتقال سهم معتبرخواهدبود.هرگونه تغییراقامتگاه نیزبایدبهمان ترتیب رسیده وامضاءشود.هرانتقالی که بدون رعایت شرایط فوق بعمل آیدازنظر شرکت واشخاص ثالث فاقداعتباراست .
ماده 41 - در شرکتهای سهامی عام نقل وانتقال سهام نمی تواندمشروط به موافقت مدیران شرکت یامجامع عمومی صاحبان سهام بشود.
ماده 42 - هر شرکت سهامی می تواندبموجب اساسنامه وهمچنین تاموقعی که شرکت منحل نشده است طبق تصویب مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام سهام ممتازترتیب دهد.
امتیازات اینگونه سهام ونحوه استفاده ازآن بایدبطوروضوح تعیین گردد.هرگونه تغییردرامتیازات وابسته به سهام ممتازبایدبه تصویب مجمع عمومی فوق العاده شرکت باجلب موافقت دارندگان نصف بعلاوه یک این گونه سهام انجام گیرد.

بخش 3
تبدیل سهام
ماده 43 - هرگاه شرکت بخواهدبموجب مقررات اساسنامه یابنابه تصمیم مجمع عمومی فوق العاده سهامداران خودسهام بی نام شرکت رابه سهام بانام ویاآنکه سهام بانام رابه سهام بی نام تبدیل نمایدبایدبرطبق مواد زیرعمل کند.
ماده 44 - درموردتبدیل سهام بی نام به سهام بانام بایدمراتب در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوطه به شرکت درآن نشرمی گرددسه نوبت هریک بفاصله پنج روزمنتشرومهلتی که کمترازشش ماه ازتاریخ اولین آگهی نباشدبه صاحبان سهام داده شودتاتبدیل سهام خودبه مرکز شرکت مراجعه کنند.درآگهی تصریح سهام خودکه پس ازانقضای مهلت مزبورکلیه سهام بی نام شرکت باطل شده تلقی می گردد.
ماده 45 - سهام بی نامی که ظرف مهلت مذکوردر ماده 44برای تبدیل به سهام بانام به مرکز شرکت تسلیم نشده باشدباطل شده محسوب وبرابرتعدادآن سهام بانام صادروتوسط شرکت درصورتی که سهام شرکت دربورس اوراق بهادار پذیرفته شده باشدازطریق بورس وگرنه ازطریق حراج فروخته خواهدشد.آگهی حراج حداکثرتایکماه پس ازانقضای مهلت شش ماه مذکورفقط یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددمنتشر خواهدشد.فاصله بین آگهی وتاریخ حراج حداقل ده روزوحداکثریک ماه خواهد بود.درصورتی که درتاریخ تعیین شده تمام یاقسمتی ازسهام به فروش نرسدحراج تادونوبت طبق شرایط مندرج دراین ماده تجدیدخواهدشد.
ماده 46 - ازحاصل فروش سهامی که برطبق ماده 45فروخته می شودبدوا هزینه های مترتبه ازقبیل هزینه آگهی حراج یاحق الزحمه کارگزاربورس کسرو مازادآن توسط شرکت درحساب بانکی بهره دارسپرده می شود ، درصورتی که ظرف ده سال ازتاریخ فروش سهام باطل شده به شرکت مستردشودمبلغ سپرده وبهره مربوطه به دستور شرکت ازطرف بانک به مالک سهم پرداخت می شود.پس از انقضای ده سال باقی مانده وجوه درحکم مال بلاصاحب بوده وبایدازطرف بانک وبااطلاع دادستان شهرستان بخزانه دولت منتقل گردد.
تبصره - درمورد مواد 45و46هرگاه پس ازتجدیدحراج مقداری ازسهام به فروش نرسدصاحبان سهام بی نام که به شرکت مراجعه می کنندبه ترتیب مراجعه به شرکت اختیارخواهندداشت ازخالص حاصل فروش سهامی که فروخته شده به نسبت سهام بی نام که دردست دارندوجه نقددریافت کنندویاآنکه برابر تعدادسهام بی نام خودسهام بانام تحصیل نمایندواین ترتیب تاوقتی که وجه نقدوسهم فروخته نشده هردودراختیار شرکت قرارداردرعایت خواهدشد.
ماده 47 - برای تبدیل سهام بانام به سهام بی نام مراتب فقط یک نوبت درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گردد منتشرومهلتی که نبایدکمترازدوماه باشدبه صاحبان سهام داده می شودتابرای تبدیل سهام خودبه مرکز شرکت مراجعه کنند.پس ازانقضای مهلت مذکوربرابر تعدادسهام که تبدیل نشده است سهام بی نام صادرودرمرکز شرکت نگاهداری خواهدشدتاهرموقع که دارندگان سهام بانام شرکت مراجعه کنندسهام بانام به شرکت مراجعه کنندسهام بانام آنان اخذوابطال وسهام بی نام به آنهاداده شود.
ماده 48 - پس ازتبدیل کلیه سهام بی نام به سهام بانام ویاتبدیل سهام با نام به سهام بی نام ویاحسب موردپس ازگذشتن هریک ازمهلت های مذکوردر مواد 44و47 شرکت بایدمرجع ثبت شرکت هاراازتبدیل سهام خودکتبامطلع ساودتامراتب طبق مقررات به ثبت رسیده وبرای اطلاع عموم آگهی شود.
ماده 49 - دارندگان سهامی که برطبق مواد فوق سهام خودراتعویض ننموده باشندنسبت به آن سهام حق حضورورای درمجامع عمومی صاحبان سهام رانخواهند داشت .
ماده 50 - درموردتعویض گواهی نامه موقت سهام بااوراق سهام بانام یابی نام برطبق مفاد مواد 47و49عمل خواهدشد.

بخش 4
اوراق قرضه
ماده 51 - شرکت سهامی عام می تواندتحت شرایط مندرج دراین قانون اوراق قرضه منتشرکند.
ماده 52 - ورقه قرضه ورقه قابل معامله ایست که معرف مبلغی وام است بابهره معین که تمامی آن یااجزاءآن درموعدیامواعدمعینی بایدمستردگردد برای ورقه قرضه ممکن است علاوه بربهره حقوق دیگری نیزشناخته شود. 

نظر فقهای شورای نگهبان:
        معامله اوراق قرضه مذکور در ماده (52) قانون تجارت از این جهت که وام مذکور در آن مشتمل بر بهره است خلاف موازین شرع شناخته شد.


ماده 53 - دارندگان اوراق قرضه دراداره امور شرکت هیچگونه دخالتی نداشته وفقط بستانکار شرکت محسوب می شوند.
ماده 54 - پذیره نویسی وخریداوراق قرضه عمل تجاری نمی باشد.
ماده 55 - انتشاراوراق قرضه ممکن نیست مگروقتی که کلیه سرمایه ثبت شده شرکت تادیه شده ودوسال تمام ازتاریخ ثبت شرکت گذشته ودوترازنامه آن به تصویب مجمع عمومی رسیده باشد.
ماده 56 - هرگاه انتشاراوراق قرضه در اساسنامه شرکت پیش بینی نشده باشد مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام می تواندبنابه پیشنهادهیئت مدیره انتشاراوراق قرضه راتصویب وشرایط آن راتعیین کند. اساسنامه ویا مجمع عمومی می تواندبه هیئت مدیره شرکت اجازه دهدکه طی مدتی که ازدوسال تجاوزنکندیک چندباربه انتشاراوراق قرضه مبادرت نماید.
تبصره - درهربارانتشارمبلغ اسمی اوراق قرضه ونیزقطعات اوراق قرضه (درصورت تجزیه )بایدمتساوی باشد.
ماده 57 - تصمیم راجع به فروش اوراق قرضه وشرایط صدوروانتشارآن بایدهمراه باطرح اطلاعیه انتشاراوراق قرضه کتبابه مرجع ثبت شرکت ها اعلام شود.مرجع مذکورمفادتصمیم راثبت وخلاصه آن راهمراه باطرح اطلاعیه انتشاراوراق قرضه به هزینه شرکت درروزنامه رسمی آگهی خواهدنمود.
تبصره - قبل ازانجام تشریفات مذکوردر ماده فوق هرگونه آگهی برای فروش اوراق قرضه ممنوع است .
ماده 58 - اطلاعیه انتشاراوراق قرضه بایدمشتمل برنکات زیربوده و توسط دارندگان امضاءمجاز شرکت امضاءشده باشد -
1 - نام شرکت .
2 - موضوع شرکت .
3 - شماره وتاریخ ثبت شرکت .
4 - مرکزاصلی شرکت .
5 - مدت شرکت .
6 - مبلغ سرمایه شرکت وتصریح به اینکه کلیه آن پرداخت شده است .
7 - درصورتی که شرکت سابقااوراق قرضه صادرکرده است مبلغ وتعدادو تاریخ صدورآن وتضمیناتی که احتمالابرای بازپرداخت آن درنظرگرفته شده است وهمچنین مبالغ بازپرداخت شده آن ودرصورتی که اوراق قرضه سابق قابل تبدیل به سهام شرکت بوده باشدمقداری ازآن گونه اوراق قرضه که هنوزتبدیل به سهم نشده است .
8 - درصورتی که شرکت سابقااوراق قرضه موسسه دیگری راتضمین کرده باشدمبلغ ومدت وسایرشرایط تضمین مذکور.
9 - مبلغ قرضه ومدت آن وهمچنین مبلغ اسمی هرورقه ونرخ بهره ای که به قرضه تعلق می گیردوترتیب محاسبه آن وذکرسایرحقوقی که احتمالابرای اوراق قرضه درنظرگرفته شده است وهمچنین موعدیامواعدوشرایط بازپرداخت اصل وپرداخت بهره وغیره ودرصورتی که اوراق قرضه قابل خریدباشدشرایط و ترتیب بهره وغیره ودرصورتی که اوراق قرضه قابل بازخریدباشدشرایط و ترتیب بازخرید.
10 - تضمیناتی که احتمالابرای اوراق قرضه درنظرگرفته شده است .
11 - اگراوراق قرضه قابل تعویض باسهام شرکت یاقابل تبدیل به سهام شرکت باشدمهلت وسایرشرایط تعویض یاتبدیل .
12 - خلاصه گزارش وضع مالی شرکت وخلاصه ترازنامه آخرین سال مالی آن که تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام رسیده است .
ماده 59 - پس ازانتشارآگهی مذکوردر ماده 57 شرکت بایدتصمیم مجمع عمومی واطلاعیه انتشاراوراق قرضه راباقیدشماره وتاریخ آگهی منتشرشده در روزنامه رسمی وهمچنین شماره وتاریخ روزنامه رسمی که آگهی درآن منتشرشده است درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گردد آگهی کند.
ماده 60 - ورقه قرضه بایدشامل نکات زیربوده وبهمان ترتیبی که برای امضای اوراق سهام مقررشده است امضاءبشود -
1 - نام شرکت .
2 - شماره وتاریخ ثبت شرکت .
3 - مرکزاصلی شرکت .
4 - مبلغ سرمایه شرکت .
5 - مدت شرکت .
6 - مبلغ اسمی وشماره ترتیب وتاریخ صدورورقه قرضه .
7 - تاریخ وشرایط بازپرداخت قرضه ونیزشرایط بازخریدورقه قرضه (اگرقابل بازخریدباشد).
8 - تضمیناتی که احتمالابرای قرضه درنظرگرفته شده است .
9 - درصورت قابلیت تعویض اوراق قرضه باسهام شرایط وترتیباتی که بایدبرای تعویض رعایت شودباذکرنام اشخاص یاموسساتی که تعهدتعویض اوراق قرضه راکرده اند.
10 - درصورت قابلیت تبدیل ورقه قرضه به سهام شرکت مهلت وشرایط این تبدیل .
ماده 61 - اوراق قرضه ممکن است قابل تعویض باسهام شرکت باشددر اینصورت مجمع عمومی فوق العاده بایدبنابه پیشنهادهیئت مدیره وگزارش خاص بازرسان شرکت مقارن اجاره انتشاراوراق قرضه افزایش سرمایه شرکت رااقلابرابربامبلغ قرضه تصویب کند.
ماده 62 - افزایش سرمایه مذکوردر ماده 61قبل ازصدوراوراق قرضه باید بوسیله یک یاچندبانک ویاموسسه مالی معتبرپذیره نویسی شده باشدو قراردادی که درموضوع اینگونه پذیره نویسی وشرایط آن وتعهدپذیره نویس مبنی بردادن اینگونه سهام به دارندگان اوراق قرضه وسایرشرایط مربوط به آن بین شرکت واینگونه پذیره نویسان منعقدشده است نیزبایدبه تصویب مجمع عمومی مذکوردر ماده 61برسدوگرنه معتبرنخواهدبود.
تبصره - شورای پول واعتبارشرایط بانکهاوموسسات مالی راکه می تواندافزایش سرمایه شرکتهاراپذیره نویسی کنندتعیین خواهدنمود.
ماده 63 - درمورد مواد 61و62حق رجحان سهامداران شرکت درخریدسهام قابل تعویض بااوراق قرضه خودبخودمنتفی خواهدبود.
ماده 64 - شرایط وترتیب تعویض ورقه قرضه باسهم بایددرورقه قرضه قیدشود.
تعویض ورقه قرضه باسهم تابع میل ورضایت دارنده ورقه قرضه است .
دارنده ورقه قرضه درهرموقع قبل ازسررسیدورقه می تواندتحت شرایط وبه ترتیبی که درورقه قیدشده است آن راباسهم شرکت تعویض کند.
ماده 65 - ازتاریخ تصمیم مجمع عمومی مذکوردر ماده 61تاانقضای موعدیا مواعداوراق قرضه شرکت نمی توانداوراق قرضه جدیدقابل تعویض یاقابل تبدیل به سهام منتشرکندیاسرمایه خودرامستهلک سازدیاآنراازطریق بازخریدسهام کاهش دهدیااقدام به تقسیم اندوخته کندیادرنحوه تقسیم منافع تغییراتی بدهد.کاهش سرمایه شرکت درنتیجه زیانهای وارده که منتهی به تقلیل مبلغ اسمی سهام ویاتقلیل عده سهام بشودشامل سهامی نیزکه دارندگان اوراق قرضه درنتیجه تبدیل اوراق خوددریافت میدارندمی گرددوچنین تلقی می شودکه اینگونه دارندگان اوراق قرضه ازهمان موقع انتشاراوراق مزبور سهامدار شرکت بوده اند.
ماده 66 - ازتاریخ تصمیم مجمع مذکوردر ماده 61تاانقضای موعدیامواعد اوراق قرضه صدورسهام جدیددرنتیجه انتقال اندوخته به سرمایه وبطورکلی دادن سهام ویاتخصیص یاپرداخت وجه به سهامداران تحت عناوینی ازقبیل جایزه یامنافع انتشارسهام ممنوع خواهدبودمگرآنکه حقوق دارندگان اوراق قرضه که متعاقبااوراق خودراباسهام شرکت تعویض می کنندبه نسبت سهامی که درنتیجه معاوضه مالک می شوندحفظ شود.به منظورفوق شرکت بایدتدابیر لازم رااتخاذکندتادارندگان اوراق قرضه که متعاقبااوراق خودراباسهام شرکت تعویض می کنندبتوانندبه نسبت وتحت همان شرایط حقوق مالی مذکور رااستیفانمایند.
ماده 67 - سهامی که جهت تعویض بااوراق قرضه صادرمی شودبانام بوده وتاانقضای موعدیامواعداوراق قرضه وثیقه تعهدپذیره نویسان دربرابر دارندگان اوراق قرضه دائربه تعویض سهام بااوراق مذکورمی باشدونزد شرکت نگاهداری خواهدشداینگونه سهام تاانقضاءموعدیامواعداوراق قرضه فقط قابل انتقال به دارندگان اوراق قرضه مزبوربوده ونقل وانتقال اینگونه سهام دردفاتر شرکت ثبت نخواهدشودمگروقتی که تعویض ورقه مواعد قرضه باسهم احرازگردد.
ماده68 - سهامی که جهت تعویض بااوراق قرضه صادرمی شودمادام که این تعویض بعمل نیامده است تاانقضاءموعدیامواعداوراق قرضه قابل تامین و توقیف نخواهدبود.
ماده 69 - اوراق قرضه ممکن است قابل تبدیل به سهام شرکت باشددراین صورت مجمع عمومی فوق العاده ای که اجازه انتشاراوراق قرضه رامی دهدشرایط ومهلتی که طی آن دارندگان این گونه اوراق خواهندتوانست اوراق خودرابه سهام شرکت تبدیل کنندتعیین واجازه افزایش سرمایه رابه هیئت مدیره خواهدداد.
ماده 70 - درمورد ماده 69هیئت مدیره شرکت براساس تصمیم مجمع عمومی مذکوره درهمان ماده درپایان مهلت مقررمعادل مبلغ بازپرداخت نشده اوراق قرضه ای که جهت تبدیل به سهام شرکت عرضه شده است سرمایه شرکت راافزایش داده وپس ازثبت این افزایش درمرجع ثبت شرکتهاسهام جدیدصادروبه دارندگان اوراق مذکورمعادل بازپرداخت نشده اوراقی که به شرکت تسلیم کرده اندسهم خواهدداد.
ماده 71 - درمورداوراق قرضه قابل تبدیل به سهم مجمع عمومی بایدبنابه پیشنهادهیئت مدیره وگزارش خاص بازرسان شرکت اتخاذتصمیم نمایدو همچنین مواد 63و64درمورداوراق قرضه قابل تبدیل به سهم نیزبایدرعایت شود.
بخش 5
مجامع عمومی
ماده 72 - مجمع عمومی شرکت سهامی ازاجتماع صاحبان سهام تشکیل میشود. مقررات مربوط به حضورعده لازم برای تشکیل مجمع عمومی وآراءلازم جهت اتخاذ تصمیمات در اساسنامه معین خواهدشدمگردرمواردی که بموجب قانون تکلیف خاص برای آن مقررشده باشد.
ماده 73 - مجامع عمومی به ترتیب عبارتنداز -
1 - مجمع عمومی موسس .
2 - مجمع عمومی عادی .
3 - مجمع عمومی فوق العاده .
ماده 74 - وظایف مجمع عمومی موسس به قرارزیراست -
1 - رسیدگی به گزارش موسسین وتصویب آن وهمچنین احرازپذیره نویسی کلیه سهام شرکت وتادیه مبالغ لازم .
2 - تصویب طرح اساسنامه شرکت ودرصورت لزوم اصلاح آن .
3 - انتخاب اولین مدیران و بازرس یا بازرسان شرکت .
4 - تعیین روزنامه کثیرالانتشاری که هرگونه دعوت واطلاعیه بعدی برای سهامداران تاتشکیل اولین مجمع عمومی عادی درآن منتشرخواهدشد.
تبصره - گزارش موسسین بایدحداقل پنج روزقبل ازتشکیل مجمع عمومی موسس درمحلی که درآگهی دعوت مجمع تعیین شده است برای مراجعه پذیره - نویسان سهام آماده باشد.
ماده 75 - در مجمع عمومی موسس حضورعده ای ازپذیره نویسان که حداقل نصف سرمایه شرکت راتعهدنموده باشندضروری است .اگردراولین دعوت اکثریت مذکورحاصل نشدمجامع عمومی جدیدفقط تادونوبت توسط موسسین دعوت می شوندمشروط براینکه لااقل بیست روزقبل ازانعقادآن مجمع آگهی دعوت آن باقیددستورجلسه قبل ونتیجه آن درروزنامه کثیرالانتشاری که در اعلامیه پذیره نویسی معین شده است منتشرگردد. مجمع عمومی جدیدوقتی قانونی است که صاحبان لااقل یک سوم سرمایه شرکت درآن حاضرباشند.درهریک ازدو مجمع فوق کلیه تصمیمات بایدبه اکثریت دوثلث آراءحاضرین اتخاذشود.در صورتی که در مجمع عمومی سوم اکثریت لازم حاضرنشدموسسین عدم تشکیل شرکت را اعلام می دارند.
تبصره - در مجمع عمومی موسس کلیه موسسین وپذیره نویسان حق حضور دارندوهرسهم دارای یک رای خواهدبود.
ماده 76 - هرگاه یک یاچندنفرازموسسین آورده غیرنقدداشته باشند موسسین بایدقبل ازاقدام به دعوت مجمع عمومی موسس نظرکتبی کارشناس رسمی وزارت دادگستری رادرموردارزیابی آورده های غیرنقدجلب وآن راجزء گزارش اقدامات خوددراختیار مجمع عمومی موسس بگذارند.درصورتی که موسسین برای خودمزایائی مطالبه کرده باشندبایدتوجیه آن به ضمیمه گزارش مزبوربه مجمع موسس تقدیم شود.
ماده 77 - گزارش مربوط به ارزیابی آورده های غیرنقدوعلل وموجبات مزایای مطالبه شده بایددر مجمع عمومی موسس مطرح گردد.
دارندگان آورده غیرنقدوکسانی که مزایای خاصی برای خودمطالبه کرده انددرموقعی که تقویم آورده غیرنقدی که تعهدکرده اندیامزایای آنها موضوع رای است حق رای ندارندوآن قسمت ازسرمایه غیرنقدکه موضوع مذاکره و رای است ازحیث حدنصاب جزءسرمایه شرکت منظورنخواهدشد.
ماده 78 - مجمع عمومی نمی تواندآورده های غیرنقدرابیش ازآنچه که از طرف کارشناس رسمی دادگستری ارزیابی شده است قبول کند.
ماده 79 - هرگاه آورده غیرنقدیامزایائی که مطالبه شده است تصویب نگردددومین جلسه مجمع به فاصله مدتی که ازیکماه تجاوزنخواهدکردتشکیل خواهدشدودرفاصله دوجلسه اشخاصی که آورده غیرنقدآنهاقبول نشده است در صورت تمایل می توانندتعهدغیرنقدخودرابه تعهدنقدتبدیل ومبالغ لازم را تادیه نمایندواشخاصی که مزایای موردمطالبه آنهاتصویب نشده می توانند باانصراف ازآن مزایادر شرکت باقی بمانند.درصورتی که صاحبان آورده غیرنقدومطالبه کنندگان مزایابنظرمجمع تسلیم نشوندتعهدآنهانسبت به سهام خودباطل شده محسوب می گرددوسایرپذیره نویسان می توانندبجای آنها سهام شرکت راتعهدمبالغ لازم راتادیه کنند.
ماده 80 - درجلسه دوم مجمع عمومی موسس که برطبق ماده قبل بمنظور رسیدگی به وضع آورده های غیرنقدومزایای مطالبه شده تشکیل می گرددبایدبیش ازنصف پذیره نویسان هرمقدارازسهام شرکت که تعهدشده است حاضرباشند.در آگهی دعوت این جلسه بایدنتیجه جلسه قبل ودستورجلسه دوم قیدگردد.
ماده 81 - درصورتی که درجلسه دوم معلوم گرددکه دراثرخروج دارندگان آورده غیرنقدویامطالبه کنندگان مزایاوعدم تعهدوتادیه سهام آنهاازطرفد سایرپذیره نویسان قسمتی ازسرمایه شرکت تعهدنشده است وبه این ترتیب شرکت قابل تشکیل نباشدموسسین بایدظرف ده روزازتاریخ تشکیل آن مجمع مراتب رابه مرجع ثبت شرکت هااطلاع دهندتادرمرجع مزبورگواهینامه مذکوردر ماده 19این قانون راصادرکند.
ماده 82 - در شرکتهای سهامی خاص تشکیل مجمع عمومی موسس الزامی نیست لیکن جلب نظرکارشناس مذکوردر ماده 76این قانون ضروری است ونمی توان آورده های غیرنقدرابه مبلغی بیش ازارزیابی کارشناس قبول نمود.
ماده 83 - هرگونه تغییردر مواد اساسنامه یادرسرمایه شرکت یاانحلال شرکت قبل ازموعدمنحصرادرصلاحیت مجمع عمومی فوق العاده می باشد.
ماده 84 - در مجمع عمومی فوق العاده دارندگان بیش ازنصف سهامی که حق رای دارندبایدحاضرباشند.اگردراولین دعوت حدنصاب مذکورحاصل نشدمجمع برای باردوم دعوت وباحضوردارندگان بیش ازیک سوم سهامی که حق رای دارند رسمیت یافته واتخاذتصمیم خواهدنمودبشرط آنکه دردعوت دوم نتیجه دعوت اول قیدشده باشد.
ماده 85 - تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده همواره به اکثریت دوسوم آراءحاضردرجلسه رسمی معتبرخواهدبود.
ماده 86 - مجمع عمومی عادی می تواندنسبت به کلیه امور شرکت بجزآنچه که درصلاحیت مجمع عمومی موسس وفوق العاده است تصمیم بگیرد.
ماده 87 - در مجمع عمومی عادی حضوردارندگان اقلابیش ازنصف سهامی که حق رای دارندضروری است .اگردراولین دعوت حدنصاب مذکورحاصل نشدمجمع برای باردوم دعوت خواهدشدوباحضورهرعده ازصاحبان سهامی که حق رای دارد رسمیت یافته واخذتصمیم خواهدنمود.بشرط آنکه دردعوت دوم نتیجه دعوت اول قیدشده باشد.
ماده 88 - در مجمع عمومی عادی تصمیمات همواره به اکثریت نصف بعلاوه یک آراءحاضردرجلسه رسمی معتبرخواهدبود.مگردرموردانتخاب مدیران و بازرسان که اکثریت نسبی کافی خواهدبود.
درموردانتخاب مدیران تعدادآراءهررای دهنده درعدد مدیرانی که بایدانتخاب شوندضرب می شودوحق رای هررای دهنده برابرحاصل ضرب مذکور خواهدبودرای دهنده می تواندآراءخودرابه یک نفربدهدیاآنرابین چندنفری که مایل باشدتقسیم کند ، اساسنامه شرکت نمی تواندخلاف این ترتیب رامقرر دارد.
ماده 89 - مجمع عمومی عادی بایدسالی یکباردرموقعی که در اساسنامه پیش بینی شده است برای رسیدگی به ترازنامه وحساب سود و زیان سال مالی قبل وصورت دارائی ومطالبات ودیون شرکت وصورتحساب دوره وعملکردسالیانه شرکت ورسیدگی به گزارش مدیران و بازرس یا بازرسان وسایرامورمربوط به حسابهای سال مالی تشکیل شود.
تبصره - بدون قرائت گزارش بازرس یا بازرسان شرکت در مجمع عمومی اخذتصمیم نسبت به ترازنامه وحساب سود و زیان سال مالی معتبرنخواهدبود.
ماده 90 - تقسیم سودواندوخته بین صاحبان سهام فقط پس ازتصویب مجمع عمومی جائزخواهدبودودرصورت وجودمنافع تقسیم ده درصدازسودویژه سالانه بین صاحبان سهام الزامی است .
ماده 91 - چنانچه هیئت مدیره مجمع عمومی عادی سالانه رادرموعدمقرر دعوت نکند بازرس یا بازرسان شرکت مکلفندراسااقدام بدعوت مجمع مزبور بنمایند.
ماده 92 - هیئت مدیره وهمچنین بازرس یا بازرسان شرکت می تواننددر مواقع مقتضی مجمع عمومی عادی رابطورفوق العاده دعوت نمایند.دراین صورت دستورجلسه مجمع بایددرآگهی دعوت قیدشود.
ماده 93 - درهرموقع که مجمع عمومی صاحبان سهام بخواهددرحقوق نوع مخصوصی ازسهام شرکت تغییربدهدتصمیم مجمع عمومی قطعی نخواهدبودمگربعد ازآنکه دارندگان این گونه سهام درجلسه خاصی آن تصمیم راتصویب کنندوبرای آنکه تصمیم جلسه خاص مذکورمعتبرباشدبایددارندگان لااقل نصف اینگونه سهام درجلسه حاضرباشند و اگر در این دعوت این حدنصاب حاصل نشوددردعوت دوم حضوردارندگان اقلایک سوم اینگونه سهام کافی خواهدبود.
تصمیمات همواره به اکثریت دوسوم آراءمعتبرخواهدبود.
ماده 94 - هیچ مجمع عمومی نمی تواندتابعیت شرکت راتغییربدهد و با هیچ اکثریتی نمی تواند برتعهدات صاحبان سهام بیفزاید.
ماده 95 - سهامدارانی که اقلایک پنجم سهام شرکت رامالک باشندحق دارندکه دعوت صاحبان سهام رابرای تشکیل مجمع عمومی ازهیئت مدیره خواستارشوندوهیئت مدیره بایدحداکثرتابیست روزمجمع مورددرخواست رابارعایت تشریفات مقرره دعوت کنددرغیراینصورت درخواست کنندگان می تواننددعوت مجمع رااز بازرس یا بازرسان شرکت خواستارشوندو بازرس یا بازرسان مکلف خواهندبودکه بارعایت تشریفات مقرره مجمع موردتقاضا راحداکثرتاده روزدعوت نمایندوگرنه آن گونه صاحبان سهام حق خواهندداشت مستقیمابدعوت مجمع اقدام کنند بشرط آنکه کلیه تشریفات راجع به دعوت مجمع رارعایت نموده ودرآگهی دعوت بعدم اجابت درخواست خودتوسط هیئت مدیره و بازرسان تصریح نمایند.
ماده 96 - درمورد ماده 95دستورمجمع منحصراموضوعی خواهدبودکه در تقاضانامه ذکرشده است وهیئت رئیسه مجمع ازبین صاحبان سهام انتخاب خواهدشد.
ماده 97 - درکلیه موارددعوت صاحبان سهام برای تشکیل مجامع عمومی بایدازطریق نشرآگهی درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوطه به شرکت درآن نشرمی گرددبعمل آید.هریک ازمجامع عمومی سالیانه بایدروزنامه کثیرالانتشاری راکه هرگونه دعوت واطلاعیه بعدی برای سهامداران تاتشکیل مجمع عمومی سالانه بعددرآن منتشرخواهدشدتعیین نماید.این تصمیم بایددر روزنامه کثیرالانتشاری که تاتاریخ چنین تصمیمی جهت نشردعوتنامه و اطلاعیه های مربوط به شرکت قبلاتعیین شده منتشرگردد.
تبصره - درمواقعی که کلیه سهام درمجمع حاضرباشندنشرآگهی و تشریفات دعوت الزامی نیست .
ماده 98 - فاصله بین نشردعوتنامه مجمع عمومی وتاریخ تشکیل آن حداقل ده روزوحداکثرچهل روزخواهدبود.
ماده 99 - قبل ازتشکیل مجمع عمومی هرصاحب سهمی که مایل به حضوردر مجمع عمومی باشدبایدباارائه ورقه سهم یاتصدیق موقت سهم متعلق بخودبه شرکت مراجعه وورقه ورودبه جلسه رادریافت کند.
فقط سهامدارانی حق ورودبه مجمع رادارندکه ورقه ورودی دریافت کرده باشند.
ازحاضرین درمجمع صورتی ترتیب داده خواهدشدکه درآن هویت و اقامتگاه وتعدادسهام وتعدادآراءهریک ازحاضرین قیدوبه امضاءآنان خواهدرسید.
ماده 100 - درآگهی دعوت صاحبان سهام برای تشکیل مجمع عمومی دستور جلسه وتاریخ ومحل تشکیل مجمع باقیدساعت ونشانی کامل بایدقیدشود.
ماده 101 - مجامع عمومی توسط هیئت رئیسه ای مرکب ازیک رئیس ویک منشی ودوناظراداره می شود.درصورتی که ترتیب دیگری در اساسنامه پیش بینی نشده باشدریاست مجمع بارئیس هیئت مدیره خواهدبودمگردرمواقعی که انتخاب یاعزل بعضی از مدیران یاکلیه آنهاجزودستورجلسه مجمع باشدکه در این صورت رئیس مجمع ازبین سهامداران حاضردرجلسه به اکثریت نسبی انتخاب خواهدشد.ناظران ازبین صاحبان سهام انتخاب خواهندشدولی منشی جلسه ممکن است صاحب سهم نباشد.
ماده 102 - درکلیه مجامع عمومی حضوروکیل یاقائم مقام قانونی صاحب سهم وهمچنین حضورنماینده یانمایندگان شخصیت حقوقی بشرط ارائه مدارک وکالت یانمایندگی به منزله حضورخودصاحب سهم است .
ماده 103 - درکلیه مواردی که دراین قانون اکثریت آراءدرمجامع عمومی ذکرشده است مراداکثریت آراءحاضرین درجلسه است .
ماده 104 - هرگاه در مجمع عمومی تمام موضوعات مندرج دردستورمجمع مورداخذتصمیم واقع نشودهیئت رئیسه مجمع باتصویب مجمع می توانداعلام تنفس نموده وتاریخ جلسه بعدراکه نبایددیرترازدوهفته باشدتعیین کند ، تمدیدجلسه محتاج به دعوت وآگهی مجددنیست ودرجلسات بعدمجمع باهمان حد نصاب جلسه اول رسمیت خواهدداشت .
ماده 105 - ازمذاکرات وتصمیمات مجمع عمومی صورت جلسه ای توسط منشی ترتیب داده می شودکه به امضاءهیئت رئیسه مجمع رسیده ویک نسخه ازآن درمرکز شرکت نگهداری خواهدشد.
ماده 106 - درمواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن یکی ازامورذیل باشدیک نسخه ازصورت جلسه مجمع بایدجهت ثبت به مرجع ثبت شرکت هاارسال گردد -
1 - انتخاب مدیران و بازرس یا بازرسان .
2 - تصویب ترازنامه .
3 - کاهش یاافزایش سرمایه وهرنوع تغییردر اساسنامه .
4 - انحلال شرکت ونحوه تصفیه آن .
بخش 6
هیئت مدیره
ماده 107 - شرکت سهامی بوسیله هیئت مدیره ای که ازبین صاحبان سهام انتخاب شده وکلایابغضاقابل عزل می باشنداداره خواهدشد.عده اعضای هیئت مدیره در شرکتهای سهامی عمومی نبایدازپنج نفرکمترباشد.
ماده 108 - مدیران شرکت توسط مجمع عمومی موسس و مجمع عمومی عادی انتخاب می شوند.
ماده 109 - مدت مدیران در اساسنامه معین می شودلیکن این مدت ازدو سال تجاوزنخواهدکرد.
ماده 110 - اشخاص حقوقی رامی توان به مدیریت شرکت انتخاب نمود. دراین صورت شخص حقوقی همان مسئولیتهای مدنی شخص حقیقی عضوهیئت مدیره راداشته وبایدیک نفررابه نمایندگی دائمی خود جهت انجام وظایف مدیریت معرفی نماید.
چنین نماینده ای مشمول همان شرایط وتعهدات ومسئولیتهای مدنی و جزائی عضوهیئت مدیره بوده ازجهت مدنی باشخص حقوقی که اورابه نمایندگی تعیین نموده است مسئولیت تضامنی خواهدداشت .
شخص حقوقی عضوهیئت مدیره می تواندنماینده خودراعزل کندبشرط آنکه درهمان موقع جانشین اوراکتبابه شرکت معرفی نمایدوگرنه غایب محسوب می شود.

