پورتال فقه

پورتال فقه وبلاگی فقهی و مذهبی است که مقالات و سایر مواردعلمی مرتبط با فقه و مذهب جعفری و به طور کلی مطالب علمی مرتبط با فقه را منعکس میکند ودر این راستا از نظرات و پیشنهادات بازدیدکنندگان محترم استقبال می نماید .

یاداشتی از مدیر وبلاگ- غیرت مسلمانی

احتمالا اگر به تازه گی گشتی در اینترنت زده باشد سرو صدای ساخت فیلمی با عنوان (حسن و حسین و معاویه ) را شنیده اید و نیز ازواکنش های علمای شیعه و سنی و خصوصا علمای شیعه مطلع شده اید این فیلم براساس یک روایت جعلی تاریخی ازشخصی معلوم الحال به نام عبداله بن سبا ساخته شده است کشور ساخت آن کویت میباشد.

اما بحث اصلی بر سر این مسئله است که ما مسلمانان چه شیعیان و چه اهل سنت همه مسلمانیم و همگی به نبوت حضرت رسول ایمان داشته و او را به عنوان آخرین فرستاده خداوند و ختم نبوت میدانیم ونیز این را نیز قبول داریم که ایشان دختری به نام حضرت فاطمه زهرا (س) داشتند و داماد حضرت پیامبر امام اول شیعیان حضرت علی (ع) میباشد و امام حسن و حسین علیهم السلام نوه های حضرت پیامبر بوده اند ونیز کسی نمیتواند خلاف ادعایی بر پاکی و ایمان این حضرات داشته باشد پس آیا ما مامور به حفظ احترام و شان خاندان نبوت نیستیم ؟ چطور میشود که در محله ایی پس از فوت فرد خوش نام و نیکوکاری مردم احترام و شان ویژه ایی را برای خانواده آن فرد قایل میشوند و خاندان پیامبر اسلام که رحمتا للعالمین است نباید شان و منزلت خاصی داشته باشد ؟

چطور است که پادشاهان و حاکمان و شاهزادگان سعودی که خود را خادم  خانه خدا میدانند و اجازه هیچ رفتاری غیر دون پادشاهان و دیکتاتورها را به کسی نمیدهند و بلکه مجازات سنگینی نیز برای او در نظر میگیرند و حال نباید منزلت اهل بیت پیامبر حفظ شود ؟ 

چطور است حاکمان سعودی با عمال آمریکا استکان در استکان زده و شرب خمر میکنند و یکی از اصلیترین اصول مسلم اسلام را نقض میکنند و حال همین آقایان به بهانه دفاع از اسلام و با عنوان تلبس الباطل بالحق می آیند و عده ایی را اجیر ساختن فیلمی در توهین به خاندان حضرت رسول میکنند نمیدانم آیا اینان همان بدعت گذاران و اصول شکنان نیستند که در زمان امام حسین نیز با همین لباس و تزویر و دفاع از اسلام به میدان آمدند و حال امروز با پوششی نو و در قالبی پیشرفته دراز دفاع آمریکا و اسرائیل میخواهند تیشه به ریشه اسلام بزنند به خدا سوگند این آقایان آنجا که نفع شخصیشان به خطر بیافتد حتی حاضر میشوند در خانه خدا و مسجد الحرام خون به را بیاندازند .

به خدا من نه فرد سیاسی هستم و نه میخواهم ادای سیاستمدارها را در بیاورم و بخواهم کسی را محکوم نمایم اما آن چه مرا وادار به نوشتن این متن نمود واکنش برخی از مسلمان نماها و خصوصا شیعه نماها به این فیلم بود که نمیدانم یا واقعا تاریخ را مطالعه نکرده اند و از حقیقت بی خبرند و یا قصد خاصی را دنبال میکنند اما آنچه مسلم است این آقایان و خانمها چیزی به نام غیرت دینی به گوششان نخورده است و وای به حال آن کسی که چنین وضعی داشته باشد چرا که حاضر خواهد شد دین و ایمان ظاهری اش را با هر چیزی معامله نماید از مایه گذاشتن خودش گرفته تا گشتن امام زمان .

مسلمانان از زمانی سیه بختی خود را امضا نمودند که همین غیرت دینیشان را از دست دادند و از همین روست که هرچه بر ماست از ماست.

اما ای کسانی که اسمتان را شیعه گذاشتید و اصولی را برای خود تعریف نموده اید آری درست فهمیدید این آقایان و خانمها برای مذهبشان اصول تعریف میکنند نه اینکه بر اساس اصول مذهب خود رفتار نمایند میگویند 

 این فیلم خیلی هم جالب است .

خوب چهره امام حسن و حسین (ع) را نشان بدهد چه اتفاقی می افتد

اصلا حکومت ایران با سازندگان این فیلم دشمنی دارد و منافع این آقایان را تهدید میکندو.....

خاک بر سر چنین منطقی خاک بر سر آن شیعه ایی که ذره ای تعصب منطقی ندارد آخر نمیدانم اینهانسبت به ناموس و خانواده خویش نیز همین قدر تعصب دارند؟

حسین جان تو حقیقتا مظلوم اول و آخر تاریخ هستی فدای مظلومیتت حسین جان حقیقتا چه سخت است که انسان مریدانی داشته باشد که راه را از چاه ندانند و خود را نیز عاقلترین و داناترین بدانند .

پس شما بگوئید آن کسی که سنگ دشمنان دین را به سینه میزند و به دفاع از یک تحریف و اجحاف تاریخی یک یهودی در مورد  پاکترین انسانها و امام خویش میپردازد چگونه میتواند ندای هل من ناصر ینصرنی حسین را در این غوغای زمانه بشنود.

التماس دعا 

 

 

 

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩

از سوی دفتر حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى مدّظلّه العالى منتشر شد:

کسانى که بار این گناهان بزرگ را بر دوش مى‌کشند بدانند علاوه بر ایجاد فتنه مذهبى در جهان اسلام که خواسته قطعى دولت‌هاى جنایتکار غربى و صهیونیست‌هاست، دشمنى و نفرت صدها میلیون شیعه جهان ومحبان اهل‌بیت براى خود مى‌خرند

بسم الله الرحمن الرحیم
با نهایت تأسف جمعى از مسئولین کویتى با همکارى بعضى از شاهزادگان سعودى و احتمالا یک رشته عوامل غربى ضد اسلام دست به دست هم داده و سریالى بسیار توهین‌آمیز و نفاق‌انگیز ساخته و در کشورهاى مختلف اسلامى به نمایش گذارده‌اند که ثمره‌اى جز ایجاد نفاق در میان مذاهب اسلامى و اهانت به مقدسات نداشته و ندارد و بارها به آنها تذکر داده شده ولى همچنان به کار خود ادامه مى‌دهند.
این سریال از یک سو چهره امامین همامین امام حسن مجتبى و امام حسین سیدالشهدا (علیهما السلام) را به وسیله دو نفر بازیگر معلوم‌الحال به نمایش گذارده‌اند که این توهینى است عظیم و نابخشودنى نسبت به عترت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که حتى فقهاى بزرگ الازهر که حرف اول را در جامعه اهل سنت مى‌زنند آن را مؤکداً تحریم کرده و دستور دادند جلو آن گرفته شود، اما فتنه‌گران بى‌اعتنا به این مسائل به کار خود ادامه مى‌دهند.
از سوى دیگر سعى کرده‌اند با تحریف آشکار تاریخ اسلام یک فرد موهوم و خیالى به نام عبدالله بن سبأ درست کرده و همه گناهان را به گردن او انداخته و بنى‌امیه را از آن همه جنایات تبرئه کرده و افسانه‌هاى دروغینى از این طریق درباره شیعه درست کنند و کسى را که شمشیر به روى امام وقت خود کشید و ده‌ها هزار نفر را به کشتن داد و اصرار بر لعن امیرمؤمنان علیه السلام بر فراز منابر داشت و این سنت زشت 70 سال ادامه یافت. آرى چنین شخصى را بیگناه معرفى کنند و به عذر واهى مجتهد بودن متوسل شوند. مگر با اجتهاد مى‌توان شب را روز و روز را شب کرد و ده‌ها هزار نفر را به کشتن داد.
و از سوى سوم اهانت بزرگ دیگرى به امام حسن مجتبى روا داشته و صلح او را نشانه عدم توانایى بر اداره حکومت بدانند و از این طریق ضربه دیگرى بر عترت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بزنند.
کسانى که بار این گناهان بزرگ را بر دوش مى‌کشند بدانند علاوه بر ایجاد فتنه مذهبى در جهان اسلام که خواسته قطعى دولت‌هاى جنایتکار غربى و صهیونیست‌هاست، دشمنى و نفرت صدها میلیون شیعه جهان ومحبان اهل‌بیت (علیهم السلام) را در سراسر دنیا براى خود مى‌خرند و آن دسته از مسئولین کشورهاى اسلامى که به این موضوع دامن مى‌زنند باید درباره روزى فکر کنند که آنها را مانند فرعون مصر در قفس آهنین به پاى میز محاکمه خواهند آورد (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ).

به نقل از سایت رسمی آیت اله مکارم شیرازی

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩

سوالات شرعی ماه مبارک رمضان

کسیکه در ماه رمضان بیهوش میگردد ، حکمش چیست؟
کسیکه در ماه رمضان بیهوش گردیده و نیت روزه داشت، قضای روزیکه بیهوش شده است، برایش واجب است ، و قضای روزهای دیگری را می آورد که بعد از آنروز بیهوش شده است.

اگر دیوانه در رمضان هوشیار گردید، حکمش چیست؟
 روز های گذشته رمضان را قضا بیاورد ، و روز های باقیمانده را روزه بگیرد.