بخش 6
هیئت مدیره
ماده 111 - اشخاص ذیل نمی توانندبه مدیریت شرکت انتخاب شوند.
1 - محجورین وکسانی که حکم ورشکستگی آنهاصادرشده است .
2 - کسانی که بعلت ارتکاب جنایت یایکی ازجنحه های ذیل بموجب حکم قطعی ازحقوق اجتماعی کلایابعضامحروم شده باشنددرمدت محرومیت .
سرقت ، خیانت درامانت ، کلاهبرداری ، جنحه هائی که بموجب قانون در حکم خیانت درامانت یاکلاهبرداری شناخته شده است ، اختلاس ، تدلیس ، تصرف غیر قانونی دراموال عمومی .
تبصره - دادگاه شهرستان به تقاضای هرذینفع حکم عزل هرمدیری راکه برخلاف مفاداین ماده انتخاب شودیاپس ازانتخاب مشمول مفاداین ماده گرددصادرخواهدکردوحکم دادگاه مزبورقطعی خواهدبود.
ماده 112 - درصورتی که براثرفوت یااستعفایاسلب شرایط ازیک یا چندنفراز مدیران تعداداعضاءهیئت مدیره ازحداقل مقرردراین قانون کمتر شوداعضاءعلی البدل به ترتیب مقرردر اساسنامه والابه ترتیب مقررتوسط مجمع عمومی جای آنان راخواهندگرفت ودرصورتیکه عضوعلی البدل تعیین نشده باشدویاتعداداعضاءعلی البدل کافی برای تصدی محلهای خالی درهیئت مدیره نباشد مدیران باقیمانده بایدبلافاصله مجمع عمومی عادی شرکت راجهت تکمیل اعضاءهیئت مدیره دعوت نمایند.
ماده 113 - درمورد ماده 112هرگاه هیئت مدیره حسب موردازدعوت مجمع عمومی برای انتخاب مدیری که سمت اوبلامتصدی مانده خودداری کندهرذینفع حق دارداز بازرس یا بازرسان شرکت بخواهدکه به دعوت مجمع عمومی عادی جهت تکمیل عده مدیران بارعایت تشریفات لازم اقدام کنندو بازرس یا بازرسان مکلف به انجام چنین درخواستی می باشند.
ماده 114 - مدیران بایدتعدادسهامی راکه اساسنامه شرکت مقررکرده است داراباشند.این تعدادسهام نبایدازتعدادسهامی که بموجب اساسنامه جهت دادن رای درمجامع عمومی لازم است کمترباشد.این سهام برای تضمین خساراتی است که ممکن است ازتقصیرات مدیران منفردایامشترکابر شرکت واردشود.سهام مذکوربااسم بوده وقابل انتقال نیست ومادام که مدیری مفاصا حساب دوره تصدی خوددر شرکت رادریافت نداشته است سهام مذکوردرصندوق شرکت بعنوان وثیقه باقی خواهدماند.
ماده 115 - درصورتی که مدیری درهنگام انتخاب مالک تعدادسهام لازم بعنوان وثیقه نباشدوهمچنین درصورت انتقال قهری سهام موردوثیقه ویا افزایش یافتن تعدادسهام لازم بعنوان وثیقه ویاافزایش یافتن تعدادسهام لازم بعنوان وثیقه مدیربایدظرف مدت یکماه تعدادسهام لازم بعنوان وثیقه راتهیه وبه صندوق شرکت بسپاردوگرنه مستعفی محسوب خواهدشد.
ماده 166 - تصویب ترازنامه وحساب سود و زیان هردوره مالی شرکت به منزله مفاصاحساب مدیران برای همان دوره مالی می باشدوپس ازتصویب ترازنامه وحساب وسود و زیان دوره مالی که طی آن مدت مدیریت مدیران منقضی یابهرنحودیگری ازآنان سلب سمت شده است سهام موردوثیقه اینگونه مدیران خودبخودازقیدوثیقه آزادخواهدشد.
ماده 117 - بازرس یا بازرسان شرکت مکلفندهرگونه تخلفی ازمقررات قانونی و اساسنامه شرکت درموردسهام وثیقه مشاهده کنندبه مجمع عمومی عادی گزارش دهند.
ماده 118 - جزدرباره موضوعاتی که بموجب مقررات این قانون اخذتصمیم واقدام درباره آنهادرصلاحیت خاص مجامع عمومی است مدیران شرکت دارای کلیه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت می باشندمشروط برآنکه تصمیمات واقدامات آنهادرحدودموضوع شرکت باشد.محدودکردن اختیارات مدیران در اساسنامه یابموحب تصمیمات مجامع عمومی فقط از لحاظ روابط بین مدیران وصاحبان سهام معتبربوده ودرمقابل اشخاص ثالث باطل وکان لم یکن است .
ماده 119 - هیئت مدیره دراولین جلسه خودازبین اعضای هیئت مدیره یک رئیس ویک نائب رئیس که بایدشخص حقیقی باشندبرای هیئت مدیره تعیین می نماید.مدت ریاست رئیس ونایب رئیس هیئت مدیره بیش ازمدت عضویت آنهادرهیئت مدیره نخواهدبود.هیئت مدیره درهرموقع می تواندرئیس و نایب رئیس هیئت مدیره راازسمت های مذکورعزل کند.هرترتیبی خلاف این ماده مقررشودکان لم یکن خواهدبود
تبصره 1 - ازنظراجرای مفاداین ماده شخص حقیقی که بعنوان نماینده شخص حقوقی عضوهیئت مدیره معرفی شده باشددرحکم عضوهیئت مدیره تلقی خواهدشد.
تبصره 2 - هرگاه رئیس هیئت مدیره موقتانتواندوظایف خودراانجام دهدوظایف اورانایب رئیس هیئت مدیره انجام خواهدداد.
ماده 120 - رئیس هیئت مدیره علاوه بردعوت واداره جلسات هیئت - مدیره موظف است که مجامع عمومی صاحبان سهام رادرمواردی که هیئت مدیره مکلف به دعوت آنهامی باشددعوت نماید.
ماده 121 - برای تشکیل جلسات هیئت مدیره حضوربیش ازنصف اعضاء هیئت مدیره لازم است .تصمیمات بایدبه اکثریت آراءحاضرین اتخاذگردد مگرآنکه در اساسنامه اکثریت بیشتری مقررشده باشد.
ماده 122 - ترتیب دعوت وتشکیل جلسات هیئت مدیره را اساسنامه تعیین خواهدکرد.ولی درهرحال عده ای از مدیران که اقلایک سوم اعضاءهیئت مدیره راتشکیل دهندمی تواننددرصورتی که ازتاریخ تشکیل آخرین جلسه هیئت مدیره حداقل یک ماه گذشته باشدباذکردستورجلسه هیئت مدیره رادعوت نمایند.
ماده 123 - برای هریک ازجلسات هیئت مدیره بایدصورت جلسه ای تنظیم ولااقل به امضاءاکثریت مدیران حاضردرجلسه برسد.درصورت جلسات هیئت مدیره نام مدیرانی که حضوردارندیاغایب می باشندوخلاصه ای ازمذاکرات و همچنین تصمیمات متخذدرجلسه باقیدتاریخ درآن ذکرمی گردد.هریک از مدیران که باتمام یابعضی ازتصمیمات مندرج درصورت جلسه مخالف باشدنظر اوبایددرصورت جلسه قیدشود.
ماده 124 - هیئت مدیره بایداقلایک نفرشخص حقیقی رابه مدیریت عامل شرکت برگزیندوحدوداختیارات ومدت تصدی وحق الزحمه اوراتعیین کنددر صورتی که مدیرعامل عضوهیئت مدیره باشددوره مدیریت عامل اوازمدت عضویت اودرهیئت مدیره بیشترنخواهدبود.مدیرعامل شرکت نمی توانددر عین حال رئیس هیئت مدیره همان شرکت باشدمگرباتصویب سه چهارم آراءحاضر در مجمع عمومی .
تبصره - هیئت مدیره درهرموقع می تواندمدیرعامل راعزل نماید.
ماده 125 - مدیرعامل شرکت درحدوداختیاراتی که توسط هیئت مدیره به اوتفویض شده است نماینده شرکت محسوب وازطرف شرکت حق امضاءدارد.
ماده 126 - اشخاص مذکوردر ماده 111نمی توانندبه مدیریت عامل شرکت انتخاب شوندوهمچنین هیچکس نمی توانددرعین حال مدیریت عامل بیش از یک شرکت راداشته باشد.تصمیمات واقدامات مدیرعاملی که برخلاف مفاد این ماده انتخاب شده است درمقابل صاحبان سهام واشخاص ثالث معتبرو مسئولیت های سمت مدیریت عامل شامل حال اوخواهدشد.
ماده 127 - هرکس برخلاف ماده 126به مدیریت عامل انتخاب شودیاپس ازانتخاب مشمول ماده مذکورگردددادگاه شهرستان به تقاضای هرذینفع حکم عزل اوراصادرخواهدکردوچنین حکمی قطعی خواهدبود.
ماده 128 - نام ومشخصات وحدوداختیارات مدیرعامل بایدباارسال نسخه ای ازصورت جلسه هیئت مدیره به مرجع ثبت شرکت هااعلام وپس ازثبت درروزنامه رسمی آگهی شود.
ماده 129 - اعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت وهمچنین موسسات و شرکتهائی که اعضای هیئت مدیره ویامدیرعامل شرکت شریک یاعضوهیئت مدیره یامدیرعامل آنهاباشندنمی توانندبدون اجازه هیئت مدیره در معاملاتی که با شرکت یابه حساب شرکت می شودبطورمستقیم یاغیرمستقیم طرف معامله واقع ویاسهیم شوندودرصورت اجازه نیزهیئت مدیره مکلف است بازرس شرکت راازمعامله ای که اجازه آن داده شده بلافاصله مطلع نماید وگزارش آن رابه اولین مجمع عمومی عادی صاحبان سهام بدهدو بازرس نیزمکلف است ضمن گزارش خاصی حاوی جزئیات معامله نظرخودرادرباره چنین معامله ای به همان مجمع تقدیم کند.عضوهیئت مدیره یامدیرعامل ذینفع درمعامله در جلسه هیئت مدیره ونیزدر مجمع عمومی عادی هنگام اخذتصمیم نسبت به معامله مذکورحق رای نخواهدداشت .
ماده 130 - معاملات مذکوردر ماده 129درهرحال ولوآنکه توسط مجمع عادی تصویب نشوددرمقابل اشخاص ثالث معتبراست مگردرمواردتدلیس و تقلب که شخص ثالث درآن شرکت کرده باشد.درصورتی که براثرانجام معامله به شرکت خسارتی واردآمده باشدجبران خسارت برعهده هیئت مدیره و مدیرعامل یا مدیران ذینفع و مدیرانی است که اجازه آن راداده اندکه همگی آنهامتضامنامسئول جبران خسارات وارده معامله به شرکت می باشند.
ماده 131 - درصورتی که معاملات مذکوردر ماده 129این قانون بدون اجازه هیئت مدیره صورت گرفته باشدهرگاه مجمع عمومی عادی شرکت آنهاراتصویب نکندآن معاملات قابل ابطال خواهدبودو شرکت می تواندتاسه سال ازتاریخ انعقادمعامله ودرصورتی که معامله مخفیانه انجام گرفته باشدتاسه سال از تاریخ کشف آن بطلان معامله راازدادگاه صلاحیتداردرخواست کند.لیکن درهر حال مسئولیت مدیرو مدیران ویامدیرعامل ذینفع درمقابل شرکت باقی خواهد بود.تصمیم به درخواست بطلان معامله با مجمع عمومی عادی صاحبان سهام است که پس ازاستماع گزارش بازرس مشعربرعدم رعایت تشریفات لازم جهت انجام معامله دراین موردرای خواهدداد.مدیریامدیرعامل ذینفع درمعامله حق شرکت دررای نخواهدداشت . مجمع عمومی مذکوردراین ماده به دعوت هیئت مدیره یا بازرس شرکت تشکیل خواهدشد.
ماده 132 - مدیرعامل شرکت واعضاءهیئت مدیره به استثناءاشخاص حقوقی حق ندارندهیچگونه وام یااعتباراز شرکت تحصیل نمایندو شرکت نمی توانددیون آنان راتضمین یاتعهدکند.اینگونه عملیات بخودی خودباطل است .درموردبانکهاو شرکتهای مالی واعتباری معاملات مذکوردراین ماده به شرط آنکه تحت قیودوشرایط عادی وجاری انجام گیردمعتبرخواهدبود ممنوعیت مذکوردراین ماده شامل اشخاصی نیزکه به نمایندگی شخص حقوقی عضو هیئت مدیره درجلسات هیئت مدیره شرکت می کنندوهمچنین شامل همسروپدر ومادرواجدادواولادواولاداولادوبرادروخواهراشخاص مذکوردراین ماده می باشد.
ماده 133 - مدیران ومدیرعامل نمی توانندمعاملاتی نظیرمعاملات شرکت که متضمن رقابت باعملیات شرکت باشدانجام دهند.هرمدیری که ازمقررات این ماده تخلف کندوتخلف اوموجب ضرر شرکت گرددمسئول جبران آن خواهدبود منظورازضرردراین ماده اعم است ازورودخسارت یاتقویت منفعت .
ماده 134 - مجمع عمومی عادی صاحبان سهام می تواندباتوجه به ساعات حضوراعضاءغیرموظف هیئت مدیره درجلسات هیئت مزبورپرداخت مبلغی را به آنهابطورمقطوع بابت حق حضورآنهادرجلسات تصویب کند مجمع عمومی این مبلغ راباتوجه به تعدادساعات واوقاتی که هرعضوهیئت مدیره درجلسات هیئت حضورداشته است تعیین خواهدکرد.همچنین درصورتی که در اساسنامه پیش بینی شده باشد مجمع عمومی می تواندتصویب کندکه نسبت معینی ازسود خالص سالانه شرکت بعنوان پاداش به اعضاءهیئت مدیره تخصیص داده شود اعضاءغیرموظف هیئت مدیره حق ندارندبجزآنچه دراین ماده پیش بینی شده است درقبال سمت مدیریت خودبطورمستمریاغیرمستمربابت حقوق یاپاداش یاحق الزحمه وجهی از شرکت دریافت کنند.
ماده 135 - کلیه اعمال واقدامات مدیران ومدیرعامل شرکت درمقابل اشخاص ثالث نافذومعتبراست ونمی توان بعذرعدم اجرای تشریفات مربوط بطرزانتخاب آنهااعمال واقدامات آنان راغیرمعتبردانست .
ماده 136 - درصورت انقضاءمدت ماموریت مدیران تازمان انتخاب مدیران جدید مدیران سابق کماکان مسئول امور شرکت واداره آن خواهندبود.هر گاه مراجع موظف به دعوت مجمع عمومی به وظیفه خودعمل نکنندهرذینفع می تواندازمرجع ثبت شرکت هادعوت مجمع عمومی عادی رابرای انتخاب مدیران تقاضانماید.
ماده 137 - هیئت مدیره بایدلااقل هرششماه یکبارخلاصه صورت دارائی و قروض شرکت راتنظیم کرده به بازرسان بدهد.
ماده 138 - هیئت مدیره موظف است بعدازانقضای سال مالی شرکت ظرف مهلتی که در اساسنامه پیش بینی شده است مجمع عمومی سالانه رابرای تصویب عملیات سال مالی قبل وتصویب ترازنامه وحساب سود و زیان شرکت دعوت نماید.
ماده 139 - هرصاحب سهم می تواندازپانزده روزقبل ازانعقاد مجمع عمومی درمرکز شرکت بصورت حسابهامراجعه کرده وازترازنامه وحساب سودو زیان وگزارش عملیات مدیران وگزارش بازرسان رونوشت بگیرد.
ماده 140 - هیئت مدیره مکلف است هرسال یک بیستم ازسودخالص شرکت رابعنوان اندوخته قانونی موضوع نماید.همین که اندوخته به یک دهم سرمایه شرکت رسیدموضوع کردن آن اختیاری است ودرصورتی که سرمایه شرکت افزایش یابدکسریک بیستم مذکورادامه خواهدیافت تاوقتی که اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه بالغ گردد.
ماده 141 - اگربراثرزیانهای وارده حداقل نصف سرمایه شرکت ازمیان برودهیئت مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام رادعوت نمایدتاموضوع انحلال یابقاء شرکت موردشورورای واقع شود.هرگاه مجمع مزبوررای به انحلال شرکت ندهدبایددرهمان جلسه وبارعایت مقررات ماده 6این قانون سرمایه شرکت رابه مبلغ سرمایه موجودکاهش دهد.
درصورتی که هیئت مدیره برخلاف این ماده به دعوت مجمع عمومی فوق العاده مبادرت ننمایدویامجمعی که دعوت می شودنتواندمطابق مقررات قانونی منعقدگرددهرذینفعی می تواندانحلال شرکت راازدادگاه صلاحیتدار درخواست کند.
ماده 142 - مدیران ومدیرعامل شرکت درمقابل شرکت واشخاص ثالث نسبت به تخلف ازمقررات قانونی با اساسنامه شرکت ویامصوبات مجمع عمومی برحسب موردمنفردایامشترکامسئول می باشندودادگاه حدودمسئولیت هریک رابرای جبران خسارت تعیین خواهدنمود.
ماده 143 - درصورتی که شرکت ورشکسته شودیاپس ازانحلال معلوم شودکه دارائی شرکت برای تادیه دیون آن کافی نیست دادگاه صلاحیتدارمی تواند تقاضای هرذینفع هریک از مدیران ویامدیرعاملی راکه ورشکستگی شرکت یا کافی نبودن دارائی شرکت بنحوی ازانحاءمعلول تخلفات اوبوده است منفردا یامتضامنابه تادیه آن قسمت ازدیونی که پرداخت آن ازدارائی شرکت ممکن نیست محکوم نماید.
بخش 7
بازرسان
ماده 144 - مجمع عمومی عادی درهرسال یک یاچند بازرس انتخاب می کند تابرطبق قانون به وظایف خودعمل کنند.انتخاب مجدد بازرس یا بازرسان بلامانع است .
مجمع عمومی عادی درهرموقع می تواند بازرس یا بازرسان راعزل کندبه شرط آنکه جانشین آنهارانیزانتخاب نماید.
تبصره - درحوزه هائی که وزارت اقتصاداعلام می کندوظایف بازرسی شرکتهارادر شرکتهای سهامی عام اشخاصی می توانندایفاکنندکه نام آنهادر فهرست رسمی بازرسان شرکتهادرج شده باشد.شرایط تنظیم فهرست واحراز صلاحیت بازرسی در شرکتهای سهامی عام ودرج نام اشخاص صلاحیتداردرفهرست مذکورومقررات وتشکیلات شغلی بازرسان تابع آئیننامه ای می باشدکه به پیشنهادوزارت اقتصادوتصویب کمیسیونهای اقتصادمجلسین قابل اجرا خواهدبود.
ماده 145 - انتخاب اولین بازرس یا بازرسان شرکتهای سهامی عام در مجمع عمومی موسس وانتخاب اولین بازرس یا بازرسان شرکتهای سهامی خاص طبق ماده 20این قانون بعمل خواهدآمد.
ماده 146 - مجمع عمومی عادی بایدیک یاچند بازرس علی البدل نیز انتخاب کندتادرصورت معذوریت یافوت یااستعفاءیاسلب شرایط یاعدم قبول سمت توسط بازرس یا بازرسان اصلی جهت انجام وظایف بازرسی دعوت شوند.
ماده 147 - اشخاص زیرنمی توانندبه سمت بازرسی شرکت سهامی انتخاب شوند -
1 - اشخاص مذکوردر ماده 111این قانون .
2 - مدیران ومدیرعامل شرکت .
3 - اقرباءسببی ونسبی مدیران ومدیرعامل تادرجه سوم ازطبقه اول ودوم .
4 - هرکس که خودیاهمسرش زاشخاص مذکوردربند2موظفاحقوق دریافت می دارد.
ماده 148 - بازرس یا بازرسان علاوه بروظایفی که درسایر مواد این قانون برای آنان مقررشده است مکلفنددرباره صحت ودرستی صورت دارائی وصورت حساب دوره عملکردوحساب سود و زیان ترازنامه ای که مدیران برای تسلیم به مجمع عمومی تهیه می کنندوهمچنین درباره صحت مطالب واطلاعاتی که مدیران در اختیارمجامع عمومی گذاشته انداظهارنظرکنند. بازرسان بایداطمینان حاصل نمایندکه حقوق صاحبان سهام درحدودی که قانون و اساسنامه شرکت تعیین کرده است بطوریکسان رعایت شده باشدودرصورتی که مدیران اطلاعاتی برخلاف حقیقت دراختیارصاحبان سهام قراردهند بازرسان مکلفندکه مجمع عمومی را ازآن آگاه سازند.
ماده 150 - بازرس یا بازرسان موظفندباتوجه به ماده 148این قانون گزارش جامعی راجع به وضع شرکت به مجمع عمومی عادی تسلیم کنند.گزارش بازرسان بایدلااقل ده روزقبل ازتشکیل مجمع عمومی عادی جهت مراجعه صاحبان سهام درمرکز شرکت آماده باشد.
تبصره - درصورتی که شرکت بازرسان متعددداشته هریک می توانندبه تنهائی وظایف خودراانجام دهدلیکن کلیه بازرسان بایدگزارش واحدی تهیه کنند.درصورت وجوداختلاف نظربین بازرسان موارداختلاف باذکردلیل در گزارش قیدخواهدشد.
ماده 151 - بازرس یا بازرسان بایدهرگونه تخلف یاتقصیری درامور شرکت ازناحیه مدیران ومدیرعامل مشاهده کنندبه اولین مجمع عمومی اطلاع دهندودرصورتی که ضمن انجام ماموریت خودازوقوع جرمی مطلع شوندبایدبه مرجع قضائی صلاحیتداراعلام نموده ونیزجریان رابه اولین مجمع عمومی گزارش دهند.
ماده 152 - درصورتی که مجمع عمومی بدون دریافت گزارش بازرس یابر اساس گزارش اشخاصی که برخلاف ماده 147این قانون بعنوان بازرس تعیین شده اندصورت دارائی وترازنامه وحساب سود و زیان شرکت راموردتصویب قراردهداین تصویب به هیچوجه اثر قانونی نداشته ازدرجه اعتبارساقط خواهدبود.
ماده 153 - درصورتی که مجمع بازرس معین نکرده باشدیایک یاچندنفراز بازرسان بعللی نتواندگزارش بدهندیاازدادن گزارش امتناع کنندرئیس دادگاه شهرستان به تقاضای هرذینفع بازرس یا بازرسان رابه تعدادمقرردر اساسنامه شرکت انتخاب خواهدکردتاوظایف مربوطه راتاانتخاب بازرس بوسیله مجمع عمومی انجام دهند.تصمیم رئیس دادگاه شهرستان دراین مورد غیرقابل شکایت است .
ماده 154 - بازرس یا بازرسان درمقابل شرکت واشخاص ثالث نسبت به تخلفاتی که درانجام وظایف خودمرتکب می شوندطبق قواعدعمومی مربوط به مسئولیت مدنی مسئول جبران خسارت وارده خواهندبود.
ماده 155 - تعیین حق الزحمه بازرس با مجمع عمومی عادی است .
ماده 156 - بازرس نمی توانددرمعاملاتی که با شرکت یابه حساب شرکت انجام می گیردبطورمستقیم یاغیرمستقیم ذینفع شود.
بخش 8
تغییرات درسرمایه شرکت
ماده 157 - سرمایه شرکت رامی توان ازطریق صدورسهام جدیدویاازطریق بالابردن مبلغ اسمی سهام موجودافزایش داد.
ماده 158 - تادیه مبلغ اسمی سهام جدیدبه یکی ازطریق زیرامکان پذیر است -
1 - پرداخت مبلغ اسمی به نقد.
2 - تبدیل مطالبات نقدی حاصل شده اشخاص از شرکت به سهام جدید.
3 - انتقال سودتقسیم نشده یااندوخته یاعوایدحاصله ازاضافه ارزش سهام جدیدبه سرمایه شرکت .
4 - تبدیل اوراق قرضه به سهام .
تبصره 1 - فقط در شرکت سهامی خاص تادیه مبلغ اسمی سهام جدیدبه غیر نقدنیزمجازاست .
تبصره 2 - انتقال اندوخته قانونی به سرمایه ممنوع است .
ماده 159 - افزایش سرمایه ازطریق بالابردن مبلغ اسمی سهام موجوددر صورتی که برای صاحبان سهام ایجادتعهدکندممکن نخواهدبودمگرآنکه کلیه صاحبان سهام باآن موافق باشند.
ماده 160 - شرکت می تواندسهام جدیدرابرابرمبلغ اسمی بفروشدیااین که مبلغی علاوه برمبلغ اسمی سهم بعنوان اضافه ارزش سهم ازخریداران دریافت کند. شرکت می تواندعوایدحاصله ازاضافه ارزش سهم فروخته شده رابه اندوخته منتقل سازدیانقدابین صاحبان سهام سابق تقسیم کندیادرازاءآن سهام جدیدبه صاحبان سهام سابق بدهد.
ماده 161 - مجمع عمومی فوق العاده به پیشنهادهیئت مدیره پس از قرائت گزارش بازرس یا بازرسان شرکت درموردافزایش سرمایه شرکت اتخاذتصمیم می کند.
تبصره 1 - مجمع عمومی فوق العاده که درموردافزایش سرمایه اتخاذ تصمیم می کندشرایط مربوطبه فروش سهام جدیدوتادیه قیمت آن راتعیین یا اختیارتعیین آن رابه هیئت مدیره واگذارخواهدکرد.
تبصره 2 - پیشنهادهیئت مدیره راجع به افزایش سرمایه بایدمتضمن توجیه لزوم افزایش سرمایه ونیزشامل گزارشی درباره امور شرکت ازبدوسال مالی درجریان واگرتاآن موقع مجمع عمومی نسبت به حسابهای سال مالی قبل تصمیم نگرفته باشدحاکی ازوضع شرکت ازابتدای سال مالی قبل باشدگزارش گزارش بازرس یا بازرسان بایدشامل اظهارنظردرباره پیشنهادهیئت مدیره باشد.
ماده 162 - مجمع عمومی فوق العاده می تواندبه هیئت مدیره اجازه دهدکه ظرف مدت معینی که نبایدازپنج سال تجاوزکندسرمایه شرکت راتامیزان مبلغ معینی به یکی ازطرق مذکوردراین قانون افزایش دهد.
ماده 163 - هیئت مدیره درهرحال مکلف است درهرنوبت پس ازعملی ساختن افزایش سرمایه حداکثرظرف یکماه مراتب راضمن اصلاح اساسنامه در قسمت مربوط به مقدارسرمایه ثبت شده شرکت به مرجع ثبت شرکتهااعلام کندتاپس ازثبت جهت اطلاع عموم آگهی شود.
ماده 164 - اساسنامه شرکت نمی تواندمتضمن اختیارافزایش سرمایه برای هیئت مدیره باشد.
ماده 165 - مادام که سرمایه قبلی شرکت تماماتادیه نشده است افزایش سرمایه شرکت تحت هیچ عنوانی مجازنخواهدبود.
ماده 166 - درخریدسهام جدیدصاحبان سهام شرکت به نسبت سهامی که مالکندحق تقدم دارندواین حق قابل نقل وانتقال است مهلتی که طی آن سهامداران می توانندحق تقدم مذکوررااعمال کنندکمترازشصت روزنخواهد بود.این مهلت ازروزی که برای پذیره نویسی تعیین می گرددشروع می شود.
ماده 167 - مجمع عمومی فوق العاده که افزایش سرمایه راازطریق فروش سهام جدیدتصویب می کندیااجازه آن رابه هیئت مدیره می دهدمی تواندحق تقدم صاحبان سهام رانسبت به پذیره نویسی تمام یاقسمتی ازسهام جدیدازآنان سلب کندبه شرط آنکه چنین تصمیمی پس ازقرائت گزارش هیئت مدیره و گزارش بازرس یا بازرسان شرکت اتخاذگرددوگرنه باطل خواهدبود.
تبصره - گزارش هیئت مدیره مذکوردراین ماده بایدمشتمل برتوجیه لزوم افزایش سرمایه وسلب حق تقدم ازسهامداران ومعرفی شخص یااشخاصی که سهام جدیدبرای تخصیص به آنهادرنظرگرفته شده است وتعدادوقیمت این گونه سهام وعواملی که درتعیین قیمت درنظرگرفته شده است باشد.گزارش بازرس یا بازرسان بایدحاکی ازتاییدعوامل وجهاتی باشدکه درگزارش هیئت مدیره ذکرشده است .
ماده 168 - درمورد ماده 167چنانچه سلب حق تقدم درپذیره نویسی سهام جدیدازبعضی ازصاحبان سهام به نفع بعض دیگرانجام می گیردسهامدارانی که سهام جدیدبرای تخصیص به آنهادرنظرگرفته شده است حق ندارنددراخذرای در باره سلب حق تقدم سایرسهامداران شرکت کنند.دراحتساب حدنصاب رسمیت جلسه واکثریت لازم جهت معتبربودن تصمیمات مجمع عمومی سهام سهامدارانی که سهام جدیدبرای تخصیص به آنهادرنظرگرفته شده است به حساب نخواهدآمد.
ماده 169 - در شرکتهای سهامی خاص پس ازاتخاذتصمیم راجع به افزایش سرمایه ازطریق انتشارسهام جدیدبایدمراتب ازطریق نشرآگهی درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددبه اطلاع صاحبان سهام برسددراین آگهی بایداطلاعات مربوط به مبلغ افزایش سرمایه ومبلغ اسمی سهام جدیدوحسب موردمبلغ اضافه ارزش سهم وتعدادسهامی که هرصاحب سهم نسبت به سهام خودحق تقدم درخریدآنهاراداردومهلت پذیره نویسی و نحوه پرداخت ذکرشود.درصورتی که برای سهام جدیدشرایط خاصی درنظرگرفته شده باشدچگونگی این شرایط درآگهی قیدخواهدشد.
ماده 170 - در شرکتهای سهامی عام پس ازاتخاذتصمیم راجع به افزایش سرمایه ازطریق انتشارسهام جدیدبایدآگهی به نحومذکوردر ماده 169منتشر ودرآن قیدشودکه صاحبان سهام بی نام برای دریافت گواهینامه حق خریدسهامی که حق تقدم درخریدآن رادارندظرف مدت معین که نبایدکمترازبیست روزباشد به مراکزی که ازطرف شرکت تعیین ودرآگهی قیدشده است مراجعه کنند.برای صاحبان سهام بانام گواهینامه های حق خریدبایدتوسط پست سفارشی ارسال گردد.
ماده 171 - گواهینامه حق خریدسهم مذکوردر ماده فوق بایدمشتمل بر نکات زیرباشد -
1 - نام وشماره ثبت ومرکزاصلی شرکت .
2 - مبلغ سرمایه فعلی وهمچنین مبلغ افزایش سرمایه شرکت .
3 - تعدادونوع سهامی که دارنده گواهینامه حق خریدآن راداردباذکر مبلغ اسمی سهم وحسب موردمبلغ اضافه ارزش آن .
4 - نام بانک ومشخصات حساب سپرده ای که وجوه لازم بایددرآن پرداخته شود.
5 - مهلتی که طی آن دارنده گواهینامه می تواندازحق خریدمندرج در گواهینامه استفاده کند.
6 - هرگوته شرایط دیگری که برای پذیره نویسی مقررشده باشد.
تبصره - گواهینامه حق خریدسهم بایدبه همان ترتیبی که برای امضای اوراق سهام شرکت مقرراست به امضاءبرسد
ماده 172 - درصورتی که حق تقدم درپذیره نویسی سهام جدیدازصاحبان سهام سلب شده باشدیاصاحبان سهام ازحق تقدم خودظرف مهلت مقرراستفاده نکنندحسب موردتمام یاباقیمانده سهام جدیدعرضه وبه متقاضیان فروخته خواهدشد.
ماده 173 - شرکتهای سهامی عام بایدقبل ازعرضه کردن سهام جدیدبرای پذیره نویسی عمومی ابتداطرح اعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدرابه مرجع ثبت شرکتهاتسلیم ورسیددریافت کنند.
ماده 174 - طرح اعلامیه پذیره نویسی مذکوردر ماده 173بایدبه امضای دارندگان امضای مجاز شرکت رسیده ومشتمل برنکات زیرباشد -
1 - نام وشماره ثبت شرکت .
2 - موضوع شرکت ونوع فعالیتهای آن .
3 - مرکزاصلی شرکت ودرصورتی که شرکت شعبی داشته باشدنشانی شعب آن
4 - درصورتی که شرکت برای مدت محدودتشکیل شده باشدتاریخ انقضاء مدت آن .
5 - مبلغ سرمایه شرکت قبل ازافزایش سرمایه .
6 - اگرسهام ممتازمنتشرشده باشدتعدادوامتیازات آن .
7 - هویت کامل اعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت .
8 - شرایط حضوروحق رای صاحبان سهام درمجامع عمومی .
9 - مقررات اساسنامه راجع به تقسیم سودوتشکیل اندوخته وتقسیم دارائی .
10 - مبلغ وتعداداوراق قرضه قابل تبدیل به سهم که شرکت منتشرکرده است ومهلت وشرایط تبدیل اوراق قرضه به سهم .
11 - مبلغ بازپرداخت نشده انواع دیگراوراق قرضه ای که شرکت منتشر کرده است وتضمینات مربوط به آن .
12 - مبلغ دیون شرکت وهمچنین مبلغ دیون اشخاص ثالث که توسط شرکت تضمین شده است .
13 - مبلغ افزایش سرمایه .
14 - تعدادونوع سهام جدیدی که صاحبان سهام بااستفاده ازحق تقدم خود تعهدکرده اند.
15 - تاریخ شروع وخاتمه مهلت پذیره نویسی .
16 - مبلغ اسمی ونوع سهامی که بایدتعهدشودوحسب موردمبلغ اضافه ارزش سهم .
17 - حداقل تعدادسهامی که هنگام پذیره نویسی بایدتعهدشود.
18 - نام بانک ومشخصات حساب سپرده ای که وجوه لازم بایددرآن پرداخته شود.
19 - ذکرنام روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های شرکت در آن نشرمی شود.
ماده 175 - آخرین ترازنامه وحساب سود و زیان شرکت که به تصویب مجمع عمومی رسیده است بایدضمیمه طرح اعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدبه مرجع ثبت شرکتهاتسلیم گرددودرصورتی که شرکت تاآن موقع ترازنامه وحساب سود و زیان تنظیم نکرده باشداین نکته بایددرطرح اعلامیه پذیره نویسی قید شود.
ماده 176 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازوصول طرح اعلامیه پذیره نویسی و ضمائم آن وتطبیق مندرجات آنهابامقررات قانونی اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدراصادرخواهدنمود.
ماده 177 - اعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدبایدعلاوه برروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های شرکت درآن نشرمی گردداقلادردوروزنامه کثیرالانتشاردیگرآگهی شودونیزدربانکی که تعهدسهام درنزدآن بعمل می آید درمعرض دیدعلاقمندان قرارداده شود.دراعلامیه پذیره نویسی بایدقیدشود که آخرین ترازنامه وحساب سود و زیان شرکت که به تصویب مجمع عمومی رسیده است درنزدمرجع ثبت شرکتهاودرمرکز شرکت برای مراجعه علاقمندان آماده است .
ماده 178 - خریداران ظرف مهلتی که دراعلامیه پذیره نویسی سهام جدید معین شده است ونبایدازدوماه کمترباشدبه بانک مراجعه وورقه تعهدسهام را امضاءکرده ومبلغی راکه بایدپرداخته شودتادیه ورسیددریافت خواهندکرد. ماده 179 - پذیره نویسی سهام جدیدبه موجب ورقه تعهدخریدسهم که باید شامل نکات زیرباشدبعمل خواهدآمد -
1 - نام وموضوع ومرکزاصلی وشماره ثبت شرکت .
2 - سرمایه شرکت قبل ازافزایش سرمایه .
3 - مبلغ افزایش سرمایه .
4 - شماره وتاریخ اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدومرجع صدورآن .
5 - تعدادونوع سهامی که موردتعهدواقع می شودومبلغ اسمی آن .
6 - نام بانک وشماره حسابی که بهای سهم درآن پرداخته می شود.
7 - هویت ونشانی کامل پذیره نویس .
ماده 180 - مقررات مواد 14و15این قانون درموردتعهدخریدسهم جدید نیزحاکم است .
ماده 181 - پس ازگذشتن مهلتی که برای پذیره نویسی معین شده است ودر صورت تمدیدبعدازانقضای مدت تمدیدشده هیئت مدیره حداکثرتایکماه به تعهدات پذیره نویسان رسیدگی کرده وتعدادسهام هریک ازتعهدکنندگان را تعیین واعلام ومراتب راجهت ثبت وآگهی به مرجع ثبت شرکتهااطلاع خواهد داد.
هرگاه پس ازرسیدگی به اوراق پذیره نویسی مقدارسهام خریداری شده بیش ازمیزان افزایش سرمایه باشدهیئت مدیره مکلف است ضمن تعیین تعداد سهام هرخریداردستوراستردادوجه سهام اضافه خریداری شده رابه بانک مربوط بدهد.
182 - هرگاه افزایش سرمایه شرکت تانه ماه ازتاریخ تسلیم طرح اعلامیه پذیره نویسی مذکوردر ماده 174به مرجع ثبت شرکتهابه ثبت نرسدبه درخواست هریک ازپذیره نویسان سهام جدیدمرجع ثبت شرکت که طرح اعلامیه نویسی به آن تسلیم شده است گواهینامه ای حاکی ازعدم ثبت افزایش سرمایه شرکت صادرو به بانکی که تعهدسهام وتادیه وجوه درآن بعمل آمده است ارسال می داردتا اشخاصی که سهام جدیدراپذیره نویسی کرده اندبه بانک مراجعه ووجوه پرداختی خودرامسترددارند.دراین صورت هرگونه هزینه ای که برای افزایش سرمایه شرکت پرداخت یاتعهدشده باشدبه عهده شرکت قرارمی گیرد.
ماده 183 - برای ثبت افزایش سرمایه شرکتهای سهامی خاص فقط تسلیم اظهارنامه به ضمیمه مدارک زیربه مرجع ثبت شرکتهاکافی خواهدبود.
1 - صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده که افزایش سرمایه راتصویب نموده ویااجازه آن رابه هیئت مدیره داده است ودرصورت اخیرصورت جلسه هیئت مدیره که افزایش سرمایه راموردتصویب قرارداده است .
2 - یک نسخه ازروزنامه ای که آگهی مذکوردر ماده 196این قانون درآن نشرگردیده است .
3 - اظهارنامه مشعربرفروش کلیه سهام جدیدودرصورتی که سهام جدید امتیازاتی داشته باشدبایدبه شرح امتیازات وموجبات آن دراظهارنامه قیدشود.
4 - درصورتی که قسمتی ازافزایش سرمایه بصورت غیرنقدباشدباید تمام قسمت غیرنقدتحویل گردیده وبارعایت ماده 82این قانون به تصویب مجمع عمومی فوق العاده رسیده باشد مجمع عمومی فوق العاده دراین موردباحضور صاحبان سهام شرکت وپذیره نویسان سهام جدیدتشکیل شده ورعایت مقررات مواد 77لغایت 81این قانون درآن قسمت که به آورده غیرنقدمربوط می شود الزامی خواهدبودویک نسخه ازصورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده باید اظهارنامه مذکوردراین ماده ضمیمه شود.
تبصره - اظهارنامه های مذکوردراین ماده بایدبه امضاءکلیه اعضاء هیئت مدیره رسیده باشد.
ماده 184 - وجوهی که به حساب افزایش سرمایه تادیه می شودبایددر حساب سپرده مخصوصی نگاهداری شودتامین وتوقیف وانتقال وجوه مزبوربه حساب های شرکت ممکن نیست مگرپس ازبه ثبت رسیدن افزایش سرمایه شرکت . ماده 185 - درصورتی که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام افزایش سرمایه شرکت راازطریق تبدیل مطالبات نقدی حال شده اشخاص از شرکت تصویب کرده باشدسهام جدیدی که درنتیجه اینگونه افزایش سرمایه صادر خواهدشدباامضاءورقه خریدسهم توسط طلبکارانی که مایل به پذیره نویسی سهام جدیدباشندانجام می گیرد.
ماده 186 - درورقه خریدسهم مذکوردر ماده 185نکات مندرج دربندهای 1و2و3و5و7و8 ماده 179بایدقیدشود.
ماده 187 - درمورد ماده 185پس ازانجام پذیره نویسی بایددرموقع به ثبت رسانیدن افزایش سرمایه درمرجع ثبت شرکتهاصورت کاملی ازمطالبات نقدی حال شده ، بستانکاران پذیره نویس راکه به سهام شرکت تبدیل شده است به ضمیمه رونوشت اسنادومدارک حاکی ازتصفیه آنگونه مطالبات که بازرسان شرکت صحت آن راتاییدکرده باشندهمراه باصورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده واظهارنامه هیئت مدیره مشعربراینکه کلیه این سهام خریداری شده وبهای آن دریافت شده است به مرجع ثبت شرکتهاتسلیم شود.
ماده 188 - درموردی که افزایش سرمایه ازطریق بالابردن مبلغ اسمی سهام موجودصورت می گیردکلیه افزایش سرمایه بایدنقداپرداخت شودونیزسهام جدیدی که درقبال افزایش سرمایه صادرمی شودهنگام پذیره نویسی برحسب مورد کلاپرداخت یاتهاترشود.
ماده 189 - علاوه برکاهش اجباری سرمایه مذکوردر ماده 141 مجمع عمومی فوق العاده شرکت می تواندبه پیشنهادهیئت مدیره درموردکاهش سرمایه شرکت بطوراختیاری اتخاذتصمیم کندمشروط برآنکه براثرکاهش سرمایه به تساوی حقوق صاحبان سهام لطمه ای واردنشودوسرمایه شرکت ازحداقل مقرردر ماده 5این قانون کمترنگردد.
تبصره - کاهش اجباری سرمایه ازطریق کاهش تعدادیامبلغ اسمی سهام صورت میگیردوکاهش اختیاری سرمایه ازطریق کاهش بهای اسمی سهام به نسبت متساوی وردمبلغ کاهش یافته هرسهم به صاحب آن انجام می گیرد.
ماده 190 - پیشنهادهیئت مدیره راجع به کاهش سرمایه بایدحداقل چهل وپنج روزقبل ازتشکیل مجمع عمومی فوق العاده به بازرس یا بازرسان شرکت تسلیم گردد.
پیشنهادمزبوربایدمتضمن توجیه لزوم کاهش سرمایه وهمچنین شامل گزارش درباره امور شرکت ازبدوسال مالی درجریان واگرتاآن موقع مجمع عمومی نسبت به حسابهای سال مالی قبل تصمیم نگرفته باشدحاکی ازوضع شرکت از ابتدای سال مالی قبل باشد.
ماده 191 - بازرس یا بازرسان شرکت پیشنهادهیئت مدیره رامورد رسیدگی قرارداده ونظرخودراطی گزارش به مجمع عمومی فوق العاده تسلیم خواهدنمودو مجمع عمومی پس ازاستماع گزارش بازرس تصمیم خواهدگرفت .
ماده 192 - هیئت مدیره قبل ازاقدام به کاهش اختیاری سرمایه باید تصمیم مجمع عمومی رادرباره کاهش حداکثرظرف یک ماه درروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددآگهی کند.
ماده 193 - درموردکاهش اختیاری سرمایه شرکت هریک ازدارندگان اوراق قرضه ویابستانکارانی که منشاءطلب آنهاقبل ازتاریخ نشرآخرین آگهی مذکوردر ماده 192باشدمی توانندظرف دوماه ازتاریخ نشرآخرین آگهی اعتراض خودرانسبت به کاهش سرمایه شرکت به دادگاه تقدیم کنند.
ماده 194 - درصورتی که بنظردادگاه اعتراض نسبت به کاهش سرمایه واردتشخیص شودو شرکت جهت تامین پرداخت طلب معترض وثیقه ای که بنظر دادگاه کافی باشدنسپارددراین صورت آن دین حال شده ودادگاه به پرداخت آن خواهدداد.
ماده 195 - درمهلت دوماه مذکوردر ماده 193وهمچنین درصورتی که اعتراضی شده باشدتاخاتمه اجرای حکم قطعی دادگاه شرکت ازکاهش سرمایه ممنوع است .
ماده 196 - برای کاهش بهای اسمی سهام شرکت و رد مبلغ کاهش یافته هر سهم هیئت مدیره شرکت بایدمراتب راطی اطلاعیه ای به اطلاع کلیه صاحبان سهام برساند . اطلاعیه شرکت بایددرروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گردد منتشر شود و برای صاحبان سهام بانام توسط پست سفارشی ارسال گردد.
ماده 197 - اطلاعیه مذکوردر ماده 196بایدمشتمل برنکات زیرباشد -
1 - نام ونشانی مرکزاصلی شرکت .
2 - مبلغ سرمایه شرکت قبل ازاتخاذتصمیم درموردکاهش سرمایه .
3 - مبلغی که هرسهم به آن میزان کاهش می یابدیابهای اسمی هرسهم پس از کاهش .
4 - نحوه پرداخت ومهلتی که برای بازپرداخت مبلغ کاهش یافته هرسهم درنظرگرفته شده ومحلی که درآن این بازپرداخت انجام می گیرد.
ماده 198 - خریدسهام شرکت توسط همان شرکت ممنوع است .
بخش 9
انحلال وتصفیه
ماده 199 - شرکت سهامی درمواردزیرمنحل می شود -
1 - وقتی که شرکت موضوعی راکه برای آن تشکیل شده است انجام داده یا انجام آن غیرممکن شده باشد.
2 - درصورتی که شرکت برای مدت معین تشکیل گردیده وآن مدت منقضی شده باشدمگراینکه مدت قبل ازانقضاءتمدیدشده باشد.
3 - درصورت ورشکستگی .
4 - درهرموقع که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام بهرعلتی رای به انحلال شرکت بدهد.
5 - درصورت صدورحکم قطعی دادگاه .
ماده 200 - انحلال شرکت درصورت ورشکستگی تابع مقررات مربوط به ورشکستگی است .
1 - درصورتی که تایکسال پس ازبه ثبت رسیدن شرکت هیچ اقدامی جهت انجام موضوع آن صورت نگرفته باشدونیزدرصورتی که فعالیتهای شرکت درمدت بیش ازیکسال متوقف شده باشد.
2 - درصورتی که مجمع عمومی سالانه برای رسیدگی به حساب های هریک از سالهای مالی تاده ماه ازتاریخی که اساسنامه معین کرده است تشکیل نشده باشد 3 - درصورتی که سمت تمام یابعضی ازاعضای هیئت مدیره وهمچنین سمت مدیرعامل شرکت طی مدتی زائدبرششماه بلامتصدی مانده باشد.
4 - درموردبندهای یک ودو ماده 199درصورتی که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام جهت اعلام انحلال شرکت تشکیل نشودویارای به انحلال شرکت ندهد. ماده 202 - درموردبندهای یک ودووسه ماده 201دادگاه بلافاصله بر حسب موردبه مراجعی که طبق اساسنامه واین قانون صلاحیت اقدام دارندمهلت متناسبی که حداکثرازششماه تجاوزنکندمی دهدتادررفع موجبات انحلال اقدام نمایند.
درصورتی که ظرف مهلت مقررموجبات انحلال رفع نشوددادگاه حکم به انحلال شرکت می دهد.
ماده 203 - تصفیه امور شرکتهای سهامی بارعایت مقررات این قانون انجام می گیرد.مگردرمورد ورشکستگی که تابع مقررات مربوط به ورشکستگی می باشد.
ماده 204 - امرتصفیه با مدیران شرکت است مگرآنکه اساسنامه شرکت یا مجمع عمومی فوق العاده ای که رای به انحلال می دهدترتیب دیگری مقررداشته باشد.
ماده 205 - درصورتی که بهرعلت مدیرتصفیه تعیین نشده باشدیاتعیین شده ولی به وظایف خودعمل نکندهرذینفع حق داردتعیین مدیرتصفیه رااز دادگاه بخواهددرمواردی نیزکه انحلال شرکت به موجب حکم دادگاه صورت می گیردمدیرتصفیه رادادگاه ضمن صدورحکم انحلال شرکت تعیین خواهدنمود.
ماده 206 - شرکت به محض انحلال درحال تصفیه محسوب می شودوبایددر دنبال نام شرکت همه جاعبارت "درحال تصفیه "ذکرشودونام مدیریا مدیران تصفیه درکلیه اوراق وآگهی های مربوط به شرکت قیدگردد.
ماده 207 - نشانی مدیریا مدیران تصفیه همان نشانی مرکزاصلی شرکت خواهدبودمگرآنکه بموجب تصمیم مجمع عمومی فوق العاده یاحکم دادگاه نشانی دیگری تعیین شده باشد.
ماده 208 - تاخاتمه امرتصفیه شخصیت حقوقی شرکت جهت انجام امور مربوط به تصفیه باقی خواهدماندو مدیران تصفیه موظف به خاتمه دادن کارهای جاری واجرای تعهدات ووصول مطالبات وتقسیم دارائی شرکت می باشندوهرگاه برای اجرای تعهدات شرکت معاملات جدیدی لازم شود مدیران تصفیه انجام خواهندداد.
ماده 209 - تصمیم راجع به انحلال واسامی مدیریا مدیران تصفیه ونشانی آنهابارعایت ماده 207این قانون بایدظرف پنج روزازطرف مدیران تصفیه به مرجع ثبت شرکت اعلام شودتاپس ازثبت برای اطلاع عموم درروزنامه رسمی وروزنامه های کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددآگهی شوددرمدت تصفیه منظورازروزنامه کثیرالانتشارروزنامه کثیرالانتشاری است که توسط آخرین مجمع عمومی عادی قبل ازانحلال تعیین شده است .
ماده 210 - انحلال شرکت مادام که به ثبت نرسیده واعلان نشده باشدنسبت به اشخاص ثالث بلااثراست .
ماده 211 - ازتاریخ تعیین مدیریا مدیران تصفیه اختیارات مدیران شرکت خاتمه یافته وتصفیه شرکت شروع می شود. مدیران تصفیه بایدکلیه اموال ودفاترواوراق واسنادمربوط به شرکت راتحویل گرفته بلافاصله امرتصفیه شرکت راعهده دارشوند.
ماده 212 - مدیران تصفیه نماینده شرکت درحال تصفیه بوده وکلیه اختیارات لازم راجهت امرتصفیه حتی ازطریق طرح دعوی وارجاع به داوری وحق سازش دارامی باشندومی توانندبرای طرح دعاوی ودفاع ازدعاوی وکیل تعیین نمایند.محدودکردن اختیارات مدیران تصفیه باطل وکان لم یکن است .
ماده 213 - انتقال دارائی شرکت درحال تصفیه کلایابعضابه مدیریا مدیران تصفیه ویابه اقارب آنهاازطبقه اول ودوم تادرجه چهارم ممنوع است . هرنقل وانتقال که برخلاف مفاداین ماده انجام گیردباطل خواهدبود.
ماده 214 - مدت ماموریت مدیریا مدیران تصفیه نبایدازدوسال تجاوز کند.اگرتاپایان ماموریت مدیران تصفیه امرتصفیه خاتمه نیافته باشد مدیریا مدیران تصفیه بایدذکرعلل وجهات خاتمه نیافتن تصفیه امور شرکت مهلت اضافی راکه برای خاتمه دادن به امرتصفیه لازم می دانندوتدابیری راکه جهت پایان دادن به امرتصفیه درنظرگرفته اندبه اطلاع مجمع عمومی صاحبان سهام رسانیده تمدیدمدت ماموریت خودراخواستارشوند.
ماده 215 - هرگاه مدیریا مدیران تصفیه توسط دادگاه تعیین شده باشند تمدیدمدت ماموریت آنان بارعایت شرایط مندرج در ماده 214بادادگاه خواهدبود.
ماده 216 - مدیریا مدیران تصفیه توسط همان مرجعی که آنان راانتخاب کرده است قابل عزل می باشند.
ماده 217 - مادام که امرتصفیه خاتمه نیافته است مدیران تصفیه باید همه ساله مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت رابارعایت شرایط وتشریفاتی که در قانون و اساسنامه پیش بینی شده است دعوت کرده صورت دارائی منقول وغیرمنقول وترازنامه وحساب سود و زیان عملیات خودرابه ضمیمه گزارشی حاکی ازاعمالی که تاآن موقع انجام داده اندبه مجمع عمومی مذکورتسلیم کنند
ماده 218 - درصورتی که بموجب اساسنامه شرکت یاتصمیم مجمع عمومی صاحبان سهام برای دوره تصفیه یک یاچندناظرمعین شده باشدناظربایدبه عملیات مدیران تصفیه رسیدگی کرده گزارش خودرابه مجمع عمومی عادی صاحبان سهام تسلیم کند.
ماده 219 - درمدت تصفیه دعوت مجمع عمومی درکلیه مواردبعهده مدیران تصفیه است .هرگاه مدیران تصفیه به این تکلیف عمل نکنندناظرمکلف به دعوت مجمع عمومی خواهدبودودرصورتی که ناظرنیزبه تکلیف خودعمل نکندیا ناظرپیش بینی یامعین نشده باشددادگاه به تقاضای هرذینفع حکم به تشکیل مجمع عمومی خواهدداد.
ماده 220 - صاحبان سهام حق دارندمانندزمان قبل ازانحلال شرکت از عملیات وحسابهادرمدت تصفیه کسب اطلاع کنند.
ماده 221 - درمدت تصفیه مقررات راجع به دعوت وتشکیل مجامع عمومی و شرایط حدنصاب واکثریت مجامع مانندزمان قبل ازانحلال بایدرعایت شود وهرگونه دعوتنامه واطلاعیه ای که مدیران تصفیه برای صاحبان سهام منتشر می کنندبایددرروزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های مربوط به شرکت درآن درج می گرددمنتشرشود.
ماده 222 - درمواردی که بموجب این قانون مدیران تصفیه مکلف به دعوت مجامع عمومی وتسلیم گزارش کارهای خودمی باشندهرگاه مجمع عمومی موردنظر دومرتبه بارعایت تشریفات مقرردراین قانون دعوت شده ولی تشکیل نگردد ویااینکه تشکیل شده ونتواندتصمیم بگیرد مدیران تصفیه بایدگزارش خودو صورت حسابهای مقرردر ماده 217این قانون رادرروزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های مربوط به شرکت درآن درج می گرددبرای اطلاع عموم سهامداران منتشرکنند.
ماده 223 - آن قسمت ازدارائی نقدی شرکت که درمدت تصفیه مورداحتیاج نیست بین صاحبان سهام به نسبت سهام تقسیم می شودبه شرط آنکه حقوق بستانکاران ملحوظ ومعادل دیونی که هنوزموعدتادیه آن نرسیده است موضوع شده باشد.
ماده 224 - پس ازختم تصفیه وانجام تعهدات وتادیه کلیه دین دارائی شرکت بدوابه مصرف بازپرداخت مبلغ اسمی سهام به سهامداران خواهدرسید ومازادبه ترتیب مقرردر اساسنامه شرکت ودرصورتی که اساسنامه ساکت باشدبه نسبت سهام بین سهامداران تقسیم خواهدشد.
ماده 225 - تقسیم دارائی شرکت بین صاحبان سهام خواه درمدت تصفیه و خواه پس ازآن ممکن نیست مگرآنکه شروع به تصفیه ودعوت بستانکاران قبلاسه مرتبه وهرمرتبه به فاصله یک ماه درروزنامه رسمی وروزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های مربوط به شرکت درآن درج می گرددآگهی شده ولااقل ششماه ازتاریخ انتشاراولین آگهی گذشته باشد.
ماده 226 - تخلف از ماده 225 مدیران تصفیه رامسئول خسارت بستانکارانی قرارخواهددادکه طلب خودرادریافت نکرده اند.
ماده 227 - مدیران تصفیه مکلفندظرف یکماه پس ازختم تصفیه مراتب رابه مرجع ثبت شرکتهااعلام دارندتابه ثبت رسیده ودرروزنامه رسمی و روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های مربوط به شرکت درآن درج می گرددآگهی شودونام شرکت ازدفترثبت شرکتهاودفترثبت تجارتی حذف گردد.
ماده 228 - پس ازاعلام ختم تصفیه مدیران تصفیه بایدوجوهی راکه باقی مانده است درحساب مخصوصی نزدیکی ازبانکهای ایران تودیع وصورت اسامی بستانکاران وصاحبان سهامی راکه حقوق خودرااستیفاءنکرده اندنیزبه آن بانک تسلیم ومراتب راطی آگهی مذکوردرهمان ماده به اطلاع اشخاص ذینفع برسانندتابرای گرفتن طلب خودبه بانک مراجعه کنند.پس ازانقضاءدهسال ازتاریخ انتشارآگهی ختم تصفیه هرمبلغ ازوجوه که دربانک باقیمانده باشد درحکم مال بلاصاحب بوده وازطرف بانک بااطلاع دادستان شهرستان محل به خزانه دولت منتقل خواهدشد.
ماده 229 - دفاتروسایراسنادومدارک شرکت تصفیه شده بایدتاده سال ازتاریخ اعلام ختم تصفیه محفوظ بماندبه این منظور مدیران تصفیه بایدمقارن اعلام ختم تصفیه به مرجع ثبت شرکتهادفاترواسنادومدارک مذکوررانیزبه مرجع ثبت شرکتهاتحویل دهندتانگهداری وبرای مراجعه اشخاص ذینفع آماده باشد.
ماده 230 - درصورتی که مدیرتصفیه قصداستعفاازسمت خودراداشته باشد باید مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت راجهت اعلام استعفای خودوتعیین جانشین دعوت نماید.درصورتی که مجمع عمومی عادی مزبورتشکیل نشودیا نتواندمدیرتصفیه جدیدی راانتخاب کندونیزهرگاه مدیرتصفیه توسط دادگاه تعیین شده باشدمدیرتصفیه مکلف است که قصداستعفای خودرابه دادگاه اعلام کندوتعیین مدیرتصفیه جدیدراازدادگاه بخواهد.درهرحال استعفای مدیرتصفیه تاهنگامی که جانشین اوبه ترتیب مذکوردراین ماده انتخاب نشده ومراتب طبق ماده 209این قانون ثبت وآگهی نشده باشدکان لم یکن است .
ماده 231 - درصورت فوت یاحجریا ورشکستگی مدیرتصفیه اگر مدیران تصفه متعددباشندومدیرتصفیه متوفی یامحجوریاورشکسته توسط مجمع عمومی شرکت انتخاب شده باشدمدیریا مدیران تصفیه باقیمانده باید مجمع عمومی عادی شرکت راجهت انتخاب جانشین مدیرتصفیه متوفی یامحجوریاورشکسته دعوت نمایدودرصورتی که مجمع عمومی عادی مزبورتشکیل نشودیانتواند جانشین مدیرتصفیه متوفی یامحجوریاورشکسته راانتخاب کندیادرصورتی که مدیرتصفیه متوفی یامحجوریاورشکسته توسط دادگاه تعیین شده باشدمدیریا مدیران تصفیه باقیمانده مکلفندتعیین جانشین مدیرتصفیه متوفی یامحجوریا ورشکسته راازدادگاه بخواهند.
اگرامرتصفیه منحصرابعهده یک نفرباشددرصورت فوت یاحجریا ورشکستگی مدیرتصفیه درصورتی که مدیرتصفیه توسط مجمع عمومی شرکت انتخاب شده باشدهرذینفع می تواندازمرجع ثبت شرکتهابخواهدکه مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت راجهت تعیین جانشین مدیرتصفیه مذکوردعوت نمایدودرصورتی که مجمع عمومی عادی مزبورتشکیل نگرددیانتواندجانشین مدیرتصفیه راانتخاب نمایدیادرصورتی که مدیرتصفیه متوفی یامحجوریا ورشکسته توسط دادگاه تعیین شده باشدهرذینفع می تواندتعیین جانشین رااز دادگاه بخواهد.
بخش 10
حسابهای شرکت
ماده 232 - هیئت مدیره شرکت بایدپس ازانقضای سال مالی صورت دارائی ودیون شرکت رادرپایان سال وهمچنین ترازنامه وحساب عملکردو حساب سود و زیان شرکت رابه ضمیمه گزارشی درباره فعالیت ووضع عمومی شرکت طی سال مالی مزبورتنظیم کند.اسنادمذکوردراین ماده بایداقلابیست روزقبل ازتاریخ مجمع عمومی عادی سالانه دراختیار بازرسان گذاشته شود.
ماده 233 - درتنظیم حساب عملکردوحساب سود و زیان وترازنامه شرکت بایدهمان شکل وروشهای ارزیابی که درسال مالی قبل ازآن بکاررفته است رعایت شود ، باوجوداین درصورتی که تغییری درشکل وروشهای ارزیابی سال قبل ازآن موردنظرباشدبایداسنادمذکوربهردوشکل وهردوروش ارزیابی تنظیم گرددتا مجمع عمومی باملاحظه آنهاوباتوجه به گزارش هیئت مدیره و بازرسان نسبت به تغییرات پیشنهادی تصمیم بگیرد.
ماده 234 - درترازنامه بایداستهلاک اموال واندوخته های لازم درنظر گرفته شودولوآنکه پس ازوضع استهلاک واندوخته هاسودقابل تقسیم باقی نماندیاکافی نباشد.
پائین آمدن ارزش دارائی ثابت خواه درنتیجه استعمال خواه براثر تغییرات فنی وخواه بعلل دیگربایددراستهلاکات منظورگردد.برای جبران کاهش احتمالی ارزش سایراقلام دارائی وزیانهاوهزینه های احتمالی باید ذخیره لازم منظورگردد.
ماده 235 - تعهداتی که شرکت آن راتضمین کرده است بایدقیل ازمبلغ در ذیل ترازنامه آورده شود.
ماده 236 - هزینه های تاسیس شرکت بایدقبل ازتقسیم هرگونه سود مستهلک شود.هزینه های افزایش سرمایه بایدحداکثرتاپنج سال ازتاریخی که اینگونه هزینه هابعمل آمدمستهلک شود.درصورتی که سهام جدیدی که در نتیجه افزایش سرمایه صادرمی شودبه قیمتی بیش ازمبلغ اسمی فروخته شده باشدهزینه های افزایش سرمایه رامی توان ازمحل این اضافه ارزش مستهلک نمود.
ماده 237 - سودخالص شرکت درهرسال مالی عبارتست ازدرآمدحاصل در همان سال مالی منهای کلیه هزینه هاواستهلاکات وذخیره ها.
ماده 238 - ازسودخالص شرکت پس ازوضع زیانهای وارده درسالهای قبل بایدمعادل یک بیستم آن برطبق ماده 140بعنوان اندوخته قانونی موضوع شود. هرتصمیم برخلاف این ماده باطل است .
ماده 239 - سودقابل تقسیم عبارتست ازسودخالص سال مالی شرکت منهای زیانهای سالهای مالی قبل واندوخته قانونی مذکوره در ماده 238وسایر اندوخته های اختیاری بعلاوه سودقابل تقسیم سالهای قبل که تقسیم نشده است .
ماده 240 - مجمع عمومی پس ازتصویب حسابهای سال مالی واحرازاینکه سودقابل تقسیم وجودداردمبلغی ازآن راکه بایدبین صاحبان تقسیم شودتعیین خواهدنمود.علاوه براین مجمع عمومی می تواندتصمیم بگیردکه مبالغی از اندوخته هائی که شرکت دراختیارداردبین صاحبان سهام تقسیم شوددراین صورت درتصمیم مجمع عمومی بایدصریحاقیدشودکه مبالغ موردنظرازکدام یک ازاندوخته هابایدبرداشت وتقسیم گردد.
هرسودی که بدون رعایت مقررات این قانون تقسیم شودمنافع موهوم تلقی خواهدشد.نحوه پرداخت سودقابل تقسیم توسط مجمع عمومی تعیین می شود واگر مجمع عمومی درخصوص نحوه پرداخت تصمیمی نگرفته باشدهیئت مدیره نحوه پرداخت راتعیین خواهدنمودولی درهرحال پرداخت سودبه صاحبان سهام بایدظرف هشت ماه پس ازتصمیم مجمع عمومی راجع به تقسیم سودانجام پذیرد.
ماده 241 - بارعایت شرایط مقرردر ماده 134نسبت معینی ازسودخالص سال مالی شرکت که ممکن است جهت پاداش هیئت مدیره درنظرگرفته شودبه هیچ وجه نبایددر شرکتهای سهامی عام ازپنج درصدسودی که درهمان سال به صاحبان سهام پرداخت می شودودر شرکتهای سهامی خاص ازده درصدسودی که درهمان سال به صاحبان سهام پرداخت می شودتجاوزکند.
مقررات اساسنامه وهرگونه تصمیمی که مخالف بامفاداین ماده باشد باطل وبلااثراست .
ماده 242 - در شرکتهای سهامی عام هیئت مدیره مکلف است که به حسابهای سود و زیان وترازنامه شرکت گزارش حسابداران رسمی راضمیمه کند. حسابداران رسمی بایدعلاوه براظهارنظردرباره حسابهای شرکت گواهی نمایند کلیه دفاترواسنادوصورت حسابهای شرکت وتوضیحات موردلزوم دراختیار آنهاقرارداشته وحسابهای سود و زیان وترازنامه تنظیم شده ازطرف هیئت مدیره وضع مالی شرکت رابنحوصحیح وروشن نشان می دهد.
تبصره - منظورازحسابداران رسمی مذکوردراین ماده حسابداران موضوع فصل هفتم قانون مالیاتهای مستقیم مصوب اسفندسال 1345می باشدودرصورتی که بموجب قانون شرایط ونحوه انتخاب حسابداران رسمی تغییرکندویاعنوان دیگری برای آنان درنظرگرفته شودشامل حسابداران مذکوردراین ماده نیز خواهدبود.
بخش 11
مقررات جزائی
ماده 243 - اشخاص زیربه حبس تادیبی ازسه ماه تادوسال یابه جزای نقدی ازبیست هزارریال تادویست هزارریال یابهردومجازات محکوم خواهند شد.
1 - هرکس که عالماوبرخلاف واقع پذیره نویسی سهام راتصدیق کندویا برخلاف مقررات این قانون اعلامیه پذیره نویسی منتشرنمایدویامدارک خلاف واقع حاکی ازتشکیل شرکت به مرجع ثبت شرکتهاتسلیم کندویادرتعیین ارزش آورده غیرنقدتقلب اعمال کند.
2 - هرکس درورقه سهم بانام یاگواهینامه موقت سهم مبلغ پرداخت شده رابیش ازآنچه که واقعاپرداخت شده است قیدکند.
3 - هرکس ازاعلام مطالبی که طبق مقررات این قانون بایدبه مرجع ثبت شرکتهااعلام کندبعضایاکلاخودداری نمایدویامطالب خلاف واقع به مرجع مزبوراعلام دارد.
4 - هرکس سهام یاقطعات سهام راقبل ازبه ثبت رسیدن شرکت ویادر صورتی که ثبت شرکت مزورانه انجام گرفته باشدصادرکند.
5 - هرکس سهام یاقطعات سهام رابدون پذیره نویسی کلیه سرمایه و تادیه حداقل سی وپنج درصدآن ونیزتحویل کلیه سرمایه غیرنقدصادرکند.
6 - هرکس قبل ازپرداخت کلیه مبلغ اسمی سهم سهام بی نام یاگواهینامه موقت بی نام صادرکند.
ماده 244 - اشخاص زیربه حبس تادیبی ازسه ماه تایکسال یابه جزای نقدی ازپنجاه هزارریال تاپانصدهزارریال یابهردومجازات محکوم خواهند شد -
1 - هرکس عالماسهام یاگواهینامه موقت سهام بدون ذکرمبلغ اسمی صادرکندیابفروشدیابه معرض فروش گذارد.
2 - هرکس سهام بی نام راقبل ازآنکه تمام مبلغ اسمی آن پرداخت شده باشدبفروشدیابه معرض فروش گذارد.
3 - هرکس سهام بانام راقبل ازآنکه اقلاسی وپنج درصدمبلغ اسمی آن پرداخت شده باشدصادرکندیابفروشدیابه معرض فروش گذارد.
ماده 245 - هرکس عالمادرهریک ازعملیات مذکوردر ماده 244 شرکت کند.یاانجام آن عملیات راتسهیل نمایدبرحسب موردبه مجازات شریک یا معاون محکوم خواهدشد.
ماده 246 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی درصورت ارتکاب هریک ازجرائم زیربه حبس تادیبی ازدوماه تاششماه یابه جزای نقدی ازسی هزارتاسیصدهزارریال یابهردومجازات محکوم خواهندشد.
1 - درصورتی که ظرف مهلت مقرردراین قانون قسمت پرداخت نشده مبلغ اسمی سهام شرکت رامطالبه نکنندویادوماه قبل ازپایان مهلت مذکورمجمع فوق العاده راجهت تقلیل سرمایه شرکت تامیزان مبلغ پرداخت شده دعوت ننمایند.
2 - درصورتی که قبل ازپرداخت کلیه سرمایه شرکت بصدوراوراق قرضه مبادرت کرده یاصدورآن رااجازه دهند.
ماده 247 - درموردبندیک ماده 246درصورتی که هریک ازاعضاءهیئت مدیره قبل ازانقضاءمهلت مقرردرجلسه هیئت مزبورصریحااعلام کندکه باید تکلیف قانونی برای سلب مسئولیت جزائی عمل شودوبه این اعلام ازطرف سایر اعضاءهیئت مدیره توجه نشودوجرم تحقق پیداکندعضوهیئت مدیره که تکلیف قانونی رااعلام کرده است مجرم شناخته نخواهدشدسلب مسئولیت جزائی ازعضو هیئت مدیره منوط به این است که عضوهیئت مدیره علاوه براعلام تکلیف قانونی درجلسه هیئت مزبورمراتب راازطریق ارسال اظهارنامه رسمی به هر یک ازاعضاءهیئت مدیره اعلام نماید.درصورتی که جلسات هیئت مدیره بهر علت تشکیل نگردداعلام ازطریق ارسال اظهارنامه رسمی برای سلب مسئولیت جزائی ازعضوهیئت مدیره کافی است .
ماده 248 - هرکس اعلامیه پذیره نویسی سهام یااطلاعیه انتشاراوراق قرضه شرکت سهامی رابدون امضاهای مجازونام ونشانی موسسین یا مدیران شرکت منتشرکندبه جزای نقدی ازده هزارتاسی هزارریال محکوم خواهدشد.
ماده 249 - هرکس باسوءنیت برای تشویق مردم به تعهدخریداوراق بهادار شرکت سهامی به صدوراعلامیه پذیره نویسی سهام یااطلاعیه انتشار اوراق قرضه که متضمن اطلاعات نادرست یاناقص باشدمبادرت نمایدویااز روی سوءنیت جهت تهیه اعلامیه یااطلاعیه مزبوراطلاعات نادرست یاناقص داده باشدبه مجازات شروع به کلاهبرداری محکوم خواهدشدوهرگاه اثری براین اقدامات مترتب شده باشدمرتکب درحکم کلاهبرداری بوده وبه مجازات مقرر محکوم خواهدشد.
ماده 250 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی عام که قبل از تادیه کلیه سرمایه ثبت شده شرکت وقبل ازانقضاءدوسال تمام ازتاریخ ثبت شرکت وتصویب دوترازنامه آن توسط مجمع عمومی مبادرت به صدوراوراق قرضه نمایندبه جزای نقدی ازبیست هزارریال تادویست هزارریال محکوم خواهندشد.
ماده 251 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی عام که بدون رعایت مقررات ماده 56این قانون مبادرت به صدوراوراق قرضه بنمایدبه حبس تادیبی ازسه ماه تادوسال وجزای نقدی ازبیست هزارریال تادویست هزار ریال محکوم خواهندشد.
ماده 252 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل هر شرکت سهامی عمومی که نکات مندرج در ماده 60این قانون رادراوراق قرضه قیدننمایندبه جزای نقدی بیست هزارریال تادویست هزارریال محکوم خواهندشد.
ماده 253 - اشخاص زیربه حبس تادیبی ازسه ماه تایکسال یابه جزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزارریال یابهردومجازات محکوم خواهندشد.
1 - هرکس عامدامانع حضوردارنده سهم شرکت درجلسات مجامع عمومی صاحبان سهم بشود.
2 - هرکس باخدعه ونیرنگ خودرادارنده سهم یاقطعات سهم معرفی کند وبه این طریق دراخذرای در مجمع عمومی عمومی صاحبان سهام شرکت نمایداعم از آنکه اینکاراشخصایاتوسط دیگری انجام دهد.
ماده 254 - رئیس واعضاءهیئت مدیره شرکت سهامی که حداکثرتا6ماه پس ازپایان هرسال مالی مجمع عمومی عادی صاحبان سهام رادعوت نکنندیا مدارک مقرردر ماده 232رابموقع تنظیم وتسلیم ننمایدبه حبس ازدوتاششماه یابه جزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزارریال یابهردومجازات محکوم خواهندشد.
ماده 255 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی که صورت حاضرین درمجمع رامطابق ماده 99تنظیم نکنندبه جزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزارریال محکوم خواهندشد.
ماده 256 - هیئت رئیسه هر مجمع عمومی که صورت جلسه مذکوردر ماده 105 راتنظیم نکند.به مجازات مذکوردر ماده قبل محکوم خواهدشد.
ماده 257 - رئیس واعضاءهیئت رئیسه هر مجمع عمومی که مقررات راجع به حق رای صاحبان سهام رارعایت نکرده باشندبه مجازات مذکوردر ماده 255 محکوم خواهندشد.
ماده 258 - اشخاص زیربه حبس تادیبی ازیکسال تاسه سال محکوم خواهند شد -
1 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت که بدون صورت دارائی وترازنامه یابه استنادصورت دارائی وترازنامه مزورمنافع موهومی رابین صاحبان سهام تقسیم کرده باشند.
2 - رئیس واعضاءهیات مدیره ومدیرعامل شرکت که ترازنامه غیرواقع به منظورپنهان داشتن وضعیت واقعی شرکت به صاحبان سهام ارائه یامنتشر کرده باشد.
3 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت که اموال یا اعتبارات شرکت رابرخلاف منافع شرکت برای مقاصدشخصی یابرای شرکت یا موسسه دیگری که خودبطورمستقیم یاغیرمستقیم درآن ذینفع می باشندمورد استفاده قراردهند.
4 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت که باسوءنیت از اختیارات خودبرخلاف منافع شرکت برای مقاصدشخصی یابخاطر شرکت یا موسسه دیگری که خودبطورمستقیم یاغیرمستقیم درآن ذینفع می باشنداستفاده کنند.
ماده 259 - رئیس واعضای هیئت مدیره شرکت که متعمدا مجمع عمومی صاحبان سهام رادرهرموقع که انتخاب بازرسان شرکت بایدانجام پذیردبه این منظوردعوت ننمایندویا بازرسان شرکت رابه مجامع عمومی صاحبان سهام دعوت نکنندبه حبس ازدوتاششماه یاجزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزار ریال یابهردومجازات محکوم خواهندشد.
ماده 260 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل که عامدامانع یامخل انجام وظایف بازرسان شرکت بشوندیااسنادومدارکی راکه برای انجام وظایف آنهالازم است دراختیار بازرسان قرارندهندبه حبس تادیبی ازسه ماه تادوسال یابجزای نقدی ازبیست هزارریال تادویست هزارریال یابه هردو مجازات محکوم خواهندشد.
ماده 261 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل هر شرکت سهامی که قبل ازبه ثبت رسیدن افزایش سرمایه یادرصورتی که ثبت افزایش سرمایه مزورانه یابدون رعایت تشریفات لازم انجام گرفته باشدسهام یاقطعات سهام جدیدصادرومنتشرکنندبه جزای نقدی ازده هزارریال تایکصدهزارریال محکوم خواهندشد.ودرصورتی که قبل ازپرداخت تمامی مبلغ اسمی سهام سابق مبادرت بصدوروانتشارسهام جدیدیاقطعات سهام جدیدبنمایدبه حبس تادیبی ازدو ماه تاششماه وبه جزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزارریال محکوم خواهند شد.
ماده 262 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل هر شرکت سهامی که مرتکب جرائم زیربشوندبه جزای نقدی ازبیست هزارتادویست هزارریال محکوم خواهندشد.
1 - درصورتی که درموقع افزایش سرمایه شرکت به استثنای مواردی که در این قانون پیش بینی شده است حق تقدم صاحبان سهام رانسبت به پذیره نویسی وخریدسهام جدیدورعایت نکنندویامهلتی راکه جهت پذیره نویسی سهام جدید بایددرنظرگرفته شودبه صاحبان سهام ندهند.
2 - درصورتی که شرکت قبلااوراق قرضه قابل تعویض باسهم منتشرکرده باشدحقوق دارندگان اینگونه اوراق قرضه رانسبت به تعویض اوراق آنهابا سهام شرکت درنظرگرفته یاقبل ازانقضاءمدتی که طی آن این قبیل اوراق قرضه قابل تعویض باسهام شرکت است اوراق قرضه جدیدقابل تعویض یاقابل تبدیل به سهام منتشرکنندیاقبل ازتبدیل یاتعویض اوراق قرضه یابازپرداخت مبلغ آنهاسرمایه شرکت رامستهلک سازندیاآن راازطریق بازخریدسهام کاهش دهندیااقدام به تقسیم اندوخته کنندیادرنحوه تقسیم منافع تغییراتی بدهند
ماده 263 - رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل هر شرکت سهامی که عالمابرای سلب حق تقدم ازصاحبان سهام نسبت به پذیره نویسی سهام جدیدبه مجمع عمومی اطلاعات نادرست بدهندیااطلاعات نادرست راتصدیق کنندبه حبس ازششماه تاسه سال یابه جزای نقدی ازیکصدهزارریال تایک میلیون ریال یابهره ومجازات محکوم خواهندشد.
ماده 264 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی که درموردکاهش سرمایه عالمامقررات زیررارعایت نکنندبه جزای نقدی ازبیست هزارریال تادویست هزارریال محکوم خواهندشد -
1 - درصورت عدم رعایت تساوی حقوق صاحبان سهام .
2 - درصورتی که پیشنهادراجع به کاهش سرمایه حداقل چهل وپنج روزقبل ازتشکیل مجمع عمومی فوق العاده به بازرس شرکت تسلیم نشده باشد.
3 - درصورتی که تصمیم مجمع عمومی دائربرتصویب کاهش سرمایه ومهلت وشرائط آن درروزنامه رسمی وروزنامه کثیرالانتشاری که اعلانات مربوط به شرکت درآن نشرمی گرددآگهی نشده باشد.
ماده 265 - رئیس واعضاءهیئت مدیره هر شرکت سهامی که درصورت از میان رفتن بیش ازنصف سرمایه شرکت براثرزیانهای وارده حداکثرتادوماه مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام رادعوت ننمایندتاموضوع انحلال یابقاء شرکت موردشورورای واقع شودوحداکثرتایکماه نسبت به ثبت وآگهی تصمیم مجمع مذکوراقدام ننمایندبه حبس ازدوماه تاششماه یابه جزای نقدی ازده هزارریال تایکصدهزارریال یابهردومجازات محکوم خواهندشد.
ماده 266 - هرکس باوجودمنع قانونی عالماسمت بازرسی رادر شرکت سهامی بپذیردوبه آن عمل کندبه حبس تادیبی ازدوماه تاششماه یاجزای نقدی ازبیست هزارتایکصدهزارریال یابه هردومجازات محکوم خواهدشد.
ماده 267 - هرکس درسمت بازرسی شرکت سهامی عالماراجع به اوضاع شرکت به مجمع عمومی درگزارشهای خوداطلاعات خلاف حقیقت بدهدویااینگونه اطلاعات راتصدیق کندبه حبس تادیبی ازسه ماه تادوسال محکوم خواهدشد.
ماده 268 - مدیریا مدیران تصفیه هر شرکت سهامی که عالمامرتکب جرائم زیربشوندبه حبس تادیبی ازدوماه تاششماه یابه جزای نقدی ازبیست هزارتا دویست هزارریال یابه هردومجازات محکوم خواهندشد -
1 - درصورتی که ظرف یکماه پس ازانتخاب تصمیم راجع به انحلال شرکت ونام ونشانی خودرابه مرجع ثبت شرکتهااعلام نکنند.
2 - درصورتی که تاششماه پس ازشروع به امرتصفیه مجمع عمومی عادی صاحبان شرکت رادعوت نکرده وضعیت اموال ومطالبات وقروض شرکت ونحوه تصفیه امور شرکت ومدتی راکه جهت پایان دادن به امرتصفیه لازم می داندبه اطلاع مجمع عمومی نرسانند.
3 - درصورتی که قبل ازخاتمه امرتصفیه همه ساله مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت رابارعایت شرایط وتشریفاتی که دراین قانون و اساسنامه شرکت پیش بینی شده است دعوت نکرده صورت دارائی منقول وغیر منقول وترازنامه وحساب سود و زیان عملیات خودرابه ضمیمه گزارشی حاکی از اعمالی که تاآن موقع انجام داده اندبه مجمع مذکورتسلیم نکنند.
4 - درصورتی که درخاتمه دوره تصدی خودبدون آنکه تمدیدمدت ماموریت خودراخواستارشوندبه عملیات خودادامه دهند.
5 - درصورتی که ظرف یکماه پس ازختم تصفیه مراتب رابه مرجع ثبت شرکتهااعلام ننمایند.
6 - درصورتی که پس ازاعلام ختم به تصفیه وجوهی راکه باقیمانده است درحساب مخصوصی دریکی ازبانکهای ایرانی تودیع ننمایدودرصورت اسامی بستانکاران وصاحبان سهامی راکه حقوق خودرااستیفاءنکرده اندبه آن بانک تسلیم نکرده مراتب راطی آگهی ختم تصفیه به اطلاع اشخاص ذینفع نرسانند.
ماده 269 - مدیرتصفیه یا مدیران هر شرکت سهامی که مرتکب جرائم زیر شوندبه حبس تادیبی ازیک سال تاسه سال محکوم خواهندشد -
1 - درصورتی که اموال یااعتبارات شرکت درحال تصفیه رابرخلاف منافع شرکت یابرای مقاصدشخصی یابرای شرکت یاموسسه دیگری که خودبطور مستقیم یاغیرمستقیم درآن ذینفع می باشندمورداستفاده قراردهند.
2 - درصورتی که برخلاف ماده 213به انتقال دارائی شرکت مبادرت کنند یابدون رعایت حقوق بستانکاران وموضوع کردن قروضی که هنوزموعدتادیه آن نرسیده دارائی شرکت رابین صاحبان سهام تقسیم نمایند.
بخض 12
مقررات مختلف مربوط به شرکتهای سهامی
ماده 270 - هرگاه مقررات قانونی درموردتشکیل شرکت سهامی یا عملیات آن یاتصمیماتی که توسط هریک ازارکان شرکت اتخاذمی گرددرعایت نشودبرحسب موردبنابدرخواست هرذینفع بطلان شرکت یاعملیات یا تصمیمات مذکوربه حکم دادگاه اعلان خواهدشدلیکن موسسین و مدیران و بازرسان وصاحبان سهام شرکت نمی تواننددرمقابل اشخاص ثالث به این بطلان استناد نمایند.
ماده 271 - درصورتی که قبل ازصدورحکم بطلان شرکت بابطلان عملیات یا تصمیمات آن درمرحله بدوی موجبات بطلان مرتفع شده باشددادگاه قرارسقوط دعوای بطلان راصادرخواهدکرد.
ماده 272 - دادگاهی که دعوای بطلان نزدآن اقامه شده است می تواندبنا به درخواست مهلتی که ازششماه بیشترنباشدبرای رفع موجبات بطلان تعیین نماید.ابتدای مهلت مذکورتاریخ وصول پرونده ازدفتربه دادگاه است .در صورتی که ظرف مهلت مقررموجبات بطلان برطرف نشده باشددادگاه حکم مقتضی صادرخواهدکرد.
ماده 274 - دادگاهی که حکم بطلان شرکت راصادرمی نمایدبایدضمن حکم خود یک یاچندنفررابعنوان مدیرتصفیه تعیین کندتابرطبق مقررات این قانون انجام وظیفه نمایند.
ماده 275 - درهرموردکه براثرانحلال یابطلان شرکت مدیرتصفیه بایداز طرف دادگاه تعیین شودومدیریا مدیران تصفیه ای که توسط دادگاه تعیین حاضربه قبول سمت مدیریت تصفیه نباشنددادگاه امرتصفیه رابه اداره تصفیه امور ورشکستگی حوزه خودارجاع می نماید.
تبصره - تعیین حق الزحمه مدیریا مدیران تصفیه ای که توسط دادگاه تعیین می شودبعهده دادگاه است .
ماده 276 - شخص یااشخاصی که مجموع سهام آنهاحداقل یک پنجم مجموع سهام شرکت باشدمی توانددرصورت تخلف یاتقصیررئیس واعضاءهیئت مدیره ویامدیرعامل بنام وازطرف شرکت وبه هزینه خودعلیه رئیس یاتمام یابعضی ازاعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل اقامه دعوی نمایندوجبران کلیه خسارات وارده به شرکت راازآنهامطالبه کنند.
درصورت محکومیت رئیس یاهریک ازاعضاءهیئت مدیره یامدیرعامل به جبران خسارات شرکت وپرداخت هزینه دادرسی حکم بنفع شرکت اجراءو هزینه ای که ازطرف اقامه کننده دعوی پرداخت شده ازمبلغ محکوم به وی مسترد خواهدشد.
ماده 277 - مقررات اساسنامه وتصمیمات مجامع عمومی نبایدبنحوی از انحاءحق صاحبان سهام رادرمورداقامه دعوای مسئولیت علیه مدیران شرکت محدودنماید.
ماده 278 - شرکت سهامی خاص درصورتی می تواندبه شرکت سهامی عام تبدیل شودکه اولاموضوع به تصویب مجمع عمومی فوق العاده شرکت سهامی خاص رسیده باشدثانیاسرمایه آن حداقل به میزانی باشدکه برای شرکتهای سهامی عام مقررشده است ویا شرکت سرمایه خودرابه میزان مذکورافزایش دهد. ثالثادوسال تمام ازتاریخ تاسیس وثبت شرکت گذشته ودوترازنامه آن به تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام رسیده باشد.رابعا اساسنامه آن بارعایت مقررات این قانون درمورد شرکتهای سهامی عام تنظیم یااصلاح شده باشد.
ماده 279 - شرکت سهامی خاص بایدظرف یکماه ازتاریخی که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام تبدیل شرکت راتصویب کرده است صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده رابه ضمیمه مدارک زیربه مرجع ثبت شرکتهاتسلیم کند.
1 - اساسنامه که برای شرکت سهامی عام تنظیم شده وبه تصویب مجمع عمومی فوق العاده رسیده است .
2 - دوترازنامه وحساب سود و زیان مذکوردر ماده 278که به تائید حسابداررسمی رسیده باشد.
3 - صورت دارائی شرکت درموقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتهاکه که متضمن تقویم کلیه اموال منقول وغیرمنقول شرکت بوده وبه تائیدکارشناس رسمی وزارت دادگستری رسیده باشد.
4 - اعلامیه تبدیل شرکت که بایدبه امضاءدارندگان امضای مجاز شرکت رسیده ومشتمل برنکات زیرباشد -
الف - نام وشماره ثبت شرکت .
ب - موضوع شرکت ونوع فعالیتهای آن .
ج - مرکزاصلی شرکت ودرصورتی که شرکت شعبی داشته باشدنشانی شعب آن
د - درصورتی که شرکت برای مدت محدودتشکیل شده باشدتاریخ انقضای مدت آن .
ه - سرمایه شرکت ومبلغ پرداخت شده آن .
و - اگرسهام ممتازمنتشرشده باشدتعدادوامتیازات آن .
ز - هویت کامل رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت .
ح - شرایط حضوروحق رای صاحبان سهام درمجامع عمومی .
ط - مقررات اساسنامه راجع به تقسیم سودوتشکیل اندوخته .
ی - مبلغ دیون شرکت وهمچنین مبلغ دیون اشخاص ثالث که توسط شرکت تضمین شده است .
ک - ذکرنام روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های شرکت در آن درج می گردد.
ماده 280 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازوصول مدارک مذکوردر ماده 279و تطبیق مندرجات آنهابااین قانون تبدیل شرکت راثبت ومراتب رابه هزینه شرکت آگهی خواهدنمود.
ماده 281 - درآگهی تبدیل شرکت بایدکلیه مندرجات اعلامیه تبدیل شرکت ذکرگرددوقیدشودکه اساسنامه شرکت ودوترازنامه وحساب سود و زیان آن مربوط به دوسال قبل ازاتخاذتصمیم نسبت به تبدیل شرکت وهمچنین صورت دارائی شرکت واموال منقول وغیرمنقول آن درمرجع ثبت شرکتهاودرمرکز شرکت برای مراجعه علاقمندان آماده می باشندآگهی تبدیل شرکت بایدعلاوه بر روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های شرکت درآن درج می گردداقلادریک روزنامه کثیرالانتشاردیگرنیزآگهی شود.
ماده 282 - شرکت سهامی خاص که بخواهدباافزایش سرمایه به شرکت سهامی عام تبدیل شودبایدسهام جدیدخودراکه درنتیجه افزایش سرمایه بوجود می آیدبارعایت مواد 173لغایت 182و ماده 184این قانون برای پذیره نویسی عمومی عرضه نماید.مرجع ثبت شرکتهادراین موردپس ازوصول تقاضاومدارک مربوط به تبدیل شرکت سهامی خاص به شرکت سهامی عام وتطبیق آنهابا مقررات قانون درصورتی که شرکت بتواندباافزایش سرمایه ازطریق پذیره - نویسی عمومی به شرکت سهامی عام تبدیل شوداجازه انتشاراعلامیه نویسی سهام راصادرخواهدنمود.دراعلامیه پذیره نویسی بایدشماره وتاریخ اجازه نامه مزبورقیدگردد.
ماده 283 - درصورتی که سهام جدیدی که به ترتیب مذکوردر ماده قبل عرضه شده است تماماتادیه نشود شرکت نمی تواندبه شرکت سهامی تبدیل گردد.
ماده 284 - شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون بایدظرف سه سال ازتاریخ اجرای این قانون بصورت شرکت سهامی خاص یا شرکت سهامی عام درآیندووضع خودرابامقررات این قانون تطبیق دهندیابنوع دیگری از انواع شرکتهای تجارتی مذکوردر قانون تجارت مصوب اردیبهشت ماه 1311 تبدیل شوندوالامنحل محسوب خواهندشدوازلحاظ مقررات انحلال مشمول قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311خواهندبود.
تاهنگامیکه شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون ظرف سه سال وضع خودرابامقررات این قانون تطبیق نداده اندتابع مقررات مربوط به شرکتهای سهامی مذکوردر قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311ومقررات اساسنامه خودخواهندبود.
تطبیق وضع شرکت بامقررات این قانون وقتی محقق می شودکه مرجع ثبت شرکتهاپس ازاحرازصحت تطبیق مراتب راثبت وبه هزینه شرکت آگهی کرده باشد.به استثنای هزینه آگهی اجرای این ماده درصورت عدم افزایش سرمایه شرکت مستلزم پرداخت هیچگونه هزینه دیگری نیست ودرصورت افزایش سرمایه هزینه های مربوط فقط شامل میزان افزایش سرمایه می شود.
ماده 258 - تغییر اساسنامه هریک از شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون به منظورتطبیق وضع آنهابامقررات این قانون استثنائا ممکن است بموجب تصمیم مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت صورت گیردمگر درموردافزایش سرمایه که بایدبه تصویب مجمع عمومی فوق العاده برسد. ترتیب دعوت تشکیل وحدنصاب واکثریت لازم برای مجامع عادی وفوق العاده به منظورتطبیق وضع شرکت بامقررات این قانون تابع مقررات تجارت مصوب اردیبهشت 1311درمورد شرکتهای سهامی وهمچنین اساسنامه معتبر شرکتهای موجوددرتاریخ تصویب این قانون می باشد.
ماده 286 - برای آنکه شرکتهای سهامی مورددرتاریخ تصویب این قانون بتوانندبصورت شرکت سهامی خاص درآیندبایداولاسرمایه آنهاحداقل به میزانی باشدکه برای شرکتهای سهامی خاص مقررشده است یاسرمایه خودرابا رعایت مقررات این قانون درموردافزایش سرمایه شرکت سهامی خاص به آن میزان افزایش دهندثانیا اساسنامه خودرابه منظورتطبیق بامقررات این قانون اصلاح کرده مراتب رابه مرجع ثبت شرکتهااعلام نمایند.مرجع ثبت شرکتهاپس ازاحرازصحت تطبیق وضع شرکت بامقررات این قانون مراتب را ثبت وبه هزینه شرکت آگهی خواهدنمود.
ماده 287 - برای آنکه شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون بتوانندبصورت شرکت سهامی عام درآیندبایداولاسرمایه آنهابه میزانی باشدکه برای شرکتهای سهامی عام مقررشده است یاسرمایه خودرابارعایت مقررات این قانون درموردافزایش سرمایه شرکت سهامی عام به آن میزان افزایش دهند.ثانیادرتاریخ تبدیل شرکت به شرکت سهامی عام یکسال ازثبت شرکت گذشته ویک ترازنامه آن به تصویب مجمع عمومی عادی رسیده باشد.ثالثا اساسنامه خودرابامقررات این قانون وفق دهند.
ماده 288 - درصورتی که شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون بخواهندبرای تطبیق وضع خودبامقررات این قانون به افزایش سرمایه مبادرت کننددرصورتی که تمامی مبلغ اسمی سهام قبلی آنهاتادیه نشده باشد نسبت مبلغ پرداخت شده قبلی نسبت به هرسهم درموردسهام جدیدنیز لازم الرعایه است ودرهرحال این نسبت نمی تواندازسی وپنج درصدمبلغ اسمی سهام کمترباشد.درمواردمذکوردراین ماده رعایت ماده 165این قانون در موردتادیه تمامی سرمایه قبلی شرکت الزامی نیست .
ماده 289 - شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون که بخواهند ازطریق افزایش سرمایه به شرکت سهامی عام تبدیل شوندبایدسهام جدیدخودرا درنتیجه افزایش سرمایه بوجودمی آیدبارعایت مقررات این قانون برای پذیره نویسی عمومی عرضه نمایند.
درصورتی که سهام جدیدی که به ترتیب فوق عرضه شده است تماماتعهدنشود ومبلغی که بایدبرطبق مقررات این قانون تادیه گرددتادیه نشود شرکت نمی تواندبه شرکت سهامی عام تبدیل گردد.
ماده 290 - شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون که بخواهند به شرکت سهامی عام تبدیل شوندوبه این منظوربه افزایش سرمایه مبادرت کنندبایدمدارک زیررابه مرجع ثبت شرکتهاتسلیم نمایند.
1 - اساسنامه ای که برای شرکت سهامی عام به تصویب مجمع عمومی عادی یا فوق العاده رسیده است .
2 - صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده که افزایش سرمایه رامورد تصویب قرارداده است .
3 - صورت دارائی شرکت درموقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتها. صورت مزبوربایدمتضمن تقویم کلیه اموال منقول وغیرمنقول شرکت بوده به تائیدکارشناس رسمی وزارت دادگستری رسیده باشد.
4 - طرح اعلامیه پذیره نویسی سهام جدیدکه بایدبه ترتیب مقرردر ماده 174این قانون تنظیم شده باشد.
5 - آخرین ترازنامه وحساب سود و زیان شرکت که بایدبه تصویب مجمع عمومی وتاییدحسابداررسمی رسیده باشد.
ماده 291 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازوصول مدارک مذکوردر ماده قبل و تطبیق مندرجات آنهابا قانون اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی سهام جدید راصادخواهدنمود.
ماده 292 - کلیه مقررات مذکوردر مواد 177لغایت 181این قانون برای تحقق افزایش سرمایه وتبدیل شرکت سهامی به شرکت سهام عام لازم الرعایه است ، درآگهی مربوط ضمن ذکرافزایش سرمایه موضوع تبدیل نیزقیدخواهدشد.
ماده 293 - درصورت عدم تحقق افزایش سرمایه برطبق ماده 182این قانون عمل خواهدشد.درهرصورت شرکت بایددرمهلت مذکوردر ماده 284وضع خودرابا مقررات این قانون تطبیق دهد.
ماده 294 - شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون که سرمایه آنهاحداقل به میزان سرمایه شرکتهای سهامی عام مذکوردراین قانون باشدو بخواهندبه شرکت سهامی عام تبدیل شوندبایدمدارک زیررابه مرجع ثبت شرکتهاتسلیم کنند.
1 - اساسنامه ای که برای شرکت سهامی عام به تصویب مجمع عمومی عادی یا فوق العاده رسیده است .
2 - صورت دارائی شرکت درموقع تسلیم مدارک به مرجع ثبت شرکتهاکه بایدمتضمن تقویم کلیه اموال منقول وغیرمنقول شرکت بوده وبه تائید کارشناس رسمی وزارت دادگستری رسیده باشد.
4 - اعلامیه تبدیل شرکت سهامی به شرکت سهامی عام که بایدبه امضاء دارندگان امضاءمجاز شرکت رسیده ومشتمل برنکات زیرباشد -
5 - آخرین ترازنامه وحساب سود و زیان شرکت که بایدبه تصویب مجمع عمومی وتاییدحسابداررسمی رسیده باشد.
ماده 291 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازوصول مدارک مذکوردر ماده قبل و تطبیق مندرجات آنهابا قانون اجازه انتشاراعلامیه پذیره نویسی سهام جدید راصادخواهدنمود.
الف - نام وشماره ثبت شرکت .
ب - موضوع شرکت ونوع فعالیتهای آن .
ج - مرکزاصلی شرکت ودرصورتی که شرکت شعبی داشته باشدنشانی شعب آن
د - درصورتی که شرکت برای مدت محدودتشکیل شده باشدتاریخ انقضای مدت آن .
ه - سرمایه شرکت ومبلغ پرداخت شده آن .
و - اگرسهام ممتازمنتشرشده باشدتعدادوامتیازات آن .
ز - هویت کامل رئیس واعضاءهیئت مدیره ومدیرعامل شرکت .
ح - شرایط حضوروحق رای صاحبان سهام درمجامع عمومی .
ط - مقررات اساسنامه راجع به تقسیم سودوتشکیل اندوخته .
ی - مبلغ دیون شرکت وهمچنین مبلغ دیون اشخاص ثالث که توسط شرکت تضمین شده است .
ک - ذکرنام روزنامه کثیرالانتشاری که اطلاعیه هاوآگهی های شرکت در آن درج می گردد.
ماده 295 - مرجع ثبت شرکتهاپس ازوصول مدارک مذکوردر ماده قبل و تطبیق مندرجات آنهابامقررات این قانون تبدیل شرکت سهامی رابه شرکت سهامی عام ثبت ومراتب رابه هزینه شرکت آگهی خواهدنمود.
ماده 296 - درآگهی تبدیل شرکتهای سهامی موجوددرتاریخ تصویب این قانون ب شرکت سهامی عام بایدکلیه مندرجات اعلامیه شرکت ذکرگرددوقیدشود که اساسنامه شرکت وصورت دارائی شرکت واموال منقول وغیرمنقول وآخرین ترازنامه وحساب سود و زیان آن درمرجع ثبت شرکتهاودرمرکز شرکت برای مراجعه علاقمندان آماده می باشد.آگهی تبدیل شرکت بایدعلاوه برروزنامه کثیرالانتشاری که آگهی های شرکت درآن درج می گردداقلادریک روزنامه کثیرالانتشاردیگرنیزآگهی شود.
ماده 297 - درمواردی که برای تطبیق وضع یک شرکت سهامی بامقررات این قانون یاتبدیل آن به نوع دیگری ازانواع شرکتهای تجاری مذکوردر قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311دعوت مجمع عمومی عادی یافوق العاده صاحبان سهام شرکت یاتسلیم اسنادومدارک خاصی به مرجع ثبت شرکتهالازم باشدو رئیس واعضاءهیئت مدیره توجه نشودعضوهیئت مدیره که تکلیف قانونی را اعلام کرده است مسئولیت جزائی ومدنی نخواهدداشت .سلب مسئولیت جزائی ومدنی ازعضوهیئت مدیره منوط به اینست که عضوهیئت مدیره علاوه براعلام تکلیف قانونی درجلسه هیئت مدیره مزبورمراتب راازطریق ارسال اظهارنامه رسمی به هریک ازاعضاءهیئت مدیره اعلام نماید.درصورتی که جلسات هیئت مدیره بهرعلت تشکیل نگردداعلام ازطریق ارسال اظهارنامه رسمی برای سلب مسئولیت جزائی ومدنی ازعضوهیئت مدیره کافی است .
ماده 299 - آن قسمت ازمقررات قانون تجارت مصوب اردیبهشت 1311 مربوط به شرکتهای سهامی که ناظربرسایرانواع شرکتهای تجارتی می باشد نسبت به آن شرکتهابه قوت خودباقی است .
ماده 300 - شرکتهای دولتی تابع قوانین تاسیس و اساسنامه خودمی باشند وفقط نسبت به موضوعاتی که درقوانین و اساسنامه های آنهاذکرنشده تابع مقررات این قانون می شوند.
لایحه قانونی فوق مشتمل برسیصد ماده و28تبصره درتاریخ روزشنبه بیست وچهارم اسفندماه یکهزاروسیصدوچهل وهفت به استناد قانون اجازه اجرای موقت لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 19/9/1343به تصویب کمیسیون خاص مشترک مجلسین رسیده است

قانون تجارت قسمت دوم

مبحث دوم - شرکت بامسئولیت محدود
ماده 94 - شرکت بامسئولیت محدود شرکتی است که بین دویاچندنفربرای امورتجارتی تشکیل شده وهریک ازشرکاءبدون اینکه سرمایه به سهام یاقطعات سهام تقسیم شده باشدفقط تامیزان سرمایه خوددر شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است .
ماده 95 - دراسم شرکت بایدعبارت (بامسئولیت محدود)قیدشودوالاآن شرکت درمقابل اشخاص ثالث شرکت تضامنی محسوب وتابع مقررات آن خواهد بود.
اسم شرکت نبایدمتضمن اسم هیچیک ازشرکاءباشدوالاشریکی که اسم اودر اسم شرکت قیدشده درمقابل اشخاص ثالث حکم شریک ضامن در شرکت تضامنی را خواهدداشت .
ماده 96 - شرکت بامسئولیت محدودوقتی تشکیل می شودکه تمام سرمایه نقدی تادیه وسهم الشرکه غیرنقدی نیزتقدیم وتسلیم شده باشد.
ماده 97 - در شرکت نامه بایدصراحتاقیدشده باشدکه سهم الشرکه های غیرنقدی هرکدام به چه میزان تقویم شده است .
ماده 98 - شرکاءنسبت به قیمتی که درحین تشکیل شرکت برای سهم الشرکه های غیرنقدی معین شده درمقابل اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی دارند.
ماده 99 - مرورزمان دعاوی ناشی ازمقررات فوق ده سال ازتاریخ تشکیل شرکت است .
ماده 100 - هر شرکت بامسئولیت محدودکه برخلاف مواد 96و97تشکیل شده باشدباطل وازدرجه اعتبارساقط است لیکن شرکاءدرمقابل اشخاص ثالث حق استنادبه این بطلان ندارند.
ماده 101 - اگرحکم بطلان شرکت به استناد ماده قبل صادرشودشرکائی که بطلان مستندبعمل آنهااست وهیئت نظارومدیرهائی که درحین حدوث سبب بطلان یابلافاصله پس ازآن به سرکاربوده وانجام وظیفه نکرده انددرمقابل شرکاء دیگرواشخاص ثالث نسبت به خسارات ناشیه ازاین بطلان متضامنامسئول خواهندبودمدت مرورزمان ده سال ازتاریخ حدوث موجب خواهندبود.
ماده 102 - سهم الشرکه که شرکاءنمی توانندبه شکل اوراق تجارتی قابل انتقال اعم ازبااسم ویابی اسم وغیره درآیدسهم الشرکه رانمی توان منتقل به غیرنمودمگربارضایت عده ازشرکاءکه لااقل سه ربع سرمایه متعلق به آنهابوده واکثریت عددی نیزداشته باشند.
ماده 103 - انتقال سهم الشرکه بعمل نخواهدآمدمگربموجب سندرسمی .
ماده 104 - شرکت بامسئولیت محدودبوسیله یک یاچندنفرمدیرموظف یاغیرموظف که ازبین شرکاءیاازخارج برای مدت محدودیانامحدودی معین می شونداداره می گردد.
ماده 105 - مدیران شرکت کلیه اختیارات لازمه رابرای نمایندگی و اداره شرکت خواهندداشت مگراینکه در اساسنامه غیراین ترتیب مقررشده باشدهرقراردادی راجع به محدودکردن اختیارات مدیران که در اساسنامه تصریح به آن نشده درمقابل اشخاص ثالث باطل وکان لم یکن است .
ماده 106 - تصمیمات راجع به شرکت بایدبه اکثریت لااقل نصف سرمایه اتخاذشود ، اگردردفعه اول این اکثریت حاصل نشدبایدتمام شرکاءمجددا دعوت شونددراین صورت تصمیمات به اکثریت عددی شرکاءاتخاذمی شوداگر چه اکثریت مزبوردارای نصف سرمایه نباشد ، اساسنامه شرکت می تواند ترتیبی برخلاف مراتب فوق مقرردارد.
ماده 107 - هریک ازشرکاءبه نسبت سهمی که در شرکت دارددارای رای خواهدبودمگراینکه اساسنامه ترتیب دیگری مقررداشته باشد.
ماده 108 - روابط بین شرکاءتابع اساسنامه است اگردر اساسنامه راجع به تقسیم نفع وضررمقررات خاصی نباشدتقسیم مزبوربه نسبت سرمایه شرکاء بعمل خواهدآمد.
ماده 109 - هر شرکت بامسئولیت محدودکه عده شرکاءآن بیش ازدوازده نفرباشدبایددارای هیئت نظاربوده وهیئت مزبورلااقل سالی یک مرتبه مجمع عمومی شرکاءراتشکیل دهد.هیئت نظاربایدبلافاصله بعدازانتخاب شدن تحقیق کرده واطمینان حاصل کندکه دستور مواد 96و97رعایت شده است .
هیئت نظارمی تواندشرکاءرابرای انعقاد مجمع عمومی فوق العاده دعوت نماید.
مقررات مواد 165و167و168و170درمورد شرکت های بامسئولیت محدود نیزرعایت خواهدشد.
ماده 110 - شرکاءنمی توانندتبعیت شرکت راتغییردهندمگربه اتفاق آراء.
ماده 111 - هرتغییردیگری راجع به اساسنامه بایدبااکثریت عددی شرکاءکه لااقل سه ربع سرمایه رانیزداراباشندبعمل آیدمگراینکه در اساسنامه اکثریت دیگری مقررشده باشد.
ماده 112 - درهیچ مورداکثریت شرکاءنمی تواندشریکی رامجبوربه ازدیادسهم الشرکه خودکند.
ماده 113 - مفاد ماده 78این قانون راجع به تشکیل سرمایه احتیاطی در شرکت های بامسئولیت محدودنیزلازم الرعایه است .
ماده 114 - شرکت بامسئولیت محدوددرمواردذیل منحل می شود -
الف - درموردفقرات 1و2و3 ماده 93
ب - درصورت تصمیم عده ازشرکاءکه سهم الشرکه آنهابیش ازنصف سرمایه شرکت باشد.
ج - درصورتی که بواسطه ضررهای وارده نصف سرمایه شرکت ازبین رفته ویکی ازشرکاءتقاضای انحلال کرده ومحکمه دلائل اوراموجه دیده وسایرشرکاء حاضرنباشندسهمی راکه درصورت انحلال به اوتعلق می گیردپرداخته واورااز شرکت خارج کنند.
د - درموردفوت یکی ازشرکاءاگربموجب اساسنامه پیش بینی شده باشد ماده 115 - اشخاص ذیل کلاهبردارمحسوب می شوند -
الف - موسسین و مدیرانی که برخلاف واقع پرداخت تمام سهم الشرکه نقدی وتقویم وتسلیم سهم الشرکه غیرنقدی رادراوراق واسنادی که بایدبرای ثبت شرکت بدهنداظهارکرده باشند.
ب - کسانی که به وسایل متقلبانه سهم الشرکه غیرنقدی رابیش ازقیمت واقعی آن تقویم کرده باشند.
ج - مدیرانی که بانبودن صورت دارائی یابه استنادصورت دارائی مزورمنافع موهومی رابین شرکاءتقسیم کنند.
مبحث سوم - شرکت تضامنی
ماده 116 - شرکت تضامنی شرکتی است که درتحت اسم مخصوص برای امور تجارتی بین دویاچندنفربامسئولیت تضامنی تشکیل می شود - اگردارائی شرکت برای تادیه تمام قروض کافی نباشدهریک ازشرکاءمسئول پرداخت تمام قروض شرکت است .
قراری که بین شرکاءبرخلاف این ترتیب داده شده باشددرمقابل اشخاص کان لم یکن خواهدبود.
ماده 117 - دراسم شرکت تضامنی بایدعبارت ( شرکت تضامنی )ولااقل اسم یک نفرازشرکاءذکرشود.درصورتی که اسم شرکت مشتمل براسامی تمام شرکاء نباشدبایدبعدازاسم شریک یاشرکائی که ذکرشده است عبارتی ازقبیل (وشرکاء)یا(وبرادران )قیدشود.
ماده 118 - شرکت تضامنی وقتی تشکیل می شودکه تمام سرمایه نقدی تادیه وسهم الشرکه غیرنقدی نیزتقویم وتسلیم شده باشد.
ماده 119 - در شرکت تضامنی منافع به نسبت سهم الشرکه بین شرکاءتقسیم می شودمگرآنکه شرکت نامه غیرازاین ترتیب رامقررداشته باشد.
ماده 120 - در شرکت تضامنی شرکاءبایدلااقل یک نفرازمیان خودیااز خارج بسمت مدیری معین نمایند.
ماده 121 - حدودمسئولیت مدیریا مدیران شرکت تصامنی همان است که در ماده 51 مقررشده .
ماده 122 - در شرکتهای تضامنی اگرسهم الشرکه یک یاچندنفرغیرنقدی باشدبایدسهم الشرکه مزبورقبلابه تراضی تمام شرکاءتقویم شود.
ماده 123 - در شرکت تضامنی هیچیک ازشرکاءنمی تواندسهم خودرابه دیگری منتقل کندمگربه رضایت تمام شرکاء.
ماده 124 - مادام که شرکت تضامنی منحل نشده مطالبه قروض آن بایداز خود شرکت به عمل آیدوپس ازانحلال طلبکاران شرکت می تواندبرای وصول مطالبات خودبه هریک ازشرکاءکه بخواهندویابه تمام آنهارجوع کنند ، در هرحال هیچیک ازشرکاءنمی توانندبه استناداینکه میزان قروض شرکت از میزان سهم اودر شرکت تجاوزمی نمایدازتادیه قروض شرکت امتناع ورزد. فقط درروابط بین شرکاءمسئولیت هریک ازآنهادرتادیه قروض شرکت به نسبت سرمایه خواهدبودکه در شرکت گذاشته است آنهم درصورتی که در شرکت - نامه ترتیب دیگری اتخاذنشده باشد.
ماده 125 - هرکس بعنوان شریک ضامن در شرکت تضامنی موجودی داخل شود متضامناباسایرشرکاءمسئول قروضی هم خواهندبودکه شرکت قبل ازوروداو داشته اعم ازاینکه دراسم شرکت تغییری داده شده یانشده باشد.هرقراری که بین شرکاءبرخلاف این ترتیب داده شده باشددرمقابل اشخاص ثالث کان لم یکن خواهدبود.
ماده 126 - هرگاه شرکت تضامنی منحل شودمادام که قروض شرکت از دارائی آن تادیه نشده هیچیک ازطلبکاران شخصی شرکاءحقی درآن دارائی نخواهدداشت .اگردارائی شرکت برای پرداخت قروض آن کفایت نکند طلبکاران شرکت حق دارندبقیه طلب خودراازتمام یافردفردشرکاءضامن مطالبه کنندولی دراین موردطلبکاران شرکت برطلبکاران شخصی شرکاءحق تقدم نخواهندداشت .
ماده 127 - به ورشکستگی شرکت تضامنی بعدازانحلال نیزمی توان حکم داد مشروط به اینکه دارائی شرکت تقسیم نشده باشد.
ماده 128 - ورشکستگی شرکت ملازمه قانونی با ورشکستگی شرکاءو ورشکستگی بعضی ازشرکاءملازمه قانونی با ورشکستگی شرکت ندارد.
ماده 129 - طلبکاران شخصی شرکاءحق ندارندطلب خودراازدارائی شرکت تامین یاوصول کنندولی می توانندنسبت به سهمیه مدیون خودازمنافع شرکت سهمی که درصورت انحلال شرکت ممکن است به مدیون مزبورتعلق گیردهر اقدام قانونی که مقتضی باشدبعمل آورند.
طلبکاران شخصی شرکاءدرصورتی که نتوانسته باشندطلب خودرااز دارائی شخصی مدیون خودوصول کنندوسهم مدیون ازمنافع شرکت کافی برای تادیه طلب آنهانباشدمی توانندانحلال شرکت راتقاضانمایند(اعم ازاینکه شرکت برای مدت محدودیاغیرمحدودتشکیل شده باشد)مشروط براینکه لااقل ششماه قبل قصدخودرابه وسیله اظهارنامه رسمی به اطلاع شرکت رسانیده باشنددراین صورت شرکت یابعضی ازشرکاءمی توانندمادام که حکم نهائی انحلال صادرنشده باتادیه طلب دائنین مزبورتاحددارائی مدیون در شرکت یاباجلب رضایت آنان بطریق دیگرازانحلال شرکت جلوگیری کنند.
ماده 130 - نه مدیون شرکت می توانددرمقابل طلبی که ممکن است ازیکی از شرکاءداشته باشداستنادبه تهاترکندنه خودشریک می توانددرمقابل قرضی طلبکاراوبه شرکت داشته باشدبه تهاتراستنادنماید.معذلک کسی که طلبکار شرکت ومدیون به یکی ازشرکاءبوده وپس ازانحلال شرکت طلب اولاوصول مانده درمقابل آن شریک حق استنادبه تهاترخواهدداشت .
ماده 131 - درصورت ورشکستگی یکی ازشرکاءوهمچنین درصورتی که یکی از طلبکاران شخصی یکی ازشرکاءبموجب ماده 129انحلال شرکت راتقاضاکردسایر شرکاءمی توانندسهمی آن شریک راازدارائی شرکت نقداتادیه کرده واورااز شرکت خارج کنند.
ماده 132 - اگردرنتیجه ضررهای وارده سهم الشرکه شرکاءکم شودمادام که این کمبودجبران نشده تادیه هرنوع منفعت به شرکاءممنوع است .
ماده 133 - جزدرموردفوق هیچیک ازشرکاءرا شرکت نمی تواندبه تکمیل سرمایه که بعلت ضررهای وارده کم شده است ملزم کرده ویااورامجبورنماید بیش ازآنچه که در شرکت نامه مقررشده است به شریک سرمایه دهد.
ماده 134 - هیچ شریکی نمی تواندبدون رضایت سایرشرکاء(بحساب شخص خودیابحساب شخص ثالث )تجارتی ازنوع تجارت شرکت نموده وبعنوان شریک ضامن یاشریک بامسئولیت محدوددر شرکت دیگری که نظیرآن تجارت را داردداخل شود.
ماده 135 - هر شرکت تضامنی می تواندباتصویب تمام شرکاءبه شرکت سهامی مبدل گردددراین صورت رعایت تمام مقررات راجعه به شرکت سهامی حتمی است .
ماده 136 - شرکت تضامنی درمواردذیل منحل می شود -
الف - درموردفقرات 1و2و3 ماده 93.
ب - درصورت تراضی تمام شرکاء
ج درصورتی که یکی ازشرکاءبه دلائلی انحلال شرکت راازمحکمه تقاضا نمایدومحکمه آن دلائل راموجه دانسته حکم به انحلال بدهد.
د - درصورت فسخ یکی ازشرکاءمطابق ماده 137.
ه - درصورت ورشکستگی یکی ازشرکاءمطابق ماده 138.
و - درصورت فوت یامحجوریت یکی ازشرکاءمطابق مواد 139و140.
تبصره - درموردبند"ج "هرگاه دلائل انحلال منحصرامربوط به شریک یا شرکاءمعین باشدمحکمه می تواندبه تقاضای سایرشرکاءبجای انحلال حکم اخراج آن شریک یاشرکای معین رابدهد.
ماده 137 - فسخ شرکت درصورتی ممکن است که در اساسنامه این حق ازشرکاء سلب نشده وناشی ازقصداضرارنباشدتقاضای فسخ بایدششماه قبل ازفسخ کتبا به شرکاءاعلام شود.
اگرموافق اساسنامه بایدسال به سال به حساب شرکت رسیدگی شودفسخ درموقع ختم محاسبه سالیانه بعمل می آید.
ماده 138 - درمورد ورشکستگی یکی ازشرکاءانحلال وقتی صورت می گیردکه مدیرتصفیه کتباتقاضای انحلال شرکت رانموده وازتقاضای مزبورشش ماه گذشته و شرکت مدیرتصفیه راازتقاضای انحلال منصرف نکرده باشد.
ماده 139 - درصورت فوت یکی ازشرکاءبقاء شرکت موقوف به رضایت سایرشرکاءوقائم مقام متوفی خواهدبود.
اگرسایرشرکاءبه بقاء شرکت تصمیم نموده باشندقائم مقام متوفی باید یک ماه ازتاریخ فوت رضایت یاعدم رضایت خودراراجع به بقاء شرکت کتبا اعلام نمایددرصورتی که قائم مقام متوفی رضایت خودرااعلام نمودنسبت به اعمال شرکت درمدت مزبورازنفع وضررشریک خواهدبودولی درصورت اعلام عدم رضایت درمنافع حاصله درمدت مذکورشریک بوده ونسبت به ضررآن مدت سهیم نخواهدبود.
سکوت تاانقضای یکماه درحکم اعلام رضایت است .
ماده 140 - درموردمحجوریت یکی ازشرکاءمطابق مدلول ماده فوق عمل خواهدشد.
مبحث چهارم
در شرکت مختلط غیرسهامی
ماده 141 - شرکت مختلط غیرسهامی شرکتی است که برای امورتجارتی در تحت اسم مخصوصی بین یک یاچندنفرشریک ضامن ویک یاچندنفرشریک با مسئولیت محدودبدون انتشارسهام تشکیل می شود.شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بردارائی شرکت پیداشودشریک بامسئولیت محدودکسی است که مسئولیت اوفقط تامیزان سرمایه ایست که در شرکت گذارده ویابایستی بگذارد.دراسم شرکت بایدعبارت ( شرکت مختلط)ولااقل اسم یکی ازشرکاءضامن قیدشود.
ماده 142 - روابط بین شرکاءبارعایت مقررات ذیل تابع شرکت نامه خواهدبود.
ماده 143 - هریک ازشرکاءبامسئولیت محدودکه اسمش جزءاسم شرکت باشددرمقابل طلبکاران شرکت شریک ضامن محسوب خواهدشد.هرقراری که برخلاف این ترتیب بین شرکاءداده شده باشددرمقابل اشخاص ثالث بی اثر است .
ماده 144 - اداره شرکت مختلط غیرسهامی بعهده شریک یاشرکای ضامن وحدوداختیارات آنهاهمان است که درموردشرکاء شرکت تضامنی مقرراست .
ماده 145 - شریک بامسئولیت محدودنه بعنوان شریک حق اداره کردن شرکت راداردنه اداره امور شرکت ازوظایف اواست .
ماده 146 - اگرشریک بامسئولیت محدودمعامله ای برای شرکت کنددر موردتعهدات ناشیه ازآن معامله درمقابل طرف معامله حکم شریک ضامن را خواهدداشت مگراینکه تصریح کرده باشدمعامله رابه سمت وکالت ازطرف شرکت انجام می دهد.
ماده 147 - هرشریک بامسئولیت محدودحق نظارت درامور شرکت داشته ومی تواندازروی دفاترواسناد شرکت برای اطلاع شخص خودراجع به وضعیت مالی شرکت صورت خلاصه ترتیب دهد.هرقراردادی که بین شرکاءبرخلاف این ترتیب داده شودازدرجه اعتبارساقط است .
ماده 148 - هیچ شریک بامسئولیت محدودنمی تواندبدون رضایت سایر شرکاءشخص ثالثی راباانتقال تمام یاقسمتی ازسهم الشرکه خودبه اوداخل در شرکت کند.
ماده 149 - اگریک یاچندنفرازشرکاءبامسئولیت محدودحق خودرادر شریک بدون اجازه سایرین کلایابعضابه شخص ثالثی واگذارنمایندشخص مزبورنه حق دخالت دراداره شرکت ونه حق تفتیش درامور شرکت راخواهد داشت .
ماده 150 - درموردتعهداتی که شرکت مختلط غیرسهامی ممکن است قبل ازثبت شرکت کرده باشدشریک بامسئولیت محدوددرمقابل اشخاص ثالث در حکم شریک ضامن خواهدبودمگرثابت نمایدکه اشخاص مزبورازمحدودبودن مسئولیت اواطلاع داشته اند.
ماده 151 - شریک ضامن راوقتی می توان شخصابرای قروض شرکت تعقیب نمودکه شرکت منحل شده باشد.
ماده 152 - هرگاه شرکت بطریقی غیراز ورشکستگی منحل شودوشریک با مسئولیت محدودهنوزتمام یاقسمتی ازسهم الشرکه خودرانپرداخته ویاپس ازتادیه مستردداشته است طلبکاران شرکت حق دارندمعادل آنچه که ازبابت سهم الشرکه باقی مانده است مستقیمابرعلیه شریک بامسئولیت محدوداقامه دعوی نمایند.
اگر شرکت ورشکست شودحق مزبوررامدیرتصفیه خواهدداشت .
ماده 153 - اگردرنتیجه قراردادباشرکاءضامن ویادراثربرداشت قبلی ازسرمایه شرکت بامسئولیت محدودازسهم الشرکه خودکه به ثبت رسیده است بکاهداین تقلیل مادام که به ثبت نرسیده وبرطبق مقررات راجعه به نشر شرکتهامنتشرنشده است درمقابل طلبکاران شرکت معتبرنبوده وطلبکاران مزبورمی تواندبرای تعهداتی که ازطرف شرکت قبل ازثبت وانتشارتقلیل سرمایه بعمل آمده است تادیه همان سرمایه اولیه شریک بامسئولیت محدود رامطالبه نمایند.
ماده 154 - به شریک بامسئولیت محدودفرع نمی توان دادمگردرصورتی موجب کسرسرمایه اودر شرکت نشوداگردرنتیجه ضررهای وارده سهم الشرکه شریک بامسئولیت محدودکسرشده مادام که این کمبودجبران نشده تادیه هرربح یامنفعتی به اوممنوع است .
هرگاه وجهی برخلاف حکم فوق تادیه گردیدشریک بامسئولیت محدودتا معادل وجه دریافتی مسئول تعهدات شرکت است مگردرموردی که باحسن نیت و به اعتباربیلان مرتبی وجهی گرفته باشد.
ماده 155 - هرکس بعنوان شریک بامسئولیت محدوددر شرکت مختلط غیرسهامی موجودی داخل شودتامعادل سهم الشرکه خودمسئول قروضی خواهدبود که شرکت قبل ازوروداوداشته خواه اسم شرکت عوض شده یانشده باشد.هرشرطی که برخلاف این ترتیب باشددرمقابل اشخاص ثالث کان لم یکن خواهدبود.
ماده 156 - اگر شرکت مختلط غیرسهامی ورشکست شوددارائی شرکت بین طلبکاران خود شرکت تقسیم شده وطلبکاران شخصی شرکاءدرآن حقی ندارند ، سهم الشرکه شرکاءبامسئولیت محدودنیزجزودارائی شرکت نیزمحسوب است .
ماده 157 - اگردارائی شرکت برای تادیه تمام قروض آن کافی نباشد طلبکاران آن حق دارندبقیه طلب خودراازدارائی شخصی تمام یاهریک ازشرکاء ضامن وصول کننددراین صورت بین طلبکاران شرکت وطلبکاران شخصی شرکاء ضامن تفاوتی نخواهدبود.
ماده 158 - درصورت ورشکستگی یکی ازشرکاءبامسئولیت محدودخود شرکت یاطلبکاران آن باطلبکاران شخصی شریک مزبورمتساوی الحقوق خواهند بود.
ماده 159 - مقررات مواد 129و130در شرکتهای مختلط غیرسهامی نیز لازم الرعایه است .
ماده 160 - اگرشریک ضامن بیش ازیک نفرباشدمسئولیت آنهادر مقابل طلبکاران وروابط آنهابایکدیگرتابع مقررات راجع به شرکتهای تضامنی است .
ماده 161 - مقررات مواد 136 ، 137 ، 138 ، 139 ، 140درمورد شرکتهای مختلط غیرسهامی نیزجاری است .
مرگ یامحجوریت یا ورشکستگی شریک یاشرکاءبامسئولیت محدود موجب انحلال شرکت نمی شود.
مبحث پنجم
شرکت مختلط سهامی
ماده 162 - شرکت مختلط سهامی شرکتی است که درتحت اسم مخصوصی بین یکعددشرکاءسهامی ویک یاچندنفرشریک ضامن تشکیل می شود.
شرکاءسهامی کسانی هستندکه سرمایه آنهابصورت سهام یاقطعات سهام متساوی القیمه درآمده ومسئولیت آنهاتامیزان همان سرمایه است که در شرکت دارند.
شریک ضامن کسی است که سرمایه اوبصورت سهام درنیامده ومسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بردارائی شرکت پیداشوددرصورت تعددشریک ضامن مسئولیت آنهادرمقابل طلبکاران وروابط آنهابایکدیگرتابع مقررات شرکت تضامنی خواهدبود.
ماده 163 - دراسم شرکت بایدعبارت ( شرکت مختلط)ولااقل اسم یکی از شرکاءضامن قیدشود.
ماده 164 - مدیریت شرکت مختلط سهامی مخصوص به شریک یاشرکاء ضامن است .
ماده 165 - درهریک از شرکتهای مختلط سهامی هیئت لااقل مرکب ازسه نفرازشرکاءبرقرارمی شودواین هیئت را مجمع عمومی شرکاءبلافاصله بعداز تشکیل قطعی شرکت وقبل ازهراقدامی درامور شرکت معین می کند ، انتخاب هیئت برحسب شرائط مقرردر اساسنامه شرکت تجدیدمیشودودرهرصورت اولین هیئت نظاربرای یکسال انتخاب خواهدشد.
ماده 166 - اولین هیئت نظاربایدبعدازانتخاب شدن بلافاصله تحقیق واطمینان حاصل کندکه تمام مقررات مواد 28 ، 29 ، 38 ، 41 ، 50 این قانون رعایت شده است .
ماده 167 - اعضاءهیئت نظارازجهت اعمال اداری ونتایج حاصله ازآن هیچ مسئولیتی ندارندلیکن هریک ازآنهادرانجام ماموریت خودبرطبق قوانین معموله مملکتی مسئول اعمال وتقصیرات خودمی باشند.
ماده 168 - اعضاءهیئت نظاردفاتروصندوق وکلیه اسناد شرکت راتحت تدقیق درآورده همه ساله راپرتی به مجمع عمومی می دهندوهرگاه درتنظیم صورت دارائی بی ترتیبی وخطائی مشاهده نماینده درراپرت مذکورذکرنموده واگر مخالفتی باپیشنهادمدیر شرکت درتقسیم منافع داشته باشنددلائل خودرا بیان می کنند.
ماده 169 - هیئت نظارمی تواندشرکاءرابرای انعقاد مجمع عمومی دعوت نمایدوباموافقت رای مجمع مزبوربرطبق فقره (ب ) ماده 181 شرکت رامنحل کند.
ماده 170 - تاپانزده روزقبل ازانعقاد مجمع عمومی هرصاحب سهمی می تواند(خودیانماینده او)درمرکزاصلی شرکت حاضرشده ازصورت بیلان و صورت دارائی وراپورت هیئت نظاراطلاع حاصل کند.
ماده 171 - ورشکستگی هیچیک ازشرکاءضامن موجب انحلال شرکت نخواهد شدمگردرمورد ماده 138.
ماده 172 - حکم مواد 124و134درمورد شرکت مختلط سهامی وشرکاءضامن آن جاری است .
ماده 173 - هرگاه شرکت مختلط سهامی ورشکست شودشرکاءسهامی تمام قیمت سهام خودرانپرداخته باشندمدیرتصفیه آنچه راکه برعهده آنهاباقی است وصول می کند.
ماده 174 - اگر شرکت بطریقی غیراز ورشکستگی منحل شدهریک از طلبکاران شرکت می تواندبهریک ازشرکاءسهامی که ازبابت قیمت سهام خود مدیون شرکت است رجوع کرده درحدودبدهی آن شریک طلب خودرامطالبه نمایند مادام که شرکت منحل نشده طلبکاران برای وصول طلب خودحق رجوع به هیچیک از شرکاءسهامی ندارند.
ماده 175 - اگر شرکت مختلط ورشکست شدتاقروض شرکت ازدارائی آن تادیه نشده طلبکاران شخصی شرکاءضامن حقی به دارائی شرکت ندارد.
ماده 176 - مفاد مواد 28 ، 29 ، 38 ، 39 ، 41 ، 50 شامل شرکت مختلط سهامی است .
ماده 177 - هر شرکت مختلط سهامی که برخلاف مواد 28 ، 29 ، 39 ، 50 تشکیل شودباطل است لیکن شرکاءنمی تواننددرمقابل اشخاص خارج به این بطلان استنادنمایند.
ماده 178 - هرگاه شرکت برحسب ماده قبل محکوم به بطلان شودمطابق ماده 101رفتارخواهدشد.
ماده 179 - مفاد مواد 84 ، 85 ، 86 ، 87این قانون در شرکتهای مختلط نیز بایدرعایت شود.
ماده 180 - مفاد مواد 89 ، 90 ، 91 ، و92این قانون درمورد شرکت مختلط نیزلازم الرعایه است .
ماده 181 - شرکت مختلط درمواردذیل منحل می شود -
(الف )درموردفقرات 1 ، 2 ، 3 ماده 93(ب )برحسب تصمیم مجمع عمومی درصورتی که در اساسنامه این حق برای مجمع مذکورتصریح شده باشد(ج )برحسب تصمیم مجمع عمومی ورضایت شرکاءضامن (د)درصورت فوت یامحجوریت یکی از شرکاءضامن مشروط براین که انحلال شرکت دراین مورددر اساسنامه تصریح شده باشد.
درموردفقرات (ب )و(ج )حکم ماده 72جاری است .
ماده 182 - هرگاه در اساسنامه برای مجمع عمومی حق تصمیم به انحلال معین نشده وبین مجمع عمومی وشرکاءضامن راجع به انحلال موافقت حاصل نشودومحکمه دلائل طرفداران انحلال راموجه ببیندحکم به انحلال خواهدداد.همین حکم در موردی نیزجاری است که یکی ازشرکاءضامن به دلائلی انحلال شرکت راازمحکمه تقاضانموده ومحکمه آن دلائل راموجه به بیند.
مبحث ششم
شرکت نسبی
ماده 183 - شرکت نسبی شرکتی است که برای امورتجارتی درتحت اسم مخصوص بین دویاچندنفرتشکیل ومسئولیت هریک ازشرکاءبه نسبت سرمایه ای است که در شرکت گذاشته .
ماده 184 - دراسم شرکت نسبی عبارت ( شرکت نسبی )ولااقل اسم یک نفراز شرکاءبایدذکرشوددرصورتی که اسم شرکت مشتمل براسامی تمام شرکاءنباشد بعدازاسم شریک یاشرکائی که ذکرشده عبارتی ازقبل "شرکاء"و"برادران " ضروری است .
ماده 185 - دستور ماده 118 ، 119 ، 120 ، 121 ، 122 ، 123درمورد شرکت نسبی برای تادیه تمام قروض شرکت کافی نباشدهریک ازشرکاءبه نسبت سرمایه که در شرکت داشته مسئول تادیه قروض شرکت است .
ماده 187 - مادام که شرکت نسبی منحل نشده مطالبه قروض آن بایدازخود شرکت بعمل آیدفقط پس ازانحلال طلبکاران می توانندبارعایت ماده فوق به فردفردشرکاءمراجعه کنند.
ماده 188 - هرکس بعنوان شریک ضامن در شرکت نسبی موجودی داخل شودبه نسبت سرمایه که در شرکت می گذاردمسئول قروضی هم خواهدبودکه شرکت قبل از وروداوداشته اعم ازاینکه دراسم شرکت تغییری داده شده باشدیانشده باشد قرارشرکاءبرخلاف این ترتیب نسبت به اشخاص ثالث اثرندارد.
ماده 189 - مفاد ماده 126(جزمسئولیت شرکاءکه به نسبت سرمایه آنها است )و مواد 127و136در شرکتهای نسبی نیزجاری است .
مبحث هفتم
شرکتهای تعاونی تولیدومصرف
ماده 190 - شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده ازارباب حرف تشکیل می شودوشرکاءمشاغل خودرابرای تولیدوفروش اشیاءیااجناس بکار می برند.
ماده 191 - اگردر شرکت تولیدیکعددازشرکاءدرخدمت دائمی شرکت نبوده یاازاهل حرفه که موضوع عملیات شرکت است نباشندلااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت بایدازشرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنهاموضوع عملیات شرکت است .
ماده 192 - شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصدذیل تشکیل می شود -
1 - فروش اجناس لازمه برای مصارف زندگانی اعم ازاینکه اجناس مزبوره راشرکاءایجادکرده یاخریده باشند.
2 - تقسیم نفع وضرربین شرکاءبه نسبت خریدهریک ازآنها.
ماده 193 - شرکت تعاونی اعم ازتولیدیامصرف ممکن است مطابق اصول شرکت سهامی یابرطبق مقررات مخصوصی که باتراضی شرکاءترتیب داده شده باشدتشکیل بشودولی درهرحال مفاد مواد 32و33 لازم الرعایه است .
ماده 194 - درصورتی که شرکت تعاونی تولیدیامصرف مطابق اصول شرکت سهامی تشکیل شودحداقل سهام یاقطعات سهام ده ریال خواهدبودوهیچیک از شرکاءنمی تواننددر مجمع عمومی بیش ازیک رای داشته باشد.
فصل دوم
درمقررات راجعه به ثبت شرکتهاونشر شرکتنامه ها
ماده 195 - ثبت کلیه شرکتهای مذکوردراین قانون الزامی وتابع جمیع مقررات قانون ثبت شرکتهااست .
ماده 196 - اسنادونوشتجاتی که برای به ثبت رسانیدن شرکت لازم است درنظامنامه وزارت عدلیه معین می شود.
ماده 197 - درظرف ماه اول تشکیل هر شرکت خلاصه شرکت نامه ومنضمات آن طبق نظامنامه وزارت عدلیه اعلان خواهدشد.
ماده 198 - اگربه علت عدم رعایت دستوردو ماده فوق بطلان عملیات شرکت اعلام شدهیچیک ازشرکاءنمی تواننداین بطلان رادرمقابل اشخاص ثالثی که باآنهامعامله کرده اندعذرقراردهند.
ماده 199 - هرگاه شرکت درچندین حوزه شعبه داشته باشدمقررات مواد 195 ، 197بایدبه قسمی که درنظامنامه وزارت عدلیه معین می شوددرهرحوزه جداگانه انجام گردد.
ماده 200 - درهرموقع که تصمیماتی برای تغییر اساسنامه شرکت یاتمدید مدت شرکت زائدبرمدت مقرریاانحلال شرکت (حتی درمواردی که انحلال به واسطه انقضای مدت شرکت صورت می گیرد)وتعیین کیفیت تفریح حساب یا تبدیل شرکاءیاخروج بعضی ازآنهااز شرکت یاتغییراسم شرکت اتخاذشود مقررات مواد 195و197لازم الرعایه است .
همین ترتیب درموقع هرتصمیمی که نسبت به موردمعین در ماده 79این قانون اتخاذمی شودرعایت خواهدشد.
ماده 201 - درهرگونه اسنادوصورت حسابهاواعلانات ونشریات وغیره که بطورخطی یاچاپی ازطرف شرکت های مذکوردراین قانون به استثنای شرکتهای تعاونی صادرمی شودسرمایه شرکت صریحابایدذکرگرددواگرتمام سرمایه پرداخته نشده قسمتی که پرداخته شده نیزبایدصریحامعین شود شرکت متخلف به جزای نقدی ازدویست تاسه هزارریال محکوم خواهدشد.
تبصره - شرکتهای خارجی نیزکه بوسیله شعبه یانماینده درایران اشتغال به تجارت دارنددرمورداسنادوصورت حسابهاواعلانات ونشریات خوددر ایران مشمول مقررات این ماده خواهندبود.
فصل سوم
درتصفیه امور شرکتها
ماده 202 - تصفیه امور شرکتهاپس ازانحلال موافق مواد ذیل خواهدبود مگردرمورد ورشکستگی که تابع مقررات مربوطه به ورشکستگی است .
ماده 203 - در شرکتهای تضامنی ونسبی ومختلط سهامی وغیرسهامی امر تصفیه بامدیریا مدیران شرکت است مگرآنکه شرکاءضامن اشخاص دیگری رااز خارج یاازبین خودبرای تصفیه معین نمایند.
ماده 204 - اگرازطرف یک یاچندشریک ضامن تعیین اشخاص مخصوص برای تصفیه تقاضاشدوسایرشرکاءضامن آن تقاضارانپذیرفتندمحکمه بدایت اشخاصی رابرای تصفیه معین خواهدکرد.
ماده 205 - درهرموردکه اشخاصی غیراز مدیران شرکت برای تصفیه معین شونداسامی آنهابایددراداره ثبت اسنادثبت واعلان گردد.
ماده 206 - در شرکتهای مختلط (سهامی وغیرسهامی )شرکاءغیرضامن حق دارندیک یاچندنفربرای نظارت درامورتصفیه معین نمایند.
ماده 207 - وظیفه متصدیان تصفیه خاتمه دادن بکارهای جاری واجرای تعهدات ووصول مطالبات وتقسیم دارائی شرکت است به ترتیب مقرردر مواد 208 - 209 - 210 - 211 - 212.
ماده 208 - اگربرای اجرای تعهدات شرکت معاملات جدیدی لازم شود متصدیان تصفیه انجام خواهندداد.
ماده 209 - متصدیان تصفیه حق دارندشخصایابه توسط وکیل ازطرف شرکت محاکمه کنند.
ماده 210 - متصدی تصفیه وقتی حق اصلاح وتعیین حکم داردکه شرکاءضامن به اواجازه داده باشند ، مواردی که به حکم قانون حکمیت اجباری است ازاین قانون مستثنی است .
ماده 211 - آن قسمت ازدارائی شرکت که درمدت تصفیه محل احتیاج نیست بطورموقت بین شرکاءتقسیم می شودولی متصدیان تصفیه بایدمعادل قروضی که هنوزموعدتادیه آن نرسیده است وهمچنین معادل مبلغی که درحساب بین شرکاء مورداختلاف است موضوع نمایند.
ماده 212 - متصدیان تصفیه حساب شرکاءرانسبت به هم وسهم هریک از شرکاءراازنفع وضررمعین می کنند ، رفع اختلاف درتقسیم به محکمه بدایت رجوع می شود.
ماده 213 - در شرکتهای سهامی و شرکتهای بامسئولیت محدودو شرکتهای تعاونی امرتصفیه بعهده مدیران شرکت است مگرآنکه اساسنامه یااکثریت مجمع عمومی شرکت به ترتیب دیگری مقررداشته باشد.
ماده 214 - وظیفه واختیارات متصدیان تصفیه در شرکت سهامی و شرکتهای بامسئولیت محدودوتعاونی به ترتیبی است که در ماده 207مقررشده بااین تفاوت که حق اصلاح وتعیین حکم برای متصدیان تصفیه این شرکتها(به استثنای موردحکمیت اجباری )فقط وقتی خواهدبودکه اساسنامه یا مجمع عمومی این حق رابه آنهاداده باشد.
ماده 215 - تقسیم دارائی شرکتهای مذکوردر ماده فوق بین شرکاءخواه در ضمن مدت تصفیه وخواه پس ازختم آن ممکن نیست مگرآنکه قبلاسه مرتبه درمجله رسمی ویکی ازجرایداعلان ویکسال ازتاریخ انتشاراولین اعلان درمجله گذشته باشد.
ماده 216 - تخلف از ماده قبل متصدیان تصفیه رامسئول خسارت طلبکارانی قرارخواهددادکه به طلب خودنرسیده اند.
ماده 217 - دفاترهر شرکتی که منحل شده بانظرمدیرثبت اسناددرمحل معینی ازتاریخ ختم تصفیه تاده سال محفوظ خواهدماند.
ماده 218 - هر شرکتی مجازاست در اساسنامه خودبرای تصفیه ترتیب دیگری مقررداردولی درهرحال آن مقررات نبایدمخالف مواد 207 - 208 - 209 - 210 - 215 - 216 - 217وقسمت اخیر ماده 211باشد.
فصل چهارم
مقررات مختلفه
ماده 219 - مدت مرورزمان دردعاوی اشخاص ثالث برعلیه شرکاءیا وراث آنهاراجع به معاملات شرکت (درمواردی که قانون شرکاءیاوراث آنها رامسئول قرارداده )پنج سال است .
مبداءمرورزمان روزی است که انحلال شرکت یاکناره گیری شریک یا اخراج اواز شرکت دراداره ثبت به ثبت رسیده ودرمجله رسمی اعلان شده باشد.
درصورتی که طلب پس ازثبت واعلان قابل مطالبه شده باشدمرورزمان از روزی شروع می شودکه طلبکارحق مطالبه پیداکرده .
تبصره - دعوائی که سنخاتابع مرورزمان کوتاهتری بوده یابموجب این قانون مرورزمان طولانی تری برای آن معین شده ازمقررات این ماده مستثی است .
ماده 220 - هر شرکت ایرانی که فعلاوجودداشته یادرآتیه تشکیل شودوبا اشتغال به امورتجارتی خودرابصورت یکی از شرکتهای مذکوردراین قانون در نیاورده ومطابق مقررات مربوط به آن شرکت عمل ننماید شرکت تضامنی محسوب شده واحکام راجع به شرکتهای تضامنی درموردآن اجرامی گرددهر شرکت تجارتی ایرانی مذکوردراین قانون وهر شرکت خارجی که برطبق قانون ثبت شرکتهامصوب خردادماه 1310مکلف به ثبت است بایدکلیه اسنادوصورت حسابهاواعلانات ونشریات خطی ویاچاپی خوددرایران تصریح نمایدکه درتحت چه نمره درایران به ثبت رسیده والامحکوم به جزای نقدی ازدویست تادوهزار ریال خواهدشد ، این مجازات علاوه برمجازاتی است که در قانون ثبت شرکتها برای عدم ثبت مقررشده .
ماده 221 - اگر شرکت سهام یااوراق استقراضی داشته باشدکه مطابق اساسنامه شرکت یاتصمیم مجمع عمومی قیمت آنهابطریق قرعه بایدتادیه شود وقبل ازتادیه قیمت آن سهام یااوراق منافعی که به آنهاتعلق گرفته پرداخته شده باشد شرکت درموقع تادیه اصل قیمت نمی تواندمنافع تادیه شده را استردادنماید.
ماده 222 - هر شرکت تجارتی می توانددر اساسنامه خودقیدکندکه سرمایه اولیه خودرابه وسیله تادیه اقساط بعدی ازطرف شرکاءیاقبول شریک جدید زیادکرده ویابه واسطه برداشت ازسرمایه آن راتقلیل دهددر اساسنامه حداقلی که تاآن میزان می توان سرمایه اولیه راتقلیل دادصراحتامعین می شود. کمترازعشرسرمایه اولیه شرکت راحداقل قراردادن ممنوع است .
(باب چهارم )
برات - فته طلب - چک
فصل اول - برات
مبحث اول صورت برات
ماده 223 - برات علاوه برامضاءیامهربرات دهنده بایددارای شرایط ذیل باشد -
1 - قیدکلمه (برات )درروی ورقه .
2 - تاریخ تحریر(روزوماه وسال )
3 - اسم شخصی که بایدبرات راتادیه کند.
4 - تعیین مبلغ برات .
5 - تاریخ تادیه وجه برات .
6 - مکان تادیه وجه برات اعم ازاینکه محل اقامت محال علیه باشد.یا محل دیگر.
7 - اسم شخصی که برات دروجه یاحواله کرداوپرداخته می شود.
8 - تصریح به اینکه نسخه اول یادوم یاسوم یاچهارم الخ است .
ماده 224 - برات ممکن است بحواله کردشخص دیگرباشدیابحواله کرد خودبرات دهنده .
ماده 225 - تاریخ تحریرومبلغ برات باتمام حروف نوشته می شود.اگر مبلغ بیش ازیکدفعه به تمام حروف نوشته شده وبین آنهااختلاف باشدمبلغ کمترمناط اعتباراست اگرمبلغ باحروف ورقم هردونوشته شده وبین آنها اختلاف باشدمبلغ باحروف معتبراست .
ماده 226 - درصورتی که برات متضمن یکی ازشرایط اساسی مقرردرفقرات 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 ماده 223نباشدمشمول مقررات راجعه به بروات تجارتی نخواهدبود.
ماده 227 - برات ممکن است به دستوروحساب شخص دیگری صادرشود.
مبحث دوم
درقبول ونکول
ماده 228 - قبولی برات درخودبرات باقیدتاریخ نوشته شده امضاءیا مهرمی شود.
درصورتی که برات به وعده ازرویت باشدتاریخ قبولی باتمام حروف نوشته خواهدشد.
اگرقبولی بدون تاریخ نوشته شدتاریخ برات تاریخ رویت حساب می شود.
ماده 229 - هرعبارتی که محال علیه دربرات نوشته امضاءیامهرکند قبولی محسوب است مگراینکه صریحاعبارت مشعربرعدم قبول باشد.
اگرعبارت فقط مشعربرعدم قبول یک جزءازبرات باشدبقیه وجه برات قبول شده محسوب است .درصورتی که محال علیه بدون تحریرهیچ عبارتی برات راامضاءیامهرنمایدبرات قبول شده محسوب می شود.
ماده 230 - قبول کننده برات ملزم است وجه آن راسروعده تادیه نماید.
ماده 231 - قبول کننده حق نکول ندارد.
ماده 232 - ممکن است قبولی منحصربه یک قسمت ازوجه برات باشددر اینصورت دارنده برات بایدبرای بقیه اعتراض نماید.
ماده 233 - اگرقبولی مشروط به شرط نوشته شدبرات نکول شده محسوب می شودولی معهذاقبول کننده به شرط درحدودشرطی که نوشته مسئول پرداخت وجه برات است .
ماده 234 - درقبولی براتی که وجه آن درخارج ازمحل اقامت قبول کننده بایدتادیه شودتصریح به مکان تادیه ضروری است .
ماده 235 - برات بایدبه محض ارائه یامنتهی درظرف 24ساعت ازتاریخ ارائه قبول یانکول شود.
ماده 236 - نکول برات بایدبموجب تصدیقنامه که رسماتنظیم می شود محقق گرددتصدیقنامه مزبورموسوم است به اعتراض (پروتست )نکول .
ماده 237 - پس ازاعتراض نکول ظهرنویسهاوبرات دهنده به تقاضای دارنده برات بایدضامنی برای تادیه وجه آن درسروعده بدهندیاوجه برات را به انضمام مخارج اعتراض نامه ومخارج برات رجوعی (اگرباشد)فوراتادیه نمایند.
ماده 238 - اگربرعلیه کسی که براتی راقبول کرده ولی وجه آن رانپرداخته اعتراض عدم تادیه شوددارنده براتی نیزکه همان شخص قبول کرده ولی هنوز موعدپرداخت آن نرسیده است می تواندازقبول کننده تقاضانمایدکه برای پرداخت وجه آن ضامن دهدیاپرداخت آن رابه نحودیگری تضمین کند.
مبحث سوم
درقبولی شخص ثالث
ماده 239 - هرگاه براتی نکول شدواعتراض بعمل آمدشخص ثالثی می تواند آنرابنام برات دهنده یایکی ازظهرنویس هاقبول کندقبولی شخص ثالث باید دراعتراض نامه قیدشده وبه امضاءاوبرسد.
ماده 240 - بعدازقبولی شخص ثالث نیزتابرات تادیه نشده کلیه حقوقی که برای دارنده برات ازنکول آن درمقابل برات دهنده وظهرنویسهاحاصل می شودمحفوظ خواهدبود.
مبحث چهارم
دروعده برات
ماده 241 - برات ممکن است به رویت باشدیابه وعده یک یاچندروزیا یک یاچندماه ازرویت برات ، یابه وعده یک یاچندروزیایک یاچندماه از تاریخ برات ممکن است پرداخت به روزمعینی موکول شده باشد.
ماده 242 - هرگاه برات بی وعده قبول شدبایدفوراپرداخته شود.
ماده 243 - موعدپرداخت براتی که یک یاچندروزیایک یاچندماه از رویت وعده داردبه وسیله تاریخ قبولی یاتاریخ اعتراض نامه نکول معین می شود.
ماده 244 - اگرموعدپرداخت برات باتعطیل رسمی تصادف کردبایدروز بعدازتعطیل تادیه شود.
تبصره - همین قاعده درموردسایراوراق تجارتی نیزرعایت خواهدشد.
مبحث پنجم
ظهرنویسی
ماده 245 - انتقال برات به وسیله ظهرنویسی بعمل می آید.
ماده 246 - ظهرنویسی بایدبه امضاءظهرنویس برسدممکن است در ظهرنویسی تاریخ واسم کسی که برات به اوانتقال داده می شودقیدگردد.
ماده 247 - ظهرنویسی حاکی ازانتقال برات است مگراینکه ظهرنویس وکالت دروصول راقیدنموده باشدکه دراین صورت انتقال برات واقع نشده ولی دارنده برات حق وصول ولدی الاقتضاءحق اعتراض واقامه دعوی برای وصول خواهد داشت جزدرمواردی که خلاف این دربرات تصریح شده باشد.
ماده 248 - هرگاه ظهرنویس درظهرنویسی تاریخ مقدمی قیدکندمزور شناخته می شود.
مبحث ششم
مسئولیت
ماده 249 - برات دهنده کسی که برات راقبول کرده وظهرنویسهادرمقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند.
دارنده برات درصورت عدم تادیه واعتراض می تواندبهرکدام ازآنها که بخواهدمنفردایابه چندنفریابه تمام آنهامجتمعارجوع نماید.
همین حق راهریک ازظهرنویسهانسبت به برات دهنده وظهرنویسهای ماقبل خوددارد.
اقامه دعوی برعلیه یک یاچندنفرازمسئولین موجب اسقاط حق رجوع به سایرمسئولین برات نیست ، اقامه کننده دعوی ملزم نیست ترتیب ظهرنویسی راازحیث تاریخ رعایت کندضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه یاظهرنویسی راکرده فقط باکسی مسئولیت تضامنی داردکه ازاو ضمانت نموده است .
ماده 250 - هریک ازمسئولین تادیه برات می تواندپرداخت رابه تسلیم برات واعتراضنامه وصورت حساب متفرعات ومخارج قانونی که بایدبپردازد موکول کند.
ماده 251 - هرگاه چندنفرازمسئولین برات ورشکست شونددارنده برات می توانددرهریک ازغرمایادرتمام غرمابرای وصول تمام طلب خود(وجه برات ومتفرعات ومخارج قانونی )داخل شودتااینکه طلب خودراکاملاوصول نماید مدیرتصفیه هیچیک ازورشکستگان نمی تواندبرای وجهی که به صاحب چنین طلب پرداخته می شودبه مدیرتصفیه ورشکسته دیگررجوع نمایدمگردرصورتی که مجموع وجوهی که ازدارائی تمام ورشکستگان به صاحب طلب تخصیص می یابدبیش از میزان طلب اوباشددراین صورت مازادبایدبه ترتیب تاریخ تعهدتامیزان وجهی که هرکدام پرداخته اندجزءدارائی ورشکستگان محسوب گرددکه به سایر ورشکسته هاحق رجوع دارند.
تبصره - مفاداین ماده درمورد ورشکستگی هرچندنفری نیزکه برای پرداخت یک دین مسئولیت تضامنی داشته باشندمرعی خواهدبود.
مبحث هفتم
درپرداخت
ماده 252 - پرداخت برات بانوع پولی که درآن معین شده بعمل می آید.
ماده 253 - اگردارنده برات به برات دهنده یاکسی که برات به اومنتقل کرده است پولی غیرازآن نوع که دربرات تعیین شده است بدهدوآن برات در نتیجه نکول یاامتناع ازقبول ویاعدم تادیه اعتراض شوددارنده برات می تواندازدهنده برات یاانتقال دهنده نوع پولی راکه داده یانوع پولی که دربرات معین شده مطالبه کندولی ازسایرمسئولین وجه برات جزنوع پولی که در برات معین شده قابل مطالبه نیست .
ماده 254 - برات به وعده بایدروزآخروعده پرداخته شود.
ماده 255 - روزرویت دربرواتی که به وعده ازرویت است وروزصدور برات دربرواتی که به وعده ازتاریخ صدوراست حساب نخواهدشد.
ماده 256 - شخصی که وجه برات راقبل ازموعدتادیه نموده درمقابل اشخاصی که نسبت به وجه برات حقی دارنده مسئول است .
ماده 257 - اگردارنده برات به کسی که قبول نوشته مهلتی برای پرداخت بدهدبه ظهرنویس های ماقبل خودوبرات دهنده که به مهلت مزبوررضایت نداده اندحق رجوع نخواهدداشت .
ماده 258 - شخصی که درسروعده وجه برات رامی پردازدبری الذمه محسوب می شودمگرآنکه وجه برات قانونادرنزداوتوقیف شده باشد.
ماده 259 - پرداخت وجه برات ممکن است به موجب نسخه ثانی یاثالث یارابع الخ ، به عمل آیددرصورتی که درروی آن نسخه قیدشده باشدکه پس از پرداخت وجه بموجب این نسخه نسخ دیگرازاعتبارساقط است .
ماده 260 - شخصی که وجه برات رابرحسب نسخه بپردازدکه درروی آن قبولی نوشته نشده درمقابل شخصی که نسخه قبولی شده راداردمسئول پرداخت وجه آن است .
ماده 261 - درصورت گم شدن براتی که هنوزقبول نشده است صاحب آن می تواندوصول وجه آن رابرحسب نسخه ثانی یاثالث یارابع الخ تقاضاکند.
ماده 262 - اگرنسخه مفقودنسخه باشدکه قبولی درروی آن نوشته شده تقاضای پرداخت ازروی نسخه های دیگرفقط بموجب امرمحکمه پس ازدادن ضامن بعمل می آید.
ماده 263 - اگرشخصی که برات راگم کرده اعم ازاین که قبولی نوشته شده یا نشده باشدمی تواندنسخه ثانی یاثالث یارابع الخ راتحصیل نمایدپس از اثبات اینکه برات متعلق به اواست می تواندبادادن ضامن تادیه وجه آن را بموجب امرمحکمه مطالبه کند.
ماده 264 - اگرباوجودتقاضائی که درمورد مواد 261و262و263بعمل آمده است ازتادیه وجه برات امتناع شودصاحب برات مفقودمی تواندتمام حقوق خودرابه موجب اعتراضنامه محفوظ بدارد.
ماده 265 - اعتراضنامه مذکوردر ماده فوق بایددرظرف بیست وچهار ساعت ازتاریخ وعده برات تنظیم شده ودرمواعدوترتیبی که دراین قانون برای ابلاغ اعتراضنامه معین شده است به برات دهنده وظهرنویسهاابلاغ گردد
ماده 266 - صاحب برات مفقودبرای تحصیل نسخه ثانی بایدبه ظهرنویسی که بلافاصله قبل ازاوبوده است رجوع نماید.
ظهرنویس مزبورملزم است به صاحب برات اختیارمراجعه به ظهرنویس ماقبل خودداده وراهنمائی کندوهمچنین هرظهرنویسی بایداختیاروجوه به ظهرنویس ماقبل خودبدهدتابه برات دهنده برسد ، مخارج این اقدامات بر عهده برات مفقودخواهدبود.
ظهرنویس درصورت امتناع ازدادن اختیارمسئول تادیه وجه برات و خساراتی است که برصاحب برات مفقودواردشده است .
ماده 267 - درصورتی که ضامن برات مفقود(رجوع به مواد 262و263)مدتی برای ضمانت خودمعین نکرده باشدمدت ضمان سه سال است وهرگاه درظرف این سه سال رسمامطالبه یااقامه دعوی نشده باشددیگرازاین حیث دعوی برعلیه او درمحکمه مسموع نخواهدبود.
ماده 268 - اگرمبلغی ازوجه برات پرداخته شودبه همان اندازه برات - دهنده وظهرنویسهابری می شوندودارنده برات فقط نسبت به بقیه می تواند اعتراض کند.
ماده 269 - محاکم نمی تواندبدون رضایت صاحب برات برای تادیه وجه برات مهلتی بدهند.
مبحث هشتم
تادیه وجه برات به واسطه شخص ثالث
ماده 270 - هرشخص ثالثی می تواندازطرف برات دهنده یایکی از ظهرنویسهاوجه برات اعتراض شده راکارسازی نمایددخالت شخص ثالث و پرداخت وجه بایددراعتراضنامه یادرذیل آن قیدشود.
ماده 271 - شخص ثالثی که وجه برات راپرداخته دارای تمام حقوق وظایف دارنده برات است .
ماده 272 - اگروجه برات راشخص ثالث ازطرف برات دهندپرداخت تمام ظهرنویسهابری الذمه می شوندواگرپرداخت وجه ازطرف یکی از ظهرنویسهابعمل آیدظهرنویس های بعدازاوبری الذمه اند.
ماده 273 - اگردوشخص متفقاهریک ازجانب یکی ازمسئولین برات برای پرداخت وجه حاضرشوندپیشنهادآن کسی پذیرفته است که تادیه وجه ازطرف او عده زیادتری ازمسئولین رابری الذمه می کنداگرخودمحال علیه پس ازاعتراض برای تادیه وجه حاضرشودبرهرشخص ثالثی ترجیح دارد.
مبحث نهم
حقوق ووظایف دارنده برات
ماده 274 - نسبت به برواتی که وجه آن بایددرایران به رویت یابه وعده ازرویت تادیه شوداعم ازاینکه برات درایران صادرشده باشدیادرخارجه دارنده برات مکلف است پرداخت یاقبولی آن رادرظرف یکسال ازتاریخ برات مطالبه نمایدوالاحق رجوع به ظهرنویسهاوهمچنین به برات دهنده که وجه برات رابه محال علیه رسانیده است نخواهدداشت .
ماده 275 - اگردربرات اعم ازاینکه درایران صادرشده باشدیادرخارجه برای تقاضای قبولی مدت بیشتری یاکمتری مقررشده باشدحق دارنده برات باید درهمان مدت قبولی برات راتقاضانمایدوالاحق رجوع به ظهرنویسهاوبرات دهنده که وجه برات رابه محال علیه رسانیده است نخواهدداشت .
ماده 276 - اگرظهرنویسی برای تقاضای قبولی مدتی معین کرده باشد دارنده برات بایددرمدت مزبورتقاضای قبولی نمایدوالادرمقابل آن ظهرنویس نمی تواندازمقررات مربوطه به بروات استفاده کند.
ماده 277 - هرگاه دارنده برات به رویت یابه وعده که دریکی ازشهرهای ایران صادروبایددرممالک خارجه تادیه شوددرمواعدمقرردر مواد فوق . قبولی نوشتن یاپرداخت وجه رامطالبه نکرده باشدمطابق مقررات همان مواد حق اوساقط خواهدشد.
ماده 278 - مقررات فوق مانع نخواهدبودکه بین دارنده برات وبرات - دهنده وظهرنویسهاقرارداددیگری مقررگردد.
ماده 279 - دارنده برات بایدروزوعده وجه برات رامطالبه کند.
ماده 280 - امتناع ازتادیه وجه برات بایددرظرف ده روزازتاریخ وعده به وسیله نوشته ای که اعتراض عدم تادیه نامیده می شودمعلوم گردد.
ماده 281 - اگرروزدهم تعطیل باشداعتراض روزبعدآن بعمل خواهدآمد.
ماده 282 - نه فوت محال علیه ونه ورشکستگی اونه اعتراض نکولی دارنده برات راازاعتراض عدم تادیه مستغنی نخواندکرد.
ماده 283 - درصورتی که قبول کننده برات قبل ازوعده ورشکست شودحق اعتراض برای دارنده برات باقی است .
ماده 284 - دارنده براتی که به علت عدم تادیه اعتراض شده است بایددر ظرف ده روزازتاریخ اعتراض عدم تادیه رابه وسیله اظهارنامه رسمی یا مراسله سفارشی دوقبضه به کسی که برات رابه اوواگذارنموده اطلاع دهد.
ماده 285 - هریک ازظهرنویسهانیزبایددرظرف ده روزازتاریخ دریافت اطلاع نامه فوق آن رابه همان وسیله به ظهرنویس سابق خوداطلاع دهد.
ماده 286 - اگردارنده براتی که بایستی درایران تادیه شودوبعلت عدم پرداخت اعتراض شده بخواهدازحقی که ماده 249برای اومقررداشته استفاده کندبایددرظرف یکسال ازتاریخ اعتراض اقامه دعوی نماید.(اصلاحی 26/10/58).
تبصره - هرگاه محل اقامت مدعی علیه خارج ازمحلی باشدکه وجه برات بایددرآنجاپرداخته شودبرای هرشش فرسخ یک روزاضافه خواهدشد.
ماده 287 - درموردبرواتی که بایددرخارجه تادیه شوداقامه دعوی بر علیه برات دهنده ویاظهرنویسهای مقیم ایران درظرف دوسال ازتاریخ اعتراض بایدبعمل آید.(26/10/58)
ماده 288 - هریک ازظهرنویسهابخواهدازحقی که در ماده 249به اوداده شده استفاده نمایدبایدمواعدی که به موجب مواد 286و287مقرراست اقامه دعوی کندونسبت به اوموعدازفردای ابلاغ احضاریه محکمه محسوب است واگر وجه برات رابدون اینکه برعلیه اواقامه دعوی شده باشدتادیه نمایداز فردای روزتادیه محسوب خواهدشد.
ماده 289 - پس ازانقضاءمواعدمقرره در مواد فوق دعوی دارنده برات بر ظهرنویسهاوهمچنین دعوی هریک ازظهرنویسهابریدسابق خوددرمحکمه پذیرفته نخواهدشد.
ماده 290 - پس ازانقضاءمواعدفوق دعوی دارنده وظهرنویسهای برات بر علیه برات دهنده نیزپذیرفته نمی شودمشروط براینکه برات دهنده ثابت نمایددرسروعده وجه برات رابه محال علیه رسانیده ودراینصورت دارنده برات فقط حق مراجعه به محال علیه خواهدداشت .
ماده 291 - اگرپس ازانقضای موعدی که برای اعتراض وابلاغ اعتراض - نامه یابرای اقامه دعوی مقرراست برات دهنده یاهریک ازظهرنویسهابه طریق محاسبه یاعنوان دیگروجهی راکه برای تادیه برات به محال علیه رسانیده بودمسترددارددارنده برات برخلاف مقررات دو ماده قبل حق خواهدداشت که برعلیه دریافت کننده وجه اقامه دعوی نماید
مبحث دهم
دراعتراض (پروتست )
ماده 293 - اعتراض درمواردذیل بعمل می آید -
1 - درموردنکول .
2 - درموردامتناع ازقبول یانکول .
3 - درموردعدم تادیه .
اعتراض نامه بایددریک نسخه تنظیم وبموجب امرمحکمه بدایت به توسط ماموراجراءبه محل اقامت اشخاص ذیل ابلاغ شود -
1 - محال علیه .
2 - اشخاصی که دربرات برای تادیه وجدعندالاقتضاءمعین شده اند.
3 - شخص ثالثی که برات راقبول کرده است .
اگردرمحلی که اعتراض بعمل می آیدمحکمه بدایت نباشدوظایف اوبا رعایت ترتیب بعهده امین صلح یارئیس ثبت اسنادیاحاکم محل خواهدبود.
ماده 294 - اعتراضنامه بایدمراتب ذیل راداراباشد -
1 - سوادکامل برات باکلیه محتویات آن اعم ازقبولی وظهرنویسی و غیره .
2 - امربه تادیه وجه برات .
ماموراجراءبایدحضوریاغیاب شخصی که بایدوجه برات رابدهدوعلل امتناع ازتادیه یاازقبول وهمچنین علل عدم امکان امضاءیاامتناع ازامضاء رادرذیل اعتراضنامه قیدوامضاءکند.
ماده 295 - هیچ نوشته ای نمی تواندازطرف دارنده برات جای گیر اعتراضنامه شودمگردر مواد مندرجه در مواد 261 - 262 - 263راجع به مفقودشدن برات .
ماده 296 - ماموراجراءبایدسوادصحیح اعتراضنامه رابه محل اقامت اشخاص مذکوردر ماده 293بدهد.
ماده 297 - دفترمحکمه یادفترمقاماتی که وظیفه محکمه راانجام می دهند بایدمفاداعتراضنامه راروزبه روزبه ترتیب تاریخ ونمره دردفترمخصوصی که صفحات آن به توسط رئیس محکمه یاقائم مقام اونمره وامضاءشده است ثبت نماینددرصورتی که محل اقامت برات دهنده یاظهرنویس اولی درروی برات قیدشده باشددفترمحکمه بایدآنهاراتوسط کاغذسفارشی ازعلل امتناع ازتادیه مستحضرسازد.
مبحث یازدهم
برات رجوعی
ماده 298 - برات رجوعی براتی است که دارنده برات اصلی پس از اعتراض برای دریافت وجه آن ومخارج صدوراعتراضنامه وتفاوت نرخ بعهده برات دهنده یایکی ازظهرنویسهاصادرمی کند.
ماده 299 - اگربرات رجوعی بعهده برات دهنده اصلی صادرشودتفاوت بین نرخ مکان تادیه برات اصلی ونرخ مکان صدورآن بعهده اوخواهدبودواگر برات رجوعی به عهده یکی ازظهرنویسهاصادرشودمشارالیه بایدازعهده تفاوت نرخ مکانی که برات اصلی رادرآن جامعامله یاتسلیم کرده است ونرخ مکانی که برات رجوعی درآنجاصادرشده است برآید.
ماده 300 - به برات رجوعی بایدصورت حسابی (حساب بازگشت )ضمیمه شود ، درصورتحساب مزبورمراتب ذیل قیدمی گردد -
1 - اسم شخصی که برات رجوعی بعهده اوصادرشده است .
2 - مبلغ اصلی برات اعتراض شده .
3 - مخارج اعتراضنامه وسایرمخارج معموله ازقبیل حق العمل صراف و دلال ووجه تمبرومخارج پست وغیره .
4 - مبلغ تفاوت نرخهای مذکوردر ماده (299)
ماده 301 - صورت حساب مذکوردر ماده قبل بایدتوسط دونفرتاجرتصدیق شودبعلاوه لازم است برات اعتراض شده وسوادمصدقی ازاعتراض نامه به صورت حساب مزبورضمیمه گردد.
ماده 302 - هرگاه برات رجوعی بعهده یکی ازظهرنویسهاصادرشودعلاوه برمراتب مذکوردر مواد 300و301بایدتصدیق نامه که تفاوت بین نرخ مکان تادیه برات اصلی ومکان صدورآن رامعین نمایدضمیمه شود.
ماده 303 - نسبت به یک برات صورتحساب بازگشت متعددنمی توان ترتیب دادواگربرات رجوعی بعهده یکی ازظهرنویسهاصادرشده باشدحساب بازگشت متوالیابه توسط ظهرنویسهاپرداخته می شودتابه برات دهنده اولی برسد.
تحمیلات براتهای رجوعی رانمی توان تمامابریکنفرواردساخت هریک ازظهرنویسهاوبرات دهنده اولی فقط عهده داریک خرج است .
ماده 304 - خسارت تاخیرتادیه مبلغ اصلی برات که بواسطه عدم تادیه اعتراض شده است ازروزاعتراض وخسارت تاخیرتادیه مخارج اعتراض و مخارج برات رجوعی فقط ازروزاقمه دعوی محسوب می شود.
مبحث دوازدهم
قوانین خارجی
ماده 305 - درموردبرواتی که درخارج ایران صادرشده شرایط اساسی برات تابع قوانین مملکت صدوراست .
هرقسمت ازسایرتعهدات براتی (تعهدات ناشی ازظهرنویسی ضمانت قبولی وغیره )نیزکه درخارجه بوجودآمده تابع قوانین مملکتی است که تعهد درآن جاوجودپیداکرده است معذالک اگرشرایط اساسی برات مطابق قانون ایران موجودویاتعهدات براتی موافق قانون ایران صحیح باشدکسانی که در ایران تعهداتی کرده اندحق استنادبه این ندارندکه شرایط اساسی برات یا تعهدات براتی مقدم برتعهدآنهامطابق باقوانین خارجی نیست .
ماده 306 - اعتراض وبطورکلی هراقدامی که برای حفط حقوق ناشیه از برات واستفاده ازآن درخارجه بایدبعمل آیدتابع قوانین مملکتی خواهدبود که آن اقدام بایددرآنجابشود.
فصل دوم
درفته طلب
ماده 307 - فته طلب سندی است که بموجب آن امضاءکننده تعهدمی کند مبلغی درموعدمعین یاعندالمطالبه دروجه حامل یاشخص معین ویابه حواله کرد آن شخص کارسازی نماید.
ماده 308 - فته طلب علاوه برامضاءیامهربایددارای تاریخ ومتضمن مراتب ذیل باشد -
1 - مبلغی که بایدتادیه شودباتمام حروف .
2 - گیرنده وجه .
3 - تاریخ پرداخت .
ماده 309 - تمام مقررات راجع به بروات تجارتی (ازمبحث چهارم الی آخرفصل اول این باب )درموردفته طلب نیزلازم الرعایه است .
فصل سوم
چک
ماده 310 - چک نوشته ای است که بموجب آن صادرکننده وجوهی راکه در نزدمحال علیه داردکلایابعضامستردیابه دیگری واگذارمی نماید.
ماده 311 - درچک بایدمحل وتاریخ صدورقیدشده وبه امضای صادرکننده برسد ، پرداخت وجه نبایدوعده داشته باشد.
ماده 312 - چک ممکن است دروجه حامل یاشخص معین یابه حواله کردباشد ممکن است به صرف امضاءدرظهربه دیگری منتقل شود.
ماده 313 - وجه چک بایدبه محض ارائه کارسازی شود.
ماده 314 - صدورچک ولواینکه ازمحلی به محل دیگرباشدذاتاعمل تجارتی محسوب نیست لیکن مقررات این قانون ازضمانت صادرکننده وظهرنویسهاو اعتراض واقامه دعوی وضمان ومفقودشدن راجع به بروات شامل چک نیزخواهد بود.
ماده 315 - اگرچک درهمان مکانی که صادرشده است بایدتادیه گردد دارنده چک بایددرظرف پانزده روزازتاریخ صدوروجه آن رامطالبه کندواگر ازیک نقطه به نقطه دیگرایران صادرشده باشدبایددرظرف چهل وپنج روزاز تاریخ صدورچک مطالبه شود.
اگردارنده چک درظرف مواعدمذکوره دراین ماده پرداخت وجه آن را مطالبه نکنددیگری دعوی اوبرعلیه ظهرنویس مسموع نخواهدبودواگروجه چک به سببی که مربوط به محال علیه است ازبین بروددعوی دارنده چک برعلیه صادر کننده نیزدرمحکمه مسموع نیست .
ماده 316 - کسی که وجه چک رادریافت می کندبایدظهرآن راامضاءیامهر نمایداگرچه چک دروجه حامل باشد.
ماده 317 - مقررات راجعه به چک هائی که درایران صادرشده است درمورد چکهائی که ازخارجه صادرشده وبایددرایران پرداخته شودنیزرعایت خواهدشد لیکن مهلتی که درظرف آن دارنده چک می تواندوجه چک رامطالبه کندچهارماه ازتاریخ صدوراست .
فصل چهارم
درمرورزمان
ماده 318 - دعاوی راجعه به برات وفته طلب وچک که ازطرف تجاریابرای امورتجارتی صادرشده پس ازانقضای پنج سال ازتاریخ صدوراعتراضنامه ویا آخرین تعقیب قضائی درمحاکم مسموع نخواهدبودمگراینکه درظرف این مدت رسمااقراربدین واقع شده باشدکه دراین صورت مبداءمرورزمان ازتاریخ اقرارمحسوب است .
درصورت عدم اعتراض مدت مرورزمان ازتاریخ انقضاءمهلت اعتراض شروع می شود.
تبصره - مفاداین ماده درموردبروات وچک وفته طلبهائی که قبل از تاریخ اجرای قانون تجارت مصوب 25دلو1303و12فروردین و12خرداد1304 صادرشده است قابل اجراءنبوده واین اسنادازحیث مرورزمان تابع مقررات مربوطه مرورزمان راجع به اموال منقوله است .
ماده 319 - اگروجه برات یافته طلب یاچک رانتوان به واسطه حصول مرور زمان پنح سال مطالبه کرددارنده برات یافته طلب یاچک می تواندتاحصول مرورزمان اموال منقوله وجه آن راازکسی که به ضرراواستفاده بلاجهت کرده است مطالبه نماید.
تبصره - حکم فوق درموردی نیزجاری است که برات یافته طلب یاچک یکی ازشرایط اساسی مقرردراین قانون رافاقدباشد.
باب پنجم
اسناددروجه حامل
ماده 320 - دارنده هرسنددروجه حامل مالک وبرای مطالبه وجه آن محق محسوب می شودمگردرصورت ثبوت خلاف معذلک اگرمقامات صلاحیتدارقضائی یاپلیس تادیه وجه آن سندرامنع کندتادیه وجه به حامل مدیون رانسبت به شخص ثالثی که ممکنست سندمتعلق به اوباشدبری نخواهدکرد.
ماده 321 - جزدرموردی که حکم بطلان سندصادرشده مدیون سنددروجه حامل مکلف به تادیه نیست مگردرمقابل اخذسند.
ماده 322 - درصورت گم شدن سنددروجه حامل که دارای ورقه های کوپن یا دارای ضمیمه ای برای تجدیداوراق کوپن باشدوهمچنین درصورت گم شدن سنددر وجه حامل که خودسندبه دارنده آن حق میدهدربح یامنفعتی رامرتبادریافت کند برای اصدارحکم بطلان مطابق مقررات ذیل عمل خواهدشد.
ماده 323 - مدعی بایددرمحکمه محل اقامت مدیون معلوم نمایدسنددر تصرف اوبوده وفعلاگم شده است اگرمدعی فقط اوراق کوپن یاضمیمه مربوط به سندخودراگم کرده باشدابرازخودسندکافیست .
ماده 324 - اگرمحکمه ادعای مدعی رابنابراوضاع واحوال قابل اعتماد دانست بایدبوسیله اعلان درجرایدبه دارنده مجهول سنداخطارکند ، هرگاه ازتاریخ انتشاراولین اعلان تاسه سال سندراابرازننمودحکم بطلان آن صادر خواهدشدمحکمه می تواندلدی الاقتضاءمدتی بیش ازسه سال تعیین کند.
ماده 325 - به تقاضای مدعی محکمه می تواندبه مدیون قدغن کندکه وجه سند رابه کسی نپردازدمگرپس ازگرفتن ضامن یاتامینی که محکمه تصویب نماید.
ماده 326 - درموردگم شدن اوراق کوپن هائی که درضمن جریان دعوی لازم التادیه می شودبه ترتیب مقرردر مواد 332و333عمل خواهدشد.
ماده 327 - اخطارمذکوردر ماده 324بایدسه دفعه درمجله رسمی منتشر شود.محکمه می تواندبعلاوه علان درجرایددیگررانیزمقرردارد.
ماده 328 - اگرپس ازاعلان فوق سندمفقودابرازشودمحکمه به مدعی مهلت متناسبی داده واخطارخواهدکردکه هرگاه تاانقضای مهلت دعوی خودرا تعقیب ودلائل خودرااظهارنکندمحکوم شده وسندبه ابرازکننده آن مسترد خواهدگردید.
ماده 329 - اگردرظرف مدتی که مطابق ماده 324مقررواعلان سندابراز نگرددمحکمه حکم بطلان آن راصادرخواهدنمود.
ماده 330 - ابطال سندفورابه وسیله درج درمجله رسمی وهروسیله دیگری که محکمه مقتضی بداندبه اطلاع عموم خواهدرسید.
ماده 331 - پس ازصدورحکم ابطال مدعی حق داردتقاضاکندبخرج اوسند جدیدیالدی الاقتضاءاوراق کوپن تازه به اوبدهنداگرسندحال شده باشدمدعی حق تقاضای تادیه خواهدداشت .
ماده 332 - هرگاه سندگم شده ازاسنادمذکوردر ماده 322نباشدبه ترتیب ذیل رفتارخواهدشد -
محکمه درصورتی که ادعای مدعی سبق تصرف وگم کردن سندراقابل اعتماد دیدحکم می دهدمدیون وجه سندرافورادرصورتی که حال باشدوپس ازانقضاءاجل درصورت موجل بودن ، به صندوق عدلیه بسپارد.
ماده 333 - اگرقبل ازانقضای مدت مرورزمانی که وجه سندمفقودپس از آن مدت قابل مطالبه نیست سندابرازشدمطابق ماده 328رفتاروالاوجهی که در صندوق عدلیه امانت گذاشته شده به مدعی داده می شود.
ماده 334 - مقررات این باب شامل اسکناس نیست .
باب ششم
دلالی
فصل اول - کلیات
ماده 335 - دلال کسی است که درمقابل اجرت واسطه انجام معاملاتی شده یا برای کسی که میخواهدمعاملاتی نمایدطرف معامله پیدامی کند.اصولاقرارداد دلالی تابع مقررات راجع به وکالت است .
ماده 336 - دلال می توانددررشته های مختلف دلالی نموده وشخصانیز تجارت کند.
ماده 337 - دلال بایددرنهایت صحت واوروی صداقت طرفین معامله رااز جزئیات راجعه به معاملات مطلع سازدولواینکه دلالی رافقط برای یکی از طرفین بکنددلال درمقابل هریک ازطرفین مسئول تقلب وتقصیرات خودمی باشد ماده 338 - دلال نمی تواندعوض یکی ازطرفین معامله قبض وجه یاتادیه دین نمایدویاآنکه تعهدات آنهارابموقع اجراءگذاردمگراینکه اجازه نامه مخصوصی داشته باشد.
ماده 339 - دلال مسئول تمام اشیاءواسنادی است که درضمن معاملات به او داده شده مگراینکه ثابت نمایدکه ضایع یاتلف شدن اشیاءیااسنادمزبور مربوط به شحص اونبوده است .
ماده 340 - درموردی که فروش ازروی نمونه باشددلال بایدنمونه مال التجاره راتاموقع ختم معامله نگاه بداردمگراینکه طرفین معامله اورا ازاین قیدمعاف دارند.
ماده 341 - دلال می توانددرزمان واحدبرای چندآمردریک رشته یا رشته های مختلف دلالی کندولی دراین صورت بایدآمرین راازاین ترتیب وامور دیگری که ممکن است موجب تغییررای آنهاشودمطلع نماید.
ماده 342 - هرگاه معامله به توسط دلال واقع ونوشتجات واسنادی راجع به آن معامله بین طرفین به توسط اوردوبدل شوددرصورتی که امضاهاراجع به اشخاصی باسدکه به توسط اومعامله راکرده انددلال ضامن صحت واعتبار امضاهای نوشتجات واسنادمزبوراست .
ماده 343 - دلال ضامن اعتباراشخاصی که برای آنهادلالی می کندوضامن اجرای معاملاتی که به توسط اومی شودنیست .
ماده 344 - دلال درخصوص ارزش یاجنس مال التجاره ای که موردمعامله بوده مسئول نیست مگراینکه ثابت شودتقصیرازجانب اوبوده .
ماده 345 - هرگاه طرفین معامله یایکی ازآنهابه اعتبارتعهدشخص دلال معامله نموددلال ضامن معامله است .
ماده 346 - درصورتی که دلال درنفس معامله منتفع یاسهیم باشدبایدبه طرفی که این نکته رانمی دانداطلاع دهدوالامسئول خسارات وارده بوده وبعلاوه به پانصدتاسه هزارریال جزای نقدی محکوم خواهدشد.
ماده 347 - درصورتی که دلال درمعامله سهیم باشدباآمرخودمتضامنا مسئول اجرای تعهدخواهدبود.
فصل دوم
اجرت دلال ومخارج
ماده 348 - دلال نمی تواندحق دلالی رامطالبه کندمگردرصورتی که معامله به راهنمائی یاوساطت اوتمام شده باشد.
ماده 349 - اگردلال برخلاف وظیفه خودنسبت به کسی که به اوماموریت داده بنفع طرف دیگرمعامله اقدام نمایدویابرخلاف عرف تجارتی محل ازطرف مزبوروجهی دریافت ویاوعده وجهی راقبول کندمستحق اجرت ومخارجی که کرده نخواهدبود.بعلاوه محکوم به مجازات مقرربرای خیانت درامانت خواهدشد.
ماده 350 - هرگاه معامله مشروط به شرط تعلیقی باشددلال پس ازحصول شرط مستحق اجرت خواهدبود.
ماده 351 - اگرشرط شده باشدمخارجی که دلال می کندبه اوداده شوددلال مستحق اخذمخارج خواهدبودولوآنکه معامله سرنگیرد.
همین ترتیب درموردی نیزجاری است که عرف تجارتی محل به پرداخت مخارجی که دلال کرده حکم کند.
ماده 352 - درصورتی که معامله به رضایت طرفین بابه واسطه یکی از خیارات قانونی فسخ بشودحق مطالبه دلالی ازدلال سلب نمی شودمشروط براینکه فسخ معامله مستندبه دلال نباشد.
ماده 353 - دلالی معاملاتت ممنوعه اجرت ندارد.
مواد 354و355 - باتوجه به ماده 13 قانون دلالان مصوب سال
1317وآئین نامه دلالان معاملات ملکی مصوب سال 1319با
اصلاحیه های بعدی ، نسخ گردید
فصل سوم - دفتر
ماده 356 - هردلال بایددفتری داشته وکلیه معاملاتی راکه به دلالی او انجام گرفته به ترتیب ذیل درآن ثبت نماید -