مفسدات روزه را بیان کنید؟
اگر به بوسه کردن و یا لمس نمودن انزال گردد ، یا سنگریزه ، آهن و یا دانه میوه ای را بلعید ، و در غیر فرج و دبر جماع نموده و انزال شود، در مقعد و یا بینی اش دوا بگزارد ، قطره دوا در گوش بچکناند، شکم و یا دماغ خود را با دوای تازه علاج نموده و این دوا به شکم و دماغش رسید، به گمان اینکه فجر طلوع نکرده است، سحری نمود، غروب آفتاب را مشاهده نموده و افطار نمود بعداً برخلاف گمانش آشکار گردید که آفتاب غروب نکرده است.
در تمام این صورت، روزه فاسد گردیده، برآن قضاء واجب می شود، نه کفاره.

اگر قی آمد، و یا قصداً قی کرد، آیا روزه اش فاسد میگردد؟
اگر قی بدون قصدش آمد، روزه اش را فاسد نمی سازد، و اگر قصداً قی نمود و دهنش را پر نمود، روزه اش فاسد شده و قضاء بیاورد.

چه چیزی کفاره و قضاء را یکجا واجب می سازد؟
کسی که در یکی از دو راه جماع نماید، و یا چیزی که به آن تغذیه میشود و یا توسط آن علاج صورت میگیرد، آنرا بخورد و بنوشد، در این صورت روزه اش فاسد شده و کفاره بالایش واجب است.

اموری را واضح سازید که بعضی اوقات به روزه دار پیش می آید ولی روزه اش را فاسد نمی سازد؟
 اگر روزه دار به فراموشی خورد و نوش و جماع کند، روزه اش فاسد نمی شود. همچنان اگر بخواب رفته و احتلام گردید، و یا به خانمش نظر نموده و انزال شد، و یا به وجودش روغن مالید و یا حجامه (خون کشیدن از وجود) نموده و یا سرمه کرد، یا اینکه بوسه نموده و انزال نشد، در حالات ذکر شده روزه اش فاسد نمیگردد.

 

دختری  که تازه به سن تکلیف رسیده  و روزه گرفتن براو مقدارى مشکل است، حکمش چیست؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل نه سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن به آنها در بین روز آسیب برساند و یا موجب مشقت آنها شود، افطار براى آنها جایز است.
اگر فردى بخاطر عذرى قوى، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعدا معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟

ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال بر او علاوه بر قضا کفاره هم واجب است. بله، اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائى داشته باشد، کفاره واجب نیست ولى قضا بر او واجب است.

کسى که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصى) بدون اینکه بدنش خیس شود در آب فرو رود، روزه‏ اش چه حکمى دارد؟

 اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحت روزه ‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبى قضاى آن لازم است.

بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد.[/size]

من بر اثر ضعف جسمانى از ابتداى سن بلوغ تا دوازده سالگى روزه نگرفته‏ ام، در حال حاضر چه تکلیفى دارم؟

واجب است، روزه‏ هائى را که در ماه مبارک رمضان با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید نگرفته‏ اید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدى و اختیارى و بدون عذر شرعى بوده، کفاره هم بر شما واجب است

  کسى که به واسطه بیمارى نتوانسته روزه‏هاى ماه رمضان را بگیرد، اگر چند سال قضاى آن را به تاخیر بیندازد تکلیف چیست؟

اگر بیمارى او در میان سال خوب شد، باید روزه‏ها را قضا کند و اگر به سال‏هاى بعد انداخت، علاوه بر قضاى روزه، باید براى هر روز یک مد طعام (معدل 750 گرم گندم) به فقیر بدهد اما اگر بیمارى او تا سال بعد ادامه یافت - به طورى که نمى‏تواند قضا کند - فقط باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.    ( توضیح المسائل مراجع، 1705، 1709. )

سحر بیدار نشدم تا نیّت کنم. نزدیک آفتاب از خواب بیدار شدم، آیا روزه‏ام صحیح است؟

اگر آنچه روزه را باطل مى‏کند، انجام نداده‏اید، روزه صحیح است.   ( العروة الوثقى، ج 2، نیة الصوم )
آیا با شروع اذان مغرب افطار روزه جایز است؟

اگر یقین دارید وقت داخل شده، اشکال ندارد و اگر شک یا گمان دارید، افطار روزه جایز نیست.     ( توضیح المسائل مراجع، مسئله 742. )
 
در یکی از شماره های مجلة معارف اسلامی نوشته شده است که از امام حسن عسکری(ع) ، راجع به علّت وجوب روزه پرسیدند، در جواب فرمود: به خاطر این که ثروتمند درد گرسنگی را بچشد و به فقیر توجّه کند. اگر دلیل واجب شدن روزه این باشد، پس چرا فقرا باید روزه بگیرند؟

این روایات بیان حکمت و فضیلت روزه گرفتن می باشد، امّا علّت تامّ نمی باشد. قرآن می فرماید:" بر شما روزه واجب شد، تا پرهیزگار شوید".(1)
روزه آثار فراوانی در انسان می گذارد، که از همه مهم تر بُعد اخلاقی و تربیتی آن است. از فوائد مهم روزه این است که روح انسان را "تلطیف" و ارادة انسان را قوی و غرائز او را تعدیل می کند. روزه دار باید با وجود گرسنگی و تشنگی ،‌از غذا و آب و هم چنین لذّت جنسی چشم بپوشد، و عملاً‌ ثابت کند همچون حیوان نیست، او می تواندزمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوس ها و شهوات مسلّط گردد. چون انسان عرائز سرکش را کنترل می کند، بر قلب نور و صفا می پاشد. بزرگترین فلسفة روزه،‌اثر روحانی و معنوی آن است. روزه انسان را از عالَم حیوانیّت ترقی داده و به جهان فرشتگان صعود می دهد، جملة "باشد که پرهیزگار شوید"، اشاره به این حقایق است.آنچه از امام عسکری آمده، حکمت و آثار روزه است، نه علت تشریع آن.

منبع:
1. همان، ص 28.
  
آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه ‏اش باطل مى‏شود؟

روزه به سبب آن باطل نمى‏شود ولى واجب است از رسیدن خون به حلق جلوگیرى کند.
من در بیشتر روزها آب دهانم با خونى که از لثه ‏هایم مى‏آید مخلوط مى‏شود و گاهى نمى‏دانم آب دهانى که فرو مى‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه ‏ام با این حال چه حکمى دارد؟ امیدوارم مرا راهنمایى فرمائید.

اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نمى‏زند.
در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندانهایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقیمانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمدا ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟

 اگر علم به وجود باقیمانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏ اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، چیزى در رابطه با روزه بر شما واجب نیست.
نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول توسط دندانپزشک و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟

 تزریق آمپول براى روزه داران، اشکال ندارد مگر سرم‏هاى غذائى که احوط، اجتناب از آن در حالت روزه است.
کسى که سید نیست، مى‏تواند فطره را به سید بدهد؟

همه: خیر، جایز نیست.توضیح المسائل مراجع، م 2009 ؛ وحید، توضیح المسائل، م 2026.
 
آیا قضاى روزه‏هاى مادر هم بر پسر بزرگ‏تر واجب است؟

امام، تبریزى، سیستانى و وحید: خیر، واجب نیست.توضیح المسائل مراجع، م 1390، 1712؛ وحید، توضیح المسائل، م 1398، 1720.
بهجت، صافى، فاضل و نورى: بنابر احتیاط واجب باید به جا آورد.توضیح المسائل مراجع، م 1390 1712 ؛ بهجت، وسیلةالنجاه، ج 1، م 916، 1177.
مکارم: اگر از روى نافرمانى نبوده و توانایى برقضا داشته، بر پسر بزرگ‏تر واجب است آنها را به جا آورد؛ ولى اگر از روى نافرمانى بوده، واجب نیست.توضیح المسائل مراجع، م 1390،1712.
خامنه‏اى: آرى، واجب است.خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 542.
 (نقل از سایت کانون وبلاگ نویسان شیعه)

 

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧

احکام ماه مبارک رمضان

مواردى که روزه باطل نمى شود وقضا نیز واجب نمى گردد  :

1 ـ اگر آسمان ابرى یا غبار آلود باشد ، و شخص روزه دار یقین یا اطمینان پیدا کند که مغرب شده و افطار کند ، و بعد بفهمد که مغرب نشده بوده ، روزه او صحیح است و قضا ندارد  .

2 ـ اگر روزه دار از روى سهو و غفلت یا بخاطر فراموشى یکى از کارهائى که روزه را باطل مى کند انجام دهد ، روزه او باطل نمى شود .

3ـ کسى که در شب جنب است ومى داند یا عادتش چنین است که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود ، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند وبا این تصمیم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحیح است .

4ـ اگر براى خنک شدن یابى جهت مضمضه کند ، یعنى آب در دهان بگرداند وبعد فراموش کند که روزه است وآب را فرو برد ، روزه اش صحیح است .

5ـ اگر براى وضوى نماز واجب مضمضه کند وبى اختیار آب فرو رود ، روزه اش صحیح است .

6ـ اگر کسى تحقیق کرد وفهمید که صبح نشده وکارى که روزه را باطل مى کند انجام داد ، وبعد معلوم شد که صبح بوده است ، روزه او صحیح است .

7ـ اگر به علتى مانند مرض یاحیض یانفاس نتواند روزه ماه رمضان را بگیرد ، ودر همان مرض یاحیض یانفاس بمیرد ، قضا بر او واجب نیست .

8ـ تنقیه کردن شىء جامد روزه را باطل نمى کند ، گرچه احتیاط مستحب در ترک آن است

 

مواردى که فقط قضا واجب است  :

1ـ اگر در ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه ، کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده ، فقط قضا بر او واجب مى شود چه آنکه تحقیق کردن براى او ممکن بوده یا عاجز از تحقیق باشد .

و همچنین است اگر تحقیق کند ، و یقین پیدا نکند که صبح شده ، بلکه گمان به صبح پیدا کند یا شک داشته باشد که صبح شده یا نه .