1 - اسم متعاملین
2 - مالی که موضوع معامله است .
3 - نوع معامله .
4 - شرایط معامله باتشخیص به اینکه تسلیم موضوع معامله فوری است یابه وعده است .
5 - عوض مالی که بایدپرداخته شودوتشخیص اینکه فوری است یابه وعده است وجه نقداست یامال التجاره یابرات درصورتی که برات باشدبه رویت است یابه وعده .
6 - امضاءطرفین معامله مطابق مقررات نظام نامه وزارت عدلیه .
دفتردلالی تابع کلیه مقررات راجع به دفاترتجارتی است .
باب هفتم
حق العمل کاری (کمیسیون )
ماده 357 - حق العمل کارکسی است که به اسم خودولی به حساب دیگری (آمر) معاملاتی کرده ودرمقابل حق العملی دریافت می دارد.
ماده 358 - جزدرمواردی که بموجب مواد ذیل استثناءشده مقررات راجعه به وکالت درحق العمل کاری نیزرعایت خواهدشد.
ماده 359 - حق العمل کاربایدآمرراازجریان اقدامات خودمستحضر داشته ومخصوصادرصورت انجام ماموریت این نکته رابه فوریت به اواطلاع دهد.
ماده 360 - حق العمل کارمکلف به بیمه کردن اموالی که موضوع معامله است نیست مگراینکه آمردستورداده باشد.
ماده 361 - اگرمال التجاره ای که برای فروش نزدحق العمل کارارسال شده دارای عیوب ظاهری باشدحق العمل کاربایدبرای محفوظ داشتن حق رجوع برعلیه متصدی حمل ونقل وتعیین میزان خسارت بحری (آواری )به وسائل مقتضیه و محافظت مال التجاره اقدامات لازمه بعمل آورده وآمرراازاقدامات خود مستحضرکندوالامسئول خسارات ناشیه ازاین غفلت خواهدبود.
ماده 363 - اگرحق العمل کارمال التجاره رابه کمترازحداقل قیمتی که آمرمعین کرده بفروش رساندمسئول تفاوت خواهدبودمگراینکه ثابت نماید ازضرربیشتری احترازکرده وتحصیل اجازه آمردرموقع مقدورنبوده است .
ماده 364 - اگرحق العمل کارتقصیرکرده باشدبایدازعهده کلیه خساراتی نیزکه ازعدم رعایت دستورآمرناشی شده برآید.
ماده 365 - اگرحق العمل کارمال التجاره رابه کمترازقیمتی که آمرمعین بخردیابه بیشترازقیمتی که آمرتعیین نموده به فروش برساندحق استفاده از تفاوت نداشته وبایدآن رادرحساب آمرمحسوب دارد.
ماده 366 - اگرحق العمل کاربدون رضایت آمرمالی رابه نسیه بفروشدیا پیش قسطی دهدضررهای ناشیه ازآن متوجه خوداوخواهدبودمعذلک اگرفروش نسیه داخل درعرف تجارتی محل باشدحق العمل کارماذون به آن محسوب می شودمگر درصورت دستورمخالف آمر.
ماده 367 - حق العمل کاردرمقابل آمرمسئول پرداخت وجوه ویاانجام سایرتعهدات طرف معامله نیست مگراینکه مجازدرمعامله به اعتبارنبوده ویاشخصاضمانت طرف معامله راکرده ویاعرف تجارتی بلداورامسئول قرار دهد.
ماده 368 - مخارجی که حق العمل کارکرده وبرای انجام معامله ونفع آمر لازم بوده وهمچنین هرمساعده که به نفع آمرداده باشدبایداصلاومنفعه به حق العمل کارمستردشود.
حق العمل کارمی تواندمخارج انبارداری وحمل ونقل رانیزبه حساب آمر گذارد.
ماده 369 - وقتی حق العمل کارمستحق حق العمل می شودکه معامله اجراءشده ویاعدم اجرای آن مستندبه فعل آمرباشدنسبت به اموری که درنتیجه علل دیگری انجام پذیرنشده حق العمل کاربرای اقدامات خودفقط مستحق اجرتی خواهدبود که عرف وعادت محل معین می نماید.
ماده 370 - اگرحق العمل کارنادرستی کرده ومخصوصاموردی که به حساب آمرقیمتی علاوه برقیمت خریدویاکمترازقیمت فروش محسوب داردمستحق حق العمل نخواهدبودبعلاوه دردوصورت اخیرآمرمی تواندخودحق العمل کاررا خریداریافروشنده محسوب کند.
تبصره - دستورفوق مانع ازاجرای مجازاتی که برای خیانت درامانت مقرراست نیست .
ماده 371 - حق العمل کاردرمقابل آمربرای وصول مطالبات خودازاو نسبت به اموالی که موضوع معامله بوده ویانسبت به قیمتی که اخذکرده حق حبس خواهدداشت .
ماده 372 - اگرفروش مال ممکن نشده ویاآمرازاجازه فروش رجوع کرده ومال التجاره رابیش ازحدمتعارف نزدحق العمل کاربگذاردحق العمل کار می تواندآنرابانظارت مدعی العموم بدایت محل یانماینداوبطریق مزایده به فروش برساند.اگرآمردرمحل نبوده ودرآنجانماینده نیزنداشته باشد فروش بدون حضوراویانماینده اوبعمل خواهدآمدولی درهرحال قبلابایدبه او اخطاریه رسمی ارسال گرددمگراینکه اموال ازجمله اموال سریع الفسادباشد.
ماده 373 - اگرحق العمل کارماموربه خریدیافروش مال التجاره یا اسنادتجارتی یاسایراوراق بهاداری باشدکه مظنه بورسی یابازاری دارد می تواندچیزی راکه ماموربه خریدآن بوده خودشخصابه عنوان فروشنده تسلیم بکندویاچیزی راکه ماموربه فروش آن بوده شخصابعنوان خریدارنگاهدارد مگراینکه آمردستورمخالفی داده باشد.
ماده 374 - درمورد ماده فوق حق العمل کاربایدقیمت رابرطبق مظنه بورسی یانرخ بازاردرروزی که وکالت خودراانجام می دهدمنظورداردوحق خواهدداشت که هم حق العمل وهم مخارج عادیه حق العمل کاری رابرداشت کند.
ماده 375 - درهرموردی که حق العمل کارشخصامی تواندخریداریافروشنده واقع شوداگرانجام معامله رابه آمربدون تعیین طرف معامله اطلاع دهدخود طرف معامله محسوب خواهدشد.
ماده 376 - اگرآمرازامرخودرجوع کرده وحق العمل کارقبل ازارسال خبر معامله ازاین رجوع مستحضرگردددیگرنمی تواندشخصاخریداریافروشنده واقع شود.
باب هشتم
قرارداد حمل ونقل
ماده 377 - متصدی حمل ونقل کسی است که درمقابل اجرت حمل اشیاءرابه عهده می گیرد.
ماده 378 - قراردادحمل ونقل تابع مقررات وکالت خواهدبودمگردر مواردی که ذیلااستثناءشده باشد
ماده 379 - ارسال کننده بایدنکات ذیل رابه اطلاع متصدی حمل ونقل برساند - آدرس صحیح مرسل الیه ، محل تسلیم مال ، عده عدل ، یابسته وطرز عدل بندی ، وزن ومحتوی عدلها ، مدتی که مال باید درآن مدت تسلیم شودراهی را که حمل بایدازآن رابعمل آید ، قیمت اشیائی که گرانبهااست خسارات ناشیه ازعدم تعیین نکات فوق ویاازتعیین آنهابه غلط متوجه ارسال کننده خواهد بود.
ماده 380 - ارسال کننده باید مواظبت نمایدکه مال التجاره بطرز مناسبی عدل بندی شود. خسارات بحری (آواری ) ناشی ازعیوب عدل بندی بعهده ارسال کننده است .
ماده 381 - اگرعدل بندی عیب ظاهری داشته ومتصدی حمل ونقل مال را بدون قید عدم مسئولیت قبول کرده باشد مسئول آواری خواهدبود.
ماده 382 - ارسال کننده می تواندمادام که مال التجاره دریدمتصدی حمل ونقل است آن را با پرداخت مخارجی که متصدی حمل ونقل کرده و خسارات او پس بگیرد.
ماده 383 - درمواردذیل ارسال کننده نمی تواندازحق استردادمذکوردر ماده 382 استفاده کند :
1 - درصورتی که بارنامه ای توسط ارسال کننده تهیه وبه وسیله متصدی حمل ونقل به مرسل الیه تسلیم شده باشد.
2 - درصورتی که متصدی حمل ونقل رسیدی به ارسال کننده داده وارسال - کننده نتواندآن راپس دهد.
3 - درصورتی که متصدی حمل ونقل به مرسل الیه اعلام کرده باشدکه مال التجاره به مقصدرسیده وبایدآنراتحویل گیرد.
4 - درصورتی که پس از وصول مال التجاره به مقصدمرسل الیه تسلیم آن را تقاضاکرده باشد.
دراین مواردمتصدی حمل ونقل بایدمطابق دستورمرسل الیه عمل کند. معذالک اگرمتصدی حمل ونقل رسیدی به ارسال کننده داده مادام که مال التجاره به مقصدنرسیده مکلف به رعایت دستورمرسل الیه نخواهد بود مگراینکه رسید به مرسل الیه تسلیم شده باشد.
ماده 384 - اگرمرسل الیه مال التجاره راقبول نکندویامخارج وسایر مطالبات متصدی حمل ونقل بابت مال التجاره تادیه نشودویابه مرسل الیه دسترسی نباشدمتصدی حمل ونقل بایدمراتب رابه اطلاع ارسال کننده رسانیده ومال التجاره را موقتا نزد خود بطور امانت نگاهداشته ویانزدهرثالثی امانت گذارد و در هردوصورت مخارج وهرنقص وعیب بعهده ارسال کننده خواهد بود.اگرارسال کننده ویامرسل الیه درمدت مناسبی تکلیف مال التجاره رامعین نکندمتصدی حمل ونقل می تواندمطابق ماده 362 آن رابفروش رساند.
حتی المقدورارسال کننده ومرسل الیه رابایدازاینکه مال التجاره بفروش خواهدرسیدمسبوق نمود.
ماده 386 - اگرمال التجاره تلف یاگم شودمتصدی حمل ونقل مسئول قیمت آن خواهدبودمگراینکه ثابت نمایدتلف یاگم شدن مربوط به جنس خود مال التجاره یامستندبه تقصیرارسال کننده یامرسل الیه ویاناشی از تعلیماتی بوده که یکی ازآنهاداده اندویامربوط به حوادثی بوده که هیچ متصدی مواظبی نیزنمی توانست ازآن جلوگیری نماید.قراردادطرفین می تواند برای میزان خسارت مبلغی کمتریازیادترازقیمت کامل مال التجاره معین نماید.
ماده 387 - درموردخسارات ناشیه ازتاخیرتسلیم یانقص یاخسارات بحری (آواری ) مال التجاره نیز متصدی حمل ونقل درحدود ماده فوق مسئول خواهد بود.
خسارات مزبورنمی تواندازخساراتی که ممکن بوددرصورت تلف شدن تمام مال التجاره حکم به آن شودتجاوزنمایدمگراینکه قراردادطرفین خلاف این ترتیب رامقررداشته باشد.
ماده 388 - متصدی حمل ونقل مسئول حوادث وتقصیراتی است که درمدت حمل ونقل واقع شده اعم ازاینکه خودمباشرت به حمل ونقل کرده ویاحمل ونقل کننده دیگری رامامورکرده باشد.
بدیهی است که درصورت اخیرحق رجوع اوبه متصدی حمل ونقلی که ازجانب اومامورشده محفوظ است .
ماده 389 - متصدی حمل ونقل بایدبه محض وصول مال التجاره مرسل الیه را مستحضرنماید.
ماده 390 - اگرمرسل الیه میزان مخارج وسایروجوهی راکه متصدی حمل ونقل بابت مال التجاره مطالبه می نمایدقبول نکندحق تقاضای تسلیم مال التجاره رانخواهدداشت مگراینکه مبلغ متنازع فیه راتاختم اختلاف درصندوق عدلیه امانت گذارد.
ماده 391 - اگرمال التجاره بدون هیچ قیدی قبول وکرایه آن تادیه شود دیگربرعلیه متصدی حمل ونقل دعوی پذیرفته نخواهد شد مگر در مورد تدلیس یا تقصیرعمده بعلاوه متصدی حمل ونقل مسئول آواری غیرظاهرنیزخواهدبوددر صورتی که مرسل الیه آن آواری رادرمدتی که مطابق اوضاع واحوال رسیدگی مال التجاره ممکن بودبعمل آیدویابایستی بعمل آمده باشدمشاهده کرده وفورا پس ازمشاهده به متصدی حمل ونقل اطلاع دهد.درهرحال این اطلاع بایدمنتهاتا هشت روزبعدازتحویل گرفتن مال التجاره داده شود.
ماده 392 - درهرموردی که بین متصدی حمل ونقل ومرسل الیه اختلاف باشد محکمه صلاحیتدارمحل می تواند به تقاضای یکی ازطرفین امردهد مال التجاره نزد ثالثی امانت گذارده شده و یا لدی الاقتضاء فروخته شود. در صورت اخیر فروش بایدپس از تنظیم صورت مجلسی حاکی ازآنکه مال التجاره درچه حال بوده بعمل آید.
بوسیله پرداخت تمام مخارج ووجوهی که بابت مال التجاره ادعامی شود ویاسپردن آن به صندوق عدلیه ازفروش مال التجاره می توان جلوگیری کرد.
ماده 393 - نسبت به دعوی خسارت برعلیه متصدی حمل ونقل مدت مرورزمان یک سال است .مبداءاین مدت درصورت تلف یاگم شدن مال التجاره و یا تاخیر درتسلیم روزی است که تسلیم بایستی درآن روزبعمل آمده باشد و درصورت خسارات بحری (آواری )روزی که مال به مرسل الیه تسلیم شده .
ماده 394 - حمل و نقل بوسیله پست تابع مقررات این باب نیست .
باب نهم
قائم مقام تجارتی وسایرنمایندگان تجارتی
ماده 395 - قائم مقام تجارتی کسی است که رئیس تجارتخانه اورابرای انجام کلیه امورمربوطه به تجارت خانه یایکی ازشعب آن نایب خودقرارداده وامضای اوبرای تجارتخانه الزام آوراست .سمت مزبورممکن است کتباداده شودیاعملا.
ماده 396 - تجدید اختیارات قائم مقام تجارتی درمقابل اشخاصی که از آن اطلاع نداشته اند معتبرنیست .
ماده 397 - قائم مقامی تجارتی ممکن است به چندنفرمجتمعاداده شودبا قیداینکه تاتمام امضاء نکنند تجارتخانه ملزم نخواهدشدولی درمقابل اشخاص ثالثی که ازاین قید اطلاع نداشته اندفقط درصورتی می توان ازآن استفاده کردکه این قید مطابق مقررات وزارت عدلیه به ثبت رسیده واعلان شده باشد.
ماده 398 - قائم مقام تجارتی بدون اذن رئیس تجارتخانه نمی تواندکسی رادرکلیه کارهای تجارت خانه نایب خودقراردهد.
ماده 399 - عزل قائم مقام تجارتی که وکالت اوبه ثبت رسیده واعلان شده باید مطابق مقررات وزارت عدلیه به ثبت رسیده واعلان شود و الا درمقابل ثالثی که ازعزل مطلع نبوده وکالت باقی محسوب می شود.
ماده 400 - بافوت یاحجررئیس تجارتخانه قائم مقام تجارتی منعزل نیست با انحلال شرکت قائم مقام تجارتی منعزل است .
ماده 401 - وکالت سایرکسانی که درقسمتی ازامورتجارت خانه یاشعبه تجارتخانه سمت نمایندگی دارندتابع مقررات عمومی راجع به وکالت است .
باب دهم
ضمانت
ماده 402 - ضامن وقتی حق داردازمضمون له تقاضانمایدکه بدوابه مدیون اصلی رجوع کرده ودرصورت عدم وصول طلب به اورجوع نمایدکه بین طرفین (خواه ضمن قراردادمخصوص خواه درخودضمانت نامه )این ترتیب مقررشده باشد.
ماده 403 - درکلیه مواردی که بموجب قوانین یاموافق قراردادهای خصوصی ضمانت تضامنی باشد طلبکارمی تواند به ضامن ومدیون اصلی مجتمارجوع کرده یاپس از رجوع به یکی ازآنها و عدم وصول طلب خودبرای تمام یا بقیه طلب به دیگری رجوع نماید.
ماده 404 - حکم فوق درموردی نیزجاری است که چندنفربه موجب قرارداد یا قانون متضامنا مسئول انجام تعهدی باشند.
ماده 405 - قبل ازرسیدن اجل دین اصلی ضامن ملزم به تادیه نیست ولواین که بواسطه ورشکستگی یافوت مدیون اصلی دین موجل اوحال شده باشد.
ماده 406 - ضمان حال ازقاعده فوق مستثنی است .
ماده 407 - اگرحق مطالبه دین اصلی مشروط به اخطارقبلی است این اخطار نسبت به ضامن نیزبایدبعمل آید.
ماده 408 - همین که دین اصلی به نحوی ازانحاءساقط شدضامن نیزبری می شود.
ماده 409 - همین که دین حال شد ضامن می تواندمضمون له رابه دریافت طلب یاانصراف ازضمان ملزم کند ولوضمان موجل باشد.
ماده 410 - استنکاف مضمون له ازدریافت طلب یاامتناع ازتسلیم وثیقه اگردین باوثیقه بوده ضامن رافورا و بخودی خودبری خواهدساخت .
ماده 411 - پس ازآنکه ضامن دین اصلی راپرداخت مضمون له بایدتمام اسنادومدارکی راکه برای رجوع ضامن به مضمون عنه لازم ومفیداست به اوداده و اگردین اصلی باوثیقه باشدآن رابه ضامن تسلیم نماید ، اگردین اصلی وثیقه غیرمنقول داشته مضمون عنه مکلف به انجام تشریفاتی است که برای انتقال وثیقه به ضامن لازم است .
باب یازدهم - در ورشکستگی
فصل اول درکلیات
به قانون تصفیه امور ورشکستگی که بعدا تصویب شده مراجعه شود
ماده 412 - ورشکستگی تاجریا شرکت تجارتی درنتیجه توقف ازتادیه وجوهی که برعهده اواست حاصل می شود. حکم ورشکستگی تاجری راکه حین الفوت درحال توقف بوده تایک سال بعدازمرگ اونیزمی توان صادرنمود.
فصل دوم
دراعلان ورشکستگی واثرات آن
ماده 413 - تاجرباید درظرف 3 روز از تاریخ وقفه که درتادیه قروض یا سایرتعهدات نقدی اوحاصل شده است توقف خودرابه دفترمحکمه بدایت محل اقامت خوداظهارنموده صورت حساب دارائی وکلیه دفاترتجارتی خودرا به دفترمحکمه مزبورتسلیم نماید.
ماده 414 - صورت حساب مذکوردر ماده فوق بایدمورخ بوده وبه امضاء تاجر رسیده و متضمن مراتب ذیل باشد -
1 - تعداد و تقویم کلیه اموال منقول و غیرمنقول تاجر متوقف بطور مشروح .
2 - صورت کلیه قروض ومطالبات .
3 - صورت نفع وضرروصورت مخارج شخصی .
درصورت توقف شرکتهای تضامنی ، مختلط یانسبی اسامی ومحل اقامت کلیه شرکاءضامن نیزبایدضمیمه شود.
ماده 415 - ورشکستگی تاجربحکم محکمه بدایت درمواردذیل اعلام می شود -
الف - برحسب اظهارخودتاجر.
ب - بموجب نقاضای یک یاچندنفرازطلبکارها.
ج - برحسب تقاضای مدعی العموم .
ماده 416 - محکمه بایددرحکم خودتاریخ توقف تاجررامعین نمایدواگر درحکم معین نشدتاریخ توقف محسوب است .
ماده 417 - حکم ورشکستگی بطورموقت اجرامی شود.
ماده 418 - تاجرورشکسته ازتاریخ صدورحکم ازمداخله درتمام اموال خودحتی آنچه که ممکن است درمدت ورشکستگی عایداوگرددممنوع است .درکلیه اختیارات وحقوق مالی ورشکسته که استفاده ازآن موثردرتادیه دیون اوباشد مدیرتصفیه قائم مقام قانوی ورشکسته بوده وحق داردبجای اوازاختیارات و حقوق مزبوره استفاده کند.
ماده 419 - ازتاریخ حکم ورشکستگی هرکس نسبت به تاجرورشکسته دعوائی ازمنقول یاغیرمنقول داشته باشدبایدبرمدیرتصفیه اقامه یابطرفیت او تعقیب کند ، کلیه اقدامات اجرائی نیزمشمول همین دستورخواهدبود.
ماده 420 - محکمه هروقت صلاح بداندمی تواندورودتاجرورشکسته رابه عنوان شخص ثالث دردعوی مطروحه اجازه دهد.
ماده 421 - همین که حکم ورشکستگی صادرشدقروض موجل بارعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت قروض حال مبدل می شود.
ماده 422 - هرگاه تاجرورشکسته فته طلبی داده یابراتی صادرکرده که قبول نشده یابراتی راقبولی نوشته سایراشخاصی که مسئول تادیه وجه فته طلب یابرات می باشندبایدبارعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت وجه آن را نقدابپردازندیاتادیه آن رادرسروعده تامین نمایند.
ماده 423 - هرگاه تاجربعدازتوقف معاملات ذیل رابنمایدباطل وبلااثر خواهدبود -
1 - هرصلح محاباتی یاهبه وبطورکلی هرنقل وانتقال بلاعوض اعم ازاین که راجع به منقول یاغیرمنقول باشد.
2 - تادیه هرقرض اعم ازحال یاموجل بهروسیله که بعمل آمده باشد.
3 - هرمعامله که مالی ازاموال منقول یاغیرمنقول تاجررامقیدنماید وبضررطلبکاران تمام شود.
ماده 424 - هرگاه درنتیجه اقامه دعوی ازطرف مدیرتصفیه یاطلبکاری بر اشخاصی که باتاجرطرف معامله بوده یابرقائم مقام قانونی آنهاثابت شود تاجرمتوقف قبل ازتاریخ توقف خودبرای فرارازادای دین یابرای اضراربه طلبکارهامعامله نموده که متضمن ضرری بیش ازربع قیمت حین المعامله بوده است آن معامله قابل فسخ است مگراینکه طرف معامله قبل ازصدورحکم فسخ تفاوت قیمت رابپردازددعوی فسخ درظرف دوسال ازتاریخ وقوع معامله در محکمه پذیرفته می شود.
ماده 425 - هرگاه محکمه بموجب ماده قبل حکم فسخ معامله راصادرنماید محکوم علیه بایدپس ازقطعی شدن حکم مالی راکه موضوع معامله بوده است عینا به مدیرتصفیه تسلیم وقیمت حین المعامله آن راقبل ازآنکه دارائی تاجربه غرماتقسیم شوددریافت داردواگرعین مال مزبوردرتصرف اونباشدتفاوت قیمت راخواهدداد.
ماده 426 - اگردرمحکمه ثابت شودکه معامله بطورصوری یامسبوق به تبانی بوده است آن معامله خودبخودباطل وعین ومنافع مالی که موضوع معامله بوده مستردوطرف معامله اگرطلبکارشودجزوغرماحصه خواهدبود.
فصل سوم
درتعیین عضوناظر
ماده 427 - درحکمی که بموجب آن ورشکستگی تاجراعلام می شودمحکمه یک نفررابه سمت عضوناظرمعین خواهدکرد.
ماده 428 - عضوناظرمکلف به نظارت دراداره امورراجعه به ورشکستگی وسرعت جریان آنست .
ماده 429 - تمام منازعات ناشیه از ورشکستگی راکه حل آن ازصلاحیت محکمه است عضوناظربه محکمه راپورت خواهدداد.
ماده 430 - شکایت ازتصمیمات عضوناظرفقط درمواردی ممکن است که این قانون معین نموده .
ماده 431 - مرجع شکایت محکمه است که عضوناظراست رامعین کرده .
ماده 432 - محکمه همیشه می تواندعضوناظرراتبدیل ودیگری رابجای او بگمارد.
فصل چهارم
دراقدام بمهروموم وسایراقدامات اولیه نسبت بورشکسته
ماده 433 - محکمه درحکم ورشکستگی امربه مهروموم رانیزمیدهد.
ماده 434 - مهروموم بایدفورابه توسط عضوناظربعمل آیدمگردرصورتی که بعقیده عضومزبوربرداشتن صورت دارائی تاجردریک روزممکن باشددراین صورت بایدفوراشروع به برداشتن صورت شود.
ماده 435 - اگرتاجرورشکسته به مفاد ماده 413و414عمل نکرده باشد محکمه درحکم ورشکستگی قرارتوقیف تاجرراخواهدداد.
ماده 436 - قرارتوقیف ورشکسته درمواقعی نیزداده خواهدشدکه معلوم گرددبواسطه اقدامات خودازاداره وتسویه شدن عمل ورشکستگی می خواهد جلوگیری کند.
ماده 437 - درصورتی که تاجرمقروض فرارکرده یاتمام یاقسمتی از دارائی خودرامخفی نموده باشدامین صلح می تواندبرحسب تقاضای یک یاچند نفرازطلبکاران فورااقدام به مهروموم نمایدوبایدبلافاصله این اقدام خود رابه مدعی العموم اطلاع دهد.
ماده 438 - انبارهاوحجره هاوصندوق واسنادودفاترونوشتجات و اسباب واثاثیه تجارتخانه ومنزل تاجربایدمهروموم شود.
ماده 439 - درصورت ورشکستگی شرکتهای تضامنی مختلط یانسبی اموال شخصی شرکاءضامن مهروموم نخواهدشدمگراینکه حکم ورشکستگی آنهانیزدرضمن حکم ورشکستگی شرکت یابموجب حکم جداگانه صادرشده باشد.
تبصره - درمورداین ماده و ماده فوق مستثنیات دین ازمهروموم معاف است .
فصل پنجم
درمدیرتصفیه
ماده 440 - محکمه درضمن حکم ورشکستگی یامنتهادرظرف پنج روزپس از صدورحکم یک نفررابه سمت مدیریت تصفیه معین می کند.
ماده 441 - اقدامات مدیرتصفیه برای تهیه صورت طلبکاران واخطاربه آنهاومدتی که درآن مدت طلبکاران بایدخودرامعرفی نمایندوبطورکلی وظایف مدیرتصفیه علاوه برآن قسمتی که بموجب این قانون معین شده برطبق نظامنامه ای که طرف وزارت عدلیه تنظیم می شودمعین خواهدشد.
ماده 442 - میزان حق الزحمه مدیرتصفیه رامحکمه درحدودمقررات وزارت عدلیه معین خواهدکرد.
فصل ششم دروظایف مدیرتصفیه
مبحث اول درکلیات
ماده 443 - اگرمهروموم قبل ازتعیین مدیرتصفیه بعمل نیامده باشدمدیر مزبورتقاضای انجام آن راخواهدنمود.
ماده 444 - عضوناظربه تقاضای مدیرتصفیه به اواجازه می دهدکه اشیاء ذیل راازمهروموم مستثنی کرده واگرمهروموم شده است ازتوقیف خارج نماید.
1 - البسه واثاثیه واسبابی که برای حوائج ضروری تتاجرورشکسته و خانواده اولازم است .
2 - اشیائی که ممکن است قریباضایع شودیاکسرقیمت حاصل نماید.
3 - اشیائی که برای بکارانداختن سرمایه تاجرورشکسته واستفاده ازآن لازم است درصورتی که توقیف آنهاموجب خسارت ارباب طلب باشد.اشیاء مذکوردرفقره ثانیه وثالثه بایدفوراتقویم وصورت آن برداشته شود.
ماده 445 - فروش اشیائی که ممکن است قریباضایع شده یاکسرقیمت حاصل کندواشیائی که نگاهداشتن آنهامفیدنیست وهمچنین بکارانداختن سرمایه تاجرورشکسته بااجازه عضوناظربه توسط مدیرتصفیه بعمل می آید.
ماده 446 - دفتردارمحکمه دفاترتاجرورشکسته رابه اتفاق عضوناظریا امین صلحی که آنهارامهروموم نموده است ازتوقیف خارج کرده پس ازآنکه ذیل دفاتررابست آنهارابه مدیرتصفیه تسلیم می نماید.
دفترداربایددرصورت مجلس کیفیت دفاتررابطورخلاصه قیدکند ، اوراق هم که وعده آنهانزدیک است یابایدقبولی آنهانوشته شودویانسبت به آنهابایداقدامات تامینیه بعمل آیدازتوقیف خارج شده درصورت مجلس ذکر وبه مدیرتصفیه تحویل می شودتاوجه آن راوصول نمایدوفهرستی که ازمدیرتصفیه گرفته می شودبه عضوناظرتسلیم می گردد ، سایرمطالبات رامدیرتصفیه در مقابل قبضی که می دهدوصول می نمایدمراسلاتی که به اسم تاجرورشکسته می رسدبه مدیرتصفیه تسلیم وبه توسط اوبازمی شودواگرخودورشکسته حاضرباشددرباز کردن مراسلات می تواند شرکت کند.
ماده 447 - تاجرورشکسته درصورتی که وسیله دیگری برای اعاشه نداشته باشدمی تواندنفقه خودوخانواده اش راازدارائی خوددرخواست کند.دراین صورت عضوناظرنفقه ومقدارآنراباتصویب محکمه معین می نماید.
ماده 448 - مدیرتصفیه تاجرورشکسته رابرای بستن دفاتراحضارمی نماید برای حضوراومنتهاچهل وهشت ساعت مهلت داده می شوددرصورتی که تاجرحاضر نشدباحضورعضوناظراقدام بعمل خواهدآمد ، تاجرورشکسته می توانددرموقع کلیه عملیات تامینیه حاضرباشد.
ماده 449 - درصورتی که تاجرورشکسته صورت دارائی خودراتسلیم ننموده باشدمدیرتصفیه آن رافورابوسیله دفاترواسنادمشارالیه وسایراطلاعاتی که تحصیل می نمایدتنظیم می کند.
ماده 450 - عضوناظرمجازاست که راجع به تنظیم صورت دارائی ونسبت به اوضاع واحوال ورشکستگی ازتاجرورشکسته وشاگردهاومستخدمین اووهمچنین ازاشخاص دیگرتوضیحات بخواهدوبایدازتحقیقات مذکوره صورتمجلس ترتیب دهد.
مبحث دوم
دررفع توقیف وترتیب صورت دارائی
ماده 451 - مدیرتصفیه پس ازتقاضای رفع توقیف شروع به تنظیم صورت دارائی وتاجرورشکسته راهم دراین موقع احضارمی کندولی عدم حضوراومانع ازعمل نیست .
ماده 452 - مدیرتصفیه به تدریجی که رفع توقیف می شودصورت دارائی را دردونسخه تهیه می نماید.
یکی ازنسختین به دفترمحکمه تسلیم شده ودیگری درنزداومی ماند.
ماده 453 - مدیرتصفیه می تواندبرای تهیه صورت دارائی وتقویم اموال ازاشخاصی که لازم بدانداستمدادکندصورت اشیائی که موافق ماده 444درتحت توقیف نیامده ولی قبلاتقویم شده است ضمیمه صورت دارائی خواهدشد.
ماده 454 - مدیرتصفیه بایددرظرف پانزده روزازتاریخ ماموریت خود صورت خلاصه ازوضعیت ورشکستگی وهمچنین ازعلل واوضاعی که موجب آن شده و نوع ورشکستگی که ظاهربنظرمی آیدترتیب داده بعضوناظربدهد ، عضوناظر صورت مزبوررافورابه مدعی العموم ابتدائی محل تسلیم می نماید.
ماده 455 - صاحب منصبان پارکه می توانندفقط بعنوان نظارت بمنزل تاجرورشکسته رفته ودرحین برداشتن صورت دارائی حضوربهم رسانندمامورین پارکه درهرموقع حق دارندبدفاترواسنادونوشتجات مربوط به ورشکستگی مراجعه کننداین مراجعه نبایدباعث تعطیل جریان امرباشد.
مبحث سوم
درفروش اموال ووصول مطالبات
ماده 456 - پس ازتهیه شدن صورت دارائی تمام مال التجاره ووجه نقدو واسنادطلب ودفاترونوشتجات واثاثیه (بغیرازمستثنیات دین )واشیاء تاجرورشکسته به مدیرتصفیه تسلیم میشود.
ماده 457 - مدیرتصفیه بانظارت عضوناظربه وصول مطالبات مداومت می نمایدوهمچنین می تواندبااجازه مدعی العموم ونظارت عضوناظربه فروش اثاث البیت ومال التجاره تاجرمباشرت نمایدلیکن قبلابایداظهارات تاجرورشکسته رااستماع یالااقل مشارالیه رابرای دادن توضیحات احضارکند ترتیب فروش بموجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهدشد.
ماده 458 - نسبت به تمام دعاوی که هیئت طلبکارهادرآن ذینفع می باشند مدیرتصفیه بااجازه عضوناظرمی توانددعوی رابه صلح خاتمه دهداگرچه دعاوی مزبوره راجع به اموال غیرمنقول باشدودراین موردتاجرورشکسته بایداحضار شده باشد.
ماده 459 - اگرموضوع صلح قابل تقویم نبوده یابیش ازپنج هزارریال باشدصلح لازم الاجرانخواهدبودمگراینکه محکمه آن صلح راتصدیق نمایددرموقع تصدیق صلح نامه تاجرورشکسته احضارمی شودودرهرصورت مشارالیه حق دارد که به صلح اعتراض کند ، اعتراض ورشکسته درصورتی که صلح راجع به اموال غیر منقول باشدبرای جلوگیری ازصلح کافی خواهدبودتامحکمه تکلیف صلح رامعین نماید.
ماده 460 - وجوهی که به توسط مدیرتصفیه دریافت می شودبایدفورابه صندوق عدلیه محل تسلیم گردد.صندوق مزبورحساب مخصوصی برای عمل ورشکسته اعم ازعایدات ومخارج بازمی کندوجوه مزبورازصندوق مستردنمی گرددمگر به حواله عضوناظروتصدیق مدیرتصفیه .
مبحث چهارم
دراقدامات تامینیه
ماده 461 - مدیرتصفیه مکلف است ازروزشروع به ماموریت اقدامات تامینیه برای حفظ حقوق تاجرورشکسته نسبت به مدیونین اوبعمل آورد.
مبحث پنجم
درتشخیص مطالبات طلبکارها
ماده 462 - پس ازصدورحکم ورشکستگی طلبکارهامکلفنددرمدتی که به موجب اخطارمدیرتصفیه درحدودنظامنامه وزارت عدلیه معین شده ، اسناد طلب خودیاسوادمصدق آن رابه انضمام فهرستی که کلیه مطالبات آنهارامعین می نمایدبه دفتردارمحکمه تسلیم کرده قبض دریافت دارند.
ماده 463 - تشخیص مطالبات طلبکارهادرظرف سه روزازتاریخ انقضای مهلت مذکوردر ماده قبل شروع شده بدون وقفه درمحل وروزوساعاتی که ازطرف عضوناظرمعین می گرددبه ترتیبی که درنظامنامه معین خواهدشدتعقیب می شود. ماده 464 - هرطلبکاری که طلب اوتشخیص یاجزءصورت حساب دارائی منظورشده می توانددرحین تشخیص مطالبات سایرطلبکارهاحضوربهم رسانیده ونسبت به طلبهائی که سابقاتشخیص شده یافعلادرتحت رسیدگی است اعتراض نماید ، همین حق راخودتاجرورشکسته هم خواهدداشت .
ماده 465 - محل اقامت طلبکارهاووکلای آنهادرصورت مجلس تشخیص مطالبات معین وبعلاوه توصیف مختصری ازسندداده می شودوتعیین قلم خوردگی یاتراشیدگی یاالحاقات بین السطورنیزبایددرصورت مجلس قیدواین نکته مسلم شودکه طلب مسلم یامتنازع فیه است .
ماده 466 - عضوناظرمی تواندبه نظرخودامربه ابرازدفاترطلبکارها دهدیاازمحکمه محل تقاضانمایدصورتی ازدفاترطلبکارهااستخراج کرده ونزد اوبفرستد.
ماده 467 - اگرطلب مسلم وقبول شدمدیرتصفیه درروی سندعبارت ذیل را نوشته امضاءمی نمایدوعضوناظرنیزآن راتصدیق می کند.
"جزوقروض ...مبلغ ...قبول شدبه تاریخ ...."
هرطلبکاربایددرظرف مدت وبه ترتیبی که بموجب نظامنامه وزارت عدلیه معین می شودالتزام بدهدطلبی راکه اظهارکرده طلب حقیقی وبدون قصد استفاده نامشروع است .
ماده 468 - اگرطلب متنازع فیه واقع شدعضوناظرمی تواندحل قضیه رابه محکمه رجوع ومحکمه بایدفوراازروی راپورت عضوناظررسیدگی نمایدمحکمه می تواندامردهدکه باحضورعضوناظرتحقیق درامربعمل آیدواشخاصی راکه می توانندراجع به این طلب اطلاعاتی دهندعضوناظراحضاریاازآنهاکسب اطلاع کند.
ماده 469 - درموقعی که اختلاف راجع به تشخیص طلبی به محکمه رجوع شده و قضیه طوری باشدکه محکمه نتوانددرظرف پانزده روزحکم صادرکندبایدبرحسب اوضاع امردهدکه انعقادمجلس هیئت طلبکارهابرای ترتیب قراردادارفاقی به تاخیرافتدویااینکه منتظرنتیجه رسیدگی نشده ومجلس مزبورمنعقدشود. ماده 470 - محکمه می توانددرصورت تصمیم به انعقادمجلس قراردهدکه صاحب طلب متنازع فیه معادل مبلغی که محکمه درقرارمزبورمعین می کندموقتا طلبکارشناخته شده درمذاکرات هیئت طلبکارهابرای مبلغ مذکور شرکت نماید.
ماده 471 - درصورتی که طلبی موردتعقیب جزائی واقع شده باشدمحکمه می تواندقرارتاخیرمجلس رابدهدولی اگرتصمیم به عدم تاخیرمجلس نمود نمی تواندصاحب آن طلب راموقتاجزوطلبکاران قبول نمایدومادام که محاکم صالحه حکم خودرانداده اندطلبکارمزبورنمی تواندبهیچ وجه درعملیات راجعه به ورشکستگی شرکت کند.
ماده 472 - پس ازانقضای مهلت های معین در مواد 462و467به ترتیب قراردادارفاقی وبه سایرعملیات راجعه به ورشکستگی مداومت می شود.
ماده 473 - طلبکارهائی که درمواعدمعینه حاضرنشده ومطابق ماده 462 عمل نکرده نسبت به عملیات وتشخیصات وتصمیماتی که راجع به تقسیم وجوه قبل ازآمدن آنهابعمل آمده حق هیچگونه اعتراضی ندارندولی درتقسیماتی که ممکن است بعدبه عمل آیدجزءغرماحساب می شودبدون اینکه حق داشته باشندحصه راکه درتقسیمات سابق به آنهاتعلق می گرفت ازاموالی که هنوزتقسیم نشده مطالبه نمایند.
ماده 474 - اگراشخاصی نسبت به اموال متصرفی تاجرورشکسته دعوی خیاراتی دارندوصرفنظرازآن نمی کنندبایدآن رادرحین تصفیه عمل ورشکستگی ثابت نمودوبموقع اجراءگذارند.
ماده 475 - حکم فوق درباره دعوی خیاراتی نیزمجری خواهدبودکه تاجر ورشکسته نسبت به اموال متصرفی خودیادیگران داردمشروط براینکه ضرر طلبکارهانباشد.
فصل هفتم
درقراردادارفاقی وتصفیه حساب تاجرورشکسته
مبحث اول
دردعوت طلبکارهاو مجمع عمومی آنها
ماده 476 - عضوناظردرظرف هشت روزازتاریخ موعدی که بموجب نظامنامه مذکوردر ماده 467معین شده به توسط دفتردارمحکمه کلیه طلبکارهائی راکه طلب آنهاتشخیص وتصدیق یاموقتاقبول شده است برای مشاوره درانعقادقراردادارفاقی دعوت می نماید ، موضوع دعوت مجمع طلبکارهادررقعه های دعوت واعلانات مندرجه درجرایدبایدتصریح شود.
ماده 477 - مجمع عمومی مزبوردرمحل وروزوساعتی که ازطرف عضوناظر معین شده است درتحت ریاست مشارالیه منعقدمی شود.طلبکارهائی که طلب آنهاموقتاقبول گردیده یاوکیل ثابت الوکاله آنهاحاضرمی شوندتاجر ورشکسته نیزبه این مجمع احضارمی شودمشارالیه بایدشخصاحاضرگرددوفقط وقتی می توانداعزام وکیل نمایدکه عذرموجه داشته وصحت آن به تصدیق عضوناظر رسیده باشد.
ماده 478 - مدیرتصفیه به مجمع طلبکارهاراپورتی ازوضعیت ورشکستگی واقداماتی که بعمل آمده وعملیاتی که بااستحضارتاجرورشکسته شده است میدهدراپورت مزبوربه امضاءمدیرتصفیه رسیده به عضوناظرتقدیم می شودو عضوناظربایدازکلیه مذاکرات وتصمیمات مجمع طلبکارهاصورت مجلس ترتیب دهد.
مبحث دوم درقراردادارفاقی
فقره اول درترتیب قراردادارفاقی
ماده 479 - قراردادارفاقی بین تاجرورشکسته وطلبکارهای اومنعقد نمی شودمگرپس ازاجرای مراسمی که درفوق مقررشده است .
ماده 480 - قراردادارفاقی فقط وقتی منعقدمی شودکه لااقل نصف بعلاوه یک نفرازطلبکارهاباداشتن لااقل سه ربع ازکلیه مطالباتی که مطابق مبحث پنجم ازفصل ششم تشخیص وتصدیق شده یاموقتاقبول گشته است درآن قرارداد شرکت نموده باشندوالابلااثرخواهدبود.
ماده 481 - هرگاه درمجلس قراردادارفاقی اکثریت طلبکارهاعددا حاضرشوندولی ازحیث مبلغ دارای سه ربع ازمطالبات نباشندیاآنکه دارای سه ربع ازمطالبات باشندولی اکثریت عددی راحائزنباشندنتیجه حاصله از آن مجلس معلق وقرارانعقادمجلس ثانی برای یک هفته بعدداده می شود.
ماده 482 - طلبکارهائی که درمجلس اول خودیاوکیل ثابت الوکاله آنها حاضربوده وصورت مجلس راامضاءنموده اندمجبورنیستنددرمجلس ثانی حاضر شوندمگرآنکه بخواهنددرتصمیم خودتغییری دهندولی اگرحاضرنشدند تصمیمات سابق آنهابه اعتبارخودباقی است ، اگردرجلسه ثانی اکثریت عددی ومبلغی مطابق ماده 480تکمیل شودقراردادارفاقی قطعی خواهدبود.
ماده 483 - اگرتاجربعنوان ورشکسته به تقلب محکوم شده باشدقرارداد ارفاقی منعقدنمی شوددرموقعی که تاجربعنوان ورشکسته به تقلب تعقیب می شودلازم است طلبکارهادعوت شوندومعلوم کنندکه آیابااحتمال حصول برائت تاجروانعقادقراردادارفاقی تصمیم خودرادرامرمشارالیه به زمان حصول نتیجه رسیدگی به تقلب موکول خواهندکردیاتصمیم فوری خواهندگرفت اگربخواهندتصمیم راموکول به زمان بعدنمایندبایدطلبکارهای حاضرازحیث عده ومبلغ اکثریت معین در ماده 480راحائزباشندچنانچه درانقضای مدت و حصول نتیجه رسیدگی به تقلب بنای انعقادقراردادارفاقی شودقواعدی که به موجب مواد قبل مقرراست دراین موقع نیزبایدمعمول گردد.
ماده 484 - اگرتاجربعنوان ورشکستگی به تقصیرمحکوم شودانعقاد قراردادارفاقی ممکن است لیکن درصورتی که تعقیب تاجرشروع شده باشد طلبکارهامی توانندتاحصول نتیجه تعقیب وبارعایت مقررات ماده قبل تصمیم درقراردادرابه تاخیربیاندازند.
ماده 485 - کلیه طلبکارهاکه حق شرکت درانعقادقراردادارفاقی داشته اندمی توانندراجع به قرارداداعتراض کنند ، اعتراض بایدموجه بوده ودرظرف یک هفته ازتاریخ قراردادبه مدیرتصفیه وخودتاجرورشکسته ابلاغ شودوالاازدرجه اعتبارساقط خواهدبودمدیرتصفیه وتاجرورشکسته به اولین جلسه محکمه که بعمل ورشکستگی رسیدگی می کنداحضارمی شوند.
ماده 486 - قراردادارفاقی بایدبه تصدیق محکمه برسدوهریک ازطرفین قراردادمی توانندتصدیق آن راازمحکمه تقاضانمایدمحکمه نمی تواندقبل از انقضای مدت یک هفته مذکوردر ماده قبل تصمیمی راجع به تصدیق اتخاذنماید هرگاه درظرف این مدت ازطرف طلبکارهائی که حق اعتراض دارنداعتراضاتی بعمل آمده باشدمحکمه بایددرموضوع اعتراضات وتصدیق قراردادارفاقی حکم واحدصادرکنداگراعتراضات تصدیق شودنسبت به تمام اشخاص ذینفع بلااثر می شود.
ماده 487 - قبل ازآنکه محکمه درباب تصدیق قراردادرای دهدعضوناظر بایدراپورتی که متضمن کیفیت ورشکستگی وامکان قبول قراردادباشدبه محکمه تقدیم نماید.
ماده 488 - درصورت عدم رعایت قواعدمقرره محکمه ازتصدیق قرارداد ارفاقی امتناع خواهدنمود.
فقره دوم
دراثرات قراردادارفاقی
ماده 489 - همین که قراردادارفاقی تصدیق شدنسبت به طلبکارهائی که دراکثریت بوده اندیادرظرف ده روزازتاریخ تصدیق آن راامضاءنموده اند قطعی خواهدبودولی طلبکارهائی که جزواکثریت نبوده وقراردادراهم امضاء نکرده اندمی توانندسهم خودراموافق آنچه ازدارائی تاجربه طلب کارها می رسددریافت نمایندلیکن حق ندارنددرآتیه ازدارائی تاجرورشکسته بقیه طلب خودرامطالبه کنندمگرپس ازتادیه تمام طلب کسانی که درقرارداد ارفاقی شرکت داشته یاآن رادرظرف ده روزمزبورامضاءنموده اند.
ماده 490 - پس ازتصدیق شدن قراردادارفاقی دعوی بطلان نسبت به آن قبول نمی شودمگراینکه پس ازتصدیق مکشوف شودکه درمیزان دارائی یامقدارقروض حیله بکاررفته وقدرحقیقی قلمدادنشده است .
ماده 491 - همین که حکم محکمه راجع به تصدیق قراردادقطعی شدمدیرتصفیه صورت حساب کاملی باحضورعضوناظربه تاجرورشکسته می دهدکه درصورت عدم اختلاف بسته می شود.
مدیرتصفیه کلیه دفاترواسنادونوشتجات وهمچنین دارائی ورشکسته را به استثنای آنچه که بایدبه طلبکارانی که قراردادارفاقی راامضاءنکرده اند داده شودبه مشارالیه ردکرده رسیدمی گیردوپس ازآنکه قرارتادیه سهم طلبکاران مذکوررادادماموریت مدیرتصفیه ختم می شود ، ازتمام این مراتب عضوناظرصورت مجلس تهیه می نمایدوماموریتش خاتمه می یابد.
درصورت تولیداختلاف محکمه رسیدگی کرده حکم مقتضی خواهدداد.
فقره سوم
درابطال یافسخ قراردادارفاقی
ماده 492 - درمواردذیل قراردادارفاقی باطل است -
1 - درموردمحکومیت تاجربه ورشکستگی به تقلب .
2 - درمورد ماده 490.
ماده 493 - اگرمحکمه حکم بطلان قراردادارفاقی رابدهدضمانت ضامن یا ضامن ها(درصورتی که باشد)بخودی خودملغی می شود.
ماده 494 - اگرتاجرورشکسته شرایط قراردادارفاقی رااجراءنکرد. ممکن است برای فسخ قراردادمزبوربرعلیه اواقامه دعوی نمود.
ماده 495 - درصورتی که اجرای تمام یاقسمتی ازقراردادرایک یاچندنفر ضمانت کرده باشندطلب کارهامی تواننداجرای تمام یاقسمتی ازقراردادرا که ضامن داردازاوبخواهندودرمورداخیرآن قسمت ازقراردادکه ضامن نداشته فسخ می شود ، درصورت تعددضامن مسئولیت آنهاتضامنی است .
ماده 496 - اگرتاجرورشکسته پس ازتصدیق قراردادبعنوان ورشکستگی به تقلب تعقیب شده درتحت توقیف یاحبس درآیدمحکمه می تواندهرقسم وسائل تامینیه راکه مقتضی بدانداتخاذکندولی به محض صدورقرارمنع تعقیب یاحکم تبرئه وسائل مزبوره مرتفع می شود.
ماده 497 - پس ازصدورحکم ورشکستگی به تقلب یاحکم ابطال یافسخ قراردادارفاقی محکمه یک عضوناظرویک مدیرتصفیه معین می کند.
ماده 498 - مدیرتصفیه می توانددارائی تاجرراتوقیف ومهروموم نماید مدیرتصفیه فوراازروی صورت دارائی سابق اقدام به رسیدگی اسنادونوشتجات نموده واگرلازم باشدمتممی برای صورت دارائی ترتیب می دهد ، مدیرتصفیه بایدفورابه وسیله اعلان درروزنامه طلبکارهای جدیدرااگرباشنددعوت نمایدکه درظرف یکماه اسنادمطالبات خودرابرای رسیدگی ابرازکنند ، در اعلان مزبورمفادقرارمحکمه که بموجب آن مدیرتصفیه معین شده است بایددرج شود.
ماده 499 - بدون فوت وقت به اسنادی که مطابق ماده قبل ابرازشده رسیدگی می شود ، نسبت به مطالباتی که سابقاتشخیص یاتصدیق شده است رسیدگی جدیدبعمل نمی آید ، مطالباتی که تمام یاقسمتی ازآنهابعدازتصدیق پرداخته شده است موضوع می شود.
ماده 500 - معاملاتی که تاجرورشکسته پس ازصدورحکم راجع به تصدیق قراردادارفاقی تاصدورحکم بطلان یافسخ قراردادمزبورنموده باطل نمی شود مگردرصورتی که معلوم شودبه قصداضراربوده وبه ضررطلبکاران هم باشد.
ماده 501 - درصورت فسخ یاابطال قراردادارفاقی دارائی تاجربین طلبکاران ارفاقی واشخاصی که بعدازقراردادارفاقی طلبکارشده اندبه غرما تقسیم می شود.
ماده 502 - اگرطلبکاران ارفاقی بعدازتوقف تاجرتازمان فسخ یاابطال چیزی گرفته اندماخوذی آنهاازوجهی که به ترتیب غرمابه آنهامی رسدکسر خواهدشد.
ماده 503 - هرگاه تاجری ورشکست وامرش منتهی به قراردادارفاقی گردیدوثانیابدون اینکه قراردادمزبورابطال یافسخ شودورشکست شد مقررات دو ماده قبل در ورشکستگی ثانوی لازم الاجراءاست .
مبحث سوم
درتفریغ حساب وختم عمل ورشکستگی
ماده 504 - اگرقراردادارفاقی منعقدنشدمدیرتصفیه فورابه عملیات تصفیه وتفریغ عمل ورشکستگی شروع خواهدکرد.
ماده 505 - درصورتی که اکثریت مذکوردر ماده 480موافقت نمایدمحکمه مبلغی رابرای اعاشه ورشکسته درحدودمقررات ماده 447معین خواهدکرد.
ماده 506 - اگر شرکت تضامنی ، مختلط یانسبت ورشکست شودطلبکارها می توانندقراردادارفاقی رابا شرکت یامنحصرابایک یاچندنفرازشرکاء ضامن منعقدنماینددرصورت ثانی دارائی شرکت تابع مقررات این مبحث وبه غرماتقسیم می شودولی دارائی شخصی شرکائی که باآنهاقراردادارفاقی منعقد شده است به غرماتقسیم نخواهدشدشریک یاشرکاءضامن که باآنهاقرارداد خصوصی منعقدشده نمی تواندتعهدحصه نمایندمگرازاموال شخصی خودشان شریکی که بااوقراردادمخصوص منعقدشده ازمسئولیت تضامنی مبرااست .
ماده 507 - اگرطلبکارهابخواهندتجارت تاجرورشکسته راادامه دهند می توانندبرای این امروکیل یاعامل مخصوصی انتخاب نموده یابخودمدیر تصفیه این ماموریت رابدهند.
ماده 508 - درضمن تصمیمی که وکالت مذکوردر ماده فوق مقررمی داردباید مدت وحدودوکالت وهمچنین میزان وجهی که وکیل می تواندبرای مخارج لازمه پیش خودنگاهداردمعین گردد ، تصمیم مذکوراتخاذنمی شودمگرباحضورعضو ناظروبااکثریت سه ربع ازطلبکارهاعدداومبلغاخودتاجرورشکسته وهمچنین طلبکارهای مخالف (بارعایت ماده 473)می توانندنسبت به این تصمیم در محکمه اعتراض نماینداین اعتراض اجرای تصمیم رابه تاخیرنمی اندازد.
ماده 509 - اگرازمعاملات وکیل یاعاملی که تجارت ورشکسته راادامه میدهدتعهداتی حاصل شودکه بیش ازحددارائی تاجرورشکسته است فقط طلبکارهائی که آن اجازه راداده اندشخصاعلاوه برحصه که دردارائی مزبور دارندبه نسبت طلبشان درحدوداختیاراتی که داده اندمسئول تعهدات مذکوره می باشند.
ماده 510 - درصورتی که عمل تاجرورشکسته منجربه تفریغ حساب شودمدیر تصفیه مکلف است تمام اموال منقول وغیرمنقول تاجرورشکسته رابه فروش رسانیده مطالبات ودیون وحقوق اوراصلح ومصالحه ووصول وتفریغ کندتمام این مراتب درتحت نظرعضوناظروباحضورتاجرورشکسته بعمل می آیداگرتاجر ورشکسته ازحضوراستنکاف نموداستحضارمدعی العموم کافی است .
فروش اموال مطابق نظامنامه وزارت عدلیه بعمل خواهدآمد.
ماده 511 - همین که تفریغ عمل تاجربه اتمام رسیدعضوناظرطلبکارهاو تاجرورشکسته رادعوت می نمایددراین جلسه مدیرتصفیه حساب خودراخواهد داد.
ماده 512 - هرگاه اموالی دراجاره تاجرورشکسته باشدمدیرتصفیه درفسخ یاابقاءاجاره به نحوی که موافق منافع طلبکارهاباشداتخاذتصمیم می کنداگرتصمیم برفسخ اجاره شده صاحبان اموال مستاجره ازبابت مال الاجاره که تاآن تاریخ مستحق شده اندجزءغرمامنظورمی شوند ، اگرتصمیم برابقاء اجاره بوده وتامیناتی هم سابقابموجب اجاره نامه بموجرداده شده باشدآن تامینات ابقاءخواهدشدوالاتامیناتی که پس از ورشکستگی داده می شودباید کافی باشد ، درصورتی که باتصمیم مدیرتصفیه برفسخ اجاره موجرراضی به فسخ نشودحق مطالبه تامین رانخواهدداشت .
ماده 513 - مدیرتصفیه می تواندبااجازه عضوناظراجاره رابرای بقیه مدت به دیگری تفویض نماید(مشروط براینکه بموجب قراردادکتبی طرفین این حق منع نشده باشد)ودرصورت تفویض به غیربایدوثیقه کافی که تامین پرداخت مال الاجاره رابنمایدبه مالک اموال مستاجرداده وکلیه شرایط و مقررات اجاره نامه رابموقع خوداجراکند.
فصل هشتم
دراقسام مختلفه طلبکارهاوحقوق هریک ازآنها
مبحث اول
درطلبکارهائی که رهینه منقول دارند
ماده 514 - طلبکارهائی که رهینه دردست دارندفقط درصورت غرمابرای یادداشت قیدمی شوند.
ماده 515 - مدیرتصفیه می توانددرهرموقع بااجازه عضوناظرطلب طلبکارهاراداده وشیئی مرهون راازرهن خارج وجزءدارائی تاجرورشکسته منظوردارد.
ماده 516 - اگروثیقه فک نشودمدیرتصفیه بایدبانظارت مدعی العموم آن رابفروش برساندومرتهن نیزدرآن موقع بایددعوت شود.اگرقیمت فروش وثیقه پس ازوضع مخارج بیش ازطلب طلبکارهاباشدمازادبه مدیرتصفیه تسلیم می شودواگرقیمت فروش کمترشدمرتهن برای بقیه طلب خوددرجزء طلبکارهای عادی غرمامنظورخواهدشد.
ماده 517 - مدیرتصفیه صورت طلبکارهائی راکه ادعای وثیقه می نمایند به عضوناظرتقدیم می کند ، عضومزبوردرصورت لزوم اجازه می دهدطلب آنهااز اولین وجوهی که تهیه می شودپرداخته گردد.درصورتی که نسبت به حق وثیقه طلبکارهااعتراضی داشته باشندبه محکمه رجوع می شود.
مبحث دوم
درطلبکارهائی که نسبت به اموال غیرمنقول حق تقدم دارند
ماده 518 - اگرتقسیم وجوهی که ازفروش اموال غیرمنقول حاصل شده قبل از تقسیم دارائی منقول یادرهمان حین بعمل آمده باشدطلبکارهائی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارندوحاصل فروش اموال مزبوره کفایت طلب آنهارا ننموده است نسبت به بقیه طلب خودجزءغرماءمعمولی منظوروازوجوهی که برای غرماءمزبورمقرراست حصه می برندمشروط براین که طلب آنهابطوری که قبلامذکورشده است تصدیق شده باشد.
ماده 519 - اگرقبل ازتقسیم وجوهی که ازفروش اموال غیرمنقول حاصل شده وجهی ازبابت دارائی منقول تقسیم شودطلبکارهائی که نسبت به اموال غیر منقول حقوقی دارندوطلب آنهاتصدیق واعتراف شده است به میزان کلیه طلب خودجزءسایرغرماواردوازوجوه حصه می برندولی عندالاقتضاءمبلغ دریافتی درموقع تقسیم حاصل اموال غیرمنقول ازطلب آنهاموضوع می شود.
ماده 520 - درموردطلبکارهائی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارندولی به واسطه مقدم بودن سایرطلبکارهانمی تواننددرحین تقسیم قیمت امول غیرمنقول طلب خودراتماماوصول کنندترتیب ذیل مرعی خواهدبود.
اگرطلبکارهای مزبورقبل ازتقسیم حاصل اموال غیرمنقول ازبابت طلب خودوجهی دریافت داشته باشنداین مبلغ ازحصه که ازبابت اموال غیرمنقول به آنهاتعلق می گیردموضوع وبه حصه که بایدبین طلبکارهای معمولی تقسیم شود اضافه می گرددوبقیه طلبکارهائی که دراموال غیرمنقل ذیحق بوده اندبرای بقیه طلب خودبه نسبت آن بقیه جزءغرمامحسوب شده حصه می برند
ماده 521 - اگربواسطه مقدم بودن طلبکارهای دیگربعضی ازطلبکارهائی که نسبت به اموال غیرمنقول حقوقی دارندوجهی دریافت نکنندطلب آنهاجزء غرمامحسوب وبدین سمت هرمعامله که ازبابت قراردادارفاقی وغیره باغرما می شودباآنهانیزبعمل خواهدآمد.
فصل نهم
درتقسیم بین طلبکارهاوفروش اموال منقول
ماده 522 - پس ازوضع مخارج اداره امور ورشکستگی واعانه که ممکن است به تاجرورشکسته داده شده باشدووجوهی که بایدبه صاحبان مطالبات ممتازه تادیه گرددمجموع دارائی منقول بین طلبکارهابه نسبت طلب آنهاکه قبلا تشخیص وتصدیق شده است تقسیم خواهدشد.
ماده 523 - مدیرتصفیه برای اجرای مقصودمذکوردر ماده فوق ماهی یک مرتبه صورت حساب عمل ورشکستگی راباتعیین وجوه موجوده به عضوناظرمی دهد. عضومذکوردرصورت لزوم امربه تقسیم وجوه مزبوربین طلبکارهاداده مبلغ آن رامعین ومواظبت می نمایدکه به تمام طلبکارهااطلاع داده شود.
ماده 524 - درموقع تقسیم وجوه بین طلبکارهاحصه طلبکارهای مقیم ممالک خارجه به نسبت طلب آنهاکه درصورت دارائی وقروض منظورشده است موضوع می گردد.چنانچه مطالبات مزبورصحیحادرصورت دارائی وقروض منظور نشده باشدعضوناظرمی تواندحصه موضوعی رازیادکندبرای مطالباتی که هنوزدر باب آنهاتصمیم قطعی اتخاذنشده است بایدمبلغی موضوع گردد.
ماده 525 - وجوهی که برای طلبکارهای مقیم خارجه موضوع شده است تا مدتی که قانون برای آنهامعین کرده بطورامانت به صندوق عدلیه سپرده خواهد شد.اگرطلبکارهای مذکورمطابق این قانون مطالبات خودرابه تصدیق نرسانند مبلغ مزبوربین طلبکارهائی که طلب آنهابه تصدیق رسیده تقسیم می گرددوجوهی که برای مطالبات تصدیق نشده موضوع گردیده درصورت عدم تصدیق آن مطالبات بین طلبکارهائی که طلب آنهاتصدیق شده تقسیم می شود.
ماده 526 - هیچ طلبی رامدیرتصفیه نمی پردازدمگرآنکه مدارک واسناد آن راقبلاملاحظه کرده باشدمدیرتصفیه مبلغی راکه پرداخته درروی سندقید می کندعضوناظردرصورت عدم امکان ابرازسندمی توانداجازه دهدکه بموجب صورت مجلسی که طلب درآن تصدیق شده وجهی پرداخته شوددرهرحال باید طلبکارهارسیدوجه رادرذیل صورت تقسیم ذکرکنند.
ماده 527 - ممکن است هیئت طلبکارهابه استحضارتاجرورشکسته از محکمه تحصیل اجازه نمایندکه تمام یاقسمتی ازحقوق ومطالبات تاجرورشکسته راکه هنوزوصول نشده بطوری که صرفه وصلاح تاجرورشکسته هم منظورشودخودشان قبول وموردمعامله قراردهنددراین صورت مدیرتصفیه اقدامات مقتضیه را بعمل خواهدآورددراین خصوص هرطلبکارمی تواندبه عضوناظرمراجعه کرده تقاضانمایدکه طلبکارهای دیگررادعوت نمایدتاتصمیم خودرااتخاذ بنمایند.
فصل دهم
دردعوی استرداد
ماده 528 - اگرقبل از ورشکستگی تاجرکسی اوراق تجارتی به اوداده باشد که وجه آن راوصول وبه حساب صاحب سندنگاهداردویابه مصرف معینی برساندو وجه اوراق مزبوروصول یاتادیه نگشته واسنادعینادرحین ورشکستگی درنزد تاجرورشکسته موجودباشدصاحبان آن می توانندعین اسنادرااستردادکنند.
ماده 529 - مال التجاره هائی که درنزدتاجرورشکسته امانت بوده یابه مشارالیه داده شده است که به حساب صاحب مال التجاره بفروش برساندمادام که عین آنهاکلایاجزعانزدتاجرورشکسته موجودیانزدشخص دیگری ازطرف تاجر مزبورامانت یابرای فروش گذارده شده وموجودباشدقابل استرداداست .
ماده 530 - مال التجاره هائی که تاجرورشکسته به حساب دیگری خریداری کرده وعین آن موجوداست اگرقیمت آن پرداخته نشده باشدازطرف فروشنده والا ازطرف کسی که به حساب اوآن مال خریداری شده قابل استرداداست .
ماده 531 - هرگاه تمام یاقسمتی ازمال التجاره که برای فروش به تاجر ورشکسته داده شده بودمعامله شده وبه هیچ نحوی بین خریداروتاجرورشکسته احتساب نشدباشدازطرف صاحب مال قابل استرداداست اعم ازاینکه نزدتاجر ورشکسته یاخریدارباشدوبطورکلی عین هرمال متعلق به دیگری که درنزدتاجر ورشکسته موجودباشدقابل استرداداست .
ماده 532 - اگرمال التجاره که برای تاجرورشکسته حمل شده قبل ازوصول از ازروی صورت حساب یابارنامه که دارای امضاءارسال کننده است به فروش رسیده وفروش صوری نباشددعوی استردادپذیرفته نمی شودوالاموافق ماده 529 قابل استرداداست واستردادکننده بایدوجوهی راکه بطورعلی الحساب گرفته یامساعدتاازبابت کرایه حمل وحق کمیسیون وبیمه وغیره تادیه شده یاازاین بابت هابایدتادیه بشودبه طلبکارهابپردازند.
ماده 533 - هرگاه کسی مال التجاره به تاجرورشکسته فروخته ولیکن هنوز آن جنس نه بخودتاجرورشکسته تسلیم شده ونه به کسی دیگرکه به حساب اوبیاورد آن کس می تواندبه اندازه که وجه آن رانگرفته ازتسلیم مال التجاره امتناع کند.
ماده 534 - درمورددو ماده قبل مدیرتصفیه می تواندبااجازه عضوناظر تسلیم مال التجاره راتقاضانمایدولی بایدقیمتی راکه بین فروشنده وتاجر ورشکسته مقررشده است بپردازد.
ماده 535 - مدیرتصفیه می تواندباتصویب عضوناظرتقاضای استردادرا قبول نمایدودرصورت اختلاف محکمه پس ازاستماع عقیده ناظرحکم مقتضی را میدهد.
فصل یازدهم
درطرق شکایت ازاحکام صادره راجع به ورشکستگی
ماده 536 - حکم اعلان ورشکستگی وهمچنین حکمی که بموجب آن تاریخ توقف تاجردرزمانی قبل ازاعلان ورشکستگی تشخیص شودقابل اعتراض است .
ماده 537 - اعتراض بایدازطرف تاجرورشکسته درظرف ده روزوازطرف اشخاص ذینفع که درایران مقیمنددرظرف یکماه وازطرف آنهائی که درخارجه اقامت دارنددرظرف دوماه بعمل آیدابتدای مدتهای مزبورازتاریخی است که احکام مذکوره اعلان می شود.
ماده 538 - پس ازانقضاءمهلتی که برای تشخیص وتصدیق مطالبات طلبکارهاراجع به تعیین تاریخ توقف به غیرآن تاریخی که بموجب حکم ورشکستگی یاحکم دیگری که دراین باب صادرشده قبول نخواهدشد ، همین که مهلت های مزبورمنقضی شدتاریخ توقف نسبت به طلبکارهاقطعی وغیرقابل تغییرخواهدبود.
ماده 539 - مهلت استیناف ازحکم ورشکستگی ده روزازتاریخ ابلاغ است به این مدت برای کسانی که محل اقامت آنهاازمقرمحکمه بیش ازشش فرسخ فاصله داردازقرارهرشش فرسخ یک روزاضافه می شود.
ماده 540 - قرارهائی ذیل قابل اعتراض واستیناف تمیزنیست .
1 - قرارهای راجعه به تعیین یاتغییرعضوناظریامدیرتصفیه .
2 - قرارهای راجعه به تقاضای اعانه به جهت تاجرورشکسته یاخانواده او.
3 - قرارهای فروض اسباب یامال التجاره که متعلق به ورشکسته است .
4 - قرارهائی که قراردادارفاقی راموقتاموقوف یاقبول موقتی مطالبات متنازع فیه رامقررمی دارد.
5 - قرارهای صادره درخصوص شکایت ازاوامری که عضوناظردرحدود صلاحیت خودصادرکرده است .
باب دوازدهم
در ورشکستگی به تقصیرو ورشکستگی به تقلب
فصل اول
در ورشکستگی به تقصیر
ماده 541 - تاجردرمواردذیل ورشکسته به تقصیراعلان می شود.
1 - درصورتی که محقق شودمخارج شخصی یامخارج خانه مشارالیه درایام عادی بالنسبه به عایدی اوفوق العاده بوده است .
2 - درصورتی که محقق شودکه تاجرنسبت به سرمایه خودمبالغ عمده صرف معاملاتی کرده که درعرف تجارت موهوم یانفع آن منوط به اتفاق محض است .
3 - اگربه قصدتاخیرانداختن ورشکستگی خودخریدی بالاتریافروشی نازلترازمظنه روزکرده باشدیااگربه همان قصدوسائلی که دورازصرفه است بکاربرده تاتحصیل وجهی نمایداعم ازاینکه ازراه استقراض یاصدوربرات یابطریق دیگرباشد.
4 - اگریکی ازطلبکارهاراپس ازتاریخ توقف برسایرین ترجیح داده و طلب اوراپرداخته باشد.
ماده 542 - درمواردذیل هرتاجرورشکسته ممکن است ورشکسته به تقصیر اعلان شود -
1 - اگربه حساب دیگری وبدون آنکه درمقابل عوضی دریافت نماید تعهداتی کرده باشدکه نظربه وضعیت مالی اودرحین انجام آنهاآن تعهدات فوق العاده باشد.
2 - اگرعملیات تجارتی اومتوقف شده ومطابق ماده 413این قانون رفتار نکرده باشد.
3 - اگرازتاریخ اجرای قانون تجارت مصوب 25دلو1303و12فروردین و 12خرداد1304دفترنداشته یادفاتراوناقص یابی ترتیب بوده یادرصورت دارائی وضعیت حقیقی خودرااعم ازقروض ومطالبات بطورصریح معین نکرده باشد(مشروط براینکه دراین مواردمرتکب تقلبی نشده باشد).
ماده 543 - ورشکستگی به تقصیرجنحه محسوب ومجازات آن از6ماه تاسه سال حبس تادیبی است .
ماده 544 - رسیدگی به جرم فوق برحسب تقاضای مدیرتصفیه یاهریک از طلبکارهایاتعقیب مدعی العموم درمحکمه جنحه بعمل می آید.
ماده 545 - درصورتی که تعقیب تاجرورشکسته به تقصیرازطرف مدعی العموم به عمل آمده باشدمخارج آن رابه هیچوجه نمی توان به هیئت طلبکارهاتحمیل نمود.درصورت انعقادقراردادارفاقی مامورین اجرا نمی تواننداقدام به وصول این مخارج کنندمگرپس ازانقضای مدت های معینه در قرارداد.
ماده 546 - مخارج تعقیبی که ازطرف مدیرتصفیه بنام طلبکارهامی شوددر صورت برائت تاجربه عهده هیئت طلبکارهاودرصورتی که محکوم شده به عهده دولت است لیکن دولت حق داردمطابق ماده قبل به تاجرورشکسته مراجعه نماید
ماده 547 - مدیرتصفیه نمی تواندتاجرورشکسته رابعنوان ورشکستگی به تقصیرتعقیب کندیاازطرف هیئت طلبکارهامدعی خصوصی واقع شودمگرپس ازتصویب اکثریت طلبکارهای حاضر.
ماده 548 - مخارج تعقیبی که ازطرف یکی ازطلبکارهابعمل می آیددر صورت محکومیت تاجرورشکسته بعهده دولت ودرصورت برائت ذمه بعهده تعقیب کننده است .
فصل دوم
در ورشکستگی به تقلب
ماده 549 - هرتاجرورشکسته که دفاترخودرامفقودنموده یاقسمتی از دارائی خودرامخفی کرده ویابطریق مواضعه ومعاملات صوری ازمیان برده وهم چنین هرتاجرورشکسته که خودرابه وسیله اسنادیابه وسیله صورت دارائی و قروض بطورتقلب به میزانی که درحقیقت مدیون نمی باشدمدیون قلمدادنموده است ورشکسته به تقلب اعلام ومطابق قانون جزامجازات می شود.
ماده 550 - راجع به تقاضای تعقیب ومخارج آن درموارد ماده قبل مفاد مواد 545 تا548 لازم الرعایه است .
فصل سوم
درجنحه و جنایاتی که اشخاص غیر از تاجر ورشکسته در امر ورشکستگی مرتکب می شوند
ماده 551 - درمورد ورشکستگی اشخاص ذیل مجرم محسوب ومطابق قانون جزا به مجازات ورشکسته به تقلب محکوم خواهندشد :
ا - اشخاصی که عالمابه نفع تاجرورشکسته تمام یاقسمتی ازدارائی منقول یاغیرمنقول اوراازمیان ببرندیاپیش خودنگاهدارندیامخفی نمایند.
2 - اشخاصی که به قصدتقلب به اسم خودیابه اسم دیگری طلب غیرواقعی را قلمدادکرده ومطابق ماده 467التزام داده باشند.
ماده 552 - اشخاصی که به اسم دیگری یابه اسم موهومی تجارت نموده و واعمال مندرجه در ماده 549 رامرتکب شده اندبه مجازاتی که برای ورشکسته به تقلب مقرراست محکوم می باشند.
ماده 553 - اگراقوام شخص ورشکسته بدون شرکت مشارالیه اموال اورااز میان ببرندیامخفی نمایندیاپیش خودنگاه دارندبه مجازاتی که برای سرقت معین است محکوم خواهندشد.
ماده 554 - درمواردمعینه در مواد قبل محکمه که رسیدگی می کندبایددر خصوص مسائل ذیل ولواینکه متهم تبرئه شده باشدحکم بدهد -
1 - راجع به ردکلیه اموال وحقوقی که موضوع جرم بوده است به هیئت طلبکارها ، این حکم رامحکمه درصورتی که مدعی خصوصی هم نباشدبایدصادرکند.
2 - راجع به ضرروخساراتی که ادعاشده است .
ماده 555 - اگرمدیرتصفیه درحین تصدی به امورتاجرورشکسته وجهی را حیف ومیل کرده باشدبه مجازات خیانت درامانت محکوم خواهدشد.
ماده 556 - هرگاه مدیرتصفیه اعم ازاین که طلبکارباشدیانباشددر مذاکرات راجعه به ورشکستگی باشخص ورشکسته یابادیگری تبانی نمایدیا قراردادخصوصی منعقدکندکه آن تبانی یاقراردادبنفع مرتکب وبه ضرر طلبکارهایابعضی ازآنهاباشددرمحکمه جنحه به حبس تادیبی ازشش ماه تادو سال محکوم می شود.
ماده 557 - کلیه قرارهائی که پس ازتاریخ توقف تاجرمنعقدشده باشد نسبت به هرکس حتی خودتاجرورشکسته محکوم به بطلان است .طرف قرارداد مجبوراست که وجوه یااموالی راکه بموجب قراردادباطل شده دریافت کرده است به اشخاص ذیحق مسترددارد.
ماده 558 - هرحکم محکومیتی که بموجب این فصل یابه موجب فصول سابق صادرشودبایدبه خرج محکوم علیه اعلان گردد.
فصل چهارم
دراداره کردن امول تاجرورشکسته درصورت
ورشکستگی به تقصیریابه تقلب
ماده 559 - درتمام مواردی که کسی بواسطه ورشکستگی به تقصیریابه تقلب تعقیب ومحکوم می شودرسیدگی به کلیه دعاوی حقوقی به غیرازآنچه در ماده 554 مذکوراست ازصلاحیت محکمه جزاخارج خواهدبود.
ماده 560 - مدیرتصفیه مکلف است درصورت تقاضای مدعی العموم بدایت کلیه اسنادونوشتجات واوراق واطلاعات لازمه ورابه اوبدهد.
باب سیزدهم
دراعاده اعتبار
ماده 561 - هرتاجرورشکسته که کلیه دیون خودرابامتفرعات ومخارجی که به آن تعلق گرفته است کاملابپردازدحقااعاده اعتبارمی نماید.
ماده 562 - طلبکارهانمی توانندازجهت تاخیری که دراداءطلب آنها شده است برای بیش ازپنج سال مطالبات متفرعات وخسارات نمایندودرهر حال متفرعاتی که مطالبه می شوددرسال نبایدبیش ازصدی هفت طلب شد.
ماده 563 - برای آنکه شریک ضامن یک شرکت ورشکسته که حکم ورشکستگی او نیزصادرشده بتواندحق اعاده اعتبارحاصل کندبایدثابت نمایدکه به ترتیب فوق تمام دیون شرکت راپرداخته است ولواینکه نسبت به شخص اوقرارداد ارفاقی مخصوصی وجودداشته باشد.
ماده 564 - درصورتی که یک یاچندنفرازطلبکارهامفقودالاثریاغایب بوده یااین که ازدریافت وجه امتناع نمایندتاجرورشکسته بایدوجوهی راکه به آنهامدیون است به اطلاع مدعی العموم درصندوق عدلیه بسپاردوهمینکه تاجر معلوم کرداین وجوه راسپرده است برای الذمه محسوب است .
ماده 565 - تجارورشکسته دردوموردذیل پس ازاثبات صحت عمل درمدت پنج سال ازتاریخ اعلان ورشکستگی می تواننداعتبارخودرااعاده نمایند -
1 - تاجرورشکسته که تحصیل قراردادارفاقی نموده وتمام وجوهی راکه به موجب قراردادبعهده گرفته است پرداخته باشد ، این ترتیب درموردشریک شرکت ورشکسته که شخصاتحصیل قراردادارفاقی جداگانه نموده است نیز رعایت می شود.
2 - تاجرورشکسته که کلیه طلبکاران ذمه اورابری کرده یابه اعاده اعتباراورضاین داده اند.
ماده 566 - عرضحال اعاده اعتباربایدبه انضمام اسنادمثبته آن به مدعی العموم حوزه ابتدائی داده شودکه اعلان ورشکستگی درآن حوزه واقع شده است .
ماده 567 - سواداین عرضحال درمدت یکماه دراطاق جلسه محکمه ابتدائی و همچنین دراداره مدعی العموم بدایت الصاق واعلان می شودبعلاوه دفتردار محکمه بایدعرضحال مزبوررابه کلیه طلبکارهائی که مطالبات آنهادرحین تصفیه عمل تاجرورشکسته یابعدازآن تصدیق شده وهنوزطلب خودرابرطبق مواد 561 و562 کاملادریافت نکرده اندبه وسیله مکتوب سفارشی اعلام دارد.
ماده 568 - هرطلبکاری که مطابق مقررات مواد 561 و562 طلب خودرا کاملادریافت نکرده می توانددرمدت یکماه ازتاریخ اعلام مذکوردر ماده قبل به عرضحال اعاده اعتباراعتراض کند.
ماده 569 - اعتراض به وسیله اظهارنامه که به ضمیمه اسنادمثبته به دفترمحکمه بدایت داده می شودبعمل می آید.طلبکارمعترض می تواندبموجب عرضحال درحین رسیدگی به دعوی اعاده اعتباربطورشخص ثالث ورودکند.
ماده 570 - پس ازانقضای موعدنتیجه تحقیقاتی که به توسط مدعی العموم بعمل آمده است به انضمام عرایض اعتراض به رئیس محکمه داده می شودرئیس مزبوردرصورت لزوم مدعی ومعترضین رابه جلسه خصوصی محکمه احضارمی کند.
ماده 571 - درمورد ماده 561 محکمه فقط صحت مدارک راسنجیده در صورت موافقت آنهابا قانون حکم اعاده اعتبارمی دهدودرمورد ماده 565 محکمه اوضاع واحوال راسنجیده بطوری که مقتضی عدل وانصاف بداندحکم می دهد ودرهرصورت حکم بایددرجلسه علنی صادرگردد.
ماده 572 - مدعی اعاده اعتباروهمچنین مدعی عمومی وطلبکارهای معترض می تواننددرظرف ده روزازتاریخ اعلام حکم به وسیله مکتوب سفارشی ازحکمی که درخصوص اعاده اعتبارصادرشده استیناف بخواهند ، محکمه استیناف پس ازرسیدگی برحسب مقررات ماده 571 حکم صادرمی کند.
ماده 573 - اگرعرضحال اعاده اعتبارردبشودتجدیدممکن نیست مگرپس ازانقضای شش ماه .
ماده 754 - اگرعرضحال قبول شودحکمی که صادرمی گردددردفترمخصوصی که درمحکمه بدایت محل اقامت تاجربرای اینکارمقرراست ثبت خواهدشداگر محل اقامت تاجردرحوزه محکمه که حکم می دهدنباشددرستون ملاحظات دفترثبت اسامی ورشکستگان که دردائره ثبت اسنادمحل موجوداست مقابل اسم تاجر ورشکسته بامرکب قرمزبه حکم مزبوراشاره می شود.
ماده 575 - ورشکسته به تقلب وهم چنین اشخاصی که برای سرقت یا کلاهبرداری یاخیانت درامانت محکوم شده اندمادامی که ازجنبه جزائی اعاده حیثیت نکرده اندنمی توانندازجنبه تجارتی اعاده اعتبارکنند.
باب چهاردهم
اسم تجارتی
ماده 576 - ثبت اسم تجارتی اختیاری است مگردرمواردی که وزارت عدلیه ثبت آن راالزامی کند.
ماده 577 - صاحب تجارت خانه که شریک درتجارتخانه نداردنمی تواند اسمی برای تجارتخانه خودانتخاب کندکه موهم وجودشریک باشد.
ماده 578 - اسم تجارتی ثبت شده راهیچ شخص دیگری درهمان محل نمی تواند اسم تجارتی خودقراردهدولواینکه اسم تجارتی ثبت شده بااسم خانوادگی او یکی باشد.
ماده 579 - اسم تجارتی قابل انتقال است .
ماده 580 - مدت اعتبارثبت اسم تجارتی پنجسال است .
ماده 581 - درمواردی که ثبت اسم تجارتی الزامی شده ودرموعدمقررثبت بعمل نیایداداره ثبت اقدام به ثبت کرده وسه برابرحق الثبت ماخوذخواهد داشت .
ماده 582 - وزارت عدلیه بموجب نظامنامه ترتیب اسم تجارتی واعلان آن واصول محاکمات دردعاوی مربوط به اسم تجارتی رامعین خواهدکرد.