2ـ اگر براى نجات دادن غریق سر خود را در آب فرو ببرد فقط قضا واجب است .

3ـ اگر در هواى صاف به واسطه تاریکى یقین کند که مغرب شده وافطار کند ، بعد معلوم شود مغرب نبوده است قضا آن روز بر او واجب مى شود .

4ـ هرگاه به واسطه اعتماد بر یک نفر عادل یا دو شخص عادل که مى گویند مغرب شده ، روزه خود را افطار کند وبعد معلوم شود که مغرب نبوده است فقط قضا بر او واجب مى شود .

5 ـ اگر کسى بگوید صبح شده وانسان به گفته او یقین نکند ، یاخیال کند شوخى مى کند وکارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است باید قضاى آن روز را بجا آورد .

6ـ اگر کسى بگوید صبح نشده وانسان به جهت اعتماد بر گفته او کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد ، بعد معلوم شود صبح بوده ، واجب است قضاى آنروز را بجا آورد .

7ـ هر گاه براى خنک شدن یابى جهت مضمضه کند ، یعنى آب در دهان بگرداند وبى اختیار فرو رود قضا بر او واجب مى شود .

8ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد وبیدار شود و بداند یا عادتش چنین است که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود وتصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند ، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بیدار نشود ، باید روزه آن روز را قضا کند ، واگر از خواب بیدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بیدار نشود قضاى آن روز بر او واجب مى شود واحتیاط استحبابى آنست که کفاره هم بدهد .

9ـ اگر در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند وبا حال جنابت یک روز یاچند روز روزه بگیرد قضاى آن روزها بر او واجب مى شود .

10ـ هر گاه کسى در نیت روزه اخلال کند ، قضاى آن بر او واجب مى شود ، مثل آنکه فراموش کند نیت کند ، یاغافل شود ، یا نیت نکند و بخوابد و بعد از اذان ظهر بیدار شود ، که وقت نیت کردن گذشته است . همچنین است اگر قصد ریا داشته باشد ، یا نیت کند روزه اش را قطع کند ،یا مردد شود در قطع یا ادامه روزه ، یا قصد کند انجام دادن یکى از مفطرات را ، که در تمام این موارد روزه باطل است و فقط قضاى آن واجب است ، البته اگر مفطرات را مرتکب نشود .

11ـ اگر کسى قبل از ظهر سفرى برود که در آن نماز شکسته مى شود ، ویا اینکه بعد از ظهر از سفر به شهرش یا به جائى که مى خواهد ده روز بماند برسد ، ویا اینکه قبل از ظهر برسد ولى در آن روز کارى که روزه را باطل کند انجام داده باشد قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

12ـ زن حائض و نفساء در روزهائى که خون مى بینند نباید روزه بگیرند و باید قضاى ایام حیض ونفاس را بجا آورند .

13ـ مسافرى که فراموش کند روزه ماه رمضان در سفر باطل است ، و روزه بگیرد قضاى آن روز بر او واجب است .

14ـ اگر روزه دار در روز ماه رمضان عمداً استفراغ کند فقط قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

15ـ اگر کسى با بوسیدن ویا نگاه به زن اجنبیه وامثال آن منى از او خارج شود و قصد بیرون آمدن منى را نداشته باشد وعادت او نیز چنین نباشد که با آن کار منى از او خارج شود بنابر احتیاط مستحب قضاى آن روز را بجا آورد .

16ـ اگر کسى به جهت مرض و امثال آن نتواند روزه بگیرد یا روزه براى او ضرر داشته باشد ، باید قضاى آن را بجا آورد .

17ـ کسى که به جهت مستى یا بیهوشى که تا بعد از ظهر روز ماه رمضان استمرار داشته، روزه او فوت شده است قضاى آن را باید بجا آورد .

18ـ مرتد چه فطرى وچه ملى باید روزه ایام ارتدادش را قضا کند.
مواردى که علاوه بر قضاء ، کفاره تخییرى واجب است

1ـ کسى که یکى از مفطرات را ، غیر از استفراغ عمدى و بقاء بر جنابت به تفصیلى که سابقاً ذکر شد ، عمداً و بدون اکراه و اجبار انجام دهد، قضا و کفاره بر او واجب مى شود ، فرقى نمى کند که عالم به حکم باشد یا جاهل مقصّر ، اما جاهل قاصر ، یعنى کسى که جهل او از روى تقصیر و کوتاهى نبوده و بدنبال یاد گرفتن احکام روزه بوده ولى ملتفت ومتوجه به این مسئله نشده یا نتوانسته آنرا یاد بگیرد ، فقط قضا بر او واجب مى شود .

2ـ اگر مسافر قبل از اینکه به حد ترخص برسد روزه خود را باطل کند ، بنابر احتیاط واجب قضا وکفاره بر او واجب مى شود .

یادآورى

کسى که در دو مورد قبل کفاره بر او واجب شده است مخیر است در اینکه یکى از سه مورد زیر را انتخاب کند ، اگر چه احتیاط استحبابى اینست که اگر مى تواند ترتیب را مراعات کند  :

1ـ یک بنده مؤمن آزاد کند .

2ـ دو ماه پى در پى روزه بگیرد ، یعنى سى و یک روز را بدون فاصله انداختن بین روزها روزه بگیرد ، و مى تواندبقیه روزها را با فاصله روزه بگیرد .

3ـ شصت فقیر را اطعام دهد ، واطعام به این است که یا آنها را سیر کند ویا به هر کدام یک مُدّ که تقریباً ده سیر است طعام یعنى گندم ویا جو یا نان وامثال آن بدهد .
مواردى که قضا وکفاره جمع واجب است  :

اگر به چیز حرامى که در غیر ماه رمضان نیز بر انسان حرام است روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلاً حرام باشد، مثل خوردن شراب یا غذاى نجس یا زنا کردن ، یا به جهتى حرام شده باشد مثل خوردن غذاى حلالى که براى انسان ضرر دارد ونزدیکى باعیال خود در حال حیض، بنابر احتیاط واجب، کفاره جمع بر او واجب مى شود یعنى باید یک بنده آزاد کند ودو ماه روزه بگیرد وشصت فقیر را سیر کند.

مسائلى در کفاره

1ـ اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه یکى از مفطرات روزه را ( غیر از جماع ) مرتکب شود ، براى همه آنها یک کفاره کافى است. همچنین است اگر چند نوع از مفطرات را انجام دهد، مثل آنکه هم بخورد وهم بیاشامد وهم تمام سرش را در آب فرو ببرد .

ولى اگر در روز ماه رمضان بازن خود مکرراً جماع کند براى هر دفعه ، یک کفاره تخییرى و اگر جماع او حرام باشد مثلاً زنا کند ، براى هر دفعه یک کفاره جمع واجب مى شود  .

2ـ کسى که عمداً روزه خود را باطل کرده ، اگر مسافرت کند کفاره از او ساقط نمى شود چه سفرش قبل از ظهر باشد وچه بعد از ظهر . ولـى اگر روزه خود را باطل کرد وبعـد عذرى مانند حیض یانفاس یامرض براى او پیدا شد ، کفاره بر او واجب نیست .

3ـ کسى که از هر سه قسم کفاره روزه عاجز است ، مخیر است در اینکه هجده روز روزه بگیرد یا به هر مقدارى که وسعش مى رسد به فقرا اطعام بدهد ، واگر از این دو نیز عاجز بود باید آن مقدار که مى تواند از روزه واطعام انجام دهد واگر از هر دو به طور کلى عاجز بود باید بجاى کفاره استغفار کند ، اگر چه مثلاً یک مرتبه بگوید استغفر الله واحتیاط واجب آنست که هر وقت بتواند ، کفاره را بدهد .

4ـ اگر قضاى روزه رمضان را تا سال بعد عقب بیندازد ، باید قضا را بجا آورد وبراى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد ، واین کفاره تأخیر فقط براى سال دوم است وبراى سالهاى بعد تکرار نمى شود ، مثلاً اگر قضاى روزه رمضان را تا سه سال یا بیشتر بجا نیاورد ، کفاره تأخیر فقط براى سال دوم است ، وسالهاى بعدى کفاره ندارد .

5ـ کسى که باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد ، مى تواند کفاره چند روز از یک رمضان یا چند رمضان را به یک فقیر بدهد .
قضاى روزه ماه رمضان

قضاى روزه ماه رمضان بر کسى که روزه از او فوت شده وداراى شرایط زیر باشد واجب مى گردد  :

1ـ بلوغ  : پس اگر بچه بالغ شود واجب نیست قضاى روزه هاى زمان کودکى را بجا آورد .
2ـ عقل  : پس اگر دیوانه عاقل شود ، واجب نیست روزه هاى وقتى را که دیوانه بوده قضا نماید (1) .

3ـ اسلام  : پس اگر کافر اصلى مسلمان شود ، واجب نیست روزه هاى وقتى را که کافر بوده قضا نماید . پس بنابر این قضاى روزه ماه رمضان بر افراد زیر واجب مى باشد  :

1ـ حائض ونفساء ، اگر چه قضاى نماز بر آنان واجب نیست .

2ـ مسافرى که قبل از ظهر سفر کرده ، ویا بعد از ظهر از سفر برگشته یاقبل از ظهر برگشته ولى کارى که روزه را باطل کند انجام داده است .

3ـ مریضى که روزه برایش ضرر دارد .

4ـ مرتد ، پس اگر مسلمانى کافر شود ودوباره مسلمان گردد، روزه هاى وقتى را که کافر بوده باید قضا نماید .

5ـ غیر از اینها کسانى که روزه خود را باطل کرده اند ویا روزه نگرفته اند که سابقاً گذشت .
کسانى که مى توانند روزه خود را در ماه رمضان افطار کنند  :

1ـ پیرمرد و پیرزنى که نمى توانند روزه بگیرند یا روزه گرفتن براى آنها مشقت دارد .