باب پانزدهم - شخصیت حقوقی
فصل اول اشخاص حقوقی
ماده 583 - کلیه شرکتهای تجارتی مذکوردراین قانون شخصیت حقوقی دارند.
ماده 584 - تشکیلات وموسساتی که برای مقاصدغیرتجارتی تاسیس یا بشوندازتاریخ ثبت دردفترثبت مخصوصی که وزارت عدلیه معین خواهدکرد شخصیت حقوقی پیدامی کنند.
ماده 585 - شرایط ثبت موسسات وتشکیلات مذکوردر ماده فوق به موجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهدشد.حق الثبت موسسات وتشکیلات مطابق نظامنامه ازپنج ریال طلاتاپنج پهلوی وبعلاوه مشمول ماده 135 قانون ثبت اسناداملاک است .
ماده 586 - موسسات وتشکیلاتی راکه مقاصدآنهامخالف باانتظامات عمومی یانامشروع است نمی توان ثبت کرد.
ماده 587 - موسسات وتشکیلات دولتی وبلدی به محض ایجادوبدون احتیاج به ثبت دارای شخصیت حقوقی می شوند.
فصل دوم
حقوق ووظایف واقامتگاه وتابعیت شخص حقوقی
ماده 588 - شخص حقوقی می توانددارای کلیه حقوق وتکالیفی شودکه قانون برای افرادقائل است مگرحقوق ووظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشدمانندحقوق ووظایف ابوت نبوت وامثال ذلک .
ماده 589 - تصمیمات شخص حقوقی به وسیله مقاماتی که بموجب قانون یا اساسنامه صلاحیت اتخاذتصمیم دارندگرفته می شود.
ماده 590 - اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی درآنجا است .
ماده 591 - اشخاص حقوقی تابعیت مملکتی رادارندکه اقامتگاه آنها درآن مملکت است .
باب شانزدهم
مقررات نهائی
ماده 592 - درموردمعاملاتی که سابقاتجاریا شرکتهاوموسسات تجارتی به اعتباربیش ازیک امضاءکرده اندخواه بعضی ازامضاءکنندگان بعنوان ضامن امضاءکرده باشندخواه بعنوان دیگرطلبکارمی تواندبه امضاءکنندگان مجتمعایامنفردارجوع نمایند.
ماده 593 - درمورد ماده فوق مطالبه ازهریک ازاشخاصی که طلبکارحق رجوع به آنهاداردقاطع مرورزمان نسبت به دیگران نیزهست .
ماده 594 - به استثنای شرکتهای سهامی و شرکتهای مختلط سهامی به کلیه شرکتهای ایرانی موجودکه به امورتجارتی اشتغال دارندتااول تیرماه 1311 مهلت داده می شودکه خودرابامقررات یکی از شرکت های مذکوردراین قانون وفق داده وتقاضای ثبت نمایندوالانسبت به شرکت های متخلف مطابق ماده دوم قانون ثبت شرکتهامصوب خردادماه 1310رفتارخواهدشد.
ماده 595 - هرگاه مدت مذکوردر ماده فوق برای تهیه مقدمات ثبت کافی نباشدممکن است تاشش ماه دیگرازطرف محکمه صلاحیتدارمهلت کافی اضافی داده شودمشروط براین که درموقع تقاضای تمدیدنصف حق الثبت شرکت پرداخته شود.
ماده 596 - تاریخ اجرای ماده 15این قانون درآن قسمتی که مربوط به جزای نقدی است وتاریخ اجرای ماده 201وتبصره آن وقسمت اخیر ماده 220اول فروردین 1312خواهدبود.
ماده 597 - شرکتهای مختلط سهامی موجودمکلف هستندکه درظرف شش ماه ازتاریخ اجرای این قانون هیئت نظاری مطابق مقررات این قانون تشکیل دهند والاهرصاحب سهمی حق داردانحلال شرکت راتقاضاکند.
ماده 598 - طلبکاران تاجرمتوقفی که قبل ازتاریخ اجرای این قانون طلب خود را مطالبه کرده اند مشمول مقررات ماده 473 نبوده وازحقی که بموجب قانون سابق برای آنهامقرربوده استفاده خواهندکرد.
ماده 599 - نسبت به طلبکارانی که درامور ورشکستگی های سابق قبل از تاریخ اجرای این قانون طلب خودرامطالبه نکرده اندمدیرتصفیه هرورشکسته اعلانی منتشرکرده و یکماه به آنها مهلت خواهددادکه مطابق ماده 462 این قانون رفتارکنندوالامشمول مقررات ماده 473 خواهندشد.
ماده 600 - قوانین ذیل قانون تجارت مصوبه بیست وپنجم دلو1303 دوازدهم فروردین ودوازدهم خرداد1304 قانون اصلاح ماده 206 قانون تجارت راجع به اعتراض عدم تادیه مصوب دوم تیرماه 1307 قانون اجازه عدم رعایت ماده 270 قسمتی از ماده 44 قانون تجارت نسبت به تشکیلات و اساسنامه شرکت سهامی بانک ملی و شرکت سهامی بانک پهلوی مصوب 30 تیرماه 1307 از تاریخ مزبوربه موقع اجراگذاشته می شود.

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱
تگ ها : قانون تجارت

قانون‌ تأمین‌ اجتماعی

با اعمال‌ آخرین‌ اصلاحات

________________

فصل‌ اول‌ - تعاریف‌ - کلیات‌

 ماده‌ 1 . به‌ منظور اجراء و تعمیم‌ و گسترش‌ انواع‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ و استقرار نظام‌ هماهنگ‌ و متناسب‌ با برنامه‌های‌ تأمین‌ اجتماعی‌، همچنین‌ تمرکز وجوه‌ و درآمدهای‌ موضوع‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ و سرمایه‌گذاری‌ و بهره‌برداری‌ از محل‌ وجوه‌ و ذخائر، سازمان‌ مستقلی‌ به‌ نام‌ «سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌» وابسته‌ به‌ وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ که‌ در این‌ قانون‌ «سازمان‌» نامیده‌ می‌شود، تشکیل‌ می‌گردد سازمان‌ دارای‌ شخصیت‌ حقوقی‌ و استقلال‌ مالی‌ و اداری‌ است‌ و امور آن‌ منحصراً طبق‌ اساسنامه‌ای‌ که‌ به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ می‌رسد، اداره‌ خواهد شد.

 تبصره‌ 1. صندوق‌ تأمین‌ اجتماعی‌ موضوع‌ ماده‌ 10 قانون‌ تشکیل‌ وزارت‌ بهداری‌ و بهزیستی‌، مصوب‌ تیرماه‌ 1355 در سازمان‌ ادغام‌ و کلیه‌ وظایف‌ و دارایی‌ و مطالبات‌ و دیون‌ و تعهدات‌ صندوق‌ مذکور، به‌ سازمان‌ منتقل‌ می‌شود.

تبصره‌ 2. کلیه‌ واحدهای‌ اجرائی‌ تأمین‌ اجتماعی‌ سازمان‌های‌ منطقه‌ای‌ بهداری‌ و بهزیستی‌ استان‌ها، موضوع‌ ماده‌ 6 قانون‌ تشکیل‌ وزارت‌ بهداری‌ و بهزیستی‌ مصوب‌ تیرماه‌ 1355، از سازمان‌های‌ مذکور منتزع‌ و با کلیه‌ وظایف‌ و دارایی‌ و مطالبات‌ و دیون‌ و تعهدات‌ به‌ «سازمان‌» منتقل‌ می‌شود.

تبصره‌ 3. کلیه‌ کارکنان‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ سابق‌ که‌ در اجرای‌ ماده‌ 6 قانون‌ تشکیل‌ وزارت‌ بهداری‌ و بهزیستی‌ به‌ سازمان‌های‌ منطقه‌ای‌ بهداری‌ و بهزیستی‌ استان‌ها منتقل‌ شده‌اند و همچنین‌ کارمندانی‌ که‌ توسط‌ سازمان‌های‌ مذکور به‌ منظور انجام‌ وظایف‌ مربوط‌ به‌ تأمین‌ اجتماعی‌ در نواحی‌ بهداری‌ و بهزیستی‌ طبق‌ آئین‌نامه‌ استخدامی‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ استخدام‌ شده‌ و عملاً در کار تأمین‌ اجتماعی‌ اشتغال‌ دارند و کلیه‌ حقوق‌ و مزایای‌ خود را از محل‌ اعتبارات‌ پرسنلی‌ و اد اری‌ تأمین‌ اجتماعی‌ دریافت‌ می‌دارند به‌ سازمان‌ منتقل‌ می‌شوند.

 ماده‌ 2. تعاریف‌:

 بیمه‌ شده‌ شخصی‌ است‌ که‌ راساً مشمول‌ مقررات‌ تأمین‌ اجتماعی‌ بوده‌ و با پرداخت‌ مبالغی‌ به‌ عنوان‌ حق‌ بیمه‌ حق‌ استفاده‌ از مزایای‌ مقرر در این‌ قانون‌ را دارد.

خانواده‌ بیمه‌ شده‌ شخص‌ یا اشخاصی‌ هستند که‌ به‌ تبع‌ بیمه‌ شده‌ از مزایای‌ موضوع‌ این‌ قانون‌ استفاده‌ می‌کنند.

کارگاه‌ محلی‌ است‌ که‌ بیمه‌ شده‌ به‌ دستور کارفرما یا نماینده‌ او در آن‌جا کار می‌کند.

کارفرما شخص‌ حقیقی‌ یا حقوقی‌ است‌ که‌ بیمه‌ شده‌ به‌ دستور یا به‌ حساب‌ او کار می‌کند. کلیه‌ کسانی‌ که‌ به‌ عنوان‌ مدیر یا مسئول‌ عهده‌دار اداره‌ کارگاه‌ هستند نماینده‌ کارفرما محسوب‌ می‌شوند و کارفرما مسئول‌ انجام‌ کلیه‌ تعهداتی‌ است‌ که‌ نمایندگان‌ مزبور در قبال‌ بیمه‌ شده‌ به‌ عهده‌ می‌گیرند.

مزد یا حقوق‌ یا کارمزد در این‌ قانون‌ شامل‌ هرگونه‌ وجوه‌ و مزایای‌ نقدی‌ یا غیرنقدی‌ مستمر است‌ که‌ در مقابل‌ کار به‌ بیمه‌ شده‌ داده‌ می‌شود.

حق‌ بیمه‌ عبارت‌ از وجوهی‌ است‌ که‌ به‌ حکم‌ این‌ قانون‌ و برای‌ استفاده‌ از مزایای‌ موضوع‌ آن‌ به‌ سازمان‌ پرداخت‌ می‌گردد.

بیماری‌، وضع‌ غیرعادی‌ جسمی‌ یا روحی‌ است‌ که‌ انجام‌ خدمات‌ درمانی‌ را ایجاب‌ می‌کند یا موجب‌ عدم‌ توانایی‌ موقت‌ اشتغال‌ به‌ کار می‌شود یا این‌ که‌ موجب‌ هر دو در آن‌ واحد می‌گردد.

حادثه‌ از لحاظ‌ این‌ قانون‌ اتفاقی‌ است‌ پیش‌بینی‌ نشده‌ که‌ تحت‌ تأثیر عامل‌ یا عوامل‌ خارجی‌ در اثر عمل‌ یا اتفاق‌ ناگهانی‌ رخ‌ می‌دهد و موجب‌ صدماتی‌ بر جسم‌ یا روان‌ بیمه‌شده‌ می‌گردد.

غرامت‌ دستمزد به‌ وجوهی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ در ایام‌ بارداری‌، بیماری‌ و عدم‌ توانایی‌ موقت‌ اشتغال‌ به‌ کار و عدم‌ دریافت‌ مزد یا حقوق‌ به‌ حکم‌ این‌ قانون‌ به‌ جای‌ مزد یا حقوق‌ به‌ بیمه‌ شده‌ پرداخت‌ می‌شود.

وسائل‌ کمک‌ پزشکی‌ (پروتز و اروتز) وسایلی‌ هستند که‌ به‌ منظور اعاده‌ سلامت‌ یا برای‌ جبران‌ نقص‌ جسمانی‌ یا تقویت‌ یکی‌ از حواس‌ به‌ کار می‌روند.

کمک‌ ازدواج‌ مبلغی‌ است‌ که‌ طبق‌ شرایط‌ خاصی‌ برای‌ جبران‌ هزینه‌های‌ ناشی‌ از ازدواج‌ به‌ بیمه‌ شده‌ پرداخت‌ می‌گردد.

کمک‌ عائله‌مندی‌ مبلغی‌ است‌ که‌ طبق‌ شرایط‌ خاص‌ در مقابل‌ عائله‌مندی‌ توسط‌ کارفرما به‌ بیمه‌ شده‌ پرداخت‌ می‌شود.

از کارافتادگی‌ کلی‌ عبارتست‌ از کاهش‌ قدرت‌ کار بیمه‌ شده‌به‌ نحوی‌ که‌ نتواند با اشتغال‌ به‌ کار سابق‌ یا کار دیگری‌ بیش‌ از یک‌ سوم‌ از درآمد قبلی‌ خود را به‌ دست‌ آورد.

از کارافتادگی‌ جزئی‌ عبارتست‌ از کاهش‌ قدرت‌ کار بیمه‌شده‌ به‌ نحوی‌ که‌ با اشتغال‌ به‌ کار سابق‌ یا کار دیگر فقط‌ قسمتی‌ از درآمد خود را به‌ دست‌ آورد.

بازنشستگی‌ عبارتست‌ از عدم‌ اشتغال‌ بیمه‌ شده‌ به‌ کار به‌ سبب‌ رسیدن‌ به‌ سن‌ بازنشستگی‌ مقرر در این‌ قانون‌.

مستمری‌ عبارت‌ از وجهی‌ است‌ که‌ طبق‌ شرایط‌ مقرر در این‌ قانون‌ به‌ منظور جبران‌ قطع‌ تمام‌ یا قسمتی‌ از درآمد به‌ بیمه‌ شده‌ و در صورت‌ فوت‌ او برای‌ تأمین‌ معیشت‌ بازماندگان‌ وی‌ به‌ آنان‌ پرداخت‌ می‌شود.

غرامت‌ مقطوع‌ نقص‌ عضو مبلغی‌ است‌ که‌ به‌ طور یک‌ جا برای‌ جبران‌ نقص‌ عضو یا جبران‌ تقلیل‌ درآمد بیمه‌شده‌ به‌ شخص‌ او داده‌ می‌شود.

کمک‌ کفن‌ و دفن‌ مبلغ‌ مقطوعی‌ است‌ که‌ به‌ منظور تأمین‌ هزینه‌های‌ مربوط‌ به‌ کفن‌ و دفن‌ بیمه‌ شده‌ در مواردی‌ که‌ خانواده‌ او این‌ امر را به‌ عهده‌ می‌گیرند پرداخت‌ می‌گردد.

 ماده‌ 3.تأمین‌ اجتماعی‌ موضوع‌ این‌ قانون‌ شامل‌ موارد زیر می‌باشد:

 حوادث‌ و بیماری‌ها

بارداری‌

غرامت‌ دستمزد

از کارافتادگی‌

بازنشستگی‌

مرگ‌

مقرری‌ بیمه‌ بیکاری‌

تبصره‌ 1 : مشمولین‌ این‌ قانون‌ از کمک‌های‌ ازدواج‌ و عائله‌مندی‌ طبق‌ مقررات‌ مربوط‌ برخوردار خواهند شد.

تبصره‌ 2 : ملاک‌ تشخیص‌ سن‌ برای‌ برخورداری‌ از مزایای‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ شناسنامه‌ای‌ است‌ که‌ در بدو بیمه‌ شدن‌ به‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ ارائه‌ شده‌ یا می‌شود و هرگونه‌ تغییراتی‌ که‌ پس‌ از آن‌ در شناسنامه‌ به‌ عمل‌ آید برای‌ سازمان‌ یاد شده‌ معتبر نخواهد بود. افراد تحت‌ تکفل‌ بیمه‌ شده‌ نیز مشمول‌ این‌ حکم‌ خواهند بود.

 ماده‌ 4 : مشمولین‌ این‌ قانون‌ عبارتند از: 

افرادی‌ که‌ به‌ هر عنوان‌ در مقابل‌ دریافت‌ مزد یا حقوق‌ کار می‌کنند.

سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مکلف‌ است‌ با استفاده‌ از مقررات‌ عام‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ صاحبان‌ حرف‌ و مشاغل‌ آزاد را به‌ صورت‌ اختیاری‌ در برابر تمام‌ یا قسمتی‌ از مزایای‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ بیمه‌ نماید چگونگی‌ انجام‌ بیمه‌ و نرخ‌ حق‌بیمه‌ و همچنین‌ میزان‌ مزایای‌ مربوطه‌ به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ به‌ تصویب‌ هیأت‌ دولت‌ خواهد رسید .

تبصره‌ 1 : بیمه‌ شده‌ مختار است‌ که‌ سطح‌ درآمد ماهانه‌ خود را که‌ مبنای‌ پرداخت‌ حق‌بیمه‌ قرار می‌گیرد بین‌ حداقل‌ و حداکثر دستمزد قانونی‌ انتخاب‌ نماید.

تبصره‌ 2 : از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ مفاد بند ب‌ و تبصره‌ 3 ماده‌ 4 قانون‌ و همچنین‌ آئین‌نامه‌ مربوط‌ ملغی‌ می‌گردد.

تبصره‌ 3 : کلیه‌ اتباع‌ ایرانی‌ اعم‌ از شاغل‌ و یا غیرشاغل‌ در فعالیتهای‌ مختلف‌ در خارج‌ از کشور که‌ بیمه‌ آنان‌ با مقررات‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ و تغییرات‌ بعدی‌ آن‌ مغایرت‌ نداشته‌ باشد می‌توانند بطور اختیاری‌ مشمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ و آئین‌نامه‌های‌ مربوط‌ قرار گیرند، مشروط‌ بر اینکه‌ بیمه‌ شده‌ حق‌ بیمه‌ خود را به‌طور منظم‌ پرداخت‌ نماید، بدیهی‌ است‌ سازمان‌ در مورد این‌ قبیل‌ از بیمه‌شدگان‌ مانند سایر بیمه‌شدگان‌ داخل‌ کشور مکلف‌ به‌ ارائه‌ خدمات‌ و انجام‌ تعهدات‌ قانونی‌ براساس‌ آئین‌نامه‌ و مقررات‌ مربوط‌ در ایران‌ خواهد بود.

دریافت‌کنندگان‌ مستمریهای‌ بازنشستگی‌، ازکارافتادگی‌، و فوت‌.

تبصره‌ 1 : مستخدمین‌ وزارتخانه‌ها و مؤسسات‌ و شرکت‌های‌ دولتی‌ و مستخدمین‌ مؤسسات‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ که‌ طبق‌ قوانین‌ مربوط‌ به‌ نحوی‌ از انحاء از موارد مذکور در ماده‌ سه‌ این‌ قانون‌ بهره‌مند می‌باشند در سایر مواردی‌ که‌ قوانین‌ خاص‌ برای‌ آنها وجود ندارد طبق‌ آئین‌نامه‌ای‌ که‌ به‌ پیشنهاد وزارت‌ رفاه‌ اجتماعی‌ و تأیید سازمان‌ امور اداری‌ و استخدامی‌ کشور به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ خواهد رسید تابع‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهند بود.

تبصره‌ 2 : مشمولین‌ قانون‌ استخدام‌ نیروهای‌ مسلح‌ و افزارمندان‌ مشمول‌ قانون‌ تعاون‌ و بیمه‌ بازنشستگی‌ افزارمندان‌ ارتش‌ از شمول‌ این‌ قانون‌ خارج‌ بوده‌ و تابع‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ خود خواهند بود.

تبصره‌ 3 : ملغی‌ گردیده‌.

تبصره‌ 4 : مشمولین‌ قانون‌ حمایت‌ کارمندان‌ در برابر اثرات‌ ناشی‌ از پیری‌ و ازکارافتادگی‌ و فوت‌ کماکان‌ تابع‌ مقررات‌ قانون‌ مذکور خواهند بود. مؤسسات‌ مشمول‌ قانون‌ مذکور مکلفند با اعلام‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ حق‌بیمه‌ درمانی‌ سهم‌ خود و بیمه‌شده‌ را کسر و توسط‌ صندوق‌ حمایت‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ نامبرده‌ بپردازند. میزان‌ حق‌بیمه‌ درمانی‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ تابع‌ ضوابط‌ و مقررات‌ بیمه‌ خدمات‌ درمانی‌ موضوع‌ قانون‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ مستخدمین‌ دولت‌ است‌ و نحوه‌ وصول‌ آن‌ عیناً به‌ ترتیبی‌ است‌ که‌ در قانون‌ حمایت‌ کارمندان‌ در برابر اثرات‌ ناشی‌ از پیری‌ و ازکارافتادگی‌ و فوت‌ پیش‌بینی‌ شده‌ است‌.  

 تبصره  5  ـ در مواردی که کارفرمایان موضوع بند(4) ماده (2) قانون تأمین‌اجتماعی مصوب 3/4/1354 اشخاص حقیقی باشند و همچنین مدیران اشخاص حقوقی غیردولتی می‌توانند با پرداخت حق بیمه سهم بیمه شده و کارفرما به ترتیب مقرر در ماده (28) قانون مذکور و اصلاحات بعدی آن از تاریخ اشتغال به کار در کارگاه در زمره مشمولین قانون مذکور قرار گیرند.
        آئین‌نامه اجرائی این تبصره شامل نحوه احتساب سوابق‌خدمت و پرداخت حق بیمه‌های معوقه بنا به پیشنهاد وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به تصویب هیات وزیران خواهدرسید. (الحاقی به موجب قانون اصلاح قانون تأمین اجتماعی و برخی قوانین مربوط به منظور تشویق کارفرمایان به تأدیه دیون معوقه سنواتی بابت حق بیمه و بیمه بیکاری کارکنان مصوب 87)

 ماده‌ 5 :بیمه‌ اتباع‌ بیگانه‌ که‌ طبق‌ قوانین‌ و مقررات‌ مربوط‌ در ایران‌ به‌ کار اشتغال‌ دارند تابع‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهد بود مگر در موارد زیر:

 در صورتی‌ که‌ بین‌ دول‌ متبوع‌ آنان‌ و دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ موافقتنامه‌های‌ دوجانبه‌ یا چندجانبه‌ تأمین‌ اجتماعی‌ منعقد شده‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ طبق‌ موافقتنامه‌ عمل‌ خواهد شد.

هر گاه‌ تبعه‌ بیگانه‌ طبق‌ گواهی‌ مقامات‌ صالح‌ دولت‌ متبوع‌ خود در مدت‌ اشتغال‌ در ایران‌ در کشور خود یا در کشور دیگر در موارد پیش‌بینی‌شده‌ در ماده‌ 3 این‌ قانون‌ کلاً یا بعضاً بیمه‌ شده‌ باشند که‌ در این‌ صورت‌ در همان‌ موارد از شمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ معاف‌ می‌باشند.

تبصره‌. حوادث‌ ناشی‌ از کار اتباع‌ کشورهای‌ ملحق‌ شده‌ به‌ مقاوله‌ نامه‌ شمارة‌ (19) سازمان‌ بین‌المللی‌ کار از شمول‌ بند (ب‌) مستثنی‌' می‌باشد و نرخ‌ و مأخذ حق‌ بیمه‌ طبق‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ تهیه‌ و به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ خواهد رسید.

 ماده‌ 6 : اجرای‌ هر یک‌ از موارد مندرج‌ در ماده‌ سه‌ این‌ قانون‌ درباره‌ روستائیان‌ و افراد خانواده‌ آن‌ها به‌ تدریج‌ در مناطق‌ مختلف‌ مملکت‌ و به‌ تناسب‌ توسعه‌ امکانات‌ و مقدورات‌ سازمان‌ به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ و تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ باتوجه‌ به‌ ماده‌ 117 این‌ قانون‌ خواهد بود.

ماده‌ 7 : افراد شاغل‌ در فعالیت‌هایی‌ که‌ تا تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ مشمول‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ نشده‌اند به‌ ترتیب‌ زیر به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ و تصویب‌ وزیر رفاه‌ اجتماعی‌ مشمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ قرار خواهند گرفت‌.

موارد مذکور در بندهای‌ (ج‌ ـ د ـ هـ ـ و) ماده‌ 3 این‌ قانون‌ به‌ تدریج‌ و با توجه‌ به‌ امکانات‌ سازمان‌ اجراء خواهد شد و در این‌ صورت‌ میزان‌ حق‌ بیمه‌ با توجه‌ به‌ ماده‌ 28 این‌ قانون‌ تا خاتمه‌ سال‌ 1354، 19% حقوق‌ یا مزد و از اول‌ سال‌ 1355 معادل‌ 21% حقوق‌ و یا مزد خواهد بود که‌ در سال‌ 1354 کارفرما 13% و بیمه‌ شده‌ 4% و دولت‌ 2% و از سال‌ 1355 کارفرما 14% و بیمه‌ شده‌ 5% و دولت‌ 2% می‌پردازند.

موارد مذکور در بندهای‌ الف‌ و ب‌ ماده‌ 3 این‌ قانون‌ به‌ تدریج‌ و در صورتی‌ اجراء خواهد شد که‌ سازمان‌ وسایل‌ و امکانات‌ درمانی‌ لازم‌ را برای‌ بیمه‌شدگان‌ فراهم‌ نموده‌ باشد. الزام‌ کارفرمایان‌ یا افرادی‌ که‌ به‌ موجب‌ این‌ ماده‌ مشمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ می‌شوند به‌ تأدیه‌ حق‌ بیمه‌ از تاریخی‌ است‌ که‌ بیمه‌ آنها از طریق‌ انتشار آگهی‌ در روزنامه‌ و یا کتباً اعلام‌ می‌شود.

 ماده‌ 8 : بیمه‌ افراد و شاغلین‌ فعالیت‌هایی‌ که‌ تا تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ به‌ نحوی‌ از انحاء مشمول‌ مقررات‌ قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ یا قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ روستائیان‌ قرار گرفته‌اند با توجه‌ به‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ ادامه‌ خواهد یافت‌.

 تبصره : شرایط‌ مربوط‌ به‌ ادامه‌ تمام‌ و یا قسمتی‌ از بیمه‌های‌ مقرر در این‌ قانون‌ برای‌ کسانی‌ که‌ به‌ علتی‌ غیر از علل‌ مندرج‌ در این‌ قانون‌ از ردیف‌ بیمه‌شدگان‌ خارج‌ شوند به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ مربوط‌ تعیین‌ خواهد گردید و به‌ هر حال‌ پرداخت‌ کلیه‌ حق‌ بیمه‌ در این‌ قبیل‌ موارد به‌ عهده‌ بیمه‌ شده‌ خواهد بود.

 ماده‌ 9 : ملغی‌ شده‌ است‌.

 ماده‌ 10 : از تاریخ‌ اجرای‌ این‌ قانون‌ سازمان‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ و سازمان‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ روستائیان‌ در سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ ادغام‌ می‌شوند و کلیه‌ وظایف‌ و تعهدات‌ و دیون‌ و مطالبات‌ و بودجه‌ و دارایی‌ و کارکنان‌ آنها با حفظ‌ حقوق‌ و سوابق‌ و مزایای‌ استخدامی‌ خود که‌ تا تاریخ‌ تصویب‌ و اجرای‌ آئین‌نامه‌ موضوع‌ ماده‌ 13 این‌ قانون‌ معتبر خواهد بود به‌ سازمان‌ منتقل‌ می‌گردند.

 ماده‌ 11 : و تبصره‌ آن‌ ملغی‌ شده‌ است‌.

 مواد 12 الی‌ 17 و 19 الی‌ 27 به‌ موجب‌ لایحة‌ قانونی‌ اصلاح‌ قانون‌ تشکیل‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مصوب‌ 28/4/1358 شورای‌ انقلاب‌ و اساسنامة‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مصوب‌ 10/6/1358 هیأت‌ وزیران‌ منسوخ‌ گردیده‌ است‌

 ماده‌ 18 : آئین‌نامه‌ داخلی‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ پس‌ از تصویب‌ شورا به‌ موقع‌ اجرا گذارده‌ خواهد شد.

 فصل‌ دوم‌ - منابع‌ درآمد - مأخذ احتساب‌ حق‌ بیمه‌ و نحوه‌ وصول‌ آن‌

  

ماده‌ 28. منابع‌ درآمد سازمان‌ به‌شرح‌ زیر می‌باشد.

حق‌ بیمه‌ از اول‌ مهرماه‌ تا پایان‌ سال‌ 1354 به‌ میزان‌بیست‌ و هشت‌ درصد مزد یا حقوق‌ است‌ که‌ هفت‌ درصد آن‌ به‌ عهده‌بیمه‌ شده‌ و هجده‌ درصد به‌ عهده‌ کارفرما و سه‌ درصد به‌ وسیله‌دولت‌ تأمین‌ خواهد شد.

درآمد حاصل‌ از وجوه‌ و ذخائر و اموال‌ سازمان‌.

وجوه‌ حاصل‌ از خسارات‌ و جریمه‌های‌ نقدی‌ مقرر در این‌ قانون‌.

کمک‌ها و هدایا.

تبصره‌ 1. از اول‌ سال‌ 1355 حق‌ بیمه‌ سهم‌ کارفرما بیست‌ درصدمزد یا حقوق‌ بیمه‌ شده‌ خواهد بود و با احتساب‌ سهم‌ بیمه‌ شدهو کمک‌ دولت‌ حق‌ بیمه‌ به‌ سی‌ درصد مزد حقوق‌ افزایش‌ می‌یابد.

تبصره‌ 2. دولت‌ مکلف‌ است‌ حق‌ بیمه‌ سهم‌ خود را به‌ طور یک‌جا در بودجه‌ سالانه‌ کل‌ کشور منظور و به‌ سازمان‌ پرداخت‌ کند.

تبصره‌ 3. سازمان‌ باید حداقل‌ هر سه‌ سال‌ یک‌ بار امور مالی‌خود را با اصول‌ محاسبات‌ احتمالی‌ تطبیق‌ و مراتب‌ را به‌ شورایعالی‌ گزارش‌ دهد.

 ماده‌ 29. نه‌ درصد از مأخذ محاسبه‌حق‌ بیمه‌ مذکور در ماده‌28 این‌ قانون‌ حسب‌ مورد برای‌ تأمین‌ هزینه‌های‌ناشی‌ از مواردمذکور در بندهای‌ الف‌ و ب‌ ماده‌ 3 این‌ قانون‌ تخصیص‌می‌یابدو بقیه‌ به‌ سایر تعهدات‌ اختصاص‌ خواهد یافت‌.

تبصره‌  

ماده‌ 30.غرامت‌ دستمزد ایام‌ بیماری‌بیمه‌شدگان‌ که‌ ازطرف‌کارفرما پرداخت‌ نمی‌شود به‌عهده‌ سازمان‌ می‌باشد

تبصره‌. ارزش‌ مزایای‌ غیر نقدی‌ مستمرمانند مواد غذایی‌ ـ پوشاک‌ و نظایر آن‌ طبق‌ آیین‌نامه‌ای‌ که‌ بهپیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ خواهد رسید به‌ طور مقطوعتعیین‌ و حق‌ بیمه‌ از آن‌ دریافت‌ می‌گردد.  

ماده‌ 31. در مورد بیمه‌شدگانی‌ که‌ تمام‌ یا قسمتی‌از مزد و درآمد آنها به‌ وسیله‌ مشتریان‌ یا مراجعین‌ تأمین‌ می‌شوددرآمد تقریبی‌ هر طبقه‌ یا حرفه‌ مقطوعاً به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ وتصویب‌ شورای‌ عالی‌ تعیین‌ و مأخذ دریافت‌ حق‌ بیمه‌ قرار خواهد گرفت‌.  

ماده‌ 32. در مورد بیمه‌شدگانی‌ که‌ کارمزد دریافت‌می‌دارند حق‌ بیمه‌ به‌ مأخذ کل‌ درآمد ماهانه‌ آنها احتساب‌ و دریافتمی‌گردد. این‌ حق‌ بیمه‌ در هیچ‌ مورد نباید از حق‌ بیمه‌ای‌ که‌ به‌حداقل‌ مزد کارگر عادی‌ تعلق‌ می‌گیرد کمتر باشد.

 ماده‌ 33. حق‌ بیمه‌ کارآموزان‌ باید به‌ نسبت‌ مزدیا حقوق‌ آنها پرداخت‌ شود و در هر حال‌ میزان‌ حق‌ بیمه‌ در این‌ موردنباید از میزانی‌ که‌ به‌ حداقل‌ مزد یا حقوق‌ تعلق‌ می‌گیرد کمتر باشد.در صورتی‌ که‌ مزد یا حقوق‌ کارآموزان‌ کمتر از حداقل‌ دستمزد باشد پرداخت‌مابه‌التفاوت‌ حق‌ بیمه‌ سهم‌ کارآموز به‌ عهده‌ کارفرما خواهد بود.

 ماده‌ 34. در صورتی‌ که‌ بیمه‌ شده‌ برای‌ دو یاچند کارفرما کار کند هر یک‌ از کارفرمایان‌ مکلفند به‌ نسبت‌ مزد یا حقوقی‌ که‌ می‌پردازند حق‌ بیمه‌ سهم‌ بیمه‌ شده‌ را از مزد یا حقوقاو کسر و به‌ انضمام‌ سهم‌ خود به‌ سازمان‌ پرداخت‌ نمایند.

 ماده‌ 35. سازمان‌ می‌تواند در موارد لزوم‌ با تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ مزد یا حقوق‌ بیمه‌شدگان‌ بعضی‌ از فعالیت‌ها راطبقه‌بندی‌ نماید و حق‌ بیمه‌ را به‌ مأخذ درآمد مقطوع‌ وصول‌ و کمک‌های‌نقدی‌ را بر همان‌ اساس‌ محاسبه‌ و پرداخت‌ نماید.

 ماده‌ 36. کارفرما مسئول‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ سهم‌ خود و بیمه‌شده‌ به‌ سازمان‌ می‌باشد و مکلف‌ است‌ در موقع‌ پرداخت‌مزد یا حقوق‌ و مزایا سهم‌ بیمه‌ شده‌ را کسر نموده‌ و سهم‌ خود را بر آن‌ افزوده‌ به‌ سازمان‌ تأدیه‌ نماید. در صورتی‌ که‌ کارفرما از کسرحق‌ بیمه‌ سهم‌ بیمه‌شده‌ خودداری‌ کند شخصاً مسئول‌ پرداخت‌ آن‌ خواهدبود، تأخیر کارفرما در پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ یا عدم‌ پرداخت‌ آن‌ رافع‌مسئولیت‌ و تعهدات‌ سازمان‌ در مقابل‌ بیمه‌شده‌ نخواهد بود.

تبصره‌. بیمه‌شدگانی‌ که‌ تمام‌ یا قسمتی‌از درآمد آنها به‌ ترتیب‌ مذکور در ماده‌ 31 این‌ قانون‌ تأمین‌ می‌شودمکلفند حق‌ بیمه‌ سهم‌ خود را برای‌ پرداخت‌ به‌ سازمان‌ به‌ کارفرماتأدیه‌ نمایند ولی‌ در هر حال‌ کارفرما مسئول‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ خواهدبود.  

ماده‌ 37هنگام‌ نقل‌ و انتقال‌ عین‌ یا منافع‌موسسات‌ و کارگاه‌های‌ مشمول‌ این‌ قانون‌ اعم‌ از این‌ که‌ انتقالبه‌ صورت‌ قطعی‌ ـ شرطی‌ ـ رهنی‌ ـ صلح‌ حقوق‌ یا اجاره‌ باشد و اعم‌از این‌ که‌ انتقال‌ به‌ طور رسمی‌ یا غیر رسمی‌ انجام‌ بگیرد انتقالگیرنده‌ مکلف‌ است‌ گواهی‌ سازمان‌ را مبنی‌ بر نداشتن‌ بدهی‌ معوق‌بابت‌ حق‌ بیمه‌ و متفرعات‌ آن‌ از انتقال‌دهنده‌ مطالبه‌ نماید.دفاتراسناد رسمی‌ مکلفند در موقع‌ تنظیم‌ سند از سازمان‌ راجع‌ به‌ بدهی‌واگذارکننده‌ استعلام‌ نمایند در صورتی‌ که‌سازمان‌ ظرف‌ 15 روز از تاریخ‌ ورود برگ‌ استعلام‌ به‌ دفتر سازمان‌ پاسخی‌ به‌ دفترخانه‌ ندهددفترخانه‌ معامله‌ را بدون‌ مفاصاحساب‌ ثبت‌ خواهد کرد. در صورتی‌ که‌بنا به‌ اعلام‌ سازمان‌ واگذارکننده‌ بدهی‌ داشته‌ باشد می‌تواند باپرداخت‌ بدهی‌ معامله‌ را انجام‌ دهد بدون‌ این‌ که‌ پرداخت‌ بدهی‌ حق‌واگذارکننده‌ را نسبت‌ به‌ اعتراض‌ به‌ تشخیص‌ سازمان‌ و رسیدگی‌ بهمیزان‌ حق‌ بیمه‌ ساقط‌ کند.در صورت‌ انجام‌ معامله‌ بدون‌ ارائه‌ گواهی‌مذکور انتقال‌دهنده‌ و انتقال‌گیرنده‌ برای‌ پرداخت‌ مطالبات‌ س ازمان‌دارای‌ مسئولیت‌ تضامنی‌ خواهند بود.وزارتخانه‌ها و موسسات‌ و شرکت‌های‌ دولتی‌ همچنین‌ شهرداری‌ها و اتاق‌های‌ اصناف‌ و سایر مراجع‌ ذیربط‌ مکلفند در موقع‌ تقاضای‌ تجدید پروانه‌ کسب‌ یا هر نوع‌ فعالیت‌ دیگرمفاصاحساب‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ را از متقاضی‌ مطالبه‌ نمایند. در هر حال‌تجدید پروانه‌ کسب‌ موکول‌ به‌ ارائه‌ مفاصاحساب‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌می‌باشد.

تبصره‌سازمان‌ مکلف‌ است‌ حداکثر پس‌از یک‌ ماه‌ از تاریخ‌ثبت‌ تقاضا مفاصاحساب‌ صادر و به‌ تقاضاکننده‌ تسلیم‌ نماید.  

ماده‌ 38 در مواردی‌ که‌ انجام‌ کار به‌ طور مقاطعه‌به‌ اشخاص‌ حقیقی‌ یا حقوقی‌ واگذار می‌شود کارفرما باید در قراردادی‌که‌ منعقد می‌کند مقاطعه‌کار را متعهد نماید که‌ کارکنان‌ خود و همچنین‌ کارکنان‌ مقاطعه‌کاران‌ فرعی‌ را نزد سازمان‌ بیمه‌ نماید و کل‌ حق‌ بیمه‌ را به‌ ترتیب‌ مقرر در ماده‌ 28 این‌ قانون‌ بپردازد. پرداخت‌ پنج‌ درصد بهای‌ کل‌ کار مقاطعه‌کار از طرف‌ کارفرما موکول‌ به‌ ارائه‌ مفاصاحساب‌ از طرف‌ سازمان‌ خواهد بود. در مورد مقاطعه‌کارانی‌ که‌ صورت‌مزد و حق‌ بیمه‌ کارکنان‌ خود را در موعد مقرر به‌ سازمان‌ تسلیم‌ و پرداخت‌ می‌کنند معادل‌ حق‌ بیمه‌ پرداختی‌ بنا به‌ درخواست‌ سازمان‌ از مبلغ‌ مذکور آزاد خواهد شد. هر گاه‌ کارفرما آخرین‌ قسط‌ مقاطعه‌کاررا بدون‌ مطالبه‌ مفاصاحساب‌ سازمان‌ بپردازد مسئول‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ مقرر و خسارات‌ مربوط‌ خواهد بود و حق‌ دارد وجوهی‌ را که‌ از این‌ بابت‌به‌ سازمان‌ پرداخته‌ است‌ از مقاطعه‌کار مطالبه‌ و وصول‌ نماید، کلیه‌ وزارتخانه‌ها و مؤسسات‌ و شرکت‌های‌ دولتی‌ همچنین‌ شهرداری‌ها و اتاق‌ اصناف‌ و مؤسسات‌ غیر دولتی‌ و مؤسسات‌ خیریه‌ و عام‌المنفعه‌ مشمول‌ مقررات‌ این‌ ماده‌ می‌باشند.

تبصره‌. کلیه‌ کارفرمایان‌ موضوع‌ این‌ماده‌ و ماده‌ 29 قانون‌بیمه‌های‌ اجتماعی‌ سابق‌ مکلفند، مطالبات‌ سازمانتأمین‌ اجتماعی‌از مقاطعه‌کاران‌ و مهندسین‌ مشاوری‌ که‌ حداقل‌ یکسال‌از تاریخ‌خاتمه‌، تعلیق‌ و یا فسخ‌ قرارداد آنان‌ گذشته‌ و در این‌ فاصله‌جهتپرداخت‌ حق‌ بیمه‌ کارکنان‌ شاغل‌ در اجرای‌ قرارداد و ارائه‌مفاصاحساب‌سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مراجعه‌ ننموده‌اند را ضمن‌اعلام‌ فهرست‌ مشخصات‌ مقاطعه‌کاران‌ و مهندسین‌ مشاور از محلپنج‌ درصد کل‌ کار و آخرین‌ قسطنگهداری‌ شده‌ به‌ این‌ سازمان‌ پرداخت‌ نمایند. میزان‌ حق‌ بیمه‌ پس‌ از قطعی‌ شدن‌ طبق‌ قانون‌ و براساس‌ آراء هیأت‌ تجدید نظر موضوع‌ ماده‌44 قانون‌ تأمین‌اجتماعی‌ و ابلاغ‌ مجدد به‌ پیمانکار جهت‌ پرداخت‌ بدهی‌حق‌ بیمه‌ ظرف‌ 20 روز از تاریخ‌ ابلاغ‌ توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ اعلام‌ خواهد شد.

نحوه‌ اجرای‌ تبصره‌ به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ توسط‌سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ تهیه‌ و به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ می‌رسد.

ماده‌ 39. کارفرما مکلف‌ است‌ حق‌ بیمه‌ مربوط‌ به‌ هر ماه‌را حداکثر تا آخرین‌ روز ماه‌ بعد به‌ سازمان‌ بپردازد. همچنین‌صورت‌ مزد یا حقوق‌ بیمه‌شدگان‌ را به‌ ترتیبی‌ که‌ در آئین‌نامه‌ طرز تنظیم‌ و ارسال‌ صورت‌ مزد که‌ به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌خواهد رسید به‌ سازمان‌ تسلیم‌ نماید. سازمان‌ حداکثر ظرف‌ شش‌ماه‌ از تاریخ‌ دریافت‌ صورت‌ مزد اسناد و مدارک‌ کارفرما را موردرسیدگی‌ قرار داده‌ و در صورت‌ مشاهده‌ نقص‌ یا اختلاف‌ یا مغایرت‌به‌ شرح‌ ماده‌ 100 این‌ قانون‌ اقدام‌ و مابه‌التفاوت‌ را وصول‌می‌نماید. هر گاه‌ کارفرما از ارائه‌ اسناد و مدارک‌ امتناع‌ کندسازمان‌ مابه‌التفاوت‌ حق‌ بیمه‌ را رأساً تعیین‌ و مطالبه‌ و وصول‌ خواهد کرد.

 ماده‌ 40.در صورتی‌ که‌ کارفرما از ارسال‌ صورت‌مزد مذکور در ماده‌ 39 این‌ قانون‌ خودداری‌ کند سازمان‌ می‌تواند حق‌بیمه‌را رأساً تعیین‌ و از کارفرما مطالبه‌ و وصول‌ نماید

 ماده‌ 41. در مواردی‌ که‌ نوع‌ کار ایجاب‌ کند سازمان‌می‌تواند به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ و تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ نسبت‌مزد را به‌ کل‌ کار انجام‌ یافته‌ تعیین‌ و حق‌ بیمه‌ متعلق‌ را به‌همان‌ نسبت‌ مطالبه‌ و وصول‌ نماید.

 ماده‌ 42. در صورتی‌ که‌ کارفرما به‌ میزان‌ حق‌بیمه‌ و خسارات‌ تأخیر تعیین‌ شده‌ از طرف‌ سازمان‌ معترض‌ باشد می‌تواندظرف‌ سی‌ روز از تاریخ‌ ابلاغ‌، اعتراض‌ خود را کتباً به‌ سازمان‌ تسلیم‌نماید. سازمان‌ مکلف‌ است‌ اعتراض‌ کارفرما را حداکثر تا یکماه‌ پس‌از دریافت‌ آن‌ در هیأت‌ بدوی‌ تشخیص‌ مطالبات‌ مطرح‌ نماید در صورتعدم‌ اعتراض‌ کارفرما ظرف‌ مدت‌ مقرر تشخیص‌ سازمان‌ قطعی‌ و میزان‌حق‌ بیمه‌ و خسارات‌ تعیین‌ شده‌ طبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ وصول‌ خواهدشد.

 ماده‌ 43. هیأت‌های‌ بدوی‌ تشخیص‌ مطالبات‌ سازمان‌ از افرادزیر تشکیل‌ می‌گردند.

نماینده‌ وزارت‌ رفاه‌ اجتماعی‌ که‌ ریاست‌ هیأت‌ را به‌ عهده‌خواهد داشت‌.

یکنفر به‌ عنوان‌ نماینده‌ کارفرما به‌ انتخاب‌ اتاق‌ بازرگانی‌و صنایع‌ و معادن‌ ایران‌ در مورد بازرگانان‌ و صاحبان‌ صنایع‌ یا یکنفر نماینده‌ صنف‌ مربوط‌ به‌ معرفی‌ اتاق‌ اصناف‌ در مورد افراد صنفی‌ و صاحبان‌ حرف‌ و مشاغل‌ آزاد.

یکنفر به‌ انتخاب‌ شورای‌ عالی‌ تأمین‌ اجتماعی‌.

نماینده‌ کارگران‌ در مورد کارگران‌ مشمول‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌به‌ انتخاب‌ وزیر رفاه‌ اجتماعی‌.

آراء هیأت‌های‌ بدوی‌ در صورتی‌ که‌ مبلغ‌ مورد مطالبه‌ سازمان‌بابت‌ اصل‌ حق‌بیمه‌ یک‌ میلیون‌ و پانصد هزار ریال‌ یا کمتر باشدو یا این‌ که‌ در موعد مقرر مورد اعتراض‌ واقع‌ نشود قطعی‌ و لازم‌الاجراخواهد بود. در صورتی‌ که‌ مبلغ‌ مورد مطالبه‌ بیش‌ از یک‌ میلیون‌و پانصد هزار ریال‌ باشد کارفرما و سازمان‌ ظرف‌ 20 روز از تاریخ‌ ابلاغ‌ واقعی‌ یا قانونی‌ رأی‌ هیأت‌ بدوی‌ حق‌ تقاضای‌ تجدیدنظر خواهند داشت‌.

ماده‌ 44. هیأت‌های‌ تجدید نظر تشخیص‌ مطالبات‌ درمراکز استانها با شرکت‌ افراد زیر تشکیل‌ می‌شود.

نماینده‌ وزارت‌ رفاه‌ اجتماعی‌ که‌ ریاست‌ هیأت‌ را به‌ عهده‌خواهد داشت‌.

یکنفر از قضات‌ دادگستری‌ به‌ انتخاب‌ وزارت‌ دادگستری‌.

یکنفر به‌ انتخاب‌ شورای‌ عالی‌ تأمین‌ اجتماعی‌.

نماینده‌ سازمان‌ به‌ انتخاب‌ رئیس‌ هیأت‌ مدیره‌ و مدیرعامل‌سازمان‌.

یکنفر به‌ عنوان‌ نماینده‌ کارفرما به‌ انتخاب‌ اتاق‌ بازرگانی‌و صنایع‌ و معادن‌ ایران‌ در مورد بازرگانان‌ و صاحبان‌ صنایع‌یا یک‌ نفر نماینده‌ اتاق‌ اصناف‌ در مورد افراد صنفی‌ و صاحبان‌حرف‌ و مشاغل‌ آزاد.

آراء هیأت‌ تجدید نظر قطعی‌ و لازم‌الاجرا است‌.

تبصره‌. هیأت‌های‌ بدوی‌ و تجدید نظر تاریخ‌ رسیدگی‌را به‌ کارفرما ابلاغ‌ خواهند کرد و حضور کارفرما برای‌ ادای‌ توضیحاتبلامانع‌ است‌.

 ماده‌ 45. نحوه‌ تسلیم‌ اعتراض‌ ودرخواست‌ تجدید نظر و تشکیل‌ جلسات‌ هیأت‌ها و ترتیب‌ رسیدگی‌ و صدوررأی‌ و ابلاغ‌ به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ به‌ پیشنهاد هیأتمدیره‌ سازمان‌ به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ خواهد رسید.

ماده‌ 46. سازمان‌ می‌تواند به‌ درخواست‌ کارفرما بدهی‌ او را حداکثر تا سی‌ و شش‌ قسط‌ ماهانه‌ تقسیط‌ نماید و در این‌ صورت‌کارفرما باید معادل‌ دوازده‌ درصد در سال‌ نسبت‌ به‌ مانده‌ بدهی‌خود بهره‌ به‌ سازمان‌ بپردازد. در صورتی‌ که‌ کارفرما هر یک‌از اقساط‌ مقرر را در رأس‌ موعد پرداخت‌ نکند بقیه‌ اقساط‌ تبدیل به‌ حال‌ شده‌ و طبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ وصول‌ خواهد شد.

 ماده‌ 47. کارفرمایان‌ مکلفند صورت‌ مزد و حقوق‌ و مزایای‌ بیمه‌شدگان‌همچنین‌ دفاتر و مدارک‌ لازم‌ را در موقع‌ مراجعه‌ بازرس‌ سازمان‌در اختیار او بگذارند. بازرسان‌ سازمان‌ می‌توانند از تمام‌ یاقسمتی‌ از دفاتر و مدارک‌ مذکور رونوشت‌ یا عکس‌ تهیه‌ و برای‌کسب‌ اطلاعات‌ لازم‌ به‌ هر یک‌ از رؤسا و کارمندان‌ و کارگرانکارگاه‌ و مراجع‌ ذیربط‌ مراجعه‌ نمایند. بازرسان‌ سازمان‌ حق‌دارند کارگاه‌های‌ مشمول‌ قانون‌ را مورد بازرسی‌ قرار دهند ودارای‌ همان‌ اختیارات‌ و مسئولیت‌های‌ مذکور در مواد 52 و 53قانون‌ کار خواهند بود. نتیجه‌ بازرسی‌ حداکثر ظرف‌ یکماه‌ از طرف‌ سازمان‌ به‌ کارفرما اعلام‌ خواهد شد.

 ماده‌ 48. از تاریخی‌ که‌ سازمان‌ با توجه‌ به‌ ماده7 این‌ قانون‌ گروه‌ جدیدی‌ را مشمول‌ بیمه‌ اعلام‌ نماید ملزم‌ به‌ انجام‌تعهدات‌ قانونی‌ طبق‌ مقررات‌ نسبت‌ به‌ بیمه‌شدگان‌ خواهد بودوکارفرمایان‌ موظفند حق‌ بیمه‌ را از همان‌ تاریخی‌ که‌ گروه‌مزبور مشمول‌ بیمه‌ اعلام‌ شده‌ است‌ به‌ سازمان‌ بپردازند.

تبصره‌. در صورت‌ عدم‌ ارسال‌ صورت‌ مزد در موعد مقرر از طرف‌ کارفرما سازمان‌ می‌تواند مزد یا حقوق‌ بیمه‌شدگان‌را براساس‌ مأخذی‌ که‌ طبق‌ ماده‌ 40 این‌ قانون‌ مبنای‌ تعیین‌ حق‌بیمه‌قرار گرفته‌ است‌ احتساب‌ و مأخذ پرداخت‌ مزایای‌ نقدی‌ قرار دهد.درمواردی‌ که‌ تعیین‌ مزد یا حقوق‌ بیمه‌ شده‌ به‌ طریق‌ مذکور میسر نباشدسازمان‌ می‌تواند مزایای‌ نقدی‌ را به‌ مأخذ حداقل‌مزد یا حقوق‌ به‌طور علی‌الحساب‌ پرداخت‌ نماید.  

ماده‌ 49. مطالبات‌ سازمان‌ ناشی‌ از اجرای‌ این‌ قانون‌ درعداد مطالبات‌ ممتاز می‌باشد.  

ماده‌ 50. مطالبات‌ سازمان‌ بابت‌ حق‌ بیمه‌ و خسارات‌تأخیر و جریمه‌های‌ نقدی‌ که‌ ناشی‌ از اجرای‌ این‌ قانون‌ یا قوانین‌ سابق‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ و قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ روستائیان‌ باشد،همچنین‌ هزینه‌های‌ انجام‌ شده‌ طبق‌ مواد 66 و 90 خسارات‌ مذکور درمواد 98 و 100 این‌ قانون‌ در حکم‌ مطالبات‌ مستند به‌ اسناد لازم‌الاجرابوده‌ و طبق‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ اجرای‌ مفاد اسناد رسمی‌ به‌ وسیله‌مأمورین‌ اجرای‌ سازمان‌ قابل‌ وصول‌ می‌باشد. آئین‌نامه‌ اجرائی‌ این‌ماده‌ حداکثر ظرف‌ شش‌ ماه‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ از طرف‌ سازمان‌تهیه‌ و پس‌ از تصویب‌ وزارت‌ رفاه‌ اجتماعی‌ و وزارت‌ دادگستری‌ به‌موقع‌ اجراء گذارده‌ خواهد شد. تا تصویب‌ آئین‌نامه‌ مزبور مقررات‌ این‌ماده‌ توسط‌ مأمورین‌ اجرای‌ احکام‌ محاکم‌ دادگستری‌ براساس‌ آئین‌نامه‌ماده‌ 35 قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ اجراء خواهد شد.

 

فصل‌ سوم‌ - مقــرات‌ مالـی‌  

ماده‌ 51.هیأت‌ مدیره‌ مکلف‌ است‌ تا اول‌ دی‌ماه‌ هر سال‌ بودجه‌ کل‌ سازمان‌ را برای‌ سال‌ بعد تنظیم‌ و بهشورای‌ عالی‌ سازمان‌ پیشنهاد نماید، شورای‌ عالی‌ سازمان‌ مکلف‌است‌ حداکثر تا پانزدهم‌ اسفندماه‌ بودجه‌ سال‌ بعد را تصویبو به‌ هیأت‌ مدیره‌ ابلاغ‌ نماید.

تبصره‌. سهم‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ از بابت‌ هزینه‌های‌ناشی‌ از بندهای‌ الف‌ و ب‌ ماده‌ 3 این‌ قانون‌ به‌ ترتیب‌ مقرر در ماده‌ 29 باید در بودجه‌ سازمان‌ مشخص‌ گردد.

 ماده‌ 52. مانده‌ درآمد پس‌ از وضع‌ مخارج‌ و کلیه‌ درآمدهای‌حاصل‌ از خسارات‌ و زیان‌ دیرکرد و بهره‌ سپرده‌ها و سود اوراق‌بهادار و سود سرمایه‌گذاری‌ها و درآمد حاصل‌ از فروش‌ و یا واگذاریو یا بهره‌برداری‌ از اموال‌ سازمان‌ کلاً به‌ حساب‌ ذخائر منظورخواهد شد.

تبصره‌ 1.شورای‌ عالی‌ سازمان‌ هر سال‌ به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌از محل‌ ذخایر مبلغی‌ جهت‌ خرید اموال‌ غیرمنقول‌ و ایجاد ساختمان‌هایا تأسیسات‌ و تجهیزات‌ جدید که‌ اعتبار آن‌ در بودجه‌ سازمان‌ تأمین‌ نشده‌ باشد تخصیص‌ خواهد داد.  

ماده‌ 53.ذخایر سازمان‌ نزد بانک‌ رفاه‌ کارگران‌ متمرکز خواهدشد بانک‌ مذکور ذخایر مزبور را تحت‌ نظر هیأتی‌ با تصویب‌ شورای‌عالی‌ سازمان‌ به‌ کار خواهد انداخت‌.

 فصل‌ چهارم‌

حوادث‌ و بیماریها و بارداری‌

 ماده‌ 54.بیمه‌شدگان‌ و افراد خانواده‌ آنها از زمانی‌ که‌ مشمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ قرار می‌گیرنددر صورت‌ مصدوم‌ شدن‌ بر اثر حوادث‌ یا ابتلاء به‌ بیماری‌ می‌تواننداز خدمات‌ پزشکی‌ استفاده‌ نمایند. خدمات‌ پزشکی‌ «که‌ به‌ عهدهسازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ است‌» شامل‌ کلیه‌ اقدامات‌ درمانی‌سرپایی‌ ـ بیمارستانی‌ تحویل‌ داروهای‌ لازم‌ و انجام‌ آزمایشات‌تشخیص‌ طبی‌ می‌باشد.

 ماده‌ 55.خدمات‌ درمانی‌ موضوع‌ این‌ قانون‌ به‌ دو صورت‌ انجام‌می‌گیرد.

الف :اولویت‌ درمان‌ به‌ روش‌ درمان‌ مستقیم‌ داده‌ شود.

ب‌. استفاده‌ از روش‌ درمان‌ غیرمستقیم‌ با اختیار و تشخیص‌ وزارت‌بهداری‌ و بهزیستی‌ به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ وزارت‌بهداری‌ و بهزیستی‌ ظرف‌ مدت‌ 15 روز پس‌ از تصویب‌ این‌ ماده‌واحده‌ تهیه‌ و به‌ مرحله‌ اجرا درخواهد آمد.

 ماده‌ 56. به‌ منظور توان‌بخشی‌، ترمیم‌ و تجدید فعالیت‌ بیمه‌شدگان‌آسیب‌دیده‌ که‌ قدرت‌ کار اولیه‌ خود را از دست‌ داده‌اند «سازمان‌تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌» برای‌ اشتغال‌ آنها به‌ کارهای‌ مناسب‌دیگر طبق‌ آئین‌نامه‌هائی‌ که‌ از طرف‌ شورای‌ فنی‌ سازمان‌ مذکورپیشنهاد و به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ خواهد رسید از طریق‌مؤسسات‌ حرفه‌ای‌ معلولین‌ اقدام‌ خواهد نمود.

 ماده‌ 57در صورتیکه‌ معالجه‌ بیمار مستلزم‌ انتقال‌ او ازروستا یا از شهرستان‌ به‌ شهرستان‌ دیگر باشد ترتیب‌ نقل‌ و انتقال‌طبق‌ ضوابطی‌ خواهد بود که‌ از طرف‌ «سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌»پیشنهاد و به‌ تصویب‌ شورای‌ فنی‌ سازمان‌ مذکور می‌رسد.

 ماده‌ 58.افراد خانواده‌ بیمه‌ شده‌ که‌ از کمکهای‌ مقرر در ماده‌ 54 این‌ قانون‌ استفاده‌ می‌کنند عبارتند از:

همسر بیمه‌ شده‌.

شوهر بیمه‌ شده‌ در صورتی‌ که‌ معاش‌ او توسط‌ بیمه‌ شده‌ زن‌تأمین‌ می‌شود و سن‌ او از شصت‌ سال‌ متجاوز باشد یا طبق‌ نظرکمیسیون‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌ قانون‌ ازکارافتاده‌ شناخته‌شود.

 ماده‌ 59.بیمه‌ شدگانی‌ که‌ تحت‌ معالجه‌ و یا درمانهای‌ توانبخشی‌قرار می‌گیرند و بنا به‌ تشخیص‌ «سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌»موقتاً قادر به‌ کار نیستند به‌ شرط‌ عدم‌ اشتغال‌ به‌ کار و عدم‌دریافت‌ مزد یا حقوق‌ استحقاق‌ دریافت‌ غرامت‌ دستمزد را با رعایت‌شرایط‌ زیر خواهند داشت‌:

بیمه‌ شده‌ بر اثر حوادث‌ ناشی‌ از کار و غیر ناشی‌ از کاریا بیماریهای‌ حرفه‌ای‌ تحت‌ درمان‌ قرار گرفته‌ باشد.

در صورتیکه‌ بیمه‌ شده‌ به‌ سبب‌ بیماری‌ و طبق‌ گواهی‌ پزشکاحتیاج‌ به‌ استراحت‌ مطلق‌ یا بستری‌ شدن‌ داشته‌ باشد و در تاریخ‌اعلام‌ بیماری‌ مشغول‌ به‌ کار بوده‌ و یا در مرخصی‌ استحقاقی‌باشد.

 ماده‌ 60.حوادث‌ ناشی‌ از کار حوادثی‌ است‌ که‌ در حین‌ انجام‌ وظیفه‌ و به‌ سبب‌ آن‌ برای‌ بیمه‌شده‌ اتفاق‌ می‌افتد. مقصوداز حین‌ انجام‌وظیفه‌ تمام‌ اوقاتی‌ است‌ که‌ بیمه‌شده‌ در کارگاهیا مؤسسات‌ وابسته‌ یا ساختمانها و محوطه‌ آن‌ مشغول‌ کار باشدو یا به‌ دستور کارفرما در خارج‌ از محوطه‌ کارگاه‌ عهده‌دار انجام‌مأموریتی‌ باشد. اوقات‌ مراجعه‌ به‌ درمانگاه‌ و یا بیمارستان‌و یا برای‌ معالجات‌ درمانی‌ و توانبخشی‌ و اوقات‌ رفت‌ و برگشت‌بیمه‌شده‌ از منزل‌ به‌ کارگاه‌ جزء اوقات‌ انجام‌وظیفه‌ محسوب‌می‌گردد مشروط‌ بر اینکه‌ حادثه‌ در زمان‌ عادی‌ رفت‌ و برگشت‌ به‌ کارگاه‌ اتفاق‌ افتاده‌ باشد حوادثی‌ که‌ برای‌ بیمه‌ شده‌ حین‌ اقدام‌ برای‌ نجات‌ سایر بیمه‌شدگان‌ و مساعدت‌ به‌ آنان‌اتفاق‌ می‌افتد حادثه‌ ناشی‌ از کار محسوب‌ می‌شود.

 ماده‌ 61.بیماریهای‌ حرفه‌ای‌ به‌ موجب‌ جدولی‌ که‌ به‌ پیشنهاد هیأت‌ مدیره‌ به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌ خواهد رسید تعیین‌می‌گردد مدت‌ مسئولیت‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ نسبت‌ به‌درمان‌ هریک‌ از بیماریهای‌ حرفه‌ای‌ پس‌ از تغییر کار بیمه‌شدهبه‌ شرحی‌ است‌ که‌ در جدول‌ مزبور قید می‌شود.

 ماده‌ 62دت‌ پرداخت‌ غرامت‌ دستمزد ایام‌ بیماری‌ و میزان‌آن‌ بشرح‌ زیر می‌باشد:

غرامت‌ دستمزد از اولین‌ روزی‌ که‌ بیمه‌شده‌ بر اثر حادثه‌یا بیماری‌ حرفه‌ای‌ و به‌ موجب‌ تشخیص‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌درمانی‌ قادر به‌ کار نباشد پرداخت‌ خواهد شد. در مواردی‌ که‌عدم‌ اشتغال‌ به‌ کار و معالجه‌ به‌ سبب‌ بیماری‌ باشد در صورتی‌که‌ بیمار در بیمارستان‌ بستری‌ نشود غرامت‌ دستمزد از روز چهارم‌پرداخت‌ خواهد شد.

پرداخت‌ غرامت‌ دستمزد تا زمانی‌ که‌ بیمه‌شده‌ به‌ تشخیص‌سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ قادر به‌ کار نبوده‌ و به‌ موجب‌مقررات‌ این‌ قانون‌ از کارافتاده‌ شناخته‌ نشده‌ باشد ادامه‌خواهد یافت‌.

غرامت‌ دستمزد بیمه‌شده‌ای‌ که‌ دارای‌ همسر یا فرزند یا پدرو مادر تحت‌ تکفل‌ باشد به‌ میزان‌ سه‌ چهارم‌ آخرین‌ مزد یا حقوق‌روزانه‌ او پرداخت‌ می‌گردد.

غرامت‌ دستمزد بیمه‌شده‌ای‌ که‌ همسر یا فرزند یا پدر و مادرتحت‌ تکفل‌ نداشته‌ باشد معادل‌ دو سوم‌ آخرین‌ مزد یا حقوق‌ روزانه‌او می‌باشد مگر اینکه‌ بیمه‌شده‌ به‌ هزینه‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌درمانی‌ بستری‌ شود که‌ در اینصورت‌ غرامت‌ دستمزد معادل‌ یک‌دوم‌ آخرین‌ مزد یا حقوق‌ روزانه‌ وی‌ خواهد بود.

هرگاه‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ بیمه‌شده‌ای‌ را برای‌معالجه‌ به‌ شهرستان‌ دیگری‌ اعزام‌ دارد و درمان‌ او را به‌طورسرپائی‌ انجام‌ دهد علاوه‌ بر غرامت‌ دستمزد متعلق‌ معادل‌ صددر صد غرامت‌ دستمزد روزانه‌ هم‌ بابت‌ هزینه‌ هر روز اقامت‌ اوپرداخت‌ خواهد شد. در صورتی‌ که‌ به‌ تشخیص‌ پزشک‌ معالج‌ مادام‌که‌ بیمار احتیاج‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد علاوه‌ بر مخارج‌ مسافرت‌ معادل‌ پنجاه‌ درصد حقوق‌ یا دستمزد بیمه‌شده‌ نیز به‌ همراه‌بیمار از طرف‌ سازمان‌ پرداخت‌ خواهد شد.  

ماده‌ 63.در مورد بیماریها یا حوادث‌ آخرین‌ مزد یا حقوق‌ روزانه‌بیمه‌شده‌ به‌ منظور محاسبه‌ غرامت‌ دستمزد ایام‌ بیماری‌ عبارت‌است‌ از جمع‌ کل‌ دریافتی‌ بیمه‌شده‌ که‌ به‌ مأخذ آن‌ حق‌ بیمه‌دریافت‌ شده‌ است‌ در آخرین‌ 90 روز قبل‌ از شروع‌ بیماری‌ تقسیم‌به‌ روزهای‌ کار و در مورد بیمه‌شدگانی‌ که‌ کارمزد دریافت‌ می‌کنندآخرین‌ مزد عبارت‌ است‌ از جمع‌ کل‌ دریافتی‌ بیمه‌شده‌ که‌ به‌مأخذ آن‌ حق‌ بیمه‌ دریافت‌ شده‌ است‌ در آخرین‌ 90 روز قبل‌ ازشروع‌ بیماری‌ تقسیم‌ بر 90 مشروط‌ بر اینکه‌ غرامت‌ دستمزد این‌مبلغ‌ از غرامت‌ دستمزدی‌ که‌ به‌ حداقل‌ مزد کارگر عادی‌ تعلق‌ می‌گیرد کمتر نباشد. در صورتی‌ که‌ بیمه‌شده‌ دریافت‌کننده‌ کارمزدظرف‌ سه‌ ماه‌ مذکور مدتی‌ از غرامت‌ دستمزد استفاده‌ کرده‌ باشدمتوسط‌ دستمزدی‌ که‌ مبنای‌ محاسبه‌ غرامت‌ دستمزد مذکور قرارگرفته‌ است‌ به‌ منزله‌ دستمزد روزانه‌ ایام‌ بیماری‌ تلقی‌ و در محاسبه‌ منظور خواهد شد.  

ماده‌ 64.در مواردی‌ که‌ کارفرمایان‌ طبق‌ قوانین‌ و مقررات‌ دیگری‌ مکلف‌ باشند حقوق‌ یا مزد بیمه‌شدگان‌ بیمار خود را پرداختنمایند سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ فقط‌ عهده‌دار معالجه‌ آنها طبق‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهد بود

تبصره‌.در مواردی‌ که‌ کارفرمایان‌ طبق‌ قوانین‌ دیگری‌ مکلف‌باشند حقوق‌ کارگران‌ مسلول‌ خود را پرداخت‌ نمایند سازمان‌ فقط‌عهده‌دار معالجه‌ آنها طبق‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهد بود.  

ماده‌ 65.در صورت‌ وقوع‌ حادثه‌ ناشی‌ از کار کارفرما مکلف‌ است‌ اقدامات‌ لازم‌ اولیه‌ را برای‌ جلوگیری‌ از تشدید وضع‌ حادثه‌دیده‌به‌ عمل‌ آورده‌ و مراتب‌ را ظرف‌ سه‌ روز اداری‌ کتباً به‌ اطلاع‌سازمان‌ برساند. در صورتی‌ که‌ کارفرما بابت‌ اقدامات‌ اولیه‌مذکور متحمل‌ هزینه‌ای‌ شده‌ باشد سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌هزینه‌های‌ مربوطه‌ را خواهد پرداخت‌.  

ماده‌ 66. در صورتی‌ که‌ ثابت‌ شود وقوع‌ حادثه‌ مستقیماً ناشی‌از عدم‌ رعایت‌ مقررات‌ حفاظت‌ فنی‌ و بروز بیماری‌ ناشی‌ از عدم‌رعایت‌ مقررات‌ بهداشتی‌ و احتیاط‌ لازم‌ از طرف‌ کارفرما یا نمایندگان‌او بوده‌ سازمان‌ تأمین‌ خدماتی‌ درمانی‌ و سازمان‌ هزینه‌هایمربوط‌ به‌ معالجه‌ و غرامات‌ و مستمری‌ها و غیره‌ را پرداخته‌ و طبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ از کارفرما مطالبه‌ و وصول‌ خواهدنمود.

تبصره‌. مقصر می‌تواند با پرداخت‌ معادل‌ ده‌ سال‌ مستمری‌ موضوع‌این‌ ماده‌ به‌ سازمان‌ از این‌ بابت‌ بری‌الذمه‌ شود.

تبصره‌هر گاه‌ بیمه‌شده‌ مشمول‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ بیمه‌ شخص‌ ثالث‌ باشد در صورت‌ وقوع‌ حادثه‌ سازمان‌ و سازمان‌ تأمین‌خدمات‌ درمانی‌ و یا شخصاً کمک‌های‌ مقرر در این‌ قانون‌ را نسبت‌ به‌ بیمه‌شده‌ انجام‌ خواهند داد و شرکتهای‌ بیمه‌ موظفند خسارات‌ وارده‌ به‌ سازمان‌ها را در حدود تعهدات‌ خود نسبت‌ به‌ شخص‌ ثالث بپردازند.  

ماده‌ 67بیمه‌شده‌ زن‌ یا همسر بیمه‌شده‌ مرد در صورتی‌ که‌ظرف‌ یکسال‌ قبل‌ از زایمان‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ شصت‌ روزرا داشته‌ باشد می‌تواند بشرط‌ عدم‌ اشتغال‌ به‌ کار از کمک‌ بارداری‌استفاده‌ نماید. کمک‌ بارداری‌ دو سوم‌ آخرین‌ مزد یا حقوق‌ بیمهشده‌ طبق‌ ماده‌ 63 می‌باشد که‌ حداکثر برای‌ مدت‌ دوازده‌ هفته‌جمعاً قبل‌ و بعد از زایمان‌ بدون‌ کسر سه‌ روز اول‌ پرداخت‌ خواهدشد.  

ماده‌ 68.بیمه‌شده‌ زن‌ یا همسر بیمه‌شده‌ مرد در صورتی‌ که‌در طول‌ مدت‌ یکسال‌ قبل‌ از وضع‌ حمل‌ حق‌ بیمه‌ شصت‌ روز راپرداخته‌ باشد از کمکها و معاینه‌های‌ طبی‌ و معالجات‌ قبل‌ اززایمان‌ و حین‌ زایمان‌ و بعد از وضع‌ حمل‌ استفاده‌ خواهد کرد.سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ بنا به‌ درخواست‌ بیمه‌شده‌ می‌تواندبه‌ جای‌ کمکهای‌ مذکور مبلغی‌ وجه‌ نقد به‌ بیمه‌شده‌ پرداخت‌نماید، مبلغ‌ مزبور در آئین‌نامه‌ای‌ که‌ از طرف‌ هیأت‌ مدیره‌تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ تهیه‌ و به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ سازمان‌می‌رسد تعیین‌ خواهد شد.