2ـ کسى که مرض تشنگى دارد، و از شدت تشنگى نمى تواند روزه بگیرد یا روزه گرفتن براى او مشقت دارد .

3ـ زنى که زائیدن او نزدیک است وروزه براى خودش یا حملش ضرر دارد .

4ـ زن شیرده که شیر او کم است، و روزه گرفتن براى او یا شیرخوار ضرر دارد، در صورتى که زن شیرده دیگرى موجود نباشد .

واین چهار گروه روزه خود را افطار مى کنند و باید فدیه بدهند ، یعنى براى هر روز که افطار کرده اند ، یک مد طعام به فقیر بدهند . و زن حامله و شیرده علاوه بر این کفاره باید بعداً قضاى روزه ها را بجا آورند .

همچنین کسى که مرض تشنگى دارد اگر خوب شود و پیرمرد و پیرزن اگر برایشان روزه گرفتن میسر شود ، باید قضاى روزه ها را هم بجا آورد .
(برگرفته از سایت کانون وبلاگ نویسان شیعه)

 

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧

دانلود و پخش تدریس کتاب اللمعة الدمشقیة

نوارهای تدریس متن لمعه - نه شرح لمعه یا الروضة البهیة - که توسط استاد سیدکمال حیدری به زمان عربی تدریس شده است باب‌های


* کتاب الطهارة * کتاب الصلاة * کتاب الزکاة * کتاب الخمس * کتاب الصوم * کتاب الحج * کتاب الجهاد * کتاب الکفارات * کتاب النـذر * کتاب القضاء * کتاب الشهادات * کتاب الوقف والعطیة * کتاب المتاجر

تدریس متن اصل اللمعة الدمشقیة تألیف محمد بن جمال الدین مکی العاملی ( الشهید الأول ) قدس سره نه شرح لمعه


برای دانلود استفاده از مرورگر اینترنت اکسپلورر IE - با فایر فاکس ظاهراً مشکل دارد - توصیه می شود سه قسمت در صفحه خواهید دید
رقم الدرس
استماع
تحمیل
برای دانلود کردن ستون زیر بخش تحمیل را کلیک کنید و برای پخش زنده و آنلاین اعداد زیر ستون بخش استماع را استفاده نمایید

برای استفاده می‌توانید این‌جا را کلیک نمائید( توجه در میان آدرس اینترنتی زیر سه ستاره وجود دارد که باید آنها را حذف کنید)

http://www.shiaw***eb.org/lectures/s...maa/index.html
برگرفته از سایت(دروس حوزه علمیه قم)
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳

اصول فقه فارسی آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

تحریری نو از اصول فقه شیعه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مخصوص رایانه 3.588مگابایت

تحریری نو از اصول فقه شیعه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مخصوص موبایل1.773کیلوبایت

این کتاب از تعریف علم تا قسمت مطلق و مقید علم اصول را شامل می شود.
دانلود کتب مفید اینجا

برگرفته ازسایت(دروس حوزه علمیه قم)

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳

متن کامل تقریرات فارسی یکسال تحصیلی خارج فقه

درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته در سال تحصیلی 1385 - 1386 به بحث حج اختصاص داشت در صورت تمایل می توانید متن کامل تقریرات فارسی درس خارج فقه معظم له را در یک فایل زیپ شده دریافت دارید پس از باز کردن فایل باید با برنامه آکروبات ریدر متن فارسی درس‌ها را که بصورت پی دی اف است مطالعه بفرمایید.
متن کامل دروس خارج شامل 118 جلسه درس خارج فقه معظم له در سال تحصیلی 1385 - 1386 که علاوه بر متن فارسی تمام دروس یک سال کامل تحصیلی تا مساله هفدهم بحث حج نیز خلاصه نویسی شده است که ضمیمه همین فایل می‌باشد. حجم فایل زیپ شده 2911 کیلوبایت می‌باشد.

برای دریافت فایل با حجم 2911 کیلوبایت این‌جا را کلیک کنید.

لطفاً فقط از لینک بالا جهت دریافت فایل استفاده بفرمایید ولی چنانچه لینک بالا دچار مشکل شد یا احیاناً پهنای باند تمام کرد از لینک زیر نیز می توانید جهت دریافت همان فایل بالا استفاده بفرمایید.
البته فقط در مواقع ضروری از لینک پایین استفاده نمایید.

برای دریافت فایل و دانلود کردن آن لطفا با ماوس خود روی لینک ، راست کلیک کرده و دکمه ... Save As را فشار دهید.

برای دریافت فایل با حجم 2911 کیلوبایت این‌جا را کلیک کنید.
 
برگرفته از سایت(انجمن دروس حوزه علمیه قم)
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳

40 حدیث از فضایل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن

 حدیث از فضایل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن


بسم الله الرحمن الرحیم
1- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة)
(روز قیامت یک صدائی بلند میشود که : إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمة (س) میخواهد عبور کند) .
کنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب کنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذکرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.



2- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (کُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) .
( اگر به بوی بهشت اشتیاق میکردم فاطمه را بو میکردم ) .
منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360.



3- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (حَسْبُک مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَة وَخَدیجَة وَفاطِمَة) .
( از زنان عالم 4 نفر بهترینانند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه (س) ) .
مستدرک الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البدایة والنهایة ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 363.



4- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (یا عَلِی هذا جبریلُ یُخْبِرنِی أَنَّ اللّهَ زَوَّجَک فاطِمَة) .
( یاعلی , جبرئیل الآن به من خبر دادکه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد ) .
مناقب الإمام علی من الریاض النضرة: ص 141.



5- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَة) .
( هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی میشد ) .
مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص 342.

6- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَة) .
( یا علی , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .
الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذکرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علی من الریاض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53.

7- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَلیّاً مِنْ فاطِمَة) .
( خدا علی و فاطمه را به ازدواج درآورد ) .
الصواعق المحرقة ص 173.

8- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَة) .
( فاطمه محبوب ترین أهل من است نزد من ) .
الجامع الصغیر ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ینابیع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ کنز العمّال ج 13 ص93.

9- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (خَیْرُ نِساءِ العالَمین أَرْبَع: مَرْیَم وَآسیة وَخَدِیجَة وَفاطِمَة) .
( سروران زنان عالم 4 نفرند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه ) .
الجامع الصغیر ج 1 ح 4112 ص 469/ الإصابة فی تمییز الصحابة ج 4 ص 378/ البدایة والنهایة ج 2 ص 60/ ذخائر العقبى ص 44.

10- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (سیّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة) .
( سرور زنان بهشت فاطمه است ) .
کنز العمّال ج13 ص94/ صحیح البخاری، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة/ البدایة والنهایة ج 2 ص61.

11- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَلیٌّ وَفاطِمَة) .
( اولین کسی که وارد بهشت میشود : علی وفاطمه هستند ) .
نور الأبصار ص 52/ شبیه به آن در کنز العمّال ج 13 ص 95.



12- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة) .
( آیه تطهیر بر 5 نفر نازل شد , بر من وعلی وحسن وحسین وفاطمه (علیهم السلام) ) .
إسعاف الراغبین ص 116/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة.



13- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَفْضَلُ نِساءِ أَهْل الجَنَّةِ: مَرْیَمُ وَآسیةُ وَخَدیجَةُ وَفاطِمَة) .
( بهترین زنان اهل بهشت 4 نفرند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه ) .
سیر أعلام النبلاء: ج 2 ص 126/ذخائر العقبى: ص 44.



14- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة) .
( أوّلین کسی که وارد بهشت میشود فاطمه است ) .
ینابیع المودّة ج2 ص322 باب56.



15- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (المَهْدِیِ مِنْ عِتْرَتی مِنْ وُلدِ فاطِمَة) .
( مهدی أز عترت من أز ولد فاطمه میباشد ) .
الصواعق المحرقة ص237.



16- قال رســـول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــة وَوُلدَهـــا وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَة) .
( خدای تبارک وتعالى آتش را بر دخترم فاطمه وپسرانش وکسی که آنان را دوست بدارد دور ومنع کرده است , وبه همین دلیل است که اسمش فاطمه است ) .
کنز العمال ج6 ص219.



17- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة أَنْتِ أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتی لُحُوقاً بِی) .
( ای فاطمه , تو أوّلین نفری هستی که أز عترتم بعد أز من به نزد من می آیی ) .
حلیة الأولیاء ج 2 ص 40/ صحیح البخاری کتاب الفضائل/کنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97.



18- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی یَسُرُّنِی ما یَسُرُّها) .
( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را خوش حال کند مرا خوش میکند ) .
الصواعق المحرقة ص 180 و 232/ مستدرک الحاکم / معرفة ما یجب لآل البیت النبوی من الحق على من عداهم ص 73/ ینابیع المودّة ج 2 باب 59 ص 468.



19- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة سِیِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة) .
( فاطمه سرور زنان أهل بهشت است ) .
صحیح البخاری ج 3 کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ مستدرک الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 164/ سنن الترمذی ج 3 ص 226/ کنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ الجامع الصغیر ج 2 ص 654 ح 5760/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 123/ الصواعق المحرقة ص 187 و 191/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص 118/ ینابیع المودّة ج 2 ص 79/ الجوهرة فی نسب علیّ وآله ص 17/ البدایة والنهایة ج 2 ص 60.



20- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِی) .
( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است ) .
صحیح البخاری ج 3 کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص 122/ الجامع الصغیر ج 2 ص 653 ح 5858/ کنز العمّال ج 3 ص 93 ـ 97/ منتخب بهامش المسند ج 5 ص 96/ مصابیح السنّة ج 4 ص 185/ إسعاف الراغبین ص 188/ ذخائر العقبى ص 37/ ینابیع المودّة ج 2 ص 52 ـ 79.



21- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِیَّةٌ فِیْ صورة إنسیّة) .
( فاطمه یک حوریّه خلق شد به صورت إنسیّه ) . مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 296.



22- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة حَوْراءُ آدَمیّةَ لَم تَحضْ وَلَمْ تَطْمِث) .
( فاطمه حوریّه إنسیّه است , حیض ونفاس ندارد ) .
الصواعق المحرقة ص 160/ إسعاف الراغبین ص 188/ کنز العمّال ج 13 ص 94/ منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97.



23- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة أَحَبُّ إِلیَّ مِنْکَ یا عَلِیّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَیَّ مِنْها) .
( فاطمه از تو یا علی نزد من محبوب تر است , وتو نزد من از او عزیزتر میباشی ) .
مجمع الزوائد ج 9 ص 202/ الجامع الصغیر ج 2 ص 654 ح 5761/ منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ أسد الغابة ج 5 ص 522/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 79/ الصواعق المحرقة الفصل الثالث ص 191.



24- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی وَهِیَ قَلْبِیْ وَهِیَ روُحِی التی بَیْنَ جَنْبِیّ) .
( فاطمه پاره تن من است , واو قلب من است , وروحی که بین من است )
نور الأبصار ص 52.



25- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة سیِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِی) .
( فاطمه سرور زنان أمّت من است ) .
سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 127/صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب مناقب فاطمة/مجمع الزوائد ج 2 ص 201/إسعاف الراغبین ص 187.



26- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی یُؤلِمُها ما یُؤْلِمُنِی وَیَسَرُّنِی ما یَسُرُّها) .
( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را بیازارد مرا آزرده است , وهرچه او را مسرور گرداند مرا مسرور کرده است ) .
مناقب الخوارزمی ص 353.



27- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِی) .
(فاطمه پاره تن من است , هر که او را مرا بیازارد مرا آزرده است) .
السنن الکبرى ج 10 باب من قال: لا تجوز شهادة الوالد لولده ص 201/ کنز العمّال ج 13 ص 96/نور الأبصار ص52/ ینابیع المودّة ج 2 ص 322.



28- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة بَهْجَةُ قَلْبِی وَابْناها ثَمْرَةُ فُؤادِی) .
( فاطمه بهجت وسرور قلب من است , ودو پسرش میوه دل من هستند )
ینابیع الموّدة ج 1 باب 15 ص 243.



29- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین) .
( فاطمه مثل زنان آدمیّین نیست ) .
مجمع الزوائد ج 9 ص 202.



30- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبَکِ) .
( ای فاطمه , خدا با غضب تو غضبناک میشود ) .
الصواعق المحرقة ص 175/ مستدرک الحاکم، باب مناقب فاطمة / مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 351.



31- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ غَیْرُ مُعَذِّبِکِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِکِ) .
( ای فاطمه خدا نه تو را عذاب میدهد نه کسی أز پسرانت را )
کنز العمّال ج13 ص96/ منتخب کنز العمّال بهامش مسند أحمد ج5 ص97/ إسعاف الراغبین بهامش نور الأبصار ص118.



32- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (کَمُلَ مِنَ الرِّجال کَثِیرُ وَلَمْ یَکْمُلْ مِنَ النساءِ إِلاّ أَرْبَع: مَرْیـــم وَآسِیَة وَخَدیجـــَة وَفاطِمـــَة)
( أز مردان خیلی به کمال رسیدند , ولی أز زنان فقط 4 نفر : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه )
نور الأبصار ص 51.



33- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله): (لیلة عرج بی إلى السماء رأیت على باب الجنّة مکتوبا : لا إله إلا الله , محمّد رسول الله , علیّ حبیب الله , الحسن والحسین صفوة الله , فاطمة خیرة الله , على مبغضیهم لعنة الله)
( شبی که به معراج رفتم بر در بهشت دیدم نوشته شده بود : لا إله إلا الله , محمد رسول الله , علی ولی الله , حسن وحسین مصطفایان خدا , فاطمه برگزیده خدا , لعنت خدا بر مبغضین آنان ) .
تاریخ بغداد : 1/259 تاریخ دمشق : 14/170 لسان المیزان : 5/70


34- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله): (لو کان الحسن شخصا لکان فاطمة , بل هی أعظم , إن فاطمة ابنتی خیر أهل الأرض عنصرا وشرفا وکرما) .
( أگر إحسان شخص بود , فاطمه میبود , بلکه أو أعظم است , فاطمه دختر من بهترین أهل زمین است در کرم وعنصر وشرف ) .
مقتل الحسین : 1/60
.
35- خرج رسول الله (صلى الله علیه وآله) وهو آخذ بید فاطمة (سلام الله علیها) فقال : (من عرف هذا فقد عرفها ومن لم یعرفها فهی فاطمة بنت محمّد وهی قلبی وروحی التی بین جنبی) .
پیامبر أکرم (ص) خارج شدند در حالی که دست حضرت فاطمه (س) را گرفته بودند , سپس گفتند : (هر کس أو را میشناسد شناخته است , وهر که که او را نمیشناسد پس او فاطمه دختر محمد است , واو قلب من است وروحی که بین من است) .
الفصول المهمّة : 146 نور الأبصار : 53
36- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله): (إنّما سمّیت فاطمة لأنّ الله عزّوجلّ فطم من أحبّها من النّار)
( فاطمه فاطمه نامیده شد چون که خدا محبّان او را أز آتش دور گردانیده است )
مجمع الزوائد : 9/201


37- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : (أتانی جبرئیل قال : یا محمّد إنّ ربّک یحبّ فاطمة فاسجد , فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله یحبّ الحسن والحسین فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله یحبّ من یحبّهما) .
( جبرئیل نزد من آمد وگفت : یا محمّد , خدا فاطمه را دوست دارد , پس سجده کن , سجده کردم , سپس گفت : خدا حسن وحسین را هم دوست دارد , پس سجده کردم , سپس گفت : خدا دوست دارد هر کس که آن دو را دوست بدارد )
لسان المیزان : 3/275


38- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : (إن فاطمة شعرة منی فمن آذى شعرة منی فقد آذانی , ومن آذانی فقد آذى الله , ومن آذى الله لعنه ملء السماوات والأرض) .
( فاطمه موئی أز من است , پس کسی که موئی أز من را بیازارد مرا آزرده است , وکسی که مرا بیازارد خدا را آزرده است , وکسی خدا را بیازارد خدا أو را به أندازه زمین وآسمان لعنتش میکند ) .
حلیة الأولیاء : 2/40


39- قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : (یا سلمان , حبّ فاطمة ینفع فی مئة من المواطن , أیسر تلک المواطن : الموت , والقبر , والمیزان , والمحشر , والصراط , والمحاسبة , فمن رضیت عنه ابنتی فاطمة , رضیت عنه , ومن رضیت عنه رضی الله عنه , ومن غضبت علیه ابنتی فاطمة , غضبت علیه , ومن غضبت علیه غضب الله علیه , یا سلمان ویل لمن یظلمها ویظلم بعلها أمیر المؤمنین علیا , وویل لمن یظلم ذرّیتها وشیعتها) .
(إی سلمان , حبّ فاطمه در 100 جا نافع ومفید است , میسّرترین وراحت ترین آن جا ها : هنگام مردن , در قبر , در میزان , در محشر , در صراط , در محاسبه , پس هر که که دخترم فاطمه از او راضی شود من هم از او راضی میشوم وکسی که من از او راضی شوم خدا از او راضی میشود , وهر کس که دخترم فاطمه بر او غضب کند من هم بر او غضبناک میشوم , وهر کس که من بر او غضبناک شوم خدا بر او غضبناک میشود , إی سلمان , وای برکسی که به او وبه شوهر او أمیر المؤمنین علی ظلم وستم کند , ووای بر کسی که به نسل وشیعه او ظلم وستم کند) .
فرائد السمطین : 2 باب 11 ح 219 کشف الغم : 1/467


40- (قرأ رسول الله (صلى الله علیه وآله) هذا الآیة : (فی بیوت أذن الله أن ترفع ویذکر فیها اسمه) فقام إلیه رجل فقال : أی بیوت هذه یا رسول الله ؟ قال : بیوت الأنبیاء , فقام إلیه أبوبکر فقال : یا رسول الله أهذا البیت منها ؟ -مشیرا إلى بیت علی وفاطمة علیهما السلام-قال : نعم , من أفاضلها)
(رسول خدا (ص) إین آیه را خواند : (در خانه هائی که خدا إجازه داده است که بالا روند وذکر او در آنها به بزرگی یاد شود) پس کسی بلند شد وسؤال کرد : کدام بیوتی هستند اینها یا رسول الله ؟ فرمودند : بیوت أنبیاء , پس ابوبکر بلند شد وگفت : یا رسول الله این خانه هم ضمن آنان است ؟ -اشاره به خانه حضرت علی وحضرت فاطمه علیهما السلام کرده بود- پیامبر (ص) فرمودند : بله , از بهترینان آن بیوت است) .
الدر المنثور : 6/203 تفسیر آیة النور , روح المعانی : 18/174 تفسیر الثعلبی : 7/107 الکشف والتبیان للمسفوی : 72
نقل از سایت انجمن دروس حوزه علمیه قم
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱

مفاهیم و اصظلاحات احکام- بخش دوم

مفاهیم و اصطلاحات احکام

ذبح شرعى: کشتن حیوانات با رعایت ضوابط شرعى.
ذمه: کفالت، ضمانت، عهده، به ذمه گرفتن (به عهده گرفتن).
ذمى: کافران اهل کتاب مانند، یهود و نصارا که در سرزمین مسلمین زندگى مى‏کنند و در مقابل تعهدشان نسبت‏به رعایت قوانین اجتماعى اسلام از امنیت و حمایت‏حکومت اسلامى برخوردارند.
رباى قرضى: اضافه‏اى که پرداختن آن در ضمن قرض شرط شود.
ربح سنه: در آمد انسان در طول سال.
رضاعى: شیرى،خویشاوندى و نسبتى که بر اثر شیردادن به وجود مى‏آید.
رفع ضرورت: بر طرف شدن حالت اضطرار و ناچارى.
رهن: گرو گذاشتن مقدارى از دارایى خود نزد طلبکار به این منظور که اگر طلب خود را در موعد مقرر دریافت نکرد، بتواند از مال مزبور، آن را جبران کند.
ریبه: تردید، شبهه، بدگمانى، نگاه به ریبه، یعنى نگاه از روى شهوت.
زاید بر مؤونه: اضافه بر مخارج، بیشتر از هزینه مربوط.
س، ش، ص، ض، ط، ظ
سال خمسى: یک سال تمام که با نخستین رسیدگى انسان به حساب اموالش براى تخمیس آن شروع مى‏شود و باید هر سال همان تاریخ را مبدا رسیدگى مجدد براى خمس قرار دهد.
سجده سهو: سجده‏اى که نمازگزار در برابر اشتباهاتى که «سهوا» و غیر عمدى از او سرزده، به جا مى‏آورد.
سجده شکر: پیشانى بر زمین نهادن به منظور سپاسگزارى از نعمتهاى الهى.
سجده واجب قرآن: در قرآن پانزده آیه وجود دارد که انسان پس از خواندن یاشنیدن آنها بى‏درنگ دربرابر عظمت الهى به خاک مى‏افتد و سجده مى‏کند. در چهار مورد آنها، سجده واجب و در یازده مورد دیگر سجده‏کردن مستحب (مندوب) است و در حاشیه صفحات قرآن مشخص شده است.
سقط شده: افتاده، جنینى که بطور نارس یا مرده از رحم خارج شده است.
سؤر: نیم‏خورده آب یا غذا، باقى مانده طعام.
شاخص: چوب یا چیز دیگرى که براى معین کردن ظهر به زمین فرو مى‏برند.
شارع: بنیانگذار شریعت اسلام.
شرایط ذمه: شرایطى که اگر اهل کتاب در بلاد مسلمین به آنها عمل کنند، جان و مالشان در پناه حکومت اسلامى محفوظ خواهد بود.
صاع: پیمانه‏اى که در حدود سه کیلو گرم گنجایش داشته باشد.
صیغه: کلماتى که وسیله تحقق عقد و ایقاع است، مانند کلماتى که در هنگام عقد ازدواج بر زبان جارى مى‏کنند و گاهى نیز به جاى ازدواج موقت‏به کار مى‏رود.
ضرورى دین: آنچه بدون تردید جزء دین است، هر حکمى که مسلمانان، آن را جزء دین مى‏دانند، مانند وجوب نماز و روزه.
ضعف مفرط: ضعف شدید.
طهارت: پاک شدن، حالتى معنوى که در نتیجه وضو، غسل یا تیمم،براى انسان حاصل مى‏شود.
ظاهر این است: فتوا این است و باید بدان عمل کرد مگر این که در کلام قرینه‏اى براى مقصود دیگر باشد.
ع، غ، ف، ق
عاریه: دادن مال خود به دیگرى براى استفاده موقت و بلا عوض از آن.
عرق جنب از حرام: عرقى که پس از آمیزش نامشروع مانند آمیزش در ایام حیض زن یا استمنا از بدن انسان خارج مى‏شود.
عزل: کنار گذاشتن، انزال و ریختن منى در خارج از رحم براى جلوگیرى از انعقاد نطفه; برکنار کردن وکیل یا مامور خود از کار و یا نظایر آن، مانند برکنارى وصى یا متولى خائن توسط حاکم شرع.
عسر: سختى، تنگدستى.
عقود: جمع عقد گره، پیمان، قراردادهایى که در آن، دو طرف وجود دارد، مانند خرید و فروش، ازدواج.
عنین: مردى که از انجام عمل زناشویى ناتوان است.
عورت: آلت تناسلى، آنچه انسان از ظاهر کردنش حیا مى‏کند، کنایه از عضو جنسى زن و مرد.
غساله: آبى که معمولا پس از شستشوى چیزى خود به خود یا با فشار از آن خارج مى‏شود.
غش: تزویر، تقلب، خیانت، مخلوط کردن پنهانى جنس کم بها با گرانبها به منظور فریب مردم.
فتوا: نظریه و راى قطعى مجتهد و مرجع تقلید در مسائل شرعیه که مقلدین وى باید بدان عمل نمایند.
فجر: سپیده صبح.
فجر اول (کاذب) و فجر دوم (صادق): نزدیک اذان صبح، از طرف مشرق سفیده‏اى رو به بالا حرکت مى‏کند که آن را فجر اول (کاذب) مى‏گویند، و هنگامى که آن سفیده گسترش یافت، فجر دوم (صادق) و اول وقت نمازصبح است.
فرادا : نماز انفرادى نه جماعت.
فرج: شکاف، سوراخ، عورت زن.
فرض: امر الزامى، واجب.
فطریه: زکات فطره.
فقاع: آبجو.
قبل: جلو، پیش، کنایه از عضو جنسى جلو انسان.
قتل نفس محترمه: کشتن انسانى که خونش از نظر شرعى محترم است و نباید او را کشت.
قروح: جمع قرح، دملها.
قصد اقامه: تصمیم مسافر به ماندن ده روز یا بیشتر در محل واحد.
قصد قربت: تصمیم براى نزدیک شدن به مقام رضا و قرب الهى به وسیله انجام تکالیف شرعى.
قوى: محکم، کنایه از فتواست و باید بدان عمل کرد.
قى: استفراغ کردن، بیرون ریختن محتویات معده از راه دهان.
قیم: سرپرست، کسى که براساس وصیت‏یا حکم حاکم شرع مسؤول امور یتیم و غیره مى‏شود.
ک، ل، م
کافر: کسى که منکر خداست‏یا براى خدا شریک قرار مى‏دهد یا نبوت پیغمبر اسلام(ص) را قبول ندارد یا در این امور شک دارد و یا منکر ضرورى دین است و بداند آن چیز، ضرورى دین است و انکار آن به انکار خدا یا توحید و یا نبوت برگردد.
کافر حربى: کافرى که با مسلمین در حال جنگ است.
کافر ذمى: اهل کتابى که در بلاد اسلامى با شرایط مخصوص اهل ذمه در پناه حکومت اسلامى قرار گرفته است.
کثیر الشک: کسى که زیاد شک مى‏کند.
کفاره: عملى که انسان براى جبران گناهش باید انجام دهد.
لازم: واجب.
لازم الوفاست: باید به آن عمل کرد.
لزوجت محل: چسبندگى یا لغزندگى همراه با چسبندگى که در محلى وجود دارد.
مؤونه: مخارج یا هزینه.
متنجس: هر چیزى که ذاتا پاک است، ولى بر اثر برخورد مستقیم یا غیر مستقیم با چیز نجس آلوده شده است.
مثمن: قیمت گذارى شده، کالایى که در معرض فروش قرار گرفته‏است.
مجتهد جامع الشرایط: مجتهدى که شرایط مرجعیت تقلید را داراست و دیگران مى‏توانند از او تقلید کنند.
مجزى است: کافى است، ساقط کننده تکلیف است، انجام آن موجب رفع تکلیف از انسان است.
محتضر: کسى که در حال جان دادن و نزدیک به مرگ است.
محتلم: خواب بیننده، کسى که در خواب، منى از او خارج شده است.
محارم: بستگان نزدیک انسان که ازدواج با آنان براى همیشه حرام است.
محرم: کسى که در حال احرام حج و یا عمره است.
محل اشکال است: اشکال دارد، صحت و درستى آن مشکل است. (مقلد مى‏تواند در این مساله به مرجع دیگرى که بعد از مرجع تقلید خودش اعلم از دیگران است، مراجعه کند).
محل تامل است: باید احتیاط کند (مقلد مى‏تواند در این مساله به مرجع دیگرى که بعد از مرجع تقلید خودش اعلم از دیگران است، مراجعه کند).
مخمس: مالى که خمس آن داده شده است.
مد: پیمانه‏اى که تقریبا ده سیر ظرفیت دارد.
مذى: رطوبتى که پس از ملاعبه مرد با زن از او (مرد) خارج مى‏شود.
مرتد: مسلمانى که منکر خدا یا پیغمبر شود، یا حکم ضرورى دین را که مسلمانان جزء دین اسلام مى‏دانند، مانند نماز و روزه انکار کند، در صورتى که منکر شدن آن حکم به انکار خدا یا پیغمبر برگردد.
مرتد فطرى: کسى که از پدر مسلمان یا مادر مسلمان و یا از پدر و مادر مسلمان (هردو) متولد شده و خودش نیز مسلمان بوده و سپس کافر شده است.
مرتد ملى: کسى که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شده، ولى خودش پس از اظهار کفر مسلمان شده و مجددا کافر گشته است.
مس: لمس کردن، رساندن جایى از بدن به چیزى، تماس بدنى.
مس میت: لمس نمودن بدن انسان مرده.
مقاربت: نزدیکى، آمیزش جنسى.
مکلف: هر انسانى که بالغ و عاقل است.
ملاعبه: بازى کردن با هم، معاشقه کردن، شوخى کردن مرد با زن.
ممیز: بچه‏اى که خوب و بد را تشخیص مى‏دهد.
موالات: پشت‏سرهم، پى‏در پى انجام دادن.
موجر: اجاره دهنده.
مورد اشکال است: صحیح نیست و در این مورد، مقلد مى‏تواند به مرجع دیگرى که بعد از مرجع تقلیدش اعلم از دیگران است مراجعه کند.
موکل: وکیل کننده.
ن، و، ه، ى
نافله: نماز مستحبى و جمع آن نوافل است.
نبش قبر: شکافتن قبر.
نصاب: حد مشخص، حد یا مقدار تعیین شده.
نظر با ریبه: نگاه کردن به گونه‏اى که دیگران را بدگمان کند، نگاهى که فتنه‏انگیز و از روى شهوت است.
نکاح: ازدواج، پیوند زناشویى.
نهى از منکر: بازداشتن دیگران از هر عملى که در نزد شارع مقدس ناپسند است.
ودى: رطوبتى که گاهى پس از خروج بول مشاهده مى‏شود.
ودیعه: امانت.
وذى: رطوبتى که گاهى پس از خروج منى مشاهده مى‏شود.
وصل به سکون: حرکت آخر کلمه‏اى را انداختن و بدون توقف، آن را به کلمه بعد چسباندن.
وصى: کسى که مسؤول انجام وصیتى شده است.
وطن: جایى که انسان براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده است.
وطى: لگدمال کردن، کنایه از عمل جنسى است.
وقف به حرکت: در عین اداى حرکت آخرین حرف یک کلمه، بین آن و کلمه بعد فاصله انداختن.
وکالت: واگذار کردن انسان کارى را به دیگرى براى انجام آن که شرعا خود نیز مى‏تواند در آن دخالت کند.
ولى: کسى که به دستور شارع مقدس، سرپرست دیگرى است، مانند پدرو حاکم شرع.
هبه: بخشش.
یائسه: زنى که سنش به حدى رسیده که از عادت ماهیانه افتاده است.
برگرفته از کتاب رساله نمونه آقاى موگهى- نقل از سایت اندیشه قم
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢
تگ ها :