 ماده‌ 69.در صورتی‌ که‌ بیمه‌شده‌ زن‌ و یا همسر بیمه‌شده‌ مرد به‌ بیماریهایی‌ مبتلا شود که‌ شیر دادن‌ برای‌ طفل‌ او زیان‌آورباشد یا پس‌ از زایمان‌ فوت‌ شود شیر مورد نیاز تا 18 ماهگی‌ تحویل‌خواهد شد.

 

فصل‌ پنجم‌ - از کـارافتـادگـی‌

 ماده‌ 70بیمه‌شدگانی‌ که‌ طبق‌ نظر پزشک‌ معالج‌ غیر قابل‌ علاج‌ تشخیص‌ داده‌ می‌شوند پس‌ از انجام‌خدمات‌ توان‌بخشی‌ و اعلام‌ نتیجه‌ توان‌بخشی‌ یا اشتغال‌ چنانچه‌طبق‌ نظر کمیسیونهای‌ پزشکی‌ مذکور در ماده‌ 91 این‌ قانون‌ توانائی‌خود را کلاً یا بعضاً از دست‌ داده‌ باشند به‌ ترتیب‌ زیر با آنهافتار خواهد شد:

هر گاه‌ درجه‌ کاهش‌ قدرت‌ کار بیمه‌شده‌ شصت‌ و شش‌ درصدو بیشتر باشد از کارافتادة‌ کلی‌ شناخته‌ می‌شود.

چنانچه‌ میزان‌ کاهش‌ قدرت‌ کار بیمه‌شده‌ بین‌ سی‌ و سه‌تا شصت‌ و شش‌ درصد و به‌ علت‌ حادثه‌ ناشی‌ از کار باشد از کارافتادةجزئی‌ شناخته‌ می‌شود.

اگر درجه‌ کاهش‌ قدرت‌ کار بیمه‌شده‌ بین‌ ده‌ تا سی‌ و سه‌درصد بوده‌ و موجب‌ آن‌ حادثه‌ ناشی‌ از کار باشد استحقاق‌ دریافت‌ غرامت‌ نقص‌ مقطوع‌ را خواهد داشت‌.

 ماده‌ 71بیمه‌شده‌ای‌ که‌ در اثر حادثه‌ ناشی‌ از کار یا بیماری‌ حرفه‌ای‌ از کارافتاده‌ کلی‌ شناخته‌ شود بدون‌ در نظر گرفتن‌مدت‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ استحقاق‌ دریافت‌ مستمری‌ ازکارافتادگی‌کلی‌ ناشی‌ از کار را خواهد داشت‌.

 ماده‌ 72میزان‌ مستمری‌ ماهانه‌ از کارافتادگی‌ کلی‌ ناشی‌ از کار عبارتست‌ از یک‌ سی‌ام‌ مزد یا حقوق‌ متوسط‌ بیمه‌شده‌ضرب‌ در سنوات‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ مشروط‌ بر اینکه‌ این‌ مبلغ‌از پنجاه‌ درصد مزد یا حقوق‌ متوسط‌ ماهانه‌ او کمتر و از صد درصد آن‌ بیشتر نباشد. در مورد بیمه‌شدگانی‌ که‌ دارای‌ همسر بوده‌یا فرزند یا پدر یا مادر تحت‌ تکفل‌ داشته‌ باشند و مستمری‌ استحقاقی‌ آنها از شصت‌ درصد مزد یا حقوق‌ متوسط‌ آنها کمتر باشد علاوه‌ بر آن‌ معادل‌ ده‌ درصد مستمری‌ استحقاقی‌ به‌ عنوان‌ کمک‌ مشروط‌ بر آنکه‌ جمع‌ مستمری‌ و کمک‌ از 60% تجاوز نکند پرداخت‌ خواهد شد.

تبصره‌شوهر یا فرزند یا پدر یا مادر با شرایط‌ زیر تحت‌ تکفل‌بیمه‌شده‌ محسوب‌ می‌شوند.

سن‌ شوهر از شصت‌ سال‌ متجاوز باشد و یا به‌ تشخیص‌ کمیسیونهای‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌ قانون‌ از کارافتاده‌ کلی‌ بودهو در هر دو حالت‌ به‌ حکم‌ این‌ قانون‌ مستمری‌ دریافت‌ ننمایدو معاش‌ او توسط‌ زن‌ تأمین‌ شود.

فرزندان‌ بیمه‌شده‌ که‌ حائز شرایط‌ مذکور در بند 3 ماده‌ 58این‌ قانون‌ باشند

سن‌ پدر از شصت‌ و سن‌ مادر از پنجاه‌ و پنج‌ سال‌ بیشتر بوده‌ یا اینکه‌ به‌ تشخیص‌ کمیسیونهای‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌قانون‌ از کارافتاده‌ باشند و معاش‌ آنها توسط‌ بیمه‌شده‌ تأمین‌ و در هر حال‌ به‌ موجب‌ این‌ قانون‌ مستمری‌ دریافت‌ ندارند.

تبصره‌مزد یا حقوق‌ متوسط‌ ماهانه‌ بیمه‌شده‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ عبارت‌ است‌ از جمع‌ کل‌ مزد یا حقوق‌ او که‌ به‌ مأخذ آن‌حق‌ بیمه‌ دریافت‌ گردیده‌ ظرف‌ هفتصد و بیست‌ روز قبل‌ از وقوع‌حادثه‌ ناشی‌ از کار یا شروع‌ بیماری‌ حرفه‌ای‌ که‌ منجر به‌ ازکارافتادگی‌ شده‌ است‌ تقسیم‌ به‌ روزهای‌ کار ضرب‌ در سی‌.  

ماده‌ 73به‌ بیمه‌شده‌ای‌ که‌ در اثر حادثه‌ ناشی‌ از کار بین‌ سی‌ و سه‌ تا شصت‌ و شش‌ درصد توانایی‌ کار خود را از دست‌ داده‌ باشد مستمری‌ از کارافتادگی‌ جزئی‌ ناشی‌ از کار پرداخت‌خواهد شد. میزان‌ مستمری‌ عبارتست‌ از حاصل‌ ضرب‌ درصد از کارافتادگی‌در مبلغ‌ مستمری‌ ازکارافتادگی‌ کلی‌ استحقاقی‌ که‌ طبق‌ ماده‌72 این‌ قانون‌ تعیین‌ می‌گردد.  

ماده‌ 74.بیمه‌شده‌ای‌ که‌ در اثر حادثه‌ ناشی‌ از کار بین‌ ده‌ تا سی‌ و سه‌ درصد توانایی‌ کار خود را از دست‌ داده‌ باشداستحقاق‌ دریافت‌ غرامت‌ نقص‌ عضو را خواهد داشت‌ میزان‌ این‌غرامت‌ عبارت‌ است‌ از سی‌ و شش‌ برابر مستمری‌ استحقاقی‌ مقرردر ماده‌ 72 این‌ قانون‌ ضرب‌ در، درصد از کارافتادگی‌.  

ماده‌ 75بیمه‌شده‌ای‌ که‌ ظرف‌ ده‌ سال‌ قبل‌ از وقوع‌ حادثه‌ غیر ناشی‌ از کار یا ابتلاء به‌ بیماری‌ حداقل‌ حق‌ بیمه‌ یکسالکار را که‌ متضمن‌ حق‌ بیمه‌ نود روز کار ظرف‌ یکسال‌ قبل‌ ازوقوع‌ حادثه‌ یا بیماری‌ منجر به‌ از کارافتادگی‌ باشد پرداختنموده‌ باشد در صورت‌ از کارافتادگی‌ کلی‌ حق‌ استفاده‌ از مستمری‌از کارافتادگی‌ کلی‌ غیر ناشی‌ از کار ماهانه‌ را خواهد داشت‌.

تبصره‌محاسبه‌ متوسط‌ دستمزد و مستمری‌ از کارافتادگی‌ موضوع‌ماده‌ فوق‌ به‌ ترتیب‌ مقرر در ماده‌ 72 این‌ قانون‌ و تبصره2 آن‌ صورت‌ خواهد گرفت‌.

 

فصل‌ ششم‌ - بـازنشستـگی‌

 ماده‌ 76مشمولین‌ این‌ قانون‌ درصورت‌ حائز بودن‌ شرایط‌ زیر حق‌ استفاده‌ از مستمری‌ بازنشستگی‌را خواهند داشت‌:

حداقل‌ ده‌ سال‌ حق‌ بیمه‌ مقرر را قبل‌ از تاریخ‌ تقاضای‌ بازنشستگی‌ پرداخته‌ باشند.

سن‌ مرد به‌ شصت‌ سال‌ تمام‌ و سن‌ زن‌ به‌ پنجاه‌ و پنج‌ سال‌تمام‌ رسیده‌ باشد.

تبصره‌ 1کسانی‌ که‌ 30 سال‌ تمام‌ کار کرده‌ و در هر مورد حق‌بیمه‌ مدت‌ مزبور را به‌ سازمان‌ پرداخته‌ باشند در صورتیکه‌ سن‌مردان‌ 50 سال‌ و سن‌ زنان‌ 45 سال‌ تمام‌ باشد می‌توانند تقاضای‌مستمری‌ بازنشستگی‌ نمایند.

تبصره‌ 2الف‌ ـ کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور کارهایی‌ است‌ که‌ در آنها عوامل‌ فیزیکی‌، شیمیایی‌، مکانیکی‌ و بیولوژیکی‌ محیط‌ کارغیراستاندارد بوده‌ و در اثر اشتغال‌ کارگر تنشی‌ به‌ مراتب‌ بالاتراز ظرفیتهای‌ طبیعی‌ (جسمی‌ و روانی‌) در وی‌ ایجاد می‌شود کهنتیجه‌ آن‌ بیماری‌ شغلی‌ و عوارض‌ ناشی‌ از آن‌ بوده‌ و بتوان‌با به‌ کارگیری‌ تمهیدات‌ فنی‌، مهندسی‌، بهداشتی‌ و ایمنی‌ وغیره‌ صفت‌ سخت‌ و زیان‌آور بودن‌ را از آن‌ مشاغل‌ کاهش‌ دادیا حذف‌ کرد.

1 ـ کارفرمایان‌ کلیه‌ کارگاههای‌ مشمول‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌که‌ تمام‌ یا برخی‌ از مشاغل‌ آنها حسب‌ تشخیص‌ مراجع‌ ذی‌ربط‌سخت‌ و زیان‌آور اعلام‌ شده‌ است‌ یا اعلام‌ خواهد شد مکلف‌اندظرف‌ دو سال‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ نسبت‌ به‌ ایمن‌سازیعوامل‌ شرایط‌ محیط‌ کار مطابق‌ حد مجاز و استانداردهای‌ مشخصشده‌ در قانون‌ کار و آیین‌نامه‌های‌ مربوطه‌ و سایر قوانین‌ موضوعه‌در این‌ زمینه‌ اقدام‌ کنند.

2 ـ کارفرمایان‌ کارگاههای‌ مشمول‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مکلف‌اندقبل‌ از ارجاع‌ کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور به‌ بیمه‌شدگان‌، ضمنانجام‌ معاینات‌ پزشکی‌ آنان‌ از لحاظ‌ قابلیت‌ و استعداد جسمانی‌متناسب‌ با نوع‌ کارهای‌ رجوع‌ داده‌ شده‌ (موضوع‌ ماده‌ 90 قانون‌تأمین‌ اجتماعی‌)، نسبت‌ به‌ انجام‌ معاینات‌ دوره‌ای‌ آنان‌ که‌حداقل‌ در هر سال‌ نباید کمتر از یک‌ بار باشد، به‌ منظور آگاهی‌از روند سلامتی‌ و تشخیص‌ به‌ هنگام‌ بیماری‌ و پیشگیری‌ از فرسایشجسمی‌ و روحی‌ اقدام‌ کنند. وزارتین‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ و کار و امور اجتماعی‌ مکلف‌اند تمهیدات‌ لازم‌ را در انجام‌ این‌ بند به‌ وسیلة‌ کارفرمایان‌ اعمال‌ کنند.

ب‌ـ حمایتها:

افرادی‌ که‌ حداقل‌ 20 سال‌ متوالی‌ و 25 سال‌ متناوب‌ در کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور (مخل‌ سلامتی‌) اشتغال‌ داشته‌ و در هرمورد حق‌بیمه‌ مدت‌ مذکور را به‌ سازمان‌ پرداخته‌ باشند، می‌توانندتقاضای‌ مستمری‌ بازنشستگی‌ کنند، هر سال‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌بیمه‌در کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور 5/1 سال‌ محاسبه‌ خواهد شد.

در صورتی‌ که‌ بیمه‌شدگان‌ موضوع‌ این‌ تبصره‌ قبل‌ از رسیدن‌به‌ سن‌ مقرر یا کمتر از 20 سال‌ سابقه‌ خدمت‌ دچار فرسایش‌ جسمیو روحی‌ ناشی‌ از اشتغال‌ در کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور شوند باتأیید کمیسیونهای‌ پزشکی‌ (موضوع‌ ماده‌ 91 قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌)با هر میزان‌ سن‌ و سابقه‌ خدمت‌ از مزایای‌ مندرج‌ در این‌ تبصره‌ برخوردار خواهند شد.

در مورد سایر بیمه‌شدگان‌ حداقل‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌بیمه‌ برای‌ استفاده‌ از مستمری‌ بازنشستگی‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌هر سال‌ یک‌ سال‌ افزایش‌ خواهد یافت‌ تا آن‌ که‌ این‌ حداقلبه‌ بیست‌ سال‌ تمام‌ برسد.

از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ برای‌ مشمولان‌ این‌ تبصرهچهار درصد (4%) به‌ نرخ‌ حق‌بیمه‌ در قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ افزوده‌خواهد شد که‌ آن‌ هم‌ در صورت‌ تقاضای‌ مشمولان‌ قانون‌، به‌طوریکجا یا به‌طور اقساطی‌ به‌ وسیله‌ کارفرمایان‌ پرداخت‌ خواهدشد.

تشخیص‌ مشاغل‌ سخت‌ و زیان‌آور و چگونگی‌ احراز توالی‌ و تناوب‌اشتغال‌، نحوه‌ تشخیص‌ فرسایش‌ جسمی‌ و روحی‌ و سایر موارد مطروحهدر این‌ تبصره‌ به‌ موجب‌ آیین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ حداکثرظرف‌ چهار ماه‌ توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ و وزارتخانه‌های‌کار و امور اجتماعی‌ و بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ تهیه‌و به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ خواهد رسید.

بیمه‌شدگانی‌ که‌ دارای‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌بیمه‌ در کارهای‌سخت‌ و زیان‌آور به‌ تاریخ‌ قبل‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌باشند می‌توانند با استفاده‌ از مزایای‌ این‌ قانون‌ درخواست‌بازنشستگی‌ نمایند. در این‌ صورت‌ با احراز شرایط‌ توسط‌ بیمه‌شده‌،کارفرمایان‌ مربوطه‌ مکلف‌اند حق‌بیمه‌ مربوطه‌ و میزان‌ مستمری‌برقراری‌ را تا احراز شرایط‌ مندرج‌ در تبصره‌ 2 و همچنین‌ چهاردرصد (4%) میزان‌ مستمری‌ برقراری‌ نسبت‌ به‌ سنوات‌ قبل‌ از تصویب‌این‌ قانون‌ را یکجا به‌ سازمان‌ پرداخت‌ نمایند.

تبصره‌ 3بیمه‌شدگانی‌ که‌ دارای‌ 35 سال‌ تمام‌ سابقه‌ پرداخت‌حق‌ بیمه‌ باشند می‌توانند بدون‌ در نظر گرفتن‌ شرط‌ سنی‌ مقرردر قانون‌ تقاضای‌ بازنشستگی‌ نمایند.

تبصره‌ 4زنان‌ کارگر با داشتن‌ (20) سال‌ سابقه‌ کار و (42)سال‌ سن‌ به‌ شرط‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ با (20) روز حقوق‌ می‌توانندبازنشسته‌ شوند.

 ماده‌ 77- میزان‌ مستمری‌ بازنشستگی‌ عبارتست‌ از یک‌ سی‌ام‌ متوسط‌ مزد یا حقوق‌ بیمه‌ شده‌ ضرب‌ در سنوات‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌مشروط‌ بر آنکه‌ از (30/35) سی‌وپنج‌، سی‌ام‌ متوسط‌ مزد یا حقوق‌تجاوز ننماید.

تبصره‌متوسط‌ مزد یا حقوق‌ برای‌ محاسبه‌ مستمری‌ بازنشستگی‌عبارتست‌ از مجموع‌ مزد یا حقوق‌ بیمه‌ شده‌ که‌ براساس‌ آن‌ حق‌بیمه‌ پرداخت‌ گردیده‌ ظرف‌ آخرین‌ دو سال‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌تقسیم‌ بر بیست‌ و چهار.

 ماده‌ 78- کارفرما می‌تواند بازنشستگی‌ بیمه‌شدگانی‌ را که‌ حداقل‌ پنج‌ سال‌ پس‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ بازنشستگی‌ مقرر در این‌قانون‌ به‌ کار خود ادامه‌ داده‌اند از سازمان‌ تقاضانماید.  

ماده‌ 79- در مورد مستخدمین‌ شرکتهای‌ دولتی‌ که‌ به‌ موجب‌ قانون‌ اکثریت‌ سهام‌ آنها متعلق‌ به‌ بخش‌ خصوصی‌ شده‌ یا بشودبه‌ ترتیب‌ زیر رفتار خواهد شد:

مستخدمین‌ مشمول‌ ماده‌ 33 مقررات‌ استخدامی‌ شرکتهای‌ دولتی‌و مستخدمین‌ شرکتهای‌ دولتی‌ که‌ مشمول‌ مقررات‌ بازنشستگی‌ ووظیفه‌ خاص‌ بوده‌اند تابع‌ مقررات‌ بازنشستگی‌ و وظیفه‌ موردعمل‌ خود خواهند بود.

مستخدمین‌ شرکتهای‌ دولتی‌ که‌ مشمول‌ قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌هستند مشمول‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهند شد.

سایر مستخدمین‌ تابع‌ مقررات‌ قانون‌ حمایت‌ کارمندان‌ در برابراثرات‌ ناشی‌ از پیری‌ و ازکارافتادگی‌ و فوت‌ خواهند شد.

نحوه‌ احتساب‌ سوابق‌ خدمت‌ دولتی‌ مستخدمین‌ مذکور در بندهای‌1 و 3 و میزان‌ پرداخت‌ کسور بازنشستگی‌ توسط‌ مستخدم‌ و کارفرماو همچنین‌ ترتیب‌ تعیین‌ حقوق‌ بازنشستگی‌ و وظیفه‌ مستخدمیآنان‌ به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ توسط‌ وزارت‌ رفاه‌اجتماعی‌ با همکاری‌ سازمان‌ امور اداری‌ و استخدامی‌ کشور بهتصویب‌ شورای‌ عالی‌ تأمین‌ اجتماعی‌ می‌رسد.

 

فصل‌ هفتم‌ - مــرگ‌

 ماده‌ 80بازماندگان‌ واجد شرایط‌ بیمه‌ شده‌ متوفی‌ در یکی‌ از حالات‌ زیر مستمری‌ بازماندگان‌ دریافت‌ خواهند داشت‌.

در صورت‌ فوت‌ بیمه‌شده‌ بازنشسته‌

در صورت‌ فوت‌ بیمه‌ شده‌ از کارافتاده‌ کلی‌ مستمری‌بگیر.

در صورت‌ فوت‌ بیمه‌شده‌ای‌ که‌ در ده‌ سال‌ آخر حیات‌ خود،حداقل‌ حق‌ بیمه‌ یک‌ سال‌ کار، مشروط‌ بر اینکه‌ ظرف‌ آخرین‌سال‌ حیات‌ حق‌ بیمه‌ 90 روز کار را پرداخت‌ کرده‌ باشد.

تبصره‌ 1بیمه‌شدگان‌ مشمول‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ که‌ قبل‌از تصویب‌ این‌ ماده‌ واحده‌ فوت‌ شده‌ و به‌ هر علت‌ در موردآنان‌ مستمری‌ برقرار نشده‌ است‌، حسب‌ مورد مشمول‌ شرایط‌ مقرردر این‌ بند یا تبصره‌ (2) هستند.

تبصره‌ 2چنانچه‌ بیمه‌شده‌ فاقد شرایط‌ مقرر در این‌ بند باشدولی‌ حداقل‌ (20) سال‌ حق‌ بیمه‌ مقرر را قبل‌ از فوت‌ پرداخت‌کرده‌ باشد، بازماندگان‌ وی‌ از مستمری‌ برخوردار خواهند شد. درتعیین‌ متوسط‌ مزد یا حقوق‌ ماهانه‌ مشمولان‌ این‌ تبصره‌ برای‌محاسبه‌ میزان‌ مستمری‌، تبصره‌ ماده‌ (77) قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ملاک‌ عمل‌ قرار می‌گیرد.

تبصره‌ 3بیمه‌شده‌ای‌ که‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ به‌ بعد فوت‌ می‌شود و فاقد شرایط‌ مقرر در این‌ بند می‌باشد، چنانچه‌سابقه‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ او کمتر از (20) سال‌ و بیشتر از (10)سال‌ باشد، به‌ بازماندگان‌ وی‌ در ازای‌ هر سال‌ سابقه‌ پرداخت‌حق‌ بیمه‌، غرامت‌ مقطوعی‌ معادل‌ یک‌ ماه‌ حداقل‌ دستمزد کارگرعادی‌ در زمان‌ فوت‌ به‌ طور یکجا و به‌ نسبت‌ سهام‌ مقرر در ماده‌(83) قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ پرداخت‌ می‌شود.

بند ج‌ ماده‌ 39. ج‌. در طول‌ برنامه‌ سوم‌ تبصره‌ (3) ردیف‌(3) ماده‌ واحده‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مصوبه‌ 27/7/1376 مجلسشورای‌ اسلامی‌ به‌ شرح‌ ذیل‌ اصلاح‌ می‌شود.

در صورت‌ فوت‌ بیمه‌شده‌ای‌ که‌ بین‌ ده‌ تا بیست‌ سال‌ سابقه‌پرداخت‌ حق‌بیمه‌ داشته‌ باشد به‌ بازماندگان‌ وی‌ به‌ نسبت‌ سنوات‌پرداخت‌ حق‌بیمه‌ بدون‌ الزام‌ به‌ رعایت‌ ماده‌ (111) قانون‌تأمین‌ اجتماعی‌ و به‌ نسبت‌ سهام‌ مقرر در ماده‌ (83) همان‌ قانون‌مستمری‌ پرداخت‌ می‌گردد.

بیمه‌ شده‌ای‌ که‌ از تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ به‌ بعد فوت‌می‌شود چنانچه‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌بیمه‌ او از یک‌ سال‌ تا دهسال‌ باشد به‌ بازماندگان‌ وی‌ در ازاء هر سال‌ سابقه‌ پرداخت‌حق‌بیمه‌ غرامت‌ مقطوعی‌ معادل‌ یک‌ ماه‌ حداقل‌ دستمزد کارگرعادی‌ در زمان‌ فوت‌ بطور یکجا و به‌ نسبت‌ سهام‌ مقرر در ماده‌(83) قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ پرداخت‌ می‌شود.

تبصره‌ 4در مواردی‌ که‌ بیمه‌ شده‌ بر اثر حادثة‌ ناشی‌ از کار یا بیماریهای‌ حرفه‌ای‌ فوت‌نماید.

 ماده‌ 81بازماندگان‌ واجد شرایط‌ متوفی‌ که‌ استحقاق‌ دریافت‌مستمری‌ را خواهند داشت‌ عبارتند از:

عیال‌ دائم‌ بیمه‌شده‌ متوفی‌ مادام‌ که‌ شوهر اختیار نکردهاست‌.

تبصره‌همسران‌ بیمه‌شدگان‌ متوفی‌ که‌ شوهر اختیار نموده‌اند(عقد دائم‌) در صورت‌ فوت‌ شوهر دوم‌، توسط‌ تأمین‌ اجتماعی‌ مجدداًبه‌ آنها مستمری‌ پرداخت‌ خواهد شد. بار مالی‌ ناشی‌ از این‌ تبصره‌از محل‌ سه‌ درصد (3%) کمک‌ دولت‌ به‌ بیمه‌شدگان‌ تأمین‌ خواهدشد. آئین‌نامة‌ اجرائی‌ این‌ قانون‌ ظرف‌ مدت‌ دو ماه‌ توسط‌ سازمان‌تأمین‌ اجتماعی‌ پیشنهاد و به‌ تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ خواهد رسید

فرزندان‌ متوفی‌ در صورتی‌ که‌ سن‌ آنان‌ کمتر از هجده‌ سال‌تمام‌ باشد و یا منحصراً به‌ تحصیل‌ اشتغال‌ داشته‌ باشند یا به‌علت‌ بیماری‌ یا نقص‌ عضو طبق‌ گواهی‌ کمیسیون‌ پزشکی‌ موضوعماده‌ 91 این‌ قانون‌ قادر به‌ کار نباشند.

پدر و مادر متوفی‌ در صورتی‌ که‌ اولاً تحت‌ تکفل‌ او بوده‌ثانیاً سن‌ پدر از شصت‌ سال‌ و سن‌ مادر از پنجاه‌ و پنج‌ سال‌تجاوز کرده‌ باشد و یا آنکه‌ به‌ تشخیص‌ کمیسیون‌ پزشکی‌ موضوع‌ماده‌ 91 این‌ قانون‌ از کارافتاده‌ باشند و در هر حال‌ مستمری‌از سازمان‌ دریافت‌ ندارند.  

ماده‌ 82 - بازماندگان‌ بیمه‌ شده‌ زن‌ با شرایط‌ زیر از مستمری‌استفاده‌ خواهند کرد:

شوهر مشروط‌ بر اینکه‌ اولاً تحت‌ تکفل‌ زن‌ بوده‌ ثانیاً سن‌او از شصت‌ سال‌ متجاوز باشد یا طبق‌ نظر کمیسیون‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌ قانون‌ از کارافتاده‌ بوده‌ و در هر حال‌ مستمری‌از سازمان‌ دریافت‌ نکند.

فرزندان‌ در صورت‌ حائز بودن‌ شرایط‌ زیر:

الف‌. پدر آنها در قید حیات‌ نبوده‌ یا واجد شرایط‌ مذکور در بنداول‌ این‌ ماده‌ باشد و از مستمری‌ دیگری‌ استفاده‌ نکند.

ب‌. سن‌ آنها کمتر از هجده‌ سال‌ تمام‌ باشد و یا منحصراً به‌ تحصیل‌ اشتغال‌ داشته‌ باشند تا پایان‌ تحصیل‌ و یا به‌ علت‌ بیماری‌یا نقص‌ عضو طبق‌ گواهی‌ کمیسیون‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌قانون‌ قادر به‌ کار نباشند.

پدر و مادر در صورتی‌ که‌ اولاً تحت‌ تکفل‌ او بوده‌ ثانیاًسن‌ پدر از شصت‌ سال‌ و سن‌ مادر از پنجاه‌ و پنج‌ سال‌ تجاوزکرده‌ باشد و یا آنکه‌ به‌ تشخیص‌ کمیسیون‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌91 این‌ قانون‌ از کارافتاده‌ باشند و در هر حال‌ مستمری‌ از سازمان دریافت ندارند.

 ماده‌ 83 سهم‌ مستمری‌ هر یک‌ از بازماندگان‌ بیمه‌شده‌ متوفی‌بشرح‌ زیر می‌باشد:

میزان‌ مستمری‌ همسر بیمه‌شده‌ متوفی‌ معادل‌ پنجاه‌ درصد مستمری‌استحقاقی‌ بیمه‌شده‌ است‌ و در صورتی‌ که‌ بیمه‌شده‌ مرد دارای‌چند همسر دائم‌ باشد مستمری‌ به‌ تساوی‌ بین‌ آنان‌ تقسیم‌ خواهدشد.

میزان‌ مستمری‌ هر فرزند بیمه‌شده‌ متوفی‌ معادل‌ بیست‌ و پنج‌ درصد مستمری‌ استحقاقی‌ بیمه‌شده‌ می‌باشد و در صورتی‌ که‌ پدرو مادر را از دست‌ داده‌ باشد مستمری‌ او دو برابر میزان‌ مذکورخواهد بود.

میزان‌ مستمری‌ هر یک‌ از پدر و مادر بیمه‌شده‌ متوفی‌ معادل‌بیست‌ درصد مستمری‌ استحقاقی‌ بیمه‌شده‌ می‌باشد. مجموع‌ مستمری‌بازماندگان‌ بیمه‌شده‌ متوفی‌ نباید از میزان‌ مستمری‌ استحقاقی‌متوفی‌ تجاوز نماید هر گاه‌ مجموع‌ مستمری‌ از این‌ میزان‌ تجاوزکند سهم‌ هر یک‌ از مستمری‌بگیران‌ به‌ نسبت‌ تقلیل‌ داده‌ می‌شودو در این‌ صورت‌ اگر یکی‌ از مستمری‌بگیران‌ فوت‌ شود یا فاقدشرایط‌ استحقاقی‌ دریافت‌ مستمری‌ گردد سهم‌ بقیه‌ آنان‌ با توجه‌به‌ تقسیم‌بندی‌ مذکور در این‌ ماده‌ افزایش‌ خواهد یافت‌ و درهر حال‌ بازماندگان‌ بیمه‌شده‌ از صد در صد مستمری‌ بازماندگان‌متوفی‌ استفاده‌ خواهند کرد.

تبصره‌منظور از مستمری‌ استحقاقی‌ بیمه‌شده‌ متوفی‌ مستمری‌حین‌ فوت‌ او می‌باشد. در مورد بیمه‌شدگانی‌ که‌ در اثر هر نوع‌حادثه‌ یا بیماری‌ فوت‌ شوند مستمری‌ استحقاقی‌ عبارت‌ است‌ ازمستمری‌ که‌ برای‌ بیمه‌شده‌ از کارافتاده‌ کلی‌ حسب‌ مورد برقرارمی‌شود.

 ماده‌ 84 هرگاه‌ بیمه‌شده‌ فوت‌ کند هزینه‌ کفن‌ و دفن‌ او از طرف‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ پرداخت‌ خواهد شد.

 

فصل‌ هشتم‌ -  ازدواج‌ و عائله‌مندی

 ماده‌ 85به‌ بیمه‌ شده‌ زن‌ یا مردکه‌ برای‌ اولین‌ بار ازدواج‌ می‌کند مبلغی‌ معادل‌ یکماه‌ متوسط‌مزد یا حقوق‌ با رعایت‌ شرایط‌ زیر به‌ عنوان‌ کمک‌ ازدواج‌ پرداخت‌می‌شود.

در تاریخ‌ ازدواج‌ رابطه‌ استخدامی‌ او با کارفرما قطع‌ نشده‌باشد.

ظرف‌ پنج‌ سال‌ قبل‌ از تاریخ‌ ازدواج‌ حداقل‌ حق‌ بیمه‌ هفتصدو بیست‌ روز کار را به‌ سازمان‌ پرداخته‌ باشد.

عقد ازدواج‌ دائم‌ بوده‌ و در دفتر رسمی‌ ازدواج‌ به‌ ثبت رسیده‌ باشد.

تبصره‌ 1. مزد یا حقوق‌ متوسط‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ عبارت‌ است‌ از جمع‌ دریافتی‌ بیمه‌شده‌ ظرف‌ دو سال‌ قبل‌ از ازدواج‌ که‌به‌ مأخذ آن‌ حق‌ بیمه‌ پرداخت‌ شده‌ است‌ تقسیم‌ بر 24.

تبصره‌ 2در صورتی‌ که‌ طرفین‌ عقد ازدواج‌ واجد شرایط‌ مذکوردر این‌ ماده‌ باشند کمک‌ ازدواج‌ به‌ هر دو نفر داده‌ خواهد شد.

 ماده‌ 86 کمک‌ عائله‌مندی‌ منحصراً تا دو فرزند بیمه‌شده‌ پرداخت‌می‌شود مشروط‌ بر آنکه‌:

بیمه‌شده‌ حداقل‌ سابقه‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ هفتصد و بیست‌ روزکار را داشته‌ باشد.

سن‌ فرزندان‌ او از هجده‌ سال‌ کمتر باشد و یا منحصراً به‌تحصیل‌ اشتغال‌ داشته‌ باشند تا پایان‌ تحصیل‌ یا در اثر بیماری‌یا نقص‌ عضو طبق‌ گواهی‌ کمیسیونهای‌ پزشکی‌ موضوع‌ ماده‌ 91 این‌قانون‌ قادر به‌ کار نباشند.

میزان‌ کمک‌ عائله‌مندی‌ معادل‌ سه‌ برابر حداقل‌ مزد روزانه‌کارگر ساده‌ در مناطق‌ مختلف‌ برای‌ هر فرزند در هر ماه‌ می‌باشد.

 ماده‌ 87 پرداخت‌ کمک‌ عائله‌مندی‌ به‌ عهده‌ کارفرما می‌باشد و باید در موقع‌ پرداخت‌ مزد یا حقوق‌ به‌ بیمه‌شده‌ پرداخت‌ شود.

تبصره هر گاه‌ در مورد پرداخت‌ کمک‌ عائله‌مندی‌ اختلافی‌ بین‌بیمه‌ شده‌ و کارفرما حاصل‌ شود به‌ طریق‌ مذکور در فصل‌ حل‌ اختلاف‌ قانون‌ کار عمل‌ خواهد شد.

 

فصل‌ نهم - مقررات‌ کلی‌ راجع‌ به‌ کمک‌ها

 ماده‌ 88انجام‌ خدمات‌ بهداشتی‌مربوط‌ به‌ محیط‌ کار به‌ عهده‌ کارفرمایان‌ است‌. بیمه‌شدگانی‌که‌ در محیط‌ کار با مواد زیان‌آور از قبیل‌ گازهای‌ سمی‌، اشعه‌و غیره‌ تماس‌ داشته‌ باشند باید حداقل‌ هر سال‌ یکبار از طرف‌سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ معاینه‌ پزشکی‌ شوند.

 ماده‌ 89افرادی‌ که‌ به‌ موجب‌ قوانین‌ سابق‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌یا به‌ موجب‌ این‌ قانون‌ بازنشسته‌ و یا از کارافتاده‌ شده‌ یامی‌شوند و افراد بلافصل‌ خانواده‌ آنها همچنین‌ افرادی‌ که‌ مستمری‌بازماندگان‌ دریافت‌ می‌دارند با پرداخت‌ دو درصد از مستمری‌ دریافتی‌از خدمات‌ درمانی‌ مذکور در بندهای‌ الف‌ و ب‌ ماده‌ 3 این‌ قانون‌توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ برخوردار خواهند شد، مابه‌التفاوت‌وجوه‌ پرداختی‌ توسط‌ بیمه‌شدگان‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ تا مبالغی که‌ طبق‌ ضوابط‌ قانون‌ تأمین‌ درمان‌ مستخدمین‌ دولت‌ باید پرداخت‌ شود از طرف‌ سازمان‌ تأمین‌ خواهد شد.  

ماده‌ 90افراد شاغل‌ در کارگاهها باید قابلیت‌ و استعداد جسمانی‌متناسب‌ با کارهای‌ مرجوع‌ داشته‌ باشند بدین‌ منظور کارفرمایان‌مکلفند قبل‌ از به‌ کار گماردن‌ آنها ترتیب‌ معاینه‌ پزشکی‌ آنهارا بدهند.

در صورتی‌ که‌ پس‌ از استخدام‌ مشمولین‌ قانون‌ معلوم‌ شود که‌نامبردگان‌ در حین‌ استخدام‌ قابلیت‌ و استعداد کار مرجوع‌ رانداشته‌ و کارفرما در معاینه‌ پزشکی‌ آنها تعلل‌ کرده‌ است‌ وبالنتیجه‌ بیمه‌شده‌ دچار حادثه‌ شده‌ و یا بیماریش‌ شدت‌ یابدسازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ و این‌ سازمان‌ مقررات‌ این‌ قانون‌را درباره‌ بیمه‌شده‌ اجرا و هزینه‌های‌ مربوط‌ را از کارفرماطبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ مطالبه‌ و وصول‌ خواهند نمود.

 ماده‌ 91برای‌ تعیین‌ میزان‌ از کارافتادگی‌ جسمی‌ و روحی‌ بیمه‌شدگان‌ و افراد خانواده‌ آنها کمیسیون‌های‌ بدوی‌ و تجدیدنظر پزشکی‌ تشکیل‌ خواهد شد. ترتیب‌ تشکیل‌ و تعیین‌ اعضاء و ترتیب‌رسیدگی‌ و صدور رأی‌ براساس‌ جدول‌ میزان‌ از کارافتادگی‌ طبق آئین‌نامه‌ای‌ خواهد بود که‌ به‌ پیشنهاد این‌ سازمان‌ و سازمان‌تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ به‌ تصویب‌ شورای‌ عالی‌ می‌رسد.  

ماده‌ 92به‌ منظور نظارت‌ بر حسن‌ اجرای‌ وظایف‌ درمانی‌ ناشی‌از اجرای‌ این‌ قانون‌ 3 نفر از کارشناسان‌ بیمه‌ درمانی‌ بهانتخاب‌ وزیر بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ در شورای‌ فنیسازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ موضوع‌ ماده‌ 4 قانون‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ مستخدمین‌ دولت‌ عضویت‌ خواهند یافت‌.

 ماده‌ 93تغییر میزان‌ از کارافتادگی‌ در موارد زیر مستلزم‌تجدید نظر در مبلغ‌ مستمری‌ می‌باشد:

مستمری‌ از کارافتادگی‌ کلی‌ در صورت‌ از بین‌ رفتن‌ شرایط‌از کارافتادگی‌ کلی‌ به‌ محض‌ اشتغال‌ مجدد مستمری‌بگیر قطع‌ می‌شود.در صورتی‌ که‌ تقلیل‌ میزان‌ از کارافتادگی‌ ناشی‌ از کار به‌میزان‌ مندرج‌ در مواد 73 و 74 این‌ قانون‌ باشد حسب‌ مورد مستمری‌از کارافتادگی‌ جزئی‌ ناشی‌ از کار یا غرامت‌ نقص‌ عضو پرداختخواهد شد.

مستمری‌ از کارافتادگی‌ جزئی‌ ناشی‌ از کار موضوع‌ ماده‌ 73این‌ قانون‌ ظرف‌ پنج‌ سال‌ از تاریخ‌ برقرای‌ قابل‌ تجدید نظرمی‌باشد.

در صورتی‌ که‌ در نتیجه‌ تجدید نظر معلوم‌ گردد که‌ بیمه‌شده‌فاقد یکی‌ از شرایط‌ مقرر می‌باشد مستمری‌ او قطع‌ خواهد شد ودر صورتی‌ که‌ مشمول‌ ماده‌ 74 این‌ قانون‌ شناخته‌ شود غرامت‌مذکور در آن‌ ماده‌ را دریافت‌ خواهد نمود.

هرگاه‌ میزان‌ از کارافتادگی‌ جزئی‌ ناشی‌ از کار افزایش‌ یابدو این‌ تغییر نتیجه‌ حادثه‌ منجر به‌ از کارافتادگی‌ باشد مستمریاز کارافتادگی‌ جزئی‌ حسب‌ مورد به‌ مستمری‌ کلی‌ ناشی‌ از کارتبدیل‌ و یا میزان‌ مستمری‌ از کارافتادگی‌ جزئی‌ افزایش‌ خواهدیافت‌.

 ماده‌ 94هرگاه‌ برای‌ یک‌ مدت‌ دو یا چند کمک‌ نقدی‌ موضوع‌ این‌ قانون‌ به‌ بیمه‌ شده‌ تعلق‌ گیرد فقط‌ کمک‌ نقدی‌ که‌ میزان‌آن‌ بیشتر است‌ پرداخت‌ خواهد شد به‌ استثنای‌ کمک‌ ازدواج‌ وعائله‌مندی‌ و نوزاد که‌ دریافت‌ آنها مانع‌ استفاده‌ از سایرکمکهای‌ مقرر نخواهد بود.

افراد تحت‌ تکفل‌ بیمه‌شدگان‌ در ایام‌ خدمت‌ سربازی‌ بیمه‌ شدهاز مزایای‌ قانونی‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ برخودار خواهند بود «سازمان‌موظف‌ است‌ حق‌ بیمه‌ این‌ افراد را طبق‌ نرخ‌ سازمان‌ تأمین‌خدمات‌ درمانی‌ به‌ سازمان‌ مزبور پرداخت‌ نماید.»

 ماده‌ 95مدت‌ خدمت‌ وظیفه‌ مشمولین‌ این‌ قانون‌ پس‌ از پایان‌خدمت‌ و اشتغال‌ مجدد در مؤسسات‌ مشمول‌ این‌ قانون‌ جزو سابقهپرداخت‌ حق‌ بیمه‌ آنها منظور خواهد شد.

 ماده‌ 96سازمان‌ مکلف‌ است‌ میزان‌ کلیه‌ مستمریهای‌ بازنشستگی‌،از کارافتادگی‌ کلی‌ و مجموع‌ مستمری‌ بازماندگان‌ را در فواصل‌ زمانی‌ که‌ حداکثر از سالی‌ یکبار کمتر نباشد باتوجه‌ به‌ افزایش‌هزینه‌ زندگی‌ با تصویب‌ هیأت‌ وزیران‌ به‌ همان‌ نسبت‌ افزایش دهد.

 

فصل‌ دهم‌ - تخلفات‌ ـ مقررات‌ کیفری‌

 ماده‌ 97 هرکس‌ به‌ استناد اسنادو گواهی‌های‌ خلاف‌ واقع‌ یا با توسل‌ به‌ عناوین‌ و وسایل‌ تقلبی‌از مزایای‌ مقرر در این‌ قانون‌ به‌ نفع‌ خود استفاده‌ نماید یاموجبات‌ استفاده‌ افراد خانواده‌ خود یا اشخاص‌ ثالث‌ را از مزایای‌مذکور فراهم‌ سازد به‌ پرداخت‌ جزای‌ نقدی‌ معادل‌ دو برابر خسارات‌وارده‌ به‌ سازمان‌ تأمین‌ خدمات‌ درمانی‌ یا این‌ سازمان‌ و درصورت‌ تکرار به‌ حبس‌ جنحه‌ای‌ از 61 روز تا شش‌ ماه‌ محکوم‌ خواهدشد.  

ماده‌ 98کارفرمایانی‌ که‌ در موعد مقرر در این‌ قانون‌ حق‌بیمه‌ موضوع‌ قانون‌ را پرداخت‌ ننمایند علاوه‌ بر تأدیه‌ حقبیمه‌ به‌ پرداخت‌ مبلغی‌ معادل‌ نیم‌ در هزار مبلغ‌ عقب‌افتاده‌برای‌ هر روز تأخیر بابت‌ خسارت‌ تأخیر ملزم‌ خواهند بود این‌خسارت‌ نیز به‌ ترتیب‌ مقرر در ماده‌ 50 این‌ قانون‌ وصول‌ خواهدشد.

 ماده‌ 99کارفرمایانی‌ که‌ ظرف‌ مدت‌ یکسال‌ از تاریخ‌ تصویب‌این‌ قانون‌ در مورد ترتیب‌ پرداخت‌ بدهی‌ معوقه‌ متعلق‌ به‌ قبل‌از فروردین‌ 1354 خود با سازمان‌ توافق‌ نمایند از تأدیه‌ خسارتتأخیر و جرائم‌ معاف‌ خواهند بود.

همچنین‌ ظرف‌ مدت‌ یکسال‌ فوق‌ کارفرمایانی‌ که‌ به‌ تشخیص‌ سازمان‌به‌ پرداخت‌ بدهی‌های‌ سابق‌ خود معترض‌ می‌باشند و یا آنکه‌ کارگران‌آنان‌ عملاً امکان‌ استفاده‌ از قسمتی‌ از کمکهای‌ قانونی‌ مقررنداشته‌اند می‌توانند به‌ هیأت‌های‌ تشخیص‌ مطالبات‌ مقرر در مواد43 و 44 مراجعه‌ نمایند. هیأت‌های‌ مذکور به‌ دلایل‌ و مدارکی‌که‌ از طرف‌ کارفرما ابراز می‌شود رسیدگی‌ نموده‌ و تصمیم‌ مقتضی‌اتخاذ خواهند کرد. در مورد بدهی‌های‌ زائد بر دویست‌ هزار ریال‌به‌ تقاضای‌ کارفرما و یا سازمان‌ موضوع‌ قابل‌ رسیدگی‌ مجدد در هیأت‌ تجدید نظر بوده‌ و تصمیم‌ متخذه‌ قطعی‌ و لازم‌الاجرا است‌. هیأتهای‌ فوق‌الذکر می‌توانند به‌ درخواست‌ کارفرما ترتیب‌ پرداختبدهی‌ او را حداکثر در 36 قسط‌ ماهانه‌ بدهند و در این‌ مدت‌ کارفرماباید به‌ میزان‌ 12 درصد نسبت‌ به‌ مانده‌ بدهی‌ خود بهره‌ به‌سازمان‌ بپردازند. در مورد دیون‌ قطعی‌ اعم‌ از اینکه‌ قطعیت‌آن‌ ناشی‌ از انقضای‌ مهلت‌ اعتراض‌ مقرر در قانون‌ و یا صدورآراء هیأتهای‌ موضوع‌ مواد 43 و 44 این‌ قانون‌ بوده‌ و مربوطبه‌ قبل‌ از فروردین‌ 1354 باشد، در صورتی‌ که‌ کارفرمای‌ مربوط‌ تا تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ ترتیب‌ پرداخت‌ اصل‌ بدهی‌ خود را داده‌ باشد از تأدیه‌ خسارت‌ تأخیر که‌ پرداخت‌ ننموده‌ معاف‌خواهد بود. در مورد دیون‌ مربوط‌ به‌ قبل‌ از فروردین‌ 1354 درصورتی‌ که‌ کارفرما از انجام‌ تعهدات‌ و اجرای‌ ترتیب‌ پرداخت‌بدهی‌ خود که‌ مورد موافقت‌ سازمان‌ قرار گرفته‌ تخلف‌ نماید کلیه‌جرائم‌ و خسارات‌ بخشوده‌ قابل‌ وصول‌ خواهد بود.

 ماده‌ 100 کارفرمایانی‌ که‌ از تنظیم‌ صورت‌ مزد یا حقوق‌ به‌ ترتیب‌ مذکور در قانون‌ و آئین‌نامه‌ مربوط‌ خودداری‌ کنند و کارفرمایانی‌که‌ در موعد مقرر در ماده‌ 39 صورت‌ مزد بیمه‌شدگان‌ را به‌ سازمان‌ارسال‌ ندارند یا به‌ ترتیبی‌ که‌ با موافقت‌ قبلی‌ سازمان‌ معین‌می‌شود در مورد ارسال‌ صورت‌ مزد عمل‌ نکنند به‌ پرداخت‌ خسارتی‌معادل‌ یک‌ دوازدهم‌ حق‌ بیمه‌ آن‌ ماهی‌ که‌ صورت‌ مزد نداده‌اندملزم‌ خواهند بود، این‌ خسارت‌ طبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ از طریق‌صدور اجرائیه‌ وصول‌ خواهد شد.

ماده‌ 101سازمان‌ مکلف‌ است‌ به‌ صورت‌ مزد ارسالی‌ از طرف‌کارفرما ظرف‌ مدت‌ شش‌ماه‌ از تاریخ‌ وصول‌ رسیدگی‌ کند و درصورتی‌ که‌ از لحاظ‌ تعداد بیمه‌شدگان‌ یا میزان‌ مزد یا حقوق‌یا مدت‌ کار اختلافی‌ مشاهده‌ نماید مراتب‌ را به‌ کارفرما ابلاغ‌کند در صورتی‌ که‌ کارفرما تسلیم‌ نظر سازمان‌ نباشد می‌توانداز هیأتهای‌ تشخیص‌ موضوع‌ مواد 43 و 44 این‌ قانون‌ تقاضای‌ رسیدگیکند هر گاه‌ رأی‌ هیأت‌ مبنی‌ بر تأیید نظر سازمان‌ باشد کارفرماعلاوه‌ بر پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ به‌ تأدیه‌ خسارتی‌ معادل‌ یک‌ دوازدهم‌مابه‌التفاوت‌ ملزم‌ خواهد بود که‌ طبق‌ ماده‌ 50 این‌ قانون‌ از طریق‌ صدور اجرائیه‌ وصول‌ خواهد شد.

 ماده‌ 102در صورتی‌ که‌ کارفرما یا نماینده‌ او از اقدامات‌بازرس‌ سازمان‌ جلوگیری‌ نموده‌ یا از ارائه‌ دفاتر و مدارک‌ مربوط‌و تسلیم‌ رونوشت‌ یا عکس‌ آنها به‌ بازرس‌ خودداری‌ کند به‌ جزای‌نقدی‌ از پانصد ریال‌ تا ده‌ هزار ریال‌ محکوم‌ خواهد شد گزارش‌بازرسان‌ سازمان‌ در این‌ خصوص‌ در حکم‌ گزارش‌ ضابطین‌ دادگستری‌است‌.

 ماده‌ 104وجوه‌ و اموال‌ سازمان‌ در حکم‌ وجوه‌ و اموال‌ عمومی‌می‌باشد و هر گونه‌ برداشت‌ غیر قانونی‌ از وجوه‌ مذکور و تصرف‌غیر مجاز در اموال‌ آن‌ اختلاس‌ یا تصرف‌ غیرقانونی‌ است‌ و مرتکب‌طبق‌ قوانین‌ کیفری‌ تعقیب‌ خواهد شد.

ماده‌ 105کلیه‌ کسانی‌ که‌ گواهی‌ آنان‌ مجوز استفاده‌ ازمزایای‌ مقرر در این‌ قانون‌ می‌باشد در صورت‌ صدور گواهی‌ خلاف‌واقع‌ علاوه‌ بر جبران‌ خسارات‌ وارده‌ به‌ حبس‌ جنحه‌ای‌ از 61روز تا شش‌ ماه‌ محکوم‌ خواهند شد.

 ماده‌ 106کلیه‌ خسارات‌ و وجوه‌ حاصل‌ از جرائم‌ نقدی‌ مقرر در این‌ قانون‌ به‌ حساب‌ سازمان‌ واریز و جزء درآمدهای‌ آن‌ منظورخواهد شد.  

ماده‌ 107به‌ شکایات‌ و دعاوی‌ سازمان‌ در مراجع‌ قضائی‌ خارج‌از نوبت‌ رسیدگی‌ خواهد شد.

 ماده‌ 108کارفرمایانی‌ که‌ حق‌ بیمه‌ قطعی‌ شده‌ بیمه‌شدگان‌ را ظرف‌ یکماه‌ پس‌ از ابلاغ‌ آن‌ از طرف‌ سازمان‌ نپردازند. یاترتیبی‌ برای‌ پرداخت‌ آن‌ با موافقت‌ سازمان‌ ندهند به‌ دو برابرخسارات‌ مذکور در ماده‌ 97 این‌ قانون‌ محکوم‌ خواهند شد.  

ماده‌ 109در صورتی‌ که‌ کارفرما شخص‌ حقوقی‌ باشد، مسئولیتهایجزائی‌ مقرر در این‌ قانون‌ متوجه‌ مدیرعامل‌ شرکت‌ یا هر شخصدیگری‌ خواهد بود که‌ در اثر فعل‌ یا ترک‌ فعل‌ او موجبات‌ ضررو زیان‌ سازمان‌ یا بیمه‌شدگان‌ فراهم‌ شده‌ است‌.

 

فصل‌ یازدهم‌ - مقـررات‌ مختلف‌

 ماده‌ 110سازمان‌ از پرداخت‌ هرگونه‌مالیات‌ و عوارض‌ اعم‌ از حقوق‌ و عوارض‌ گمرکی‌ و سود بازرگانی‌و غیره‌ و پرداخت‌ هزینه‌ دادرسی‌ دعاوی‌ معاف‌ است‌.

تبصره‌ 1معافیت‌های‌ موضوع‌ این‌ ماده‌ شامل‌ سازمان‌ بیمه‌های‌اجتماعی‌ سابق‌، سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ سابق‌ و صندوق‌ تأمین‌

تبصره‌ 2کلیه‌ کارکنان‌ سازمان‌ از لحاظ‌ پرداخت‌ مالیات‌ وعوارض‌ بر حقوق‌ و مزایا، مانند مستخدمین‌ رسمی‌ دولت‌ خواهندبود.

 ماده‌ 111مستمری‌ از کارافتادگی‌ کلی‌ و مستمری‌ بازنشستگی‌و مجموع‌ مستمری‌ بازماندگان‌ در هر حال‌ نباید از حداقل‌ مزدکارگر عادی‌ کمتر باشد.  

ماده‌ 112بیمه‌شدگانی‌ که‌ به‌ موجب‌ این‌ قانون‌ مستمری‌ یا کمک‌ نقدی‌ دیگری‌ از سازمان‌ دریافت‌ می‌کنند نسبت‌ به‌ وجوه‌دریافتی‌ از پرداخت‌ هر گونه‌ مالیات‌ معاف‌ می‌باشند.

ماده‌ 113. کلیه‌ کارکنان‌ سازمان‌ از لحاظ‌ پرداخت‌ مالیات‌و عوارض‌ بر حقوق‌ و مزایا مانند مستخدمین‌ رسمی‌ دولت‌ خواهندبود.  

ماده‌ 114ضوابط‌ سنی‌ و مدت‌ خدمت‌ برای‌ احتساب‌ مستمری‌ بازنشستگی‌ کارکنان‌ سازمان‌ قبل‌ از موعد مقرر تابع‌ ضوابط‌ ومقررات‌ قانون‌ استخدام‌ کشوری‌ و تغییرات‌ و اصلاحات‌ بعدی‌ آن‌خواهد بود. حقوق‌ بازنشستگی‌ این‌ افراد برابر با متوسط‌ حقوق‌و مزایای‌ دریافتی‌ دو سال‌ آخر خدمت‌ که‌ مأخذ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌بوده‌ است‌ می‌باشد.  

ماده‌ 115افرادی‌ که‌ تا تاریخ‌ تصویب‌ این‌ قانون‌ طبق‌ قوانین‌سابق‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ مستمری‌ در حق‌ آنان‌ برقرار شده‌ است‌مستمری‌ خود را از سازمان‌ دریافت‌ خواهند داشت‌. مفاد ماده‌ 96 در مورد مشمولین‌ این‌ ماده‌ نیز رعایت‌ خواهد شد.  

ماده‌ 116سوابق‌ پرداخت‌ حق‌ بیمه‌ افراد بیمه‌ شده‌ از نظر تعهدات‌ مذکور در ماده‌ یک‌ این‌ قانون‌ نزد شرکت‌ سهامی‌ بیمه‌ایران‌، بنگاه‌ رفاه‌ اجتماعی‌ صندوق‌ تعاون‌ و بیمه‌ کارگران‌و سازمان‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ کارگران‌ و سازمان‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌و همچنین‌ افرادی‌ که‌ بیمه‌ اختیاری‌ بوده‌اند برای‌ استفاده‌از مزایای‌ مذکور در این‌ قانون‌ جزء سابقه‌ آنان‌ محسوب‌ خواهدشد مشروط‌ بر اینکه‌:

کارگاه‌ یا مؤسسه‌ای‌ که‌ بیمه‌ شده‌ در آن‌ به‌ کار اشتغال‌داشته‌ است‌ کارگران‌ و کارمندان‌ خود را نزد یکی‌ از مؤسسات‌ مذکور بیمه‌ نموده‌ باشد و اشتغال‌ بیمه‌شده‌ نیز در آن‌ کارگاه‌یا مؤسسه‌ مسلم‌ باشد.

کمک‌ مورد تقاضا در قانونی‌ که‌ حق‌ بیمه‌ به‌ موجب‌ آن‌ پرداخت‌ گردیده‌ پیش‌بینی‌ شده‌ باشد.  

ماده‌ 117میزان‌ حق‌ بیمه‌ روستائیان‌ مشمول‌ قانون‌ بیمه‌های‌اجتماعی‌ روستائیان‌ و ترتیب‌ وصول‌ آن‌ و انواع‌ کمکهای‌ قانونی‌و منابع‌ مالی‌ تأمین‌ هزینه‌های‌ مربوط‌ به‌ بیمه‌شدگان‌ روستائی‌به‌ موجب‌ آئین‌نامه‌ای‌، خواهد بود که‌ به‌ پیشنهاد وزارت‌ رفاه‌اجتماعی‌ به‌ تصویب‌ کمیسیونهای‌ مربوط‌ مجلسین‌ می‌رسد. تا زمانتصویب‌ آئین‌نامه‌ مذکور، مقررات‌ و آئین‌نامه‌های‌ موجود قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ روستائیان‌ به‌ قوت‌ خود باقی‌ است‌.

 ماده‌ 118از تاریخ‌ اجرای‌ این‌ قانون‌ ــ قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌ مصوب‌ 1339 و اصلاحیه‌های‌ آن‌ و قانون‌ افزایش‌ مستمریهای‌بعضی‌ از مستمری‌بگیران‌ مشمول‌ قانون‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌، قانون‌تأمین‌ آموزش‌ فرزندان‌ کارگر و سایر قوانینی‌ که‌ با این‌ قانون‌مغایرت‌ دارد ملغی‌ است‌.

تبصره‌ 1کلیه‌ تعهدات‌ مالی‌ و اموال‌ و دارائی‌ صندوق‌ تأمین‌آموزش‌ فرزندان‌ کارگر به‌ سازمان‌ منتقل‌ می‌شود.

تبصره‌ 2کارکنان‌ صندوق‌ تأمین‌ آموزش‌ فرزندان‌ کارگر به‌ سازمان‌منتقل‌ و تابع‌ مقررات‌ و نظامات‌ استخدامی‌ سازمان‌ خواهند بود.

تبصره‌ 3آئین‌نامه‌های‌ اجرائی‌ قانون‌ سابق‌ بیمه‌های‌ اجتماعی‌که‌ با این‌ قانون‌ مغایرت‌ نداشته‌ باشد تا زمان‌ تنظیم‌ و تصویب‌آئین‌نامه‌های‌ اجرائی‌ این‌ قانون‌ قابل‌ اجراء است‌.

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱

قانون تملک آپارتمانها

قانون تملک آپارتمانها

 ماده 1 - مالکیت در آپارتمان های مختلف و محل های پیشه و سکنای یک ساختمان شامل دو قسمت است . مالکیت قسمت های اختصاصی و مالکیت قسمتهای مشترک.
ماده 2 - قسمتهای مشترک مذکور در این قانون عبارت از قسمتهایی از ساختمان است که حق استفاده از آن منحصر به یک یا چند آپارتمان یا محل پیشه مخصوص نبوده و به کلیه مالکین به نسبت قسمت اختصاصی آنها تعلق می گیرد به طور کلی قسمتهایی که برای استفاده اختصاصی تشخیص داده نشده است یا در اسناد مالکیت ملک اختصاصی یک یا چند نفر از مالکین تلقی نشده از قسمتها مشترک محسوب می شود مگر آن که تعلق آن به قسمت معینی بر طبق عرف و عادت محل مورد تردید نباشد.
ماده 3 - حقوق هر مالک در قسمت اختصاصی و حصه او در قسمت های مشترک غیر قابل تفکیک بوده و در صورت انتقال قسمت اختصاصی به هر صورتی که باشد انتقال قسمت مشترک قهری خواهد بود.
ماده 4- حقوق و تعهدات و همچنین سهم هر یک از مالکان قسمتهای اختصاصی از مخارج قسمتهای مشترک متناسب است با نسبت مساحت قسمت اختصاصی به مجموع مساحت قسمتهای اختصاصی تمام ساختمان به جز هزینه هایی که به دلیل عدم ارتباط با مساحت زیر بنا به نحو مساوی تقسیم خواهد شد و یا اینکه مالکان ترتیب دیگری را برای تقسیم حقوق و تعهدات و مخارج پیش بینی کرده باشند. پرداخت هزینه های مشترک اعم از اینکه ملک مورد استفاده قرار گیرد یا نگیرد الزامی است.
تبصره 1- مدیران مجموعه با رعایت مفاد این قانون ، میزان سهم هر یک از مالکان یا استفاده کنندگان را تعیین می کند.
تبصره 2- در صورت موافقت مالکانی که دارای اکثریت مساحت زیربنای اختصاصی ساختمان می باشند هزینه های مشترک بر اساس نرخ معینی که به تصویب مجمع عمومی ساختمان می رسد، حسب زیر بنای اختصاصی هر واحد، محاسبه می شود.
تبصره 3- چنانچه چگونگی استقرار حیاط ساختمان یا بالکن یا تراس مجموعه به گونه ای باشد که تنها از یک یا چند واحد مسکونی، امکان دسترسی به آن باشد، هزینه حفظ و نگهداری آن قسمت به عهده استفاده کننده یا استفاده کنندگان است.  (اصلاحی و الحاقی بموجب قانون اصلاح قانون تملک آپارتمانها مصوب 1376)
ماده 5 - انواع شرکتهای موضوع ماده 20 قانون تجارت که به قصد تجارت ساختمان خانه و آپارتمان و محل کسب به منظور سکونت یا پیشه یا اجاره یا فروش تشکیل می شود از انجام سایر معاملات بازرگانی غیر مربوط به کارهای ساختمانی ممنوعند.
ماده 6 - چنانچه قراردادی بین مالکین یک ساختمان وجود نداشته باشد کلیه تصمیمات مربوط به اداره و امور مربوط به قسمت های مشترکبه اکثریت آرا مالکینی است که بیش از نصف مساحت تمام قسمت های اختصاصی را مالک باشند.
تبصره - نشانی مالکین برای ارسال کلیه دعوتنامه ها و اعلام تصمیمات مذکور در این قانون همان محل اختصاصی آنها در ساختمان است مگر این که مالک نشانی دیگری را در همان شهر برای این امر تعیین کرده باشد.
ماده 7 - هر گاه یک آپارتمان یا یکمحل کسب دارای مالکین متعدد باشد مالکین یا قائم مقام قانونی آنها مکلف اند یکنفر نماینده از طرف خود برای اجرای مقررات این قانون و پرداخت حصه مخارج مشترک تعیین و معرفی نمایند در صورتی که اشخاص مزبور به تکلیف فوق عمل نکنند رای اکثریت بقیه مالکین نسبت به تمام معتبر خواهد بود مگر این که عده حاضر کمتر از ثلث مالکین باشد که در این صورت برای یکدفعه تجدید دعوت خواهد شد.
ماده 8 - در هر ساختمان مشمول مقررات این قانون در صورتی که عده مالکین بیش از سه نفر باشد مجمع عمومی مالکین مکلف اند مدیر یا مدیرانی از بین خود یا از خارج انتخاب نمایند طرز انتخاب مدیر از طرف مالکین و وظایف و تعهدات مدیر و امور مربوط به مدت مدیریت و سایر موضوعات مربوطه در آیین نامه این قانون تعیین خواهد شد.
ماده 9 - هر یک از مالکین می تواند با رعایت مقررات این قانون و سایر مقررات ساختمانی عملیاتی را که برای استفاده بهتری از قسمت اختصاصی خود مفید می داند انجام دهد هیچیک از مالکین حق ندارند بدون موافقت اکثریت سایر مالکین تغییراتی در محل یا شکل در یا سردر یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود که در مریی و منظر باشد بدهند.
ماده 10 - هر کس آپارتمانی را خریداری می نماید به نسبت مساحت قسمت اختصاصی خریداری خود در زمینی که ساختمان روی آن بنا شده یا اختصاص به ساختمان دارد مشاعا سهیم می گردد مگر آن که مالکیت زمین مزبور به علت وقف یا خالصه بودن یا علل دیگر متعلق به غیر باشد که در این صورت باید اجور آن را به همان نسبت به پردازد مخارج مربوط به محافظت ملک و جلوگیری از انهدام و اداره و استفاده از اموال و قسمتهای مشترکو به طور کلی مخارجی که جنبه مشترک دارد و یا به علت طبع ساختمان یا تاسیسات آن اقتضا دارد یکجا انجام شود نیز باید به تناسب حصه هر مالکبه ترتیبی که در آیین نامه ذکر خواهد شد پرداخت شود هر چند آن مالکاز استفاده از آنچه که مخارج برای آن است صرفنظر نماید.

ماده 10 مکرر - در صورت امتناع مالک یا استفاده کننده از پرداخت سهم خود از هزینه های مشترک از طرف مدیر یا هیئت مدیران وسیله اظهارنامه یا ذکر مبلغ بدهی و صورت ریز آن مطالبه میشود .
هر گاه مالک یا استفاده کننده ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهار نامه سهم بدهی خود را نپردازد مدیر یا هیئت مدیران میتوانند به تشخیص خود و با توجه به امکانات از دادن خدمات مشترک از قبیل شوفاژ – تهویه مطبوع – آب گرم – برق – گاز و غیره با و خودداری کنند و درصورتیکه مالک و یا استفاده کننده همچنان اقدام به تصفیه حساب ننمایند اداره ثبت محل وقوع آپارتمان به تقاضای مدیر یا هیئت مدیران برای وضول وجه مزبور بر طبق اظهار نامه ابلاغ شده اجرائیه صادر خواهد کرد . عملیات اجرائی وفق مقررات اجرای اسناد رسمی صورت خواهد گرفت و درحال مدیر یا هیئت مدیران موظف میباشند که بمحض وصول وجوه مورد مطالبه یا ارائه دستور موقت دادگاه نسبت به برقراری مجدد خدمات مشترک فوراً اقدام نمایند .
تبصره 1- در صورتی که عدم ارائه خدمات مشترک ممکن یا مؤثر نباشد، مدیر یا مدیران مجموعه می توانند به مراجع قضایی شکایت کنند، دادگاهها موظفند این گونه شکایات را خارج از نوبت رسیدگی و واحد بدهکار را از دریافت خدمات دولتی که به مجموع ارائه می شود محروم کنند و تا دو برابر مبلغ بدهی به نفع مجموعه جریمه نمایند.
استفاده مجدد از خدمات موکول به پرداخت هزینه های معوق واحد مربوط بنا به گواهی مدیر یا مدیران و یا به حکم دادگاه و نیز هزینه مربوط به استفاده مجدد خواهد بود.  (الحاقی بموجب قانون اصلاح قانون تملک آپارتمانها مصوب 1376)
تبصره 2- رونوشت مدارک مثبت سمت مدیر یا هیئت مدیران و صورت ریز سهم مالک یا استفاده کننده از هزینه های مشترک و رونوشت اظهار نامه ابلاغ شده بمالک یا استفاده کننده باید ضمیمه تقاضانامه صدور اجرائیه گردد .
تبصره 3- نظر مدیر یا هیئت مدیران ظرف ده روز پس از ابلاغ اظهار نامه بمالک در دادگاه تخستین محل وقوع آپارتمان قابل اعتراض است ، دادگاه خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی به موضوع رسیدگی و رأی میدهد این رأی قطعی است . در مواردیکه طبق ماده فوق تصمیم به قطع خدمات مشترک اتخاذ شده و رسیدگی سریع به اعتراض ممکن نباشد دادگاه به محض وصول اعتراض اگر دلایل را قوی تشخیص دهد دستور متوقف گذاردن تصمیم قطع خدمات مشترک را تا صدور رأی خواهد داد .
تبصره 4- در صورتیکه مالک یا استفاده کننده مجدداً و مکرراً در دادگاه محکوم به پرداخت هزینه های مشترک گردد علاوه بر سایر پرداختی ها مکلف به پرداخت مبلغی معادل مبلغ محکوم بها بعنوان جریمه میباشد .  (اصلاحی بموجب لایحه قانونی اصلاح قانون الحاق ماده 10 مکرر و دو تبصره به قانون تملک آپارتمانها )

ماده 11 - دولت مکلف است ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون آیین نامه های اجرایی آن را تهیه و بعد از تصویب هیات وزیران به مورد اجرا به گذارد. دولت مامور اجرای این قانون است.

ماده 12- دفاتر اسناد رسمی موظف می باشند در هنگام تنظیم هر نوع سند انتقال، اجاره، رهن، صلح، هبه و غیره گواهی مربوط به تسویه حساب هزینه های مشترک را که به تأیید مدیر یا مدیران ساختمان رسیده باشد از مالکیا قائم مقام او مطالبه نمایند و یا با موافقت مدیر یا مدیران تعهد منتقل الیه را به پرداخت بدهی های معوق مالک نسبت به هزینه های موضوع این قانون در سند تنظیمی قید نمایند.
ماده 13- در صورتی که به تشخیص سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری عمر مفید ساختمان به پایان رسیده و یا به هر دلیل دیگری ساختمان دچار فرسودگی کلی شده باشد و بیم خطر یا ضرر مالی و جانی برود و اقلیت مالکان قسمتهای اختصاصی در تجدید بنای آن موافق نباشند، آن دسته از مالکان که قصد بازسازی مجموعه را دارند، می توانند براساس حکم دادگاه، با تأمین مسکن استیجاری مناسب برای مالک یا مالکان که از همکاری خودداری می ورزند نسبت به تجدید بنای مجموعه اقدام نمایند و پس از اتمام عملیات بازسازی و تعیین سهم هر یک از مالکان از بنا و هزینه های انجام شده، سهم مالک یا مالکان یادشده را به اضافه اجوریکه برای مسکن اجاری ایشان پرداخت شده است از اموال آنها از جمله همان واحد استیفا کنند. در صورت عدم توافق در انتخاب کارشناسان، وزارت مسکن و شهرسازی با در خواست مدیر یا هیأت مدیره اقدام به انتخاب کارشناسان یادشده خواهد کرد.
تبصره 1- مدیر یا مدیران مجموعه به نمایندگی از طرف مالکان می توانند اقدامات موضوع این ماده را انجام دهند.
تبصره 2- چنانچه مالک خودداری کننده از همکاری اقدام به تخلیه واحد متعلق به خود به منظور تجدید بنا نکند، حسب در خواست مدیر یا مدیران مجموعه، رئیس دادگستری یا رئیس مجتمع قضایی محل با احراز تأمین مسکن مناسب برای وی توسط سایر مالکان ، دستور تخلیه آپارتمان یاد شده را صادر خواهد کرد.
ماده 14- مدیر یا مدیران مکلفند تمام بنا را به عنوان یک واحد در مقابل آتش سوزی بیمه نمایند. سهم هر یکاز مالکان به تناسب سطح زیر بنای اختصاصی آنها وسیله مدیر یا مدیران تعیین و از شرکاء اخذ و به بیمه گر پرداخت خواهد شد. در صورت عدم اقدام و بروز آتش سوزی مدیر یا مدیران مسؤول جبران خسارات وارده می باشند.
ماده 15- ثبت اساسنامه موضوع این قانون الزامی نیست. (الحاقی بموجب قانون اصلاح قانون تملک آپارتمانها مصوب 1376)

 

آیین‌نامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها

با اصلاحات بعدی‌ 

 

بخش اول‌: قسمتهای مختلف ساختمان‌

 فصل اول‌: قسمتهای اختصاصی‌

ماده ۱ ـ قسمتهایی از بنا، اختصاصی تلقی می‌شود که عرفاً برای استفاده انحصاری شریک ملک معین یا قائم مقام او تخصیص‌یافته باشد.

ماده ۲ ـ علاوه بر ثبت اراضی زیربنا و محوطه باغ‌ها و پارک‌های متعلّقه برای مالکیت قسمتهای اختصاصی نیز باید بطورمجزا سند مالکیت صادر شود، مشخصات کامل قسمت اختصاصی‌از لحاظ حدود طبقه‌، شماره‌، مساحت قسمتهای وابسته‌، ارزش وغیره باید در سند قید گردد.

فصل دوم‌: قسمتهای مشترک‌

ماده ۳ ـ قسمتهایی از ساختمان و اراضی و متعلقات آنها که به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم مورد استفاده تمام شرکاء می‌باشدقسمتهای مشترک محسوب می‌گردد و نمی‌توان حق انحصاری برآنها قایل شد.

تبصره ـ گذاردن میز و صندلی و هر نوع اشیای دیگر وهمچنین نگاهداری حیوانات در قسمتهای مشترک ممنوع است‌.

قسمتهای مشترک در ملکیت مشاع تمام شرکای ملک است‌، هرچند که در قسمتهای اختصاصی واقع شده باشد و یا از آن قسمتهاعبور نماید.

ماده ۴ ـ قسمتهای مشترک مذکور در ماده ۲ قانون تملک ‌آپارتمانها عبارت است از:

الف ـ زمین زیربنا خواه متصل به بنا باشد یا بنا بوسیله پایه روی‌آن قرار گرفته باشد.

ب ـ تأسیسات قسمتهای مشترک از قبیل چاه آب و پمپ‌، منبع‌آب‌، مرکز حرارت و تهویه‌، رختشویخانه‌، تابلوهای برِ، کنتورها،تلفن مرکزی‌، انبار عمومی ساختمان‌، اتاق سرایدار در هر قسمت بناکه واقع باشد، دستگاه آسانسور و محل آن‌، چاه‌های فاضلاب‌،لوله‌ها از قبیل (لوله‌های فاضلاب‌، آب‌، برِق ، تلفن ‌، حرارت مرکزی‌، تهویه مطبوع‌، گاز، نفت‌، هواکش‌ها، لوله‌های بخاری‌) گذرگاههای‌زباله و محل جمع‌آوری آن و غیره‌.

پ ـ اسکلت ساختمان‌.

تبصره ـ جدارهای فاصل‌بین قسمتهای‌اختصاصی‌،مشترک بین‌آن قسمتها است‌. مشروط بر اینکه جزء اسکلت ساختمان نباشد.

ت ـ درها و پنجره‌ها ـ راهروها ـ پله‌ها ـ پاگردها ـ که خارج ازقسمتهای اختصاصی قرار گرفته‌اند.

ث ـ تأسیسات مربوط به راه پله از قبیل وسایل تأمین‌کننده‌ روشنایی‌، تلفن و وسایل اخبار و همچنین تأسیسات مربوط به آنهابه استثنای تلفن‌های اختصاصی‌، شیرهای آتش‌نشانی‌، آسانسور ومحل آن‌، محل اختتام پله و ورود به بام و پله‌های ایمنی‌.

ج ـ بام و کلیه تأسیساتی که برای استفاده عموم شرکاء و یا حفظ ‌بنا در آن احداث گردیده است‌.

ح ـ نمای خارجی ساختمان‌.

خ ـ محوطه ساختمان‌، باغ‌ها و پارکها که جنبه استفاده عمومی‌دارد و در سند اختصاصی نیز ثبت نشده باشد.

 بخش دوم‌: اداره امور ساختمان‌

 فصل اول‌: مجمع عمومی‌

طرز انتخاب و وظائف و تعهدات مدیر

ماده ۵ ـ در صورتی که تعداد مالکین از سه نفر تجاوز کند،مجمع عمومی مالکین تشکیل می‌شود.

ماده ۶ ـ زمان تشکیل مجمع عمومی مالکین اعم از عادی یافوِالعاده‌، در مواردی که توافقنامه‌ای بین مالکین تنظیم نشده است‌به موجب اکثریت مطلق آرای مالکینی خواهد بود که بیش از نصف‌مساحت تمام قسمت‌های اختصاصی را مالک باشند و در صورت‌عدم حصول اکثریت مزبور، زمان تشکیل مجمع عمومی با تصمیم‌حداقل سه نفر از مالکین تعیین خواهد شد.

ماده ۷ ـ در اولین جلسه مجمع عمومی‌، ابتدا رئیس مجمع‌عمومی تعیین خواهد شد و سپس در همان جلسه مدیر یا مدیرانی‌از بین مالکین و یا اشخاصی خارج از انتخاب می‌شود. مجمع‌عمومی مالکین باید لااقل هر سال یک‌بار تشکیل شود.

ماده ۸ ـ برای رسمیت مجمع‌، حضور مالکین بیش از نصف‌مساحت تمام قسمتهای اختصاصی با نماینده آنان ضروری است‌.

تبصره ـ در صورت عدم حصول اکثریت مندرج در این ماده‌جلسه برای پانزده روز بعد تجدید خواهد شد، هرگاه در این جلسه‌هم اکثریت لازم حاصل نگردید جلسه برای پانزده روز بعد تجدید وتصمیمات جلسه اخیر با تصویب اکثریت عده حاضر معتبر است‌.

ماده ۹ ـ کسی که به عنوان نماینده یکی از شرکاء تعیین شده‌باشد قبل از تشکیل جلسه مجمع عمومی وکالتنامه معتبر خود را به‌مدیر یا مدیران ارائه نماید.

تبصره ـ در صورتی که مالک قسمت اختصاصی‌، شخصیت‌حقوقی باشد نماینده آن طبق قوانین مربوط به شخصیتهای حقوقی‌معرفی خواهد شد.

ماده ۱۰ ـ هرگاه چند نفر، مالک یک قسمت اختصاصی باشندباید طبق ماده ۷ قانون تملک آپارتمان‌ها از طرف خود یک نفر رابرای شرکت در مجمع عمومی انتخاب و معرفی نمایند.

ماده ۱۱ ـ مجمع عمومی شرکاء دارای وظایف و اختیارات زیرمی‌باشد:

الف ـ تعیین رئیس مجمع عمومی‌.

ب ـ انتخاب مدیر یا مدیران و رسیدگی اعمال آنها.

پ ـ اتخاذ تصمیم نسبت به اداره امور ساختمان‌.

ت ـ تصویب گزارش مربوط به درآمد و هزینه‌های سالانه‌.

ث ـ اتخاذ تصمیم در ایجاد اندوخته برای امور مربوط به حفظ ونگاهداری و تعمیر بنا.

ج ـ تفویض اختیار به مدیر یا مدیران به منظور انعقاد قراردادهای‌لازم برای اداره ساختمان‌.

ماده ۱۲ ـ کلیه تصمیمات مجمع عمومی شرکاء باید درصورتجلسه نوشته و به وسیله مدیر یا مدیران نگهداری شود.

تبصره ـ تصمیمات متخذه مجمع باید ظرف ده روز به وسیله‌مدیر یا مدیران به شرکاء غایب اطلاع داده شود.

ماده ۱۳ ـ تصمیمات مجمع عمومی بر طبق ماده ۶ قانون برای‌کلیه شرکاء الزام‌آور است‌.

فصل دوم‌: اختیارت و وظایف مدیر یا مدیران‌

ماده ۱۴ ـ مدیر یا مدیران مسؤول حفظ و اداره ساختمان واجرای تصمیمات مجمع عمومی می‌باشند.

ماده ۱۵ ـ اصلاحی مصوب ۲۸/۱۰/۱۳۵۳ ـ تعداد مدیران بایدفرد باشد و مدت مأموریت مدیر یا مدیران دو سال است ولی‌مجمع عمومی می‌تواند این مدت را اضافه کند و انتخاب مجددمدیر یا مدیران بلامانع خواهد بود.

ماده ۱۶ ـ در صورت استعفا، فوت‌، عزل یا حجر مدیر یامدیران قبل از انقضای مدت‌، مجمع عمومی فوِالعاده‌، به منظورانتخاب جانشین تشکیل خواهد شد.

تبصره ۱ ـ در صورتی که سه نفر یا بیشتر از اعضای هیأت‌مدیره به جهات فوق از هیأت مدیره خارج شوند، مجمع عمومی‌فوِالعاده باید به منظور تجدید انتخاب هیأت مدیره تشکیل گردد.

ماده ۱۷ ـ تصمیمات مدیران با اکثریت آرا معتبر است‌.

ماده ۱۸ ـ مجمع عمومی یک نفر از مدیران را به عنوان خزانه‌دارتعیین می‌نماید. خزانه‌دار دفتر ثبت درآمد و هزینه خواهد داشت که‌به پیوست قبوض و اسناد مربوطه برای تصویب ترازنامه به مجمع‌عمومی تسلیم و ارائه خواهد داد.

ماده ۱۹ ـ مدیر یا مدیران‌، امین شرکاء بوده و نمی‌توانند فرد دیگر را بجای خود انتخاب نمایند.

ماده ۲۰ ـ مدیر یا مدیران مکلفند تمام بنا را به عنوان یک واحددر مقابل آتش‌سوزی بیمه نمایند.

سهم هر شریک از حق بیمه با توجه به ماده ۴ قانون بوسیله‌مدیر، تعیین و از شرکاء اخذ و به بیمه‌گر پرداخت خواهد شد.

ماده ۲۱ ـ مدیر یا مدیران مکلفند میزان هزینه مستمر و مخارج‌متعلق به هر شریک و نحوه پرداخت آن را قبل یا بعد از پرداخت‌هزینه بوسیله نامه سفارشی به نشانی قسمت اختصاصی یا نشانی‌تعیین شده از طرف شریک به او اعلام نمایند.

ماده ۲۲ ـ در کلیه ساختمانهای مشمول قانون تملک آپارتمانهاکه بیش از ده (۱۰) آپارتمان داشته باشد، مدیر یا مدیران مکلفندبرای حفظ و نگاهداری و همچنین تنظیف قسمتهای مشترک وانجام سایر امور مورد نیاز بنا، دربانی استخدام نمایند.

 فصل سوم‌: هزینه‌های مشترک‌

ماده ۲۳ ـ شرکای ساختمان موظفند در پرداخت هزینه‌های‌مستمر و هزینه‌هایی که برای حفظ و نگاهداری قسمتهای مشترک‌بنا مصرف می‌شود، طبق مقررات زیر مشارکت نمایند:

در صورتی که مالکین ترتیب دیگری برای پرداخت هزینه‌های‌مشترک پیش‌بینی نکرده باشند، سهم هریک از مالکین یااستفاده‌کنندگان از هزینه‌های مشترک آن قسمت که ارتباط با مساحت‌زیربنای قسمت اختصاصی دارد از قبیل آب‌، گازوئیل‌، آسفالت‌پشت بام و غیره به ترتیب مقرر در ماده ۴ قانون تملک آپارتمانها و سایر مخارج که ارتباطی به میزان مساحت زیربنا ندارد از قبیل‌هزینه‌های مربوط به سرایدار ، نگهبان‌، متصدی آسانسور، هزینه‌ نگاهداری تأسیسات‌، باغبان‌، تزیینات قسمتهای مشترک و غیره‌بطور مساوی بین مالکین یا استفاده‌کنندگان تقسیم می‌گردد. تعیین‌سهم هر یک از مالکین یا استفاده‌کنندگان با مدیر یا مدیران می‌باشد.

تبصره ـ چنانچه به موجب اجاره‌نامه یا قرارداد خصوصی‌پرداخت هزینه‌های مشترک به عهده مالک باشد و مالک از پرداخت‌آن استنکاف نماید، مستأجر می‌تواند از محل مال‌الاجاره هزینه‌های‌مزبور را پرداخت کند و در صورتی که پرداخت هزینه‌های جاری‌مشترک به عهده استفاده‌کننده باشد و از پرداخت استنکاف کند،مدیر یا مدیران می‌توانند علاوه بر مراجعه به استفاده‌کننده‌، به مالک‌اصلی نیز مراجعه نمایند.

ماده ۲۴ ـ هریک از شرکاء که در مورد سهمیه یا میزان هزینه‌مربوط به سهم خود معترض باشد می‌تواند به مدیر مراجعه وتقاضای رسیدگی نسبت به موضوع را بنماید در صورت عدم‌رسیدگی یا رد اعتراض شریک می‌تواند به مراجع صلاحیت‌دارقضائی مراجعه کند.

ماده ۲۵ ـ هزینه‌های مشترک عبارتست از:

الف ـ هزینه‌های لازم برای استفاده‌، حفظ و نگاهداری عادی‌ساختمان و تأسیسات و تجهیزات مربوطه‌.

ب ـ هزینه‌های اداری و حق‌الزحمه مدیر یا مدیران‌.

 

فصل چهارم‌: حفظ و نگاهداری تعمیر بنا

ماده ۲۶ ـ در صورتی که بین شرکاء توافق شده باشد که‌هزینه‌های نگاهداری یک قسمت از بنا یا هزینه نگاهداری وعملیات یک جزء از تأسیسات فقط به عهده بعضی از شرکاء باشد،فقط همین شرکاء ملزم به انجام آن بوده و در تصمیمات مربوط به‌این هزینه‌ها تعیین تکلیف خواهند نمود.

ماده ۲۷ ـ مدیر یا مدیران به ترتیبی که مجمع عمومی تصویب‌می‌کند به‌منظور تأمین هزینه‌های ضروری و فوری‌، وجوهی به‌عنوان تنخواه گردان از شرکاء دریافت دارند.

 

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳

قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب

قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب

ماده 1 - به منظور رسیدگی و حل و فصل کلیه دعاوی و مراجعه مستقیم به قاضی و ایجاد مرجع قضایی واحد، دادگاه هایی با صلاحیت عام به شرح مواد آتیه تشکیل می شوند.
ماده 2 - تاسیس دادگاه های عمومی در هر حوزه قضایی و تعیین قلمرومحلی وتعداد شعب دادگاه های مزبور به تشخیص رییس قوه قضاییه است .
ماده 3 - (اصلاحی 1381) در حوزه قضائی هر شهرستان یک دادسرا نیز در معیت دادگاههای آن حوزه تشکیل می گردد. تشکیلات ، حدود صلاحیت ، وظایف و اختیارات دادسرای مذکور که ( دادسرای عمومی و انقلاب ) نامیده می شود تا زمان تصویب آئین دادرسی مربوطه ، طبق قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس شورای اسلامی ومقررات مندرج در این قانون بشرح ذیل می باشد:
الف - دادسرا که عهده دار کشف جرم ، تعقیب متهم به جرم ، اقامه دعوی از جنبه حق اللهی و حفظ حقوق عمومی و حدود اسلامی ، اجرای حکم و همچنین رسیدگی به امور حسبیه وفق ضوابط قانونی است به ریاست دادستان می باشد و به تعداد لازم معاون ، دادیار ، بازرس و تشکیلات اداری خواهد داشت . اقدامات دادسرا در جرائمی که جنبه خصوصی دارد با شکایت شاکی خصوصی شروع می شود. در حوزه قضائی بخش ، وظیفه دادستان را دادرس علی البدل بر عهده دارد.
ب - ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری از حیث وظایفی که به عنوان ضابط بر عهده دارند با دادستان است .
ج - مقامات و اشخاص رسمی در مواردی که باید امر جزائی را تعقیب نمود ، موظفند مراتب را فورا" به دادستان اطلاع دهند.
د - بازپرس وقتی اقدام به تحقیقات مقدماتی می نماید که قانونا" این حق را داشته باشد. جهات قانونی برای شروع به تحقیقات بازپرس عبارت است از:
1 - ارجاع دادستان .
2 - شکایت یا اعلام جرم به بازپرس در مواقعی که دسترسی به دادستان ممکن نیست و رسیدگی به آن فوریت داشته باشد.
3 - در جرائم مشهود در صورتی که بازپرس شخصا" ناظر وقوع آن باشد.
ه - دادستان در اموری که به بازپرس ارجاع می شود حق نظارت و دادن تعلیمات لازمه را خواهد داشت و در صورتی که تحقیقات بازپرس را ناقص ببیند می تواند تکمیل آن را بخواهد ولو اینکه بازپرس تحقیقات خود را کامل بداند.
بازپرس در جریان تحقیقات ، تقاضای قانونی دادستان را اجراء نموده ،مراتب را در صورتمجلس قید می کند و هرگاه مواجه با اشکال شود به نحوی که انجام آن مقدور نباشد مراتب را به دادستان اعلام و منتظر حل مشکل می شود.
و - تحقیقات مقدماتی کلیه جرائم بر عهده بازپرس می باشد. در جرائمی که در صلاحیت رسیدگی دادگاه کیفری استان نیست دادستان نیز دارای کلیه وظایف واختیاراتی است که برای بازپرس مقرر می باشد.
در مورد جرائمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه کیفری استان است دادستان تا قبل از حضور و مداخله بازپرس ، اقدامات لازم را برای حفظ و جمع آوری دلایل وآثار جرم به عمل آورد ودر مورد سایر جرایم ، دادستان می تواند انجام بعضی از تحقیقات و اقدامات را از بازپرس درخواست نماید بدون اینکه رسیدگی امر را به طور کلی به آن بازپرس ارجاع کرده باشد.
ز - کلیه قرارهای دادیار بایستی با موافقت دادستان باشد ودر صورت اختلاف نظر بین دادستان دادیار، نظردادستان متبع خواهدبود
ح - بازپرس راسا" و یا به تقاضای دادستان می تواند در تمام مراحل تحقیقاتی در موارد مقرر در قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی ، قرار بازداشت موقت متهم و همچنین قرار اخذ تامین و تبدیل تامین را صارد نماید. در صورتی که بازپرس راسا" قرار بازداشت موقت صادر کرده باشد مکلف است ظرف بیست و چهار ساعت پرونده را برای اظهارنظر نزد دادستان ارسال نماید. هرگاه دادستان ، با قرار بازداشت به عمل آمده موافق نباشد، نظر دادستان متبع است و چنانچه علتی که موجب بازداشت بوده است مرتفع شده و موجب دیگری برای ادامه بازداشت نباشد بازداشت با موافقت دادستان رفع خواهد شد وهمچنین در موردی که دادستان تقاضای بازداشت کرده و بازپرس با آن موافق نباشد حل اختلاف ، حسب مورد با دادگاه عمومی یا انقلاب محل خواهد بود.
هرگاه متهم موجبات بازداشت را مرتفع ببیند می تواندازبازپرس درخواست رفع بازداشت خود رابنماید که در این صورت بازپرس مکلف است ظرف ده روز از تاریخ تسلیم درخواست ، نظر خود را جهت اتخاذ تصمیم نزد دادستان ارسال نماید. به هر حال متهم می تواند درهر ماه بیش از یک مرتبه از این حق استفاده کند.
در صورت حدوث اختلاف بین بازپرس و دادستان در خصوص صلاحیت محلی و ذاتی و همچنین نوع جرم حسب مورد حل اختلاف با دادگاه عمومی یا انقلاب محل خواهد بود.
ط - هرگاه در جرائم موضوع صلاحیت دادگاه کیفری استان تا چهار ماه و در سایر جرائم تا دو ماه به علت صدور قرار تامین ، متهم در بازداشت بسر برد و پرونده اتهامی او منتهی به تصمیم نهائی در دادسرا نشده باشد مرجع صادر کننده قرار مکلف به فک یا تخفیف قرار تامین متهم می باشد مگر آنکه جهات قانونی یا علل موجهی برای بقاء قرار تامین صادر شده وجود داشته باشد که در این صورت با ذکر علل و جهات مزبور قرار ابقاء می شود و متهم حق دارد از این تصمیم ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ به وی حسب مورد به دادگاه عمومی یا انقلاب محل شکایت نماید. فک قرار بازداشت متهم از طرف بازپرس با موافقت دادستان بعمل می آید و در صورت حدوث اختلاف بین دادستان و بازپرس حل اختلاف با دادگاه خواهد بود. چنانچه بازداشت متهم ادامه یابد مقررات این بند حسب مورد هر یا هر دو ماه اعمال می شود. به هر حال مدت بازداشت متهم نبایداز حداقل مجازات حبس مقرر در قانون برای آن جرم تجاوز نماید.
ی - درخواست دادستان و بازپرس با باید ضابطین ، مقامات رسمی و ادارات فورا" اجرا نمایند. بازپرس می تواند به تحقیقات ضابطین دادگستری رسیدگی نموده و هرگاه تغییری در اقدامات آنان یا تکمیلی در تحقیقات ، لازم باشد به عمل آورد.
تخلف ازمقررات این بند علاوه بر تعقیب اداری و انتظامی ، برابر قانون مربوط مستوجب تعقیب کیفری نیز خواهد بود.
ک - پس از آن که تحقیقات پایان یافت ، بازرس آخرین دفاع متهم را استماع نموده با اعلام ختم تحقیقات و اظهار عقیده خود، پرونده را نزد دادستان می فرستد. در صورتی که به عقیده بازپرس ، عمل متهم متضمن جرمی نبوده یا اصولا" جرمی واقع نشده ویادلایل کافی برای ارتکاب جرم وجود نداشته باشد قرار منع تعقیب و در صورت عقیده بازپرس بر تقصیر متهم ، قرار مجرمیت درباره ایشان صادر می نماید و چنانچه متهم در آخرین دفاع دلیل موثری بر کشف حقیقت ابراز نماید بازپرس مکلف به رسیدگی می باشد.
دادستان نیز مکلف است ظرف پنج روز از تاریخ وصول ، پرونده را ملاحظه نموده ونظر خود را اعلام دارد.
ل - هرگاه دادستان با نظر بازپرس در مورد مجرمیت متهم موافق باشد کیفرخواست صادر، پرونده را از طریق بازپرسی به دادگاه صالحه ارسال می نماید و در صورت توافق بازپرس و دادستان با منع یا موقوفی تعقیب متهم ، بازپرس دستور ابلاغ قرار صادره به شاکی خصوصی را می دهد و در مورد اخیر چنانچه متهم زندانی باشد فورا" آزاد می شود.
هرگاه بین بازپرس و دادستان توافق عقیده نباشد ( یکی عقیده به مجرمیت یا موقوفی و یا منع تعقیب متهم و دیگری عقیده عکس آن را داشته باشد ) رفع اختلاف حسب مورد در دادگاه عمومی وانقلاب محل به عمل می آید و موافق تصمیم دادگاه رفتار می شود.
م - در کیفرخواست باید نکات ذیل تصریح شود:
1 - نام و نام خانوادگی ، نام پدر، سن ، شغل ، محل اقامت متهم ، با سواد است یا نه ، مجرد است یا متاهل .
2 - نوع قرارتامین با قید اینکه متهم بازداشت است یا آزاد.
3 - نوع اتهام .
4 - دلایل اتهام .
5 - مواد قانونی مورد استناد.
6 - سابقه محکومیت کیفری در صورتی که متهم دارای سابقه محکومیت کیفری باشد.
7 - تاریخ و محل وقوع جرم .
ن - قرارهای بازپرس که دادستان با آنها موافق باشد درموارد ذیل قابل اعتراض در دادگاه صالحه بوده و نظر دادگاه که درجلسه اداری خارج از نوبت و بدون حضور دادستان به عمل می آید قطعی خواهد بود:
1 - اعتراض به قرارهای منع تعقیب و موقوفی تعقیب به تقاضای شاکی خصوصی .
2 - اعتراض به قرارهای عدم صلاحیت ، بازداشت موقت ،تشدیدتامین و تامین خواسته به تقاضای متهم .
3 - اعتراض به قرار اناطه به تقاضای شاکی خصوصی و دادستان .
اعتراض به قرارهای مذکور در بالا ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ آن می باشد.
اعتراض به قرارها باعث توقف جریان تحقیقات ومانع اجرای قرار نبوده و کلیه اقدامات بازپرسی تا اخذ تصمیم دادگاه به قوت خود باقی خواهد بود و چنانچه نتیجه قرار صادره آزادی متهم زندانی باشد فورا" اجرا می شود.
هرگاه به علت عدم کفایت دلیل قرار منع تعقیب متهم صادر و قطعی شده باشد دیگر نمی توان به همین اتهام او را تعقیب کرد ، مگر بعد از کشف دلائل جدید که در این صورت فقط برای یک مرتبه می توان به درخواست دادستان وی را تعقیب نمود. هرگاه دادگاه تعقیب مجدد متهم را تجویز کند بازپرس ، رسیدگی و قرار متقضی صادر می نماید. این امر مانع از رسیدگی به دادخواست ضرر و زیان مدعی خصوصی نمی باشد.

تبصره 1 - حوزه قضایی عبارت است از قلمرو یک بخش یا شهرستان و یا نقاط معینی از شهرهای بزرگ .
تبصره 2 - (اصلاحی 1381) رسیدگی به جرائم داخل در صلاحیت دادگاههای نظامی از شمول این قانون خارج است و در دادسرا و دادگاه نظامی انجام می شود.
تبصره 3 -
(اصلاحی 1381) پرونده هائی که موضوع آنها جرائم مشمول حد زنا و لواط است ، همچنین جرائمی که مجازات قانونی آنها فقط تا سه ماه حبس و یا جزای نقدی تا یک میلیون ( 1000000 ) ریال می باشد و جرائم اطفال مستقیما" در دادگاههای مربوط مطرح می شود، مگر آنکه به تشخیص دادستان تحقیقات راجع به سایر جهات ضرورت داشته باشد.
تبصره 4 - جرائمی که تا تاریخ اجرای این قانون مستقیما" در دادگاه مطرح شده است در همان دادگاه بدون نیاز به کیفرخواست و رسیدگی دادسرا رسیدگی خواهد شد و چنانچه نیاز به انجام تحقیقات و یا اقداماتی جهت کشف جرم باشد دادگاه باید راسا" نسبت به انجام آن اقدام کند.
تبصره 5 - با ارجاع دادستان یا در غیاب وی معاون دادسرا یا دادیار ، عهده دار انجام تمام یا برخی از وظایف و اختیارات قانونی دادستان خواهد بود.
تبصره 6 - در حوزه قضائی بخشها ، رئیس یادادرس علی البدل دادگاه در جرائمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه کیفری استان است ، به جای جانشینی بازپرس تحت نظارت دادستان مربوطه اقدام می نماید و در سایر جرائم مطابق قانون رسیدگی و اقدام به صدور رای خواهد نمود.

ماده 4 -
(اصلاحی 1381) هر حوزه قضائی که دارای بیش از یک شعبه دادگاه عمومی باشد آن شعب به حقوقی و جزائی تقسیم می شوند. دادگاههای حقوقی صرفا" به امور حقوقی و دادگاههای جزائی فقط به امور کیفری رسیدگی خواهند نمود.
تخصیص شعبی از دادگاههای حقوقی و کیفری برای رسیدگی به دعاوی حقوقی یا جزائی خاص مانند امور خانوادگی و جرائم اطفال با رعایت مصالح و مقتضیات از وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه است .
در صورت ضرورت ممکن است به شعبه جزائی پرونده حقوقی و یابه شعبه حقوقی پرونده جزائی ارجاع شود.
تبصره - رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا قصاص عضو یا رجم یا صلب یا اعدام یا حبس ابد است و همچنین رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی به نحوی که در مواد بعدی ذکر می شود در دادگاه کیفری استان به عمل خواهد آمد.
رسیدگی به کلیه اتهامات اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام ، شورای نگهبان ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، وزراء و معاونین آنها ، معاونان ومشاوران روسای سه قوه ، سفرا، دادستان و رئیس دیوان محاسبات ، دارندگان پایه قضائی ، استانداران ، فرمانداران وجرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر و مدیران کل اطلاعات استانها در صلاحیت دادگاه کیفری استان تهران می باشدبه استثناء مواردی که در صلاحیت سایر مراجع قضائی است .

ماده 5 - به تعداد مورد نیاز دادگاه های انقلاب ، در مرکز هر استان و مناطقی که ضرورت تشکیل آن را رییس قوه قضاییه تشخیص می دهد تحت نظارت و ریاست اداری حوزه قضایی تشکیل می گردد، و به جرائم ذیل رسیدگی می نماید:
1 - کلیه جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی و محاربه یا افساد فی الارض .
2 - توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری .
3 - توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران یا اقدام مسلحانه و ترور تخریب موسسات به منظور مقابله با نظام .
4 - جاسوسی به نفع اجانب .
5 - کلیه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر.
6 - دعاوی مربوط به اصل 49 قانون اساسی .
ماده 6 - طرفین دعوا در صورت توافق می توانند برای احقاق حق و فصل خصومت ، به قاضی تحکیم مراجعه نمایند.
ماده 7 - احکام دادگاه های عموی و انقلاب قطعی است مگر در مواردی که در این قانون قابل نقض و تجدید نظر پیش بینی شده است .
ماده 8 - قضات دادگاهها و دادسراهای عمومی وانقلاب مکلفند به دعاوی و شکایات واعلامات موافق قوانین موضوعه و اصل یکصد وشصت و هفتم ( 167 ) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رسیدگی کنند وتصمیم قضائی را اتخاذ نمایند.
 (اصلاحی 1381)

ماده 9 - قرارها و احکام دادگاه ها باید مستدل بوده و مستند به قانون یا شرع و اصولی باشد که بر مبنای آن حکم صادر شده است . تخلف از این امر و انشا رای بدون استناد موجب محکومیت انتظامی خواهد بود.
ماده 10 - هر حوزه قضایی به تعداد لازم شعبه دادگاه ، دادرس علی البدل ، دفتر دادگاه ، واحد ابلاغ و اجرا احکام و در صورت لزوم یک واحد ارشاد و معاضدت قضایی خواهد داشت و در صورت تعدد شعب دارای یک دفتر کل نیز خواهد بود.
تبصره - ترتیب تشکیل این واحدها، تعداد اعضای هر واحد، طریقه انتخاب و شرایط آن ، میزان صلاحیت و اختیار هر واحد یا هر یک از اعضای آن و نحوه اقدامات و تصمیم گیریها به موجب آیین نامه ای است که به پیشنهاد و تهیه وزیر دادگستری به تصویب رییس قوه قضاییه خواهد رسید.
ماده 11 - رییس شعبه اول دادگاه های عمومی در هر حوزه قضایی ، رییس حوزه قضایی است و با تصویب رییس قوه قضاییه می تواند به تعداد لازم معاون داشته باشد.
 (اصلاحی 1381)
ماده 12 - در شهرستان ، رئیس دادگستری رئیس حوزه قضائی ورئیس شعبه اول دادگاه بر دادگاهها ریاست اداری دارد و در مرکز استان رئیس کل دادگستری استان ، رئیس کل دادگاههای تجدیدنظر و کیفری استان است و بر کلیه دادگاهها و دادسراها و دادگستری های حوزه آن استان نظارت و ریاست اداری خواهد داشت . همچنین رئیس دادگستری هر حوزه بر دادسرا و دادگاههای آن حوزه نظارت و ریاست اداری دارد .
(اصلاحی 1381)
ماده 13 -
(اصلاحی و الحاقی 1381) برای تامین کار قضائی دادسراها، رئیس قوه قضائیه از قضات تحقیق فعلی و دادرسان عل البدل دادگاهها و سایر قضاتی که مقتضی بداند استفاده خواهد نمود و شعبی از دادگاهها را که با تاسیس دادسرا غیر لازم تشخیص دهد منحل خواهد کرد وحتی الامکان حذف شعب اضافی از آخرین شعب دادگاها انجام خواهد شد.
تبصره 1 - گروه شغلی ( دادستانها ) برابر گروه شغلی ( رئیس دادگستری شهرستان ) و گروه شغلی ( دادستان تهران ) برابر گروه شغلی ( رئیس کل دادگستری استان تهران ) خواهد بود.
تبصره 2 - گروه شغلی ( معاون دادستان و بازپرس ) برابر گروه شغلی ( رئیس شعبه دادگاه عمومی ) و گروه شغلی ( دادیار ) برابر گروه شغلی ( دادرس علی البدل دادگاه ) خواهد بود.
تبصره 2 - گروه شغلی ( معاون دادستان و بازپرس ) برابر گروه شغلی ( رئیس شعبه دادگاه عمومی ) و گروه شغلی ( دادیار ) برابر گروه شغلی ( دادرس علی البدل دادگاه خواهد بود.
تبصره 3 - به جز موارد ضروری به تشخیص رئیس قوه قضائیه ، رئیس کل دادگستری استان باید حداقل دارای ده سال سابقه کار قضائی ، رئیس دادگاه تجدیدنظر حداقل هشت سال و دادستان و رئیس دادگستری شهرستان حداقل شش سال سابقه کار قضائی داشته باشند.
ماده 14 -
 (اصلاحی و الحاقی 1381)
الف - دادگاههای عمومی حقوقی با حضور رئیس دادگاه و یا دادرس علی البدل تشکیل می شود و تمام اقدامات و تحقیقات بوسیله رئیس دادگاه یا دادرس علی البدل وفق قانون آئین دادرسی مربوط انجام می گردد و اتخاذ تصمیم قضائی و انشای رای با قاضی دادگاه است .
ب - دادگاههای خانواده حتی المقدور با حضور مشاور قضائی زن که دارای پایه قضائی است اقدام به رسیدگی نموده و نظر مشورتی آنان قبل از صدور حکم توسط رئیس دادگاه اخذ خواهد شد.
ج - دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب با حضور رئیس دادگاه یا دادرس علی البدل و دادستان یا معاون او یا یکی از دادیاران به تعیین دادستان تشکیل می گردد و فقط به جرائم مندرج در کیفر خواست وفق قانون آئین دادرسی مربوط رسیدگی می نماید وانشای رای پس از استماع نظریات و مدافعات دادستان یا نماینده او وفق قانون بر عهده قاضی دادگاه است .
تبصره 1 - هرگاه دادگاه نقصی در تحقیقات مشاهده نموده یاانجام اقدامی ار لازم بداند، خود تکمیل می نماید و نیز می تواند رفع نقص و تکمیل پرونده را با ذکر موارد نقص از دادرای مربوط درخوسات کند.
تبصره 2 - هر گاه تحقیق یا اقدامی در حوزه دادگاه دیگری لازم باشد یا اطلاعاتی از حوزه قضایی آن دادگاه باید جمع آوری شود دادگاه رسیدگی کننده می تواند با اعطا نیابت قضایی از دادگاه آن حوزه انجام آن تحقیقات و اقدامات یا جمع آوری اطلاعات را بخواهد.
ماده 15 - دادرسان علی البدل عهده دار انجام کلیه اموری هستندکه از طرف روسای دادگاهها در چارچوب قوانین به آنان ارجاع می شود و در غیاب رئس شعبه دادگاه حسب تعیین رئیس کل دادگاهها شعبه بلامتصدی را تصدی و اداره می نمایند.
 (اصلاحی 1381)
ماده 16 - ترتیب رسیدگی در دادگاه ها طبق مقررات مزبور در آیین دادرسی مربوط به دادگاه ها خواهد بود.
ماده 17 - قاضی دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی ظرف یک هفته مکلف به انشا رای می باشد.
 

ماده18ـ (اصلاحی 1385) آراء غیرقطعی و قابل تجدیدنظر یا فرجام همان است که در قانون آئین دادرسی ذکر گردیده، تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی طبق مقررات آئین دادرسی مربوط انجام خواهدشد.

        آراء قطعی دادگاههای عمومی و انقلاب، نظامی و دیوان عالی کشور جز از طریق اعاده دادرسی و اعتراض ثالث به نحوی که در قوانین مربوط مقرر گردیده قابل رسیدگی مجدد نیست مگر در مواردی که رأی به تشخیص رئیس قوه قضائیه خلاف بیّن شرع باشد که در این صورت این تشخیص به عنوان یکی از جهات اعاده دادرسی محسوب و پرونده حسب مورد به مرجع صالح برای رسیدگی ارجاع می‌شود.

        تبصره1ـ مراد از خلاف بیّن شرع، مغایرت رأی صادره با مسلمات فقه است و در موارد اختلاف نظر بین فقها ملاک عمل نظر ولی فقیه و یا مشهور فقها خواهدبود.

        تبصره2ـ چـنانچه دادسـتان کل کشور، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح و رؤسای کل دادگستری استانها مواردی را خلاف بیّن شرع تشخیص دهند مراتب را به رئیس قوه قضائیه اعلام خواهندنمود.

        تبصره3ـ آراء خلاف بیّن شرع شعب تشخیص، در یکی از شعب دیوان عالی کشور رسیدگی می‌شود.

        تبصره4ـ پرونده‌هایی که قبل از لازم‌الاجراء شدن این قانون به شعب تشخیص وارد شده است مطابق مقررات زمان ورود رسیدگی می‌شود.

پس از رسیدگی به پرونده‌های موجود، شعب تشخیص منحل می‌شود.

        تبصره5 ـ آرائی که قبل از لازم‌‌الاجراء شدن این قانون قطعیت یافته است حداکثر ظرف سه ماه و آرائی که پس از لازم‌الاجراء شدن این قانون قطعیت خواهدیافت حداکثر ظرف یک ماه از تاریخ قطعیت قابل رسیدگی مجدد مطابق مواد این قانون می‌باشد.

        تبصره6 ـ از تاریخ تصویب این قانون ماده (2) قانون وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه مصوب 8/12/1378 و سایر قوانین مغایر لغو می‌شود.

آئیننامه اجرائی این ماده


ماده 19 - بموجب ماده  529  قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی ) لغو شد.
ماده 20 -
 به منظور تجدید نظر در آرا دادگاه های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان دادگاه تجدید نظر به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رییس و دو عضو مستشار تشکیل می شود. جلسه دادگاه با حضور دو نفر عضو رسمیت یافته پس از رسیدگی ماهوی رای اکثریت که به وسیله رییس یا عضو مستشار انشا می شود قطعی و لازم الاجرا خواهد بود.
تبصره 1 - رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص عضو یا قصاص نفس یا اعدام یا رجم یا صلب و یا حبس ابد باشد و نیز رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی ابتدائا" در دادگاه تجدیدنظر استان به عمل خواهد آمد و در این مورد، دادگاه مذکور ( دادگاه کیفری استان ) نامیده می شود. دادگاه کیفری استان برای رسیدگی به جرایمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا اعدام یا رجم یا صلب یا حبس دایم باشد از پنج نفر ( رئیس و چهار مستشار یا دادرس علی البدل دادگاه تجدیدنظر استان ) و برای رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص عضو و جرائم مطبوعاتی و سیاسی باشد از سه نفر ( رئیس و دو مستشار یا دادرس علی البدل دادگاه تجدیدنظر استان ) تشکیل می شود. تشکیلات ، ترتیب رسیدگی ، کیفیت محاکمه وصدور رای این دادگاه تا تصویب قانون آئین دادرسی مناسب مطابق مقررات این قانون و قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی خواهد بود. دادگاه کیفری استان در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی با حضور هیات منصفه تشکیل خواهد شد.
تبصره 2 - در مرکز هر استان حسب نیاز، شعبه یا شعبی ازدادگاه تجدیدنظر بعنوان ( دادگاه کیفری استان ) برای رسیدگی به جرائم مربوط اختصاص می یابد. تعداد شعب یا شعبی که برای این امر اختصاص می یابد به تشخیص رئیس قوه قضائیه خواهد بود.
دادستان شهرستان مرکز استان یا معاون او یا یکی ازدادیاران به تعیین دادستان ، وظایف دادستان را در دادگاه کیفری استان انجام می دهد. قبل از استماع اظهارات شاکی ومتهم ، اظهارات دادستان یا نماینده وی و شهود و اهل خبره ای که دادستان معرفی کرده بیان می شود.
تبصره 3 - برای تسهیل یا تسریع در امر دادرسی ، رئیس قوه قضائیه می تواند موقتا" امر به تشکیل دادگاه کیفری استان در شهرستان محل وقوع جرم بدهد. در این صورت دادستان همان محل یا معاون او یا یکی از دادیاران ان حوزه ، وظایف دادستان را در دادگاه مذکور به عهده خواهند داشت . دادگاه کیفری استان با حظور رئیس وتمامی مستشاران رسمیت می یابد.
تبصره 4 - دادگاه کیفری استان پس از ختم رسیدگی یا استعانت از خداوند سبحان و وجدان مشاوره نموده و با توجه به محتویات پرونده مبادرت به صدور رای می نماید و نظر اکثریت اعضای دادگاه مناط اعتبار است . این رای ظرف مهلت مقرر قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. ترتیب رسیدگی همان است که در قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی مقرر شده است .
تبصره 5 - اشخاص ذیل می توانند از رای دادگاه کیفری استان تقاضای تجدیدنظر نمایند:
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی .
ب - دادستان
ج - مدعی خصوصی یا نماینده قانونی وی از حیث ضرر وزیان .
تبصره 6 - اجرای احکام کیفری ( دادگاه کیفری استان ) توسط دادسرای شهرستان مرکز استان وفق مقررات مربوط در قانون قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی خواهد بود.
تبصره 7 - در شهرستان مرکز استان ، رئیس کل دادگستری استان رئیس شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان می باشد و رئیس شعبه اول دادگاههای عمومی مرکز استان رئیس کل دادگاههای آن شهرستان خواهد بود و در غیر مرکز استان رئیس هر حوزه قضائی ، رئیس شعبه اول دادگاه عمومی آن حوزه قضائی است .
 (اصلاحی و الحاقی 1381)
ماده 21 - مرجع تجدیدنظر آراء قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی حقوقی و جزائی و انقلاب ، دادگاه تجدیدنظر استانی است که آن دادگاهها در حوزه قضائی آن استان قرار دارند. آراء دادگاههای کیفری استان و آن دسته از آراء دادگاههای تجدیدنظر استان که قابل فرجام باشد ظرف مهلت مقرر برای تجدیدنظر خواهی ، قابل فرجام در دیوان عالی کشور است .
(اصلاحی سال 81)
ماده 22 - رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی وانقلاب وفق مقررات قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی باحضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود.
تبصره 1 - اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ ومتهم تبرئه می گردد، هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا" آزاد می شود.
تبصره 2 - هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تائید حکم بدوی مستدلا"" می تواند مجازات او را تخفیف دهد، هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرد باشد.
تبصره 3 - در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند، مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد.
تبصره 4 - اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد، مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.
(اصلاحی 1381)

ماده 23 -
بموجب ماده  529  قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی ) لغو شد.
ماده 24 - مرجع رسیدگی پس از نقض در دیوان عالی کشور به شرح ذیل اقدام می نماید:
الف - در صورت نقض قرار در دیوان عالی کشور، باید از نظر دیوان متابعت نماید و وارد رسیدگی ماهوی شود.
ب - در صورت نقض حکم به علت نقص تحقیقات ، باید تحقیقات مورد نظر دیوان را انجام دهد سپس مبادرت به انشا حکم نماید.
ج - در صورت نقض حکم در غیر موارد مذکور دادگاه می تواند رای اصراری صادر نماید اگر یکی از کسانی که حق درخواست تجدید نظر دارد تقاضای تجدید نظر نماید پرونده مجددا در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار می گیرد، هر گاه شعبه دیوان عالی کشور استدلال دادگاه را بپذیرد حکم را ابرام می نماید و در غیر این صورت پرونده در هیات عمومی شعب حقوقی یا کیفری دیوان عالی کشور حسب مورد مطرح و چنانچه نظر شعبه دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت حکم نقض و پرونده به شعبه دیگر دادگاه ارجاع خواهد شد دادگاه
مرجوع الیه با توجه به استدلال هیات عمومی دیوان عالی کشور حکم مقتضی صادر و این حکم قطعی است
تبصره - قطعیت حکم در صورتی است که از موارد سه گانه مذکور در ماده 18 نباشد.
ماده 25 - جهات درخواست تجدید نظر به قرار زیر است : 1 - ادعای عدم اعتبار مدارک استنادی دادگاه یا دروغ بودن شهادت شهود
یا فقدان شرایط قانونی شهادت ، در شهود.
2 - ادعای مخالف بودن رای با قانون .
3 - ادعای عدم صلاحیت دادگاه یا عدم صلاحیت قاضی صادرکننده رای .
4 - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل یا مدافعات .
تبصره - اگر درخواست تجدید نظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد مرجع تجدید نظر در صورت وجود جهتی دیگر می تواند به آن جهت هم رسیدگی نماید.
ماده 26 - در موارد مذکور در این قانون اشخاص زیر حق درخواست تجدید نظر را دارند:
1 - در مورد احکام حقوقی .
هر یک از طرفین دعوا یا نماینده قانونی یا قائم مقام آنان مانند وراث ، وصی ، انتقال گیرنده که از رای دادگاه متضرر می شود.
2 - در مورد احکام کیفری :
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی او.
ب - شاکی خصوصی یا نماینده قانونی او.

ج - دادستان از حکم برائت یا محکومیت غیر قانونی متهم . (الحاقی 1381)


3 - در مورد قرارها:
هر یک از طرفین دعوی که قرار دادگاه به ضرر او صادر شده باشد یا نماینده قانونی آنان .
ماده 27 - مهلت درخواست تجدید نظر در موارد مذکور در ماده 19 برای اشخاص ساکن ایران 20 روز و برای کسانی که خارج از کشور می باشند 2 ماه از تاریخ ابلاغ رای می باشد.
ماده 28 - متقاضی تجدید نظر باید دادخواست و یا درخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رای و یا دفتر بازداشتگاهی که در آن جا توقیف شده است تسلیم نماید.
مدیر دفتر دادگاه یا بازداشتگاه باید بلافاصله آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوی و تاریخ تسلیم و ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده بدهد و در روی کلیه برگهای دادخواست یا درخواست تجدید نظر همان تاریخ را قید نماید. این تاریخ ، تاریخ تجدید نظر خواهی محسوب می گردد.
دفتر بازداشتگاه مکلف است که پس از ثبت تقاضای تجدید نظر بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رای ارسال نماید دفتر دادگاه صادرکننده رای در صورتی که تقاضای تجدید نظر در مهلت قانونی باشد پس از تکمیل پرونده بلافاصله آن را به مرجع تجدید نظر ارسال می دارد.
تبصره 1 - دادگاه باید در ذیل رای خود قابل تجدید نظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدید نظر آن را معین نماید.
تبصره 2 - هر گاه نزد دادگاه تجدید نظر ثابت شود که به علت قوه قهریه امکان استفاده از حق تجدید نظر خواهی در مهلتهای مقرر نبوده است ، ابتدای مهلت از تاریخ رفع قوه قهریه خواهد بود.
تبصره 3 - متقاضی تجدید نظر در آرا کیفری باید مبلغ ده هزار ریال بابت هزینه دادرسی بپردازد و در آرا حقوقی هزینه دادرسی برابر مقررات
آیین دادرسی مدنی خواهد بود.
ماده 29 - متقاضی تجدید نظر باید تمام علل و جهات تقاضای خود را در دادخواست یا درخواست تجدید نظر تصریح نماید مگر این که آن جهت بعدا حادث شده باشد که در صورت اخیر می تواند برابر مقررات اعاده دادرسی اقدام کند.
ماده 30 - در صورتی که تقاضای تجدید نظر ظرف مهلت مقرر داده شده باشد چنانچه بر اجرای حکم در امور کیفری فسادی مترتب باشد تا اتخاذ تصمیم مرجع تجدید نظر اجرای حکم متوقف خواهد شد.
ماده 31 -
بموجب ماده  529  قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی ) لغو شد.
ماده 32 - تشخیص صلاحیت یا عدم صلاحیت هر دادگاه نسبت به دعوی مطروحه با همان دادگاهی است که قانونا مکلف به رسیدگی به پرونده بوده است .
ماده 33 - در صورتی که دادگاه رسیدگی کننده خود را صالح به رسیدگی نداند با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگاه ذیصلاح ارسال می نماید، چنانچه دادگاه مرجوع الیه ادعای عدم صلاحیت را نپذیرد پرونده جهت حل اختلاف توسط دادگاه مرجوع الیه به دادگاه تجدید نظر استان ارسال می شود.
تبصره - در صورتی که اختلاف صلاحیت بین دادگاه های دو حوزه قضایی از دو استان باشد مرجع حل اختلاف دیوان عالی کشور خواهد بود.
ماده 34 - از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون رییس قوه قضاییه مکلف است حداکثر ظرف مدت پنج سال با تشکیل تدریجی دادگاه های عمومی و انحلال دادسراهای عمومی و انقلاب و اتخاذ تصمیمات ضروری در زمینه تعلیم و تربیت نیروی قضایی واجد شرایط موجبات اجرای این قانون را در سراسر کشور فراهم نماید.
ماده 35 - دادگستری مجاز است به منظور تکمیل اعضا دفتری دادگاه های عمومی و انقلاب نسبت به استخدام کارمند اداری به تعداد لازم اقدام کند و اجازه مذکور صرفا برای تشکیلات مربوط به دادگاه های عمومی است .
ماده 36 - دولت مکلف است در اسرع وقت امکان تهیه وسایل و تجهیزات لازم دادگاه های عمومی از قبیل محل استقرار، ملزومات و وسایط نقلیه و دیگر لوازم و وسایل را فراهم کند و اعتبار لازم مربوطه برای این وسایل و تجهیزات را در اختیار دادگستری قرار دهد.
ماده 37 - آیین نامه اجرایی این قانون حداکثر ظرف مدت سه ماه توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رییس قوه قضاییه خواهد رسید.
ماده 38 - دولت مکلف است در قالب قانون بودجه سالانه ، اعتبارات لازم را برای تهیه وسایل و تجیهزات لازم و به کارگیری نیروی انسانی جهت اجرای این قانون تامین نماید.
ماه 39 - از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون ، مواد ( 235 ) و ( 268 ) قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی و مواد ( 326 ) ، ( 411 ) و ( 412 ) قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی مصوب 21/1/1379 نسخ می گردد. همچنین از تاریخ اجرای این قانون در هر حوزه قضائی کلیه قوانین ومقررات مغایر با این قانون در آن قسمت که مغایرت دارد در همان حوزه ملغی می شود.
 

قانون فوق مشتمل بر سی و هشت ماده و بیست و یک تبصره در جلسه روز چهارشنبه پانزدهم تیر ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 22/4/1373 به تایید شورای نگهبان رسیده است .
رئیس مجلس شورای اسلامی - علی اکبر ناطق نوری

اصلاحات بموجب قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی وانقلاب مصوب 1381 درج گردیده است.


 

 

تاریخ تصویب

نوع قانون

عنوان

 

1375/08/08

رای وحدت رویه

آراء دادگاههای عمومی که در زمان حکومت قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اصداریافته ولو اینکه سابقه رسیدگی و نقض در دیوانعالی داشته باشد با رعایت میزان خواسته بر حسب مورد قابل رسیدگی تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر مرکز استان یا دیوان عالی کشور است .

 

1375/10/18

رای وحدت رویه

در اعمال ماده 31 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب ، محکوم علیه ویا شاکی پرونده که شکایت وی رد شده است هردو حق تجدیدنظرخواهی دارند.

1374/10/14

آراء و نظریات

برابر ماده 31 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب فقط محکوم علیه می تواند برای احکام قطعیت یافته هریک از محاکم که قابل درخواست تجدیدنظرباشدازدادستان کل کشور درخواست رسیدگی بنماید

1376/05/25

آراء و نظریات

منظور از تنبه مذکور در ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب آن است که اشتباه به قدری بین و آشکار باشد که اگربه قاضی تذکر داده شود، متنبه گردد و لازم نیست که این تنبه فعلیت وتحقق پیدابکند

1377/08/02

آراء و نظریات

ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مربوط به آراء صادره ازدادگاه های عمومی یا انقلاب (محاکم بدوی ) است و تسری به آراءدادگاه تجدید نظر که غیر از دادگاه عمومی یا دادگاه انقلاب است ندارد

1374/08/29

آراء و نظریات

در صورتی که میزان دیه در حکم صادره از دادگاه بدوی کمتراز خمس دیه کامل باشد، مطابق بند 4ماده 19 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است

1374/06/12

آراء و نظریات

مصداق قاضی دیگر موضوع بند2 ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قضات انتظامی و مقامات بازرسی روسای دادگستریها و جانشینان دادستانها و اجرای احکام می باشند نه هرقاضی دیگر

1377/02/08

رای وحدت رویه

آلات و ادوات جرم و اموالی که به تبع امر جزائی و به حکم قانون ضبط میگردد خارج از مصادیق بند 3 ماده 21 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب است.

1377/10/29

رای وحدت رویه

مرجع رسیدگی به آراء دادگاههای تجدیدنظر استان در مقام اعمال بند 2 ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، دیوان عالی کشور است

 

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳

← صفحه بعد صفحه قبل →