مفاهیم و اصطلاحات احکام- بخش اول

 

یکى از مقدماتى که در علم احکام باید مورد توجه قرار گیرد «مفاهیم و اصطلاحات احکام‏» است. بدین جهت‏برخى مفاهیم و اصطلاحات مهم و مورد ابتلاى احکام را بر طبق حروف الفبا آورده‏ایم تا ما را در فهم و فراگیرى و آموزش آن یارى دهد.
آ ، ا
آلات لهو: ابزار و وسایل عیاشى و خوشگذرانیهاى نامشروع، مانند آلات قمار.
ابن السبیل: مسافرى که در سفر خود درمانده و بدون زاد و توشه و مال باشد.
اتقى: با تقواتر، پرهیزگارتر.
اجزا و شرایط: هر امرى که فقدانش به اصل یک چیز لطمه وارد کند «جزء» آن محسوب مى‏گردد و هر امرى که فقدان آن، صفت‏یا حالت مطلوب چیزى را تغییر دهد «شرط‏» آن محسوب مى‏شود; مانند، فقدان رکوع و سجود که به اصل نماز لطمه مى‏زند پس، از اجزاى نماز هستند، ولى فقدان طهارت وحضور قلب دو وصف «صحت‏» و «کمال‏» نماز را از بین مى‏برد; یعنى، نماز هست ولى صحیح یا کامل نیست، بنابراین از شرایط نماز محسوب مى‏شوند.
اجیر: کسى که طبق قرار مشخص، در برابر کارى که انجام مى‏دهد، اجرت دریافت مى‏کند.
احتلام: خواب دیدن، به مرحله بلوغ رسیدن، خارج شدن منى از انسان بویژه درخواب.
احتیاط: روشى که رعایت آن در احکام شرعى موجب اطمینان انسان براى رسیدن به واقع است.
احتیاط لازم: احتیاط واجب.
احتیاط مستحب: احتیاطى غیر از فتواى فقیه است و بدین جهت رعایت آن الزامى نیست، ولى داراى ثواب است.
احتیاط واجب: امرى مطابق با احتیاط است که فقیه همراه آن فتوا نداده است; در چنین مسائلى مقلد اگر خواست مى‏تواند به جاى عمل به نظریه مرجع تقلید خود به نظریه مجتهد دیگر که بعد از مرجع تقلیدش، اعلم از دیگران است عمل کند و چنانچه در آن مساله، مرجع دوم نیز قائل به احتیاط واجب باشد، مقلد مى‏تواند به نظریه مرجع سومى که بعد از مرجع دوم اعلم از دیگران است، مراجعه نماید....
احتیاط را ترک نکند: این اصطلاح در هر موردى که فتوایى از فقیه نسبت‏به‏آن‏مورد ذکر نشده باشد به معناى احتیاط واجب است والا اگر در همان‏مورد و در کنار آن، فتوایى از فقیه ذکر شده باشد به معناى تاکید برحسن احتیاط است و رعایت آن احتیاط الزامى نیست، ولى داراى ثواب زیاد است.
احکام خمسه: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه.
احوط: مطابق با احتیاط، نزدیکتر به احتیاط، انجام آن داراى ثواب است.
اختلاط با اجانب: رفت و آمد و نشست و برخاست صمیمانه با بیگانگان و نامحرمان.
اخفات: آهسته خواندن.
ارباب خمس: صاحبان خمس، کسانى که مى‏توانند از خمس استفاده کنند.
ارباح مکاسب: منافع کسب، هر نوع در آمدى که از طریق حرفه، کار و شرایط مخصوص انسان به دست آید.
ارتفاع قیمت‏سوقى: بالا رفتن قیمت جنس در بازار.
ارتقاى قیمت‏سوقى: ترقى قیمت جنس در بازار.
ارتماس: فرو شدن در آب، به یکباره در آب فرو رفتن.
استرباح: ربح جستن و فایده بردن.
استفتا: مطالبه فتوا، سؤال از نظریه مجتهد درباره حکم مسائل شرعى.
استمنا: انجام دادن عملى با خود که موجب خروج منى مى‏شود، بیرون کردن منى از خود بدون آمیزش.
استیلا بر بلاد مسلمین: سلطه جویى بر کشورهاى اسلامى.
اشکال دارد: چنین عملى موجب اسقاط تکلیف نیست و آن عمل را نباید انجام داد، ولى در این مورد، مقلد مى‏تواند به فتواى مجتهد دیگرى که بعد از مرجع تقلیدش اعلم از دیگران است عمل نماید.
اظهر: ظاهرتر، مساعدتر و هماهنگتر با دلایل مربوط، روشنتر از نظر تطبیق با ادله فتوا.
اعراض از وطن: تصمیم انسان بر اینکه براى همیشه وطنش را ترک کند.
اعلم: عالمتر
افضا: باز شدن، یکى شدن مجراى «بول و حیض‏» یا مجراى «حیض و غایط‏» و یا «هر سه‏».
افطار: شکستن روزه.
اقامه معروف: به پاداشتن هر دستور و سنتى که از نظر شرعى به رسمیت‏شناخته شده است.
اقرب این است: فتوا این است مگر این که در ضمن کلام قرینه‏اى یافت‏شودکه‏حاکى از عدم فتوا باشد و در این صورت، مقلد باید بدان عمل نماید.
اقوا این است: نظر قوى بر این است، فتوا این است و در این صورت، مقلد باید بدان عمل کند.
اکتفا به رفع ضرورت کند: به همان مقدار که مجبور است، اکتفا کند و بیشتر از آن را انجام ندهد.
اماله: تنقیه کردن، داخل کردن دارو و مایعات به وسیله ابزار مخصوص در روده‏ها از طریق پشت.
امر به معروف: وادار کردن به عملى که نزد شارع مقدس خوب و پسندیده است.
امساک: باز داشتن، خوددارى کردن از خوردن غذا.
اموال محترمه: اموالى که براساس ضوابط اسلامى داراى احترام است، مانند اموال بچه صغیر.
اناث و ذکور: دختران و پسران، زنان و مردان.
اولى: سزاوارتر، بهتر و انجام آن داراى ثواب است.
ایقاع: هر نوع قراردادى که با تصمیم یک طرف انجام پذیرد و نیاز به قبول دیگرى نداشته باشد.
اهل کتاب: غیر مسلمانانى که خود را پیرو یکى از پیامبران صاحب کتاب مى‏دانند، مانند یهودیان و مسیحیان.
ب، ت، ث
بدعت: چیزهاى نوظهور، نوآورى، اعمال سلیقه شخصى و نوآورى در احکام الهى، وارد کردن چیزى که در دین نبوده و یا خارج کردن چیزى که در دین بوده است.
براءت: پاک شدن، رها شدن، کناره‏گیرى، بیزارى رفع تکلیف شرعى در موارد شک با رعایت ضوابط آن.
بعید است: فتوا بر طبق آن نیست.
بعید نیست: فتوا این است مگر این که قرینه‏اى بر خلاف آن در کلام باشد.
بیع مثل به مثل: مبادله دو شى‏ء همجنس، مانند گندم با گندم.
تاکد حسن احتیاط: ترغیب شدید به احتیاط، تاکید بر حسن احتیاط، انجام آن داراى ثواب زیاد است.
تجافى: دورى، نیم خیز نشستن، نیم خیز نشستن ماموم در حال تشهد خواندن امام جماعت، در هنگامى که ماموم به رکعت اول نماز جماعت نرسیده است.
تحت الحنک: زیر چانه، قسمتى از عمامه که زیر گلو آویخته مى‏شود.
تخلص از نزول ربا: نجات دادن خود از آلودگى به ربا.
تخلى: خالى شدن، به بیت‏الخلا رفتن، بول یا غایط کردن، قضاى حاجت.
تخمیس: پنج قسمت کردن، خمس مال را خارج کردن، خمس مال راپرداختن.
تروى: تامل، تفکر، فکر کردن در موارد مشکوک رکعات یا افعال نماز براى کشف حقیقت.
تذکیه: ذبح کردن، حیوانى را با رعایت موازین شرعى کشتن.
تستر: خود را پوشانیدن.
تسمیه: نام دادن، نامگذارى، جارى کردن نام خدا بر زبان.
تشریح: کالبد شکافى، جدا کردن اجزاى بدن مردگان جهت آگاهیهاى پزشکى و مانند آن.
تطهیر: پاک کردن، اشیاى نجس را پاکیزه ساختن.
تعقیب: دنبال کردن، پس از نماز خود را با ذکر و دعا و قرآن مشغول نمودن.
تقاص: قصاص کردن، مال بدهکار را بابت طلب خود حساب کردن.
تقلید: پیروى از نظریات مجتهد.
تلقیح: مایه کوبى، نطفه مرد را با وسیله‏اى نظیر سرنگ به رحم زن وارد کردن.
تمکن: توانایى.
تملک به ضمان: مالک شدن با ضمانت; نظیر، پولى که انسان از دیگرى قرض مى‏کند مالک آن مى‏شود، ولى این مالکیت همراه با ضمانت پرداخت آن است.
تنزیل سفته: مبادله کردن سفته با مبلغى کمتر از اعتبار آن.
ثلثان: دو سوم، تبخیر شدن و کم شدن دو سوم از آب انگور جوشیده و باقى ماندن یک سوم آن که مقدمه حلال شدن آن است.
ثمن: قیمت و بهاى کالا.
ج، ح، خ
جاعل: کسى که قراردادى را منعقد مى‏کند (جعاله).
جاهل قاصر: جاهلى که در جهلش مقصر نیست، یعنى در شرایطى است که امکان دسترسى به حکم خدا براى او وجود ندارد و یا اصلا خود را جاهل‏نمى‏داند.
جاهل مقصر: جاهلى که در جهلش مقصر است، یعنى امکان آموختن مسائل و احکام الهى را داشته ولى کوتاهى نموده است.
جبیره: دارویى که روى زخم مى‏گذارند و یا پارچه دیگرى که با آن، زخم یا شکستگى را مى‏بندند.
جرح، جروح: جراحت، زخم.
جنب: کسى که منى از او خارج شده یا با دیگرى همبستر شده و غسل بر او واجب گشته است.
جعاله: قرارى است که طى آن انسان اعلام مى‏کند که هر کس براى او کار مشخصى را انجام دهد، اجرت معینى را به او بپردازد، مانند اینکه مى‏گوید هر کس گمشده مرا پیدا کند، هزارتومان به او خواهم داد. به کسى که‏این قرار را مى‏گذارد «جاعل‏» و به کسى که به آن عمل مى‏کند «عامل‏» مى‏گویند.
جماع: آمیزش جنسى زن و مرد.
جلال: حیوانى که به خوردن نجاست انسان عادت کرده است.
جهر: با صداى بلند چیزى را خواندن.
حاکم شرع: مجتهدى که براساس موازین شرعى حکمش نافذ است.
حج نیابتى: زیارت خانه خدا و انجام مناسک آن به نیابت از دیگرى.
حدث اصغر: هر امرى که موجب وضو براى نماز شود، مانند بول و غایط و خواب.
حدث اکبر: هر امرى که موجب غسل براى نماز شود، مانند احتلام و جماع و مس میت.
حد ترخص: حدى از مسافت که در آن صداى اذان و دیوار محل اقامت تشخیص داده نشود.
حرج: مشقت، سختى.
حضر: جایى که انسان در آنجا حضور دارد (وطن).
حین عروض شک: زمان پدیدآمدن شک.
خالى از قوت نیست: فتوا این است و باید بدان عمل کرد مگر این که در ضمن کلام قرینه‏اى بر غیر این معنا باشد.
خالى از وجه نیست: فتوا این است و باید بدان عمل کرد مگر این که در ضمن کلام قرینه‏اى بر غیر این معنا باشد.
خیار: اختیار داشتن، قدرت قانونى و شرعى که یکى از طرفین عقد پیدا مى‏کنند که به موجب آن مى‏توانند عقد را به هم بزنند.
د، ذ، ر، ز
دبر: عقب، پشت، نشیمنگاه، مقعد.
دیه: مالى که به جبران خون مسلمان یا نقص بدنى او پرداخت مى‏شود.
برگرفته از کتاب رساله نمونه آقاى موگهى- نقل از سایت اندیشه قم
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢

استفتائات - بخش اول اذن ولی در ازدواج

اذن ولی در ازدواج
سؤال 1: آیا در ازدواج مطلقاً چه موقت و چه دائم اگر دختر باکره باشد ولی سنش زیاد باشد آیا اذن پدر لازم است؟ در صورت عکس چطور یعنی اگر دختر باکره نباشد ولی سنش کم باشد؟
جواب: در دختر باکره بسیاری از فقها اذن پدر را شرط می داند و در دختر مدخوله کم سن چنانچه نتوانند صلاح و فساد خود را تشخیص دهد اذن پدر لازم است. (ر.ک توضیح المسائل مراجع، ج2، م2376)
سؤال 2: اگر دختری بدون اذن پدر ازدواج کند آیا عقد آنها صحیح است؟
جواب: بسیاری از فقها اجازه پدر را در ازدواج دختر باکره شرط می دانند و عقد بدون اذن پدر را باطل می دانند در خصوص مسئله می توانید از مرجع تقلید خودتان سؤال فرمایید. (همان مدرک و ر.ک استفتائات جدید امام (ره)، ج3، ص159، س4)
سؤال 3: کسی که نه پدر دارد و نه جد پدری برای ازدواج باید از چه کسی اجازه بگیرد؟
جواب: اگر خودش بالغه باشد یعنی صلاح و فساد خود را تشخیص دهد اجازه خود او کافی است اگر چه مستحب است از برادر بزرگتر اذن بگیرد. (ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی (ره)، ج2، ص256، م9 و استفتائات جدید امام (ره)، ج3، ص170، س29)
سؤال 4: اگر دختری بداند که پدرش در صورت اطلاع از ازدواج موقت او با پسری به دلیل صلاحیت پسر و شناخته بودن او برای پدرش, مخالفتی نمی کند آیا می تواند بدون اطلاع پدرش صیغه عقد موقت بخواند؟
جواب: اطمینان به رضایت کافی نیست اگر دختر مستقیماً نمی تواند موضوع را با پدر مطرح کند به وسیله یکی از بستگان پدر را در جریان امر قرار دهد و از ارتباط دور از چشم خانواده جداً پرهیز نماید زیرا خدای نکرده ممکن است موجب پی آمدهای غیر قابل جبران گردد. (ر.ک توضیح المسائل 12 مرجع، ج2، ص451)
سؤال 5: آیا در صیغه محرمیت اذن پدر دختر لازم است؟
جواب: صیغه محرمیت چیزی جز عقد موقت نیست و شرایط عقد موقت در آن لازم است. (ر.ک استفتائات امام (ره)، ج3، ص113، س87)
سؤال 6: پسری است که بنا به وظیفه شرعی و نیازهای روحی تصمیم به ازدواج گرفته و دختر جوان رشیده بالغه ای را انتخاب نموده است که با او توافق کامل دارد, امّا پدر دختر موافقت نمی کند, تکلیف شرعی چیست؟
جواب: در ازدواج دختر باکره اذن پدر شرط است, بلی اگر دختر مائل به ازدواج باشد و پسر کفو عرفی و شرعی او هست و دختر بترسد که اگر او را رد کند بعداً شوهر خوبی پیدا نشود پدر نمی تواند او را منع کند؛ و در صورت منع, ولایتش ساقط می شود. (استفتائات امام (ره)، ج3، ص158، س1)
سؤال 7: اگر دختری تصمیم به ازدواج گرفته باشد ولی پدر او در شهر دیگری باشد و به آسانی تماس با او و گرفتن اذن ازدواج ممکن نباشد ازدواج چه حکمی پیدا می کند؟
جواب: اگر طوری است که اجازه گرفتن از پدر ممکن نیست اشکال ندارد, ولی اگر تماس با او ممکن است ـ ولی مدّتی طول بکشد یا سخت باشد ـ بدون اجازه نمی تواند صیغه شود. (ر.ک استفتائات امام (ره)، ج3، ص164، س13)
سؤال 8: پسری هستم که می خواهم با دختری ازدواج کنم, ولی پدر و مادرم با این ازدواج مخالفت می کنند, آیا اگر ازدواج کنم ازدواجم شرعی خواهد بود؟
جواب: اختیار ازدواج در دست خودش است, و پدر و مادر در ازدواج پسر ولایت ندارند, ولی تا می توانید رضایت آنها را تحصیل نمایید. (استفتائات امام (ره)، ج3، ص171، س31)
سؤال 9: دختر باکره ای بدون اجازه پدرش شوهر اختیار نموده و به واسطه شکایت پدر ازدواج آنها باطل شده, ولی بلافاصله مجدّداً بدون اذن پدر و مادر با همان پسر ازدواج نموده, آیا ازدواج دوم با همان پسر صحیح است یا باطل؟
جواب: اگر در وقت ازدواج دوّم هنوز دختر باکره بوده اعتبار اذن پدر به قوّت خود باقی است. و اگر باکره نبوده ولایت پدر ساقط بوده است. (استفتائات امام (ره)، ج3، ص173، س34)
  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢

دانلودکتاب فرائدالاصول


 
بعضی برای ساخت یانوشتن کتابهای حوزه مشکل پیدا کردن متن کتاب دارند بویژه کتابهای حوزوی لذا درسایت www.yasoob.comمتن کتاب فرائدالاصول شیخ انصاری رامیتونید دانلود کنید.

(گرفته شده از سایت انجمن دروس حوزه علمیه قم)

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢

دانلود کتاب پژوهشی در علم رجال


متن کتاب "پژوهشی در علم رجال" تألیف اکبر ترابی شهرضایی با فرمت پی دی اف بر روی اینترنت قرار گرفت.
برای دانلود این کتاب می توانید به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.hasantorabi.blogfa.com

برگرفته از سایت(انجمن دروس حوزه علمیه قم)

  
نویسنده : کاظم اشرفی ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